براى به كنترل درآوردن بشناس و براى دانستن بپرس استاد ایلیا میم

سوال كليد تفكر

 – سؤال كليد تفكر است و تفكر كليديست از كليدهاى دانايى. پس سؤال كن تا بدانى و به خوبى بپرس تا به خوبى پاسخ بگيرى.

 – براى آنكه مي ‏خواهد در تفكر تبحر يابد ابتدا اين تمرينات را توصيه مي‏كنم: 
سؤال‏سازى پيرامون موضوعات مختلف
سؤال‏سازى در انواع تفكر
تجزيه و تركيب سؤالات و يافتن سؤالات برآيندى
دسته ‏بندى و طبقه ‏بندى سؤالات
يافتن سؤالات كليدى كه مهمترين و راهگشاترين سؤالات‏ اند
تبديل موانع و مشكلات به سؤالات
سؤالات متناسب با شرايط زمانى و مكانى
تغيير شكل مسائل و بيان آن به شكلهاى ديگر
سؤال‏سازى نزولى و تصاعدى
(…)

– براى عبور از يك مسئله بايد از درهاى باز يا بازشدنى آن وارد شد والا عبور ميسر نيست.

– گفته ‏اند سؤال نيمى از دانستن است. لكن همه سؤالات از جنس كلمات نيستند و امكان بروز آنها تنها اين نيست.

– براى به كنترل درآوردن بشناس و براى دانستن بپرس.

– انواع روش‏هاى تفكر روش‏هاى گوناگونى براى طرح سؤال‏اند پس با آموختن طرق سؤال كردن، انواع روش تفكر را آموخته‏ايد.

– بعضى سؤالات را دور بينداز و بعضى را نزديك بينداز و اندكى را نگه‏دار و به جايى نينداز.

– در برخورد با موضوعات سؤال ‏برانگيز سؤال كنيد. در اين هنگام هر سؤالى را نپرسيد بلكه مؤثرترين و راهبردى‏ترين سؤالات را مطرح كنيد. تاريكي ‏هايى را روشن كنيد كه ضروريست و الا تاريكى كم نيست. ابهامات و موانعى را به سؤال تبديل كنيد كه پيش روى شماست و حركت هماهنگ شما را متوقف ساخته. به سؤالاتى بپردازيد كه براى عبور كردن كليدى است زيرا سؤالات فراوانند چون ناشناخته‏ ها نامحدوداند.

– نشانه متفكر زياد پرسيدن نيست، خوب پرسيدن است و از اولين علائم خوبى، هماهنگى است.

– بيش از حد ظرفيت پاسخگويى، خود را با سؤالات زيادى درگير نكنيد. مبارزى كه با حريفانى بيش از توانش جدال مي ‏كند، چاره‏اى جز شكست ندارد.

– تفكر يكى از روش‏هاى پاسخ دادن به سؤالات است. بعضى از سؤالات خود جواب‏اند و بعضى از جواب‏ها تنها از طرق غيرمستقيم عرضه ‏شدني ‏اند.

– سؤالات زيادى در ارتباط با شما و ارتباط شما با جهان وجود دارد كه پرداختن به همه آنها در زندگى بسيار بعيد است پس مهمترين سؤالات را بيابيد و براى يافتن پاسخ آنها تلاش كنيد.

– هر سؤالى كه اول پرسيده شد الزاماً اول پاسخ نمى‏گيرد حتى بعضى از سؤالات بى‏آنكه طرح شوند پاسخ مي ‏يابند.

– فرض كن در غارى هستى و مى ‏خواهى از آن خارج شوى. چندين دالان تاريك وجود دارد كه يكى از آنها، به بيرون راه دارد. بعضى به پايين كوه و زيرِ زمين و بعضى به بالاى كوه و نواحى ديگر راه دارند. براى خروج از غار بايد از آن يك دالان رفت. رفتن از دالانهاى ديگر رسيدن به نتيجه ديگرى غير از قصد تو است. پس سؤالى بپرس كه به هدف بزند و نه چيزهاى ديگر.

 بيهوده پرسيدن بدتر از نپرسيدن است.

– اگر با يك سؤال به نتيجه نرسيدى شايد با چند سؤال به نتيجه برسى عكس اين هم مي ‏تواند درست باشد. همچنين اگر با يك شكل پرسيدنجواب نمى‏آيد شايد با تغيير شكل آن پاسخ حاصل شود.

– حركت ‏ات را از جايى شروع كن كه ديگران تمام كرده‏اند و در تفكر به آنچه كاملاً روشن است نپرداز.

– همانطور كه يك حركت بزرگ از هزار حركت كوچك و پراكنده بهتر است يك سؤال بزرگ نيز بر سؤالات جزئى و آشفته ارجح است.

– وقتى به جواب مي ‏رسى كه سؤال به تو رسيده باشد نه رسانده باشند زيرا هر سؤالى از امكان وجودىِ يافتن جواب برخوردار است.

– سؤال را از همان جايى بياور كه نمي دانى. چيزى را بپرس كه نمى‏دانى و لازم است بدانى و اگر ندانى از زندگى ‏ات كاسته مى‏شود.

– …

«برگرفته از مكتوبات»

http://ostad-iliya.org/TnkTeach/TnkTeach2/1714/

Advertisements
Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , | Leave a comment

Post navigation

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: