Posts Tagged With: استاد الیاس رام الله

ادارۀ اديان وزارت اطلاعات به من فشار می آورد شهادت دروغ بدهم(نامه تصویری به رهبر ایران) -قسمت 4

بخش دوم از افشاگری‌های مهندس محمد اصغری نیا (مدیر مسئول نشریه حرکت دهندگان) درباره شگردهای بازجویان دایره مذاهب وزارت اطلاعات در استفاده ابزاری از زندانیان امنیتی، وعده‌ها و تطمیع‌های آنان که در سیر برخورد با ایلیا رام الله ( پیمان فتاحی) و جمعیت پیروان وی (الاهیون ایران – جمعیت ال یاسین) از سال 1386 صورت گرفت. گفتنی است که ایلیا «میم» تا کنون 4 بار توسط دستگاه امنیتی ایران بازداشت شده و مجموعا 400 روز را در زندان انفرادی و تحت شکنجه‌های شدید جمسی و روانی به سر برده است. این فیلم که در واقع نامه‌ای به رهبر جمهوری اسلامی و مربوط به سال 1387 بوده است در 4 قسمت منتشر شد.

سایت هواداران استاد ایلیا رام الله،وبلاگ آمین1، وبگاه ترویج راستی، وبگاه ضد فرقه ، وبلاگ ضد فرقه، وبلاگ حامیان ایلیا ، وبلاگ طرفداران ایلیا میم، سایت دیده بان ادیان و مذاهب ، وبگاه شاگردان ایلیا، کاوشگر، درون کاوی ، وبگاه حامیان استاد ایلیا رام الله، الگوی هستی ،ضد فرقه ، وبگاه عصر آگاهی ، دریچه نور، درون کاوی-2 ، وبگاه اسرار ماوراء ، طرفداران پیمان فتاحی ، درس های مبارزه-1 ، درس های مبارزه – 2 ، ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار, کانون حقوق بشر ال یاسین(شاخه انگلستان)، سایت ضد فرقه

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

شگردهای ادارۀ ادیان وزارت اطلاعات در برخورد با جمعیت الاهیون(حملات سایبری، دستبرد به ماشین‌ها و محل زندگی،…) – از زبان شاگردان ایلیا میم رام الله

سلام

من نهال باقری یکی از سخنگویان انجمن متفکران و محققان آزاد و از سخنگویان جمعیت الاهیون (اِل یاسین) در آمریکا هستم. یک علت مهاجرتم به آمریکا فشارها و ظلم‌های نهاد روحانیت و وزارت اطلاعات ایران بر معلم ما، استاد ایلیا و پیروان ایشان بود. بیش از ۳۹۰۰ وبلاگ و سایت ما فیلتر شد، معلم ما ۴۰۰ روز در انفرادی و تحت شکنجه‌های مرگبار بود، بسیاری از دوستان ما به دلیل ارتباط با ایلیا زندانی شدند. و اخیراً مقارن با چهارمین دستگیری استاد ایلیا، وزارت اطلاعات فیس بوک مرا که به دلیل سخنگویی دارای نقش خاصی در اطلاع رسانی به پیروان ایلیا است، هک کرد و مطالب مورد نظر خود را منتشر نمود. در همین اثنا از ایران خبر رسید که دوباره موج دستبرد به ماشین‌ها و محل زندگی افراد شروع شده و هدف اصلی کامپیوترها، حافظه‌ها و هاردها و دستنوشته‌ها بوده است. اخیراً نیز کامپیوتر و هارد همراه مرا اما اینبار همزمان با ربایش‌های ایران در آمریکا ربودند. علاوه بر ارسال پیام‌های تهدید آمیز بارها اقدام به هک کردن پایگاههای اینترنتی ما و شخص بنده نمودند. از شما درخواست می‌کنم از حقوق و امنیت من دفاع کنید و به تجاوز آنان پایان دهید

متشکرم
نهال باقری

https://gozareshgar.manoto1.com/Report/fm9bqd/UGS5326

سایت هواداران استاد ایلیا رام الله،وبلاگ آمین1، وبگاه ترویج راستی، وبگاه ضد فرقه ، وبلاگ ضد فرقه، وبلاگ حامیان ایلیا ، وبلاگ طرفداران ایلیا میم، سایت دیده بان ادیان و مذاهب ، وبگاه شاگردان ایلیا، کاوشگر، درون کاوی ، وبگاه حامیان استاد ایلیا رام الله، الگوی هستی ،ضد فرقه ، وبگاه عصر آگاهی ، دریچه نور، درون کاوی-2 ، وبگاه اسرار ماوراء ، طرفداران پیمان فتاحی ، درس های مبارزه-1 ، درس های مبارزه – 2 ، ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار, کانون حقوق بشر ال یاسین(شاخه انگلستان)، سایت ضد فرقه

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

بازخوانی بخشی از تفتیش های استادایلیا ؛ در نامه ای به رهبری

انتشار نسخه کامل فیلم بازخوانی تفتیشها و شکنجه های ایلیا میم – قسمت دوم

اعدام هفت نفر در اصفهان,  اعدام یک متهم به قاچاق مواد مخدر در زندان مرکزی کاشان , عفو بین‌الملل, خواستار توقف مجازات اعدام, دخالت‌های غیر قانونی قاضی صلواتی در روند درمان دراویش زندانی, مصطفی دانشجو, وکیل زندانی دراویش گنابادی, انتشار جزییات در مورد بیش از یکصد اعدام مخفیانه در مشهد, شهروند از نیجریه,,  اعدام های مخفیانه دیگر در زندان های بیرجند, قرل حصار کرج, کارون, اهواز, تایباد, ارومیه و قم , کلانتری مستقر در داخل زندان وکیل آباد مشهد, قدردانی تهران از نجات ملوانان ایرانی توسط نیروی دریایی آمریکا, رهایی دریانوردان از محاصره دزدان دریایی , نقض حقوق اقلیت‌های ملی را بر اساس تفکیک ماهانه,  بازداشت فعال حقوق صنفی,  فعالیت های سیاسی به اتهام محاربه با خدا , صدور و اجرای حکم اعدام در دادگاه‌های مختلف کشور , گزارش نقض حقوق بشر از سوی نهاد آمار, دو فعال حقوق کودک از سوی دستگاه قضایی کشور,  این فیلم بخش دوم بازخوانی تفتیشها و شکنجه های ایلیا میم (پیمان فتاحی) است که در طی دومین دوره حبس او در بند 209 زندان اوین توسط یکی از شاگردان وی و در قالب نامه ای به رهبر جمهوری اسلامی ارسال شد. پیش از این نیز نامه دیگری بعنوان بخش اول بازخوانی تفتیشها به انتشار عمومی رسید که واکنشهایی را از جانب رسانه های وابسته با طالبان مذهبی ایران بدنبال داشت.

گفتنی است که ایلیا میم رهبر جمیت الاهیون ایران ( ال یاسین) مجموعا 4 بار در سالهای 1389،1387،1386 و 1391 دستگیر شده و تا کنون نزدیک به 400 روز را در زندان انفرادی و تحت شدید ترین فشارها و شکنجه های جسمی و روحی سپری کرده است.

این در حالی است انواع تخریبهای رسانه ای در قالب فیلم ، سریال، کتاب، نرم افزار و همایشها و سخنرانی های متعدد بطور هر روزه بر علیه وی در جریان بوده و در آن از اقسام برچسبها همچون فرقه سازی، انحرافات اخلاقی، سوء استفاده های مالی، و اتهاماتی نظیر تبلیغ بر علیه نظام، اقدام بر علیه امنیت ملی، تبلیغ مسیحیت، تلاش برای پیوند ادیان و ترویج پلورالیزم دینی و لیبرالیزم معنوی مطرح می شود.

در تازه ترین اقدام دایره مذاهب اطلاعات شاهد بکار بردن حقه سوخته اطلاعاتی دیگری یعنی تلاش برای نفوذی و عامل حکومت جلو دادن وی هستیم، روشی که پیش از این برای بسیار از فعالان جامعه مدنی همچون اکبر گنجی، علی افشاری، محسن سازگارا، مجتبی واحدی، مهدی خزعلی، نوری زاد بکار گرفته شده و بر همگان شناخته شده است.

منبع: وبگاه شاگردان استاد ایلیا میم رام الله

 اعدام هفت نفر در اصفهان,  اعدام یک متهم به قاچاق مواد مخدر در زندان مرکزی کاشان , عفو بین‌الملل, خواستار توقف مجازات اعدام, دخالت‌های غیر قانونی قاضی صلواتی در روند درمان دراویش زندانی, مصطفی دانشجو, وکیل زندانی دراویش گنابادی, انتشار جزییات در مورد بیش از یکصد اعدام مخفیانه در مشهد, شهروند از نیجریه,,  اعدام های مخفیانه دیگر در زندان های بیرجند, قرل حصار کرج, کارون, اهواز, تایباد, ارومیه و قم , کلانتری مستقر در داخل زندان وکیل آباد مشهد, قدردانی تهران از نجات ملوانان ایرانی توسط نیروی دریایی آمریکا, رهایی دریانوردان از محاصره دزدان دریایی , نقض حقوق اقلیت‌های ملی را بر اساس تفکیک ماهانه,  بازداشت فعال حقوق صنفی,  فعالیت های سیاسی به اتهام محاربه با خدا , صدور و اجرای حکم اعدام در دادگاه‌های مختلف کشور , گزارش نقض حقوق بشر از سوی نهاد آمار, دو فعال حقوق کودک از سوی دستگاه قضایی کشور,

نسخه کامل فیلم را اینجا ببینید .

لینک‌های مرتبط:

درس های مبارزه بی خشونت,سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار, کانون حقوق بشر ال یاسین(شاخه انگلستان),وبگاه دیده بان ادیان و مذاهب,سایت دیده بان

خودسوزی زنان گزارش و قتل ناموسی, تجاوز به زنان, احضار فعالان این حوزه به مراجع قضایی-امنیتی, عدم رسیدگی یا محرومیت از خدمات پزشکی زندانیان,  اعمال محدودیت خارج از قانون بر زندانیان,  انتقال غیرقانونی زندانی به سلول انفرادی, اقدام به اعتصاب غذای زندانیان, انتقال اجباری یا تبعید زندانیان,  خودکشی زندانی,  اعمال فشار و تهدید زندانیان, قتل زندانیان,  بلاتکلیفی زندانیان, مرگ زندانی بر اثر بیماری, اجرای حکم شلاق و قصاص عضو, عدم دسترسی به وکیل,  پرونده سازی بر علیه زندانیان,  نگهداری زندانی در محیط نامناسب محکومیت دو نفر از اعضای سندیکا شرکت واحد به جزای نقدی,  علی اکبر نظری و مرتضی کمساری از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران ,  بازپرسی شعبه دوم امنیت مستقر در اوین احضار ,اعدام هفت نفر در اصفهان,  اعدام یک متهم به قاچاق مواد مخدر در زندان مرکزی کاشان , عفو بین‌الملل, خواستار توقف مجازات اعدام, دخالت‌های غیر قانونی قاضی صلواتی در روند درمان دراویش زندانی, مصطفی دانشجو, وکیل زندانی دراویش گنابادی, انتشار جزییات در مورد بیش از یکصد اعدام مخفیانه در مشهد, شهروند از نیجریه,,  اعدام های مخفیانه دیگر در زندان های بیرجند, قرل حصار کرج, کارون, اهواز, تایباد, ارومیه و قم , کلانتری مستقر در داخل زندان وکیل آباد مشهد, قدردانی تهران از نجات ملوانان ایرانی توسط نیروی دریایی آمریکا, رهایی دریانوردان از محاصره دزدان دریایی , نقض حقوق اقلیت‌های ملی را بر اساس تفکیک ماهانه,  بازداشت فعال حقوق صنفی,  فعالیت های سیاسی به اتهام محاربه با خدا , صدور و اجرای حکم اعدام در دادگاه‌های مختلف کشور , گزارش نقض حقوق بشر از سوی نهاد آمار, دو فعال حقوق کودک از سوی دستگاه قضایی کشور,  آزادی بیان, حکم اعدام ۶ شهروند کرد سلماسی, حبیب مامدی, اکرم مامدی, سامی مامدی, صمد مامدی, کریم مامدی و فیروز حسن‌زاده , ماده ۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر, بند ۱ ماده ۶ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی:, بند ۲ ماده ۱ دومین پروتکل اختیاری میثاق بین المللی حقوق سیاسی و مدنی به منظور الغای مجازات مرگ:, محکومیت ۹ ماهه امین روغنی فعال دانشجویی دانشگاه سمنان ,  اعضای تشکل مجمع اسلامی دانشجویان , بازجویی‌های اداره اطلاعات بازجو‌ها , بررسی موارد حقوقی نقض شده در این گزارش, بند ۱ ماده ۱۹ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی,  ماده ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر:, افشین بایمانی زندانی سیاسی زندان رجایی , مرحله اول به ۵ روز اعتصاب غذا,  فعال کارگری در کارخانجات “آلومتک و آلومراد” قزوین,, مرتضی جنت آبادی رئیس شورای اسلامی کار کارخانجات آلومتک و آلومراد قزوین, علی شریعتی وبنگار و فعال اجتماعی   اتهام اخلال در نظم عمومی و تبلیغ علیه نظام,  شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی پیرعباسی,

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

نامه انجمن حرفه ای متفکران و محققان به رهبری؛ برخوردهای دایره مذاهب با استادایلیام رام الله

نامه انجمن حرفه ای متفکران و محققان به رهبر جمهوری اسلامی ایران

توضیح: این نامه در پاییز سال 1387 و حدود دو سال پس از علنی شدن برخوردهای دایره مذاهب اطلاعات با ایلیا میم ( پیمان فتاحی) و جمعیت پیروان وی (ال یاسین)، توسط جمعی از اعضای انجمن متفکران و محققان به رهبر جمهوری اسلامی ارسال شد. البته پیش از آن نامه دیگری با امضای 72 تن از نمایندگان این جمعیت – که اکثر آنها از مسئولین موسسات فرهنگی و دفاتر انتشاراتی وابسته به ال یاسین بودند- به همین مقام ارشد حکومتی ارسال شد که به تشدید فشارها و تهدیدها نسبت به آنان منجر گردیده بود.

بسم الله الرحمن الرحيم

سلام عليكم. ما به شما نامه نوشتيم و از شما تقاضا كرديم كه امكان برخورداري ما را از درس هاي معلم مان ممكن سازيد. از شما درخواست كرديم كه اجازه ندهيد در بارۀ ايشان دروغ سازي و جعل و تحريف كنند. اجازه ندهيد كه بر اساس شهادتهاي دروغي كه خود شهادت دهندگان مي گويند دروغ است و از سر ترس و تطميع بوده معلم ما را در اسارت هر چه بيشتر قرار دهند. بعد از نامۀ ما به شما فشارها صدها مرتبه بيشتر شد. صدا وسيما هر شب برعليه ما با ذكر مشخصات برنامه مي گذارد. معلم ما را تحت فشار بيشتر گذاشتند. وعده دادند كه قرار است ما را به جرم حمايت از ايشان و اعتقاداتمان دستگير كنند. و ما ماههاست كه منتظر زندانيم و برخي از ما وصيتهاي خود را نوشته ايم. شدت تقاضاي ادارۀ اديان از مردم براي شكايت خصوصي و ساختگي از استاد عليرغم آنكه در سالهاي اخير بي نتيجه بوده اما امروز بالا گرفته است. آنها بر عليه معلم ما بولتن هايي سراسر دروغ و تحريف را كه دروغ بودن آنها با مدارك و مستندات ما به سادگي قابل اثبات است، تنظيم كرده اند. از استاد فيلم هاي مختلفي مونتاژ كرده اند، از كساني كه در سالهاي گذشته در بين ما و حتي در سطح جامعه معروف به دروغ گويي و ضعيف النفسي بوده اند، براي تخريب هاي تلويزيوني استفاده كرده اند. پيش هر كسي مي رويم مي بينيم چيزهايي مي گويد كه واقعاً و حقيقتاً وجود خارجي ندارد بلكه توهمي است كه با توجيهات دایره مذاهب براي آنها به تصوير كشيده شده. همه با زباني مشترك ما را با فرقان و وهابيان مقايسه مي كنند. هيچ كس به سوالات ما جواب نمي دهد. مي گويند او را رها كنيد و اين تنها راه شماست. مي گوييم اگر به سوالات ما جواب دهيد، باشد اما در همۀ اين سالها و امسال هم هيچكس به ما جوابي نمي دهد.
مي گويند منحرفيم اما هيچكس هنوز انحراف ما را به ما نگفته است. بعد مي گويند شما پاك ترين گروهي هستيد كه ما تا بحال در ايران داشته ايم. مي گويند فرقه هستيد اما چطور دهها تشكل مستقل و پرمحصول غيردولتي، موسسۀ فرهنگي، انجمن زيست محيطي و نشريه كه از ديدگاه كارشناسي در سطح ممتاز عمل كرده اند، مي توانند فرقه باشند؟ ما از نظر علمي و تجربي همۀ مؤلفه هاي ضدفرقه را داريم. چطور مي توانيم يك فرقه باشيم؟ با كدام مناسك ديني، با كدام اعتقاد مجزا ، با كدام نشانۀ علمي و كارشناسي، با كدام هويت فرقه اي؟ كدام فرقه بر پايۀ تفكر و تحقيق استوار است؟ اما همۀ تشكل هاي ما بر پايۀ تفكر و تحقيق اند و بيش از دويست پروژۀ تحقيقاتي و مطالعاتي مبناي كار ماست. كدام فرقه فرهنگ سوال سازي و تحقيق علمي را در جامعه گسترش مي دهد؟
چرا بايد معلم ما را به بدترين و بي سابقه ترين شكل ممكن با دروغ ترين و تحريف شده ترين مطالب تخريب كنند؟ چرا صدا و سيما هر شب در بارۀ ايشان برنامه دارد و در هر برنامه مستقيم و غيرمستقيم به ايشان اشاره مي شود اما او حق ندارد در تلويزيون يا رسانه ها از خود دفاع كند؟
مي گويند مردم به استاد هديه مي دهند اما نمي گويند كه ايشان حتي يك اتاق شخصي هم ندارد و بيشتر اين هدايا هرگز از جانب ايشان پذيرفته نشده و اساساً ايشان هرگز هديه اي دريافت نكرده اند.
چرا مي خواهند ما را به جرم اعتقادمان به دانايي و توانمندي او به زندان ببرند؟ گفتند پروندۀ استاد شما ختم شده بود اما چون به رهبري نامه نوشتيد، بزودي استاد را در زندان خواهيد ديد. چرا؟ آيا عدالت اسلامي و علوي اين است كه مردم را تحت فشار بگذارند، بترسانند يا تطميع كنند تا بلكه بيايند و برعليه او شكايت كنند؟ آيا عدالت علي با طرح شاكي سازي خصوصي، جرم سازي و تحريف اسناد توافق دارد؟ آيا عدالت علي و عدالت اسلامي با قضاوت يك طرفه، با محكوم سازي بدون دفاع همخواني دارد؟ همين حالا افراد زيادي حاضرند براي شما شهادت بدهند كه چگونه از آنها با فشار و تهديد خواسته شده تا برعليه معلم ما شهادت دروغ بدهند و در دادگاه طرح شكايت خصوصي كنند.
آيا حكومت اسلامي اجازه مي دهد كه عضوي از آن را اينچنين ناجوانمردانه، نابرابر و ظالمانه تخريب و بي آبرو كنند؟ اينها مي گويند ما چيزهايي مي دانيم كه شما نمي دانيد. آنچه آنها در بارۀ معلم ما جمع آوري و جعل و مونتاژ كرده اند ما اينها را دوازده سال قبل مي دانستيم. چرا رو در رو و مردانه و سند به سند حرف نمي زنند. همه چيز يا يك طرفه است يا پشت سر يا توأم با ابهام زايي هاي جهت دهنده و بدبين كننده.
اينها مي گويند كه استاد كافر است. اگر هست چطور دهها هزار نفر را به خدا مؤمن كرده؟ آيا ايمان و خداپرستي و توحيد اين همه آدم دروغ است؟ اگر راست است كه محصولات و نشانه هاي آن هم از راستي آن خبر مي دهند، پس آبروي مومن و خانۀ كعبه چه مي شود؟ او كه به همۀ ما اين ايمان و خداپرستي و توحيد دوباره را بخشيد، چرا با چنين دروغ ها و تحريف هايي، با چنين حجم گسترده اي بي آبرو و تخريب مي شود؟ اگر استاد كافر است چگونه تا اين حد مورد توجه جواناني است كه خدا و ايمان به خدا را در گردابها و فرهنگ مسموم و مهاجم گم كرده اند؟ بعضي از شاگردان استاد تا ديروز گم شده در پوچ گرايي يا مشغول به برخي از فعاليتهاي مخرب مانند مصرف مواد مخدر و مانند آن بودند. چطور است كه در اين سالها همّ و غمّ آنها تحقيق و تفكر و تأليف است؟ بارها به ما گفتند شما خيلي خوب هستيد اما او خطرناك و عنصر نامطلوب است. اگر ريشۀ درخت بيمار يا مرده باشد كل درخت و كل ميوه ها اينچنين هستند. چطور ممكن است رأس منحرف باشد و بدنه به قول اينها خوب و مطلوب.
اگر او ناحق است و ما ناحق هستيم، چرا اين آقايان آنطور كه دهها مرتبه به آنها گفتيم يك جلسۀ صريح و شفاف نمي گذارند تا اگر حق با آنها بود ما همۀ حرفهاي آنها را قبول كنيم؟ روش آنها فقط مونتاژ، تحريف، گزينش، حذف ابتدا و انتهاي مطالب و توجيهات ترساننده است. بعد از نامۀ ما به شما كه از طرف همۀ جمعيت ال ياسين، از طرف دهها هزار نفر از اعضاء ال ياسين بود، آنها به شش نفر از حاضران در دوره هاي سخنراني استاد كه (از ميان دهها هزار نفر) به بدنامي معروفند، خواستند براي مسئولين نامه بنويسند و در آن نسبت به استاد بدگويي كنند و از اين طريق حرف ما را خفه و خنثي كنند. سالهاست كه ما به مديران دولتي و غيردولتي آموزش تفكر و مديريت مي دهيم و از اين راه كسب درآمد مي كنيم. كار ما قانوني است. انجمن متفكران و محققان ايران، پژوهشگاههاي تفكر و مديريت و اتاقهاي متعدد فكر و بنيادهاي انديشه از متدهاي كاري ماست اما به همه جا نامه زدند كه قراردادهايشان را با ما منتفي كنند. كلاسهاي آموزش تفكر ما را تعطيل كردند. نشريات تفكري ما را بستند. معلم ما را كه هزاران متفكر، محقق، نويسنده و مدرسان تفكر آموزش داده بود، براي مسئولين و روحانيت، در حد يك مدعي، تشبيه و تقبيح كردند. همۀ راهها را بر ما بسته اند.
مگر ما چكار كرديم؟ چرا با ما اينطور رفتار مي كنند؟ ما اهل تفكريم و در اين زمينه هزاران ساعت كار و تحقيق و تدريس كرده ايم. چرا با چند سوال و جواب همۀ ابهامات را حل نمي كنند؟ چرا همه چيز تا اين حد ظالمانه و تحريف شده است؟
اگر درخواست ما از شما به فشار بيشتر منجر شود ما به چه كسي مي توانيم پناهنده شويم؟ اين كلمات از قلب ما بيرون مي آيد نه از تدبير و تعقل ما. به داد ما برسيد از اين همه ظلم و دروغ و تحريف…

جمعی از اعضای انجمن متفكران و محققان
به نمايندگي از جمعيت ال ياسين

مطالب مرتبط:

بازخوانی بخش دیگری از تفتیش های ایلیا میم در زندان (نامه یکی از شاگردان ایلیا میم به رهبری)

نامه محرمانه استاد ایلیا به رهبر جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۸۷

افشاگری یکی از اعضای مرکزی جمعیت در خصوص فشار دایره مذاهب برای شهادت دروغ

نسخه کامل فیلم قسمت دوم از بازخوانی شکنجه ها و تفتیشهای ایلیا میم رام الله در زندان

لینک‌های مرتبط:

درس های مبارزه بی خشونت,سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار, کانون حقوق بشر ال یاسین(شاخه انگلستان),وبگاه دیده بان ادیان و مذاهب,سایت دیده بان

روش های وزارت اطلاعات در بازجویی و بازداشت, شکنجه و بازجویی در زندان های ایران, فهرست احضار شدگان به وزارت اطلاعات, لیست احضار شدگان به وزارت اطلاعات, دستگیرشدگان, بازداشت شدگان, احضارشدگان, بازجو و بازجویی, فشار بر اقلیت های قومی, فشار و تهدید بر علیه دگر اندیشان, فشار و تهدید و احضار و بازجویی از معنویت های , فهرست جمعیت ها و اقشار مورد ظلم, احضار و بازجویی از جریان های نوپدید دینی, احضار و بازجویی از جریان های معنوی,جریان های نوپدید دینی, جریان های معنویت گرا, برخورد و تهدید و بازجویی از جریان های نوپدید دینی, عوامل و علل برخورد با دگر اندیشان و جریان های معنوی, چرایی و نحوه و شیوه برخورد با جریان ها و حرکت ها و اقشار دگر اندیش ایران, بازجویی و بازداشت و فشار گسترده در ایران, ایران یعنی وحشت از بازجویی و بازداشت, زندانیان و بازداشت شدگان دگر اندیش و جریان های نوپدید, توهین و فحاشی نهاد امنیتی دایره ادیان و مذاهب به استاد ایلیا میم,توهین و فحاشی نهاد امنیتی دایره ادیان و مذاهب به پیمان فتاحی,توهین و فحاشی نهاد امنیتی دایره ادیان و مذاهب به استاد ایلیارام الله,بازجویی و بازداشت,دستگیری و بازجویی, روش های بازجویی و ضد بازجویی, روش های بازداشت و ضد بازداشت, روش های زندان و ضد زندان, احضار و بازجویی, احضار و تفتیش عقاید, نهاد امنیتی دایره ادیان و مذاهب کیست, نهاد امنیتی دایره ادیان و مذاهب و شگردها, نهاد امنیتی دایره ادیان و مذاهب برخوردها, جنایات نهاد امنیتی دایره ادیان و مذاهب, احضار و بازجویی و دستگیری, دفتر پیگیری های وزارت اطلاعات, بازجویی همزمان دو نهاد امنیتی از پیروان ایلیا رام الله,پیمان فتاحی, فشار تهدید احضار بازجویی اداره ادیان وزارت اطلاعات با ایلیا میم و الاهیون, دانلود ارماگدون, دریافت فایل تصویری ارماگدون, ارماگدون, ارماگدون چیست و کجاست, ارماگدون یعنی,,بازجویی همزمان دو نهاد امنیتی از شاگردان ایلیا میم,پیمان فتاحی,احضار و بازجویی از شاگردان ایلیارام الله,احضار مجدد شاگردان ایلیارام الله ,احضار مجدد شاگردان پیمان فتاحی) به دفتر دایره ادیان ,تعهدی کتبی مبنی بر عدم اعتقاد وارتباط با استاد ایلیا,احضار و بازجویی از شاگردان ایلیارام الله بعد از چهارمین دستگیری وی,باز هم بازجویی پیروان ایلیا «میم»,توهین و فحاشی شدید بازجویان نسبت به استاد ایلیا و تعالیم او,دور جدید بازجویی پیروان ایلیا «میم»,

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

بازخوانی بخشی از تفتیش های استادایلیام رام الله ؛ در نامه ای به رهبری

بازخوانی بخش دیگری از تفتیش های ایلیا میم در زندان

متن ذیل نامه ای است که در سال 1388 و طی دومین دوره بازداشت و حبس ایلیا میم (پیمان فتاحی) توسط یکی از شاگردان وی به رهبر جمهوری اسلامی ارسال شد. در این نامه شرحی از تفتیشها و شکنجه های ایلیا در طی دوران حبس در انفرادی بند 209 اوین آمده است. گفتنی است که بازخوانی بخش اول این وقایع قبلاً بصورت نامه ویدیویی به انتشار عمومی رسیده است.

***

بسم الله الرحمن الرحیم

حضور محترم آيت الله خامنه اي رهبر انقلاب

سلام

پریس کی نژاد- عضو مرکزی جمعیت ال یاسین

New Picture (2)اينجانب پریس کی نژاد از شاگردان استاد الیاس رام الله (ایلیا- فتاح) هستم. امروز و در این نوشته میخواهم زبان کسی باشم که صدای او ظاهرا در دخمه های خوف انگیز بخش عقیدتی و امنیتی زندان اوین خفه شده است و شکنجه گرانش گمان میکنند از پس آن دیوارهای قطور هیچ صدایی قابل شنیدن نیست… و امروز مسئولیت رساندن این صدا به بیرون بر عهده من گذاشته شده است. دریافت و کشف صحت گفته ها و مطالبی که در این نامه می آید برای شما بسیار ساده است اگر امینی را بر آن بگمارید.

سي و يكم خرداد ماه هشتاد و هشت

                                                       دکتر پریس کی نژاد (عضو مرکزی جمعیت ال یاسین)

ستگیر شدگان غیر قانونی پیمان فتاحی, دستگیر شدگان غیر قانونی پیمان فتاحی, بازداشت های غیر قانونی ایلیا رام الله, دستگیری های غیر قانونی ایلیا رام الله,شفافیت , سازمان تبلیغات اسلامی , وزارت اطلاعات, واکنش به منتقدان و دشمنان,به روايت ال ياسين,ايليا «ميم» کمتر مواضع خود را بطور صريح درباره موضوعي بيان مي‌کند,کتاب تعاليم در يک نگاه ,به روايت ال ياسين,كتاب تعاليم حق ,سخنراني‌هاي ايليا «ميم» ,قسمتي از تعاليم عمومي و آشكار استاد پیمان فتاحی,جوهر اصلي تعاليم حق , مفهوم «تسليم الهي» , فرمايشات ايليا «ميم» ,ایلیا, اطلاعاتی در مورد پیمان فتاحی, اطلاعاتی در مورد ایلیا رام الله, پیمان فتاحی کیست, ایلیا رام الله کیست, بیوگرافی و زندگینامه پیمان فتاحی, بیوگرافی و زندگی نامه ایلیا میم رام الله, معلمین بزرگ ایلیا رام الله, معلمین معنوی ایلیا رام الله, معلمین معنوی و باطنی ایلیا رام الله, معلمین معنوی و باطنی پیمان فتاحی, بزرگترین تئوریسین و معلم تفکر ایلیا رام الله, متفکر بزرگ ایلیا رام الله , پیمان فتاحی, آشنایی با ایلیا رام الله, آشنایی با پیمان فتاحی, پیمان فتاحی, ایلیا رام الله, استاد ایلیا, ایلیا م, ایلیا میم, ایلیامیم, استاد الیاس,استاد الیاس رام الله, الیاس رام الله, جریان های نوپدید دینی, عرفان ایلیا رام الله, پیمان فتاحی , عرفان, معنویت های نوپدید دینی, جریان های نوپدید دینی, عرفان ایلیا رام الله, پیمان فتاحی , عرفان, معنویت های نوپدید دینی, ایلیا, اطلاعاتی در مورد پیمان فتاحی, اطلاعاتی در مورد ایلیا رام الله, پیمان فتاحی کیست, ایلیا رام الله کیست,

ایلیا میم (پیمان فتاحی)

رهبر جمعیت الاهیون ایران (ال یاسین)

گفتند و تاکید کردند که به دستور حاکمیت اسلامی و به عنوان کلیدی در دست ولی امر مسلمین باید فیلمی ضبط کنی که بعدها روشن شد به بدترین شکل ممکن مونتاژ و جعل شده و بدترین و دروغ ترین استفاده ها از آن شده است. مطالب آن فیلم همانهایی بود که از سالها قبل در سخنرانی ها و کتابها و بیانیه ها آمده بود اما آنها با پلیدی و حقه بازی تمام آن را قطعه قطعه کردند و بدترین و دروغ ترین مونتاژها را از آن تهیه کردند … و بعد خبر از فیلم وبولتنی محرمانه دادند که مونتاژ كرده بودند و گفتند اگر خودت هم ببینی خود را انکار میکنی… مدتها دچار خونریزی های شدید بودم [بالا آوردن خون، خونریزی از گوش و بینی و ادرار خونی بر اثر فشارهای خرد کننده شکنجه ها] و نهایتا پس از شش ماه زندان انفرادی گفتند آزادی و هیچ جرم خاصی به جز جمعیت [الاهیون– ال ياسين] مطرح نشد. گفتند کاری می کنیم که روزی هزار بار آرزوی مرگ کنی. در شش ماه اول شکنجه ها روزی هزار بار مرگ را به چشم دیدم اما آرزویش نکردم. می گفتند ما شکنجه گر نیستیم و فقط در موارد استثنایی اینطور خشن برخورد می کنیم. در بارۀ تو دستور از بالا داریم. در پایان دورۀ اول انفرادی تعهداتی خواستند. گفتند با مردم قطع رابطه کنم. هیچ چیزی ننویسم. اندیشه ها و یافته هایم را با هیچ کس مطرح نکنم. همه جا بگویم پشیمانم، انحراف داشته ایم، خطا کرده ایم. مردم و شاگردانم را به هر شکل که می توانم از خودم فراری بدهم. تند تند حرف بزنم نه آرام (باورتان می شود؟) موهایم را از ته بزنم! مردم را به هیچ چیزی دعوت نکنم. کتابی در ردّ و تقبیح خودم بنویسم و صفحه به صفحۀ آن را آنها باید از ماهها قبل ببینند… و اگر در بارۀ شکنجه ها و بازجویی ها بگویم قبر شاگردان و خانواده ام را با دست خودم کنده ام.
… بعد ازگذشت چند ماه دوباره مرا به زندان آورده اند و [اکثر روزها و شبها] شکنجه می‌کنند. شاگردانم و همسر و نزدیکانم را برای اعمال فشار دستگیر کرده‌اند. در بدترین شرایط ممکن… نگهداری می شوم… تا امروز بیش از یازده ماه است که در سلول انفرادی و در شرایطی ویژه [سلول مرگ] محبوس هستم… تا امروز بيش از بيست و پنج جلسه رسمی شكنجه شده ام، بارها خفه ام كردند، همه پشت و كف پاهايم تاول است … البته قسمتهايي از پوست بدن و مقدار زيادي از لباسهاي خوني را در جلسۀ دادگاه به قضات دادم. تقريباً در هر جلسه شكنجه خونريزي و بالا آوردن خون به حدي بوده كه مجبور شده اند موقتاً شكنجه را متوقف كنند… سلولی که در آن هستم در طبقۀ زیرین 209، آنقدر کم هوا و پر از دود است که معروف است به اتاق گاز و نگهبانان می گویند هر کس به این سلول می آید یا خیلی زود خودکشی می کند یا بخاطر لجاجت و حماقتش! اعدام می شود. اما باور کنید تحریف ها و دروغ هایی که اینها به نام خدا می گویند بسیار دردناک تر از خفگی های مکرر و شکستن استخوانهایم بوده. اینها فرزندان جهش یافتۀ شمر و یزید و معاویه اند. قبلاً از مردم و جهان آزاد شنیده بودم اما ماههاست که شبانه روز آن را تجربه می کنم. اینها فرزندان چنگیز و هیتلر و خونخواران تاریخ اند اما درد آنجاست که به نام فرزندان اسلام و قرآن معروف شده اند… نمی دانم آیا شیطان می تواند مانند اینها دروغ بگوید، تحریف و سیاه نمایی کند، حقه بازی و فریبکاری کند یا اینکه این مسلمانان دروغین می توانند شیطان را هم تعلیم دهند … باز هم موضوع دادن چک سفید به نظام اسلامي را مطرح می کنند تا خیالشان راحت شود که من بر ضد اسلام، حکومت اسلامی و مهم تر اینکه بر ضد خود آنها کاری نمی کنم و حرفی نمی زنم و بعدها محاربه نمی کنم … این بار هم با حکم حکومتی شما و حکم آقای شاهرودی [ریاست وقت قوۀ قضائیه] آمده اند و می گویند که باید دیکته شکنجه گران را تکرار کنم و جواب سئوالات را جلوی دوربین بدهم آنهم به شکلی که جوابها تامین کننده نظر حکومت اسلامي و حاکمیت اسلامی باشد. می گویند نظام اسلامی اراده کرده تو را نابود و بی حیثیت کند. نظام از اعدام تو منصرف شده. ما می خواهیم تو را اعدام اجتماعی کنیم… برو بی نام و نشان در یک روستای دور افتاده زندگی کن تا ضرری متوجه ات نشود… باید به حکم قانون همکاری کنی. تو برای نظام خطرناکی و باید در افکار عمومی تخریب شوی. بیا همه چیز را انکارکن ما هم پروندۀ تو و همه را می بندیم. ما ابزارهای زیادی داریم. صدها قلم به دست. رسانه های زیادی با ما کار می کنند. تلویزیون و رادیو در اختیار ماست. به راحتی با چند فیلم و سریال و برنامه تخريب‌ات می کنیم. موضوع برای مقامات آنقدر حاد شده که نظر نظام این است فیلم‌ها یا سریال هایی ساخته شود تا اسم و فکر تو نابود شود…
[من به نقل از ایشان ادامه می دهم] تا امروز مجموعاً بیش از 320 روز برای ضبط چند فیلم و چند صدا و نوشتن مطالبی که آنها می خواهند و البته می گویند حاکمیت اسلامی و حکومت اسلامی می خواهد و نوشته های رسمی نشان می دهند شکنجه شده ام. با وجود شاهدان متعدد در دادگاه، قضات می گویند شکنجه ها جزء موارد استثنایی اما قانونی است اما جالب اینکه درخواست های پر خط و نشان شکنجه گران این است که جایی به شکنجه ها اشاره نکنم که این حکم محاربه !! می گیرد. البته دوستان دیگری هم که شکنجه شدند یا کسانی که بر شکنجه ها شهادت دادند به شدت مرعوب و محکوم شدند… برای اعترافات دروغین و توبه که معلوم نیست از چه چیزی باید توبه کنم. مسئولین عالی بارها قسم خورده اند که اگر فیلم ضبط نکنم شاگردان و خانواده‌ام در بیرون کشته می‌شوند… 25 جلسه شكنجه فيزیکی و روانی باعث نشد دیکته آنها را تکرار کنم اما به واسطه حکم حکومتی و قانون نظام اسلامی انجام دادم ولي باز هم حاضر نشدم ديكته هاي دروغ را روخواني كنم… می گویند اعلام کن که سخنگویان جمعیت در کشورهای دیگر دروغ می گویند. بگو نامه ها و مطالبی که به نقل از تو منتشر می شود دروغ است… علاوه بر فیلم و صدا باید با کیهان و روزنامۀ جمهوری اسلامی مشتاقانه مصاحبه کنم و همۀ این مطالب را بگویم و بگویم BBC ، VOA ، رادیو فردا، رادیو آلمان، وزارت امور خارجه آمریکا، سازمان عفو بین الملل و نهادها و رسانه های بین المللی سخنگویان جمعیت را در خارج زیر فشار گذاشته اند و به آنها پول داده اند و به همین دلیل آنها در دفاع از ما و بر ضد نظام حرف می زنند.
اما مجبور شدم درخواست كمتر آنها را عملي كنم و سعي كردم به اصرار چند ماهه آنها كه توام با دهها جلسه شكنجه بود مبني بر ايجاد ترديد و ابهام درباره خودم و درباره تعاليم و كارهايم طوري با مردم حرف بزنم [بعد از شش ماه انفرادی اول] که آنها را از خودم دفع كنم.
… در فیلم هم چیزهایی گفتم که بیش از 20 سال در آموزش ها و سخنرانی هایم گفته ام اما بعد دیدم با حقه بازی تمام آن را تحریف و مونتاژ کرده اند… می گویند خودت بیا به تلویزیون و خودت را از ذهن جامعه پاک کن و همه چیز را انکار کن یا اینکه همان فیلم هایت را چنان مونتاژ می کنیم که صد بار بدتر از مصاحبۀ تلویزیونی شود.
برای یازدهمین مرتبه، اين بار با حضور نمایندگان شما نوشتم، گفتم و ضبط شد که چرا دو سال شکنجه شده ام اعتراف دروغین کنم و واقعیات را انکار کنم اما حتی یک دروغ، یک تحریف، یک بدعت و یک خلاف قانون و شرع نشانم نمی دهند و می گویند خودت باید اعتراف کنی. به بازجویان گفته ام اگر یک جرم نشان دهید همه را میپذیرم. بعد از صدها روز شکنجه مرگبار باز هم ادعا کرده ام که هر چه گفته ام راست و درست بوده، قول ها و کلامم همیشه انجام شده، هرگز دروغ نگفته ام و نیز هر تعلیمی که داده ام موافق کلام خدا بوده… و البته علاوه بر خودم، کارهایم، زندگی ام و هزاران محصولم، هزاران شاهد زنده بر این امر شهادت می دهند. در 20 سال گذشته این چیزها را نگفته ام اما 660 روز است که همین ها را می گویم ولی جواب فقط شکنجه و قصابی و فحاشی است… نماینده شما آمد ساعتها حرف زد و دست آخر بدون جواب رفت. او قول داد تا فردا حداقل يك دروغ يا قول انجام نشده يا خلاف قانون را از زندگی ام بيرون بكشد و در عوض من هم شفاهاً و كتباً متعهد شدم كه اگر يك دروغ یا کلام عملی نشده یا وعدۀ بی تحقق یا خلاف کلام خدا را نشانم دهند، تسليم و بردۀ آنها مي شوم. اما ايشان ديگر بازنگشت. ناخواسته شهادت داد که همۀ آنچه گفته ام و انجام داده ام حق بوده و حق است زیرا من آشکار کنندۀ حقیقت هستم.
… می گویند برای آزادی ات باید کمک کنی. در تلویزیون حاضر شو و خودت خودت را تخریب کن اگرنه آنقدر اینجا نگهت می داریم وشكنجه ات ميدهيم… بارها و بارها شکنجه شده ام که بگویم شکنجه نشده ام .جالب آنکه برخی مسئولین می آیند و می گویند شما اصلاً شکنجه نشده ای و در همان حال شكنجه‌گران قول و قسم ميخواهند كه جايي مطرح نكنم كه شكنجه شده‌ام. مرتباً موضوع چک سفید به نظام اسلامي را مطرح می‌کنند و می‌گویند برای نظام خطرناکی و باید در افکار عمومی تخریب ات کنیم… بعد از این همه شکنجه فیزیکی و روانی تازه می گویند اگر همکاری نکنی طرفدارانت را درو می کنیم و جوی خون راه می اندازیم. می گویند مقامات را هر طور و در هر جهت که بخواهیم قانع می کنیم. کلید نظر مسئولین در دست ماست. افکار عمومی را ما شکل می دهیم… همه درها را هم بسته ایم و علما و مراجع را هم توجیه کرده ایم هر کس بخواهد از تو حمایت کند پایینش می کشیم. بالاتر از آقا [رهبری] نداریم. ایشان خودش دارد دنبال می کند …
… در نوشته هایم که در بازجویی ها مکتوب شده دست می برند و به عنوان مدارک و مستندات …استفاده می کنند. سئوال شفاهی می پرسند و می گویند کتباً جواب بده وقتی جواب می دهم، روی برگه، سئوالی متفاوت با سئوال شفاهی می نویسند. چند بند از یک مطلب را در کپی حذف می کنند و معنی بندهای دیگر عوض می شود و آن را برای قضات می فرستند. موردی که نیاز به یک صفحه جواب دارد، می گویند در یک خط جواب بده… روزها اجازه رفتن به دستشویی را نمی دهند تا زیر برگه هایی را که می خواهند امضا کنم و بگویم دستخط من است یا مطالبی را که می دهند رونویسی کنم… خفه ام می کنند و می گویند بنویس که مدعی هستی. دفترچه تحقیقی و تفکری دوران نوجوانی را که علامت × و باطل روی آن خورده و در بایگانی بوده برداشته اند در کپی علامت باطل و × را حذف کرده اند و به عنوان سند خودپرستی من و … به مسئولین نشان میدهند. باز هم تکرار میکنم اگر یک دروغ… در زندگی ام نشانم بدهند آن وقت از هر اتهامی استقبال می کنم.
در گذشته هم گفته ام من از خودشكني و خودانكاري استقبال مي‌كنم اما از ظلم ها و بی عدالتی ها، از دروغ ها و تهمت ها، از جعل ها و جوسازی ها، خداوندم را که به شدت زنده و حاضر و قادر است به یاری طلبیده ام. من برای کمک از شما یا حکومت اسلامی این حرفها را نزدم زیرا خداوند جهانیان حامی و ناجی من است. خداوند زنده و حاضری که دشمنانم را محکوم و مغلوب می کند و دوستانم را نجات می دهد و حمایت می کند. من تسلیم رب العالمین هستم و هم او که نور جهانهاست. مرا و دوستانم را با نور خود راه می برد و قوت می بخشد. این خداوند جهانهاست که از ما دفاع می کند و با دشمنانمان می جنگد. خدایی که ما تسلیم و خدمتگزار او هستیم و همۀ زندگی خود را فدای او کرده ایم.

تسلیم و خدمتگذار خداوند
الیاس رام الله (فتاحی(
سي ام خرداد ماه هشتاد و هشت
يازدهمين ماه سلول انفرادي

 نسخه کامل فیلم این نامه را اینجا ببینید .

مطالب مرتبط:

نامه محرمانه استاد ایلیا به رهبر جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۸۷

نامه انجمن حرفه ای متفکران و محققان به رهبر جمهوری اسلامی ایران

افشاگری یکی از اعضای مرکزی جمعیت در خصوص فشار دایره مذاهب برای شهادت دروغ

لینک‌های مرتبط:

درس های مبارزه بی خشونت,سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار, کانون حقوق بشر ال یاسین(شاخه انگلستان),وبگاه دیده بان ادیان و مذاهب,سایت دیده بان

ایلیا رام الله,رامالله,ایلیا م رام الله, ا.م.رام الله,جمعیت الیاسین,الیاس رام الله, راماله, ایلیا رام اله, رهبر جمعیت ال یاسین, ایلیا میم رام الله,آسیب شناسی عرفانهای نوظهور در ایران,تصویر معلمین بزرگ معنوی ,دالایی لاما, پالجی (بنیانگذار جنبش بین المللی اکنکار) ,ایلیا «میم»  رام الله, هارولد کلمپ, لی هنگ جی , سایی بابا, اشو راجنیش, پائولو کوئیلو, ماهاریشی,کتابهای تهاجمی و تخریبی , پشتیبانی سازمان تبلیغات اسلامی , حوزۀ علمیۀ قم , تحریف و سیاه نمایی, در بارۀ اساتید بزرگ تفکر , معنویت ,اساتید و معلمان جهانی ,اساتید معنوی و معلمان عصر جدید, جنبش های نوظهور معنوی,عرفان حقیقی و عرفان های کاذب , در بارۀ سای بابا,ایلیا «میم», اشو, اکنکار, عرفان سرخپوستی, پائولوکوئیلو, دالایی لاما, فالون دافا,مدی تیشن متعالی,قبیلۀ حیله, نقد جنبش های دینی و معنوی جدید,  یوگا,ایلیا رام الله, پائولو کوئیلو, اکنکار, فالون دافا, صوفیه , کتاب پدیدۀ جنبش های دینی و معنوی جدید , دالایی لاما, ایلیا, پائولو کوئیلو ,کتاب جهان تاریک , نفوذ جنبش های دینی جدید در ایران می نویسد , مهربابا,نقد و بررسی عرفانهای نوظهور ,حمایت موسسۀ بهداشت معنوی ,روحانیت مبارز ایران نسبت به ایلیا میم ,نقد تخریبی  استاد ایلیا , آواتار , علوم باطنی, حقه های سوخته دربارۀ ایلیا , اکبر گنجی , علی افشاری , محسن سازگارا , مجتبی واحدی , مهدی خزعلی , نوری زاد , شایعه سازی اداره ادیان و مذاهب اطلاعات درباره پیمان فتاحی , ایجاد تفرقه و نفاق در میان جبهۀ فعالان سیاسی و ایلیا , از سوی اداره ادیان و مذاهب وزارت اطلاعات ,جعل خبر ماه گذشته در بارۀ آزادی معلم تفکر(ایلیا میم رام الله) ,تحریف , مونتاژ و دروغ سازی خبر آزادی ایلیا توسط قصابان دایره ادیان و مذاهب اطلاعات ,جلسات مختلف احضار , بازجویی و دادگاه با افراد مختلف (از جمعیت الاهیون و خارج از آن ,مسئولین مختلف جمهوری اسلامی ایران و بویژه مسئولین قضایی و امنیتی تحت تاثیر شیاطین دایره مذاهب وزارت اطلاعات ,استفاده از شیوه دکتر کپی , پارازیت و آنتن در تحریف اخبار توسط شیاطین دایره مذاهب وزارت اطلاعات ,صحیونیزم , استکبار جهانی , فساد مالی و اخلاقی کلیدواژه های استفاده شده برعلیه پیمان فتاحی توسط اداره ادیان و مذاهب وزارت اطلاعات ایران

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

هفت فرض- حقیقت یگانه- منصورون؛ فرزندان استاد الیاس رام الله

حقيقت يگانه و فرض هاي هفتگانه

 

بعد از شايعات و دروغ سازي ها و جعلياتي كه ادارۀ اديان بطور مستقيم و ازطريق واسطه ها و نفوذي هاي خود در بارۀ استاد منتشر كرد تصميم گرفتم اين شايعات را در كنار واقعيات و تجربيات چند ساله ام تجزيه و تحليل كنم تا بدانم استاد كيست و ارتباط من با او چيست ؟‌

از فرض اول شروع مي كنم كه با همۀ زندگي ام مي توانم از آن دفاع كنم . يعني ازچيزي كه حقيقتش مي دانم تا آنچه با هزار دليل مي دانم دروغ و جعل واقعيت است.

 

  فرض اول :‌ او يك روح بزرگ است . يك پادشاه است . البته منظور من از پادشاه يك شاه به معناي مرسوم آن نيست .يعني فردي كه در اين دنيا كاخ دارد ، تاج دارد و غيره . بلكه منظورم از پادشاه آسماني ، يك روح بزرگ است . روحي از خداوند همانطور كه خداوند وعده داده است هر كس را كه بخواهد از روح خود برخوردار مي كند و اين وعده در همۀ‌ كتب مقدس وجود دارد . من استاد را فردي بسيار خارق العاده و استثنايي مي دانم كه با وجود آنكه خودش در اين باره ادعايي ندارد و مدام مي گويد «‌ من بنده و خدمتگزار خدا هستم و انساني مثل بقيه هستم » اما هزاران تجربه ، نشانه ، اتفاق ، رويا و دريافت كه در اين سالها توسط اين همه انسان گزارش شده است با قدرت تمام و با استحكام كامل ثابت مي كند كه او يك روح بزرگ است . آيا اگر همۀ‌ جن و انس جمع شوند مي توانند اين همه نشانه ها ،روياها و اتفاقات را تا اين حد دقيق و به هم وابسته بوجود بياورند.

من دهها گزارش منتشر نشده در باره استاد خوانده ام و از شاهدان شنيده ام ، چون كار من همين است .  بارها گزارشات مستند را ارزيابي كرده ام و هر گونه شك و ترديدي را رديابي كرده ام و بعنوان يك وظيفۀ كاري ، به دنبال حقيقت موضوع بوده ام . اگر همۀ چيزهايي كه من ديده ام و شنيده ام ، شايد اگر خيلي ها مي دانستند مي گفتند كه استاد خداست اما خود ايشان بارها و بارها اين گونه تصورات را در من و دوستان ديگر خرد كرده اند . من او را يك پادشاه آسماني مي دانم . فردي كه از قدرت و شعور خدايي و از نيروهاي آسماني برخوردار است . كسي كه امروز هم واجد همين توانايي هاست و البته تا امروز خودش چنين موضوعي را اعلام نكرده است بلكه بارها گفته است اگر قرار باشد من بت شوم خودم را هر طور كه شده مي شكنم و محكوم مي كنم .

همۀ ما، كساني كه استاد  را مي شناسيم مي توانيم دهها دليل و نشانه را ذكر كنيم كه اثبات مي كند اومانند معدني از جواهرات است و آخرين نشانۀ ما اين است كه او كماكان زنده است و واجد همۀ آن شعورها و توانايي ها . و اين گوي و اين ميدان ، اگر كسي شبيه به اوست يا شبيه او مي تواند يا مي داند ، به ميدان بيايد تا ما او را روح بزرگ بناميم . اما مطمئناً اگر در همۀ اين سالها چنين كسي بود بايد نشاني از او پديدار مي شد ، كه نشد . آنچه براي من و بسياري از شاگردان استاد مسلم است اين است كه او بزرگترين معلم عصر ما در علوم باطني است و ما براي جزء به جزء اين حرفها خروارها دليل و نشانه و سند و تجربه داريم . بر خلاف بعضي از دوستان افراطي كه استاد را خداوند مجسم مي دانند من چنين اعتقادي ندارم بلكه او را انساني بزرگ و يكي از استثنائات مي دانم . انساني كه مثل همۀ ما محدوديت ها و ويژگي هاي انساني را دارد اما در موارد بسياري نشان داده است كه مي تواند فراتر از اين محدوديت ها حركت كند و آنها را در هم بشكند .من بر خلاف اين دوستان استاد را خدا نمي دانم چون بارها و بارها جنبه هاي انساني او را ديده و تجربه كرده ام . از طرفي خود استاد صريحاً و مؤكداً چنين چيزهايي را در بارۀ خود رد كرده اند و تأكيد ايشان در همۀ‌ اين سالها اين بوده كه من تسليم و خدمتگزار خداوند هستم . من استاد را حلول خداوند در جسم انساني نمي دانم . اين را خود ايشان هم رد كرده اند اما با صدها نشانه و تجربه مطلقاً مطمئنم و بلكه آنرا زندگي و تجربه كرده ام كه او حامل روح خدا و برخوردار از روح خداست .

 

فرض دوم: اين است كه استاد حلول خداوند در جسم انساني و تجسم كامل خداست .بعضي از دوستداران استاد چنين عقيده اي در بارۀ او دارند اما همانطور كه در بيان فرض اول گفتم ، اين موضوع بارها و بارها از جانب خود استاد رد شده است . از طرفي براي ما مسلم است كه استاد هم يك انسان است با همان محدوديت ها ،ويژگي ها و مسائل زندگي انساني  مي خورد ، مي خوابد ، مي خندد ، گريه مي كند، دعا مي كند ، گناه كرده است . تجربه هاي قبلي معمولي و عادي داشته است . با احترامي كه براي اين دوستان قائل هستم اما يافتۀ آنها را درست نمي دانم زيرا برحسب نشانه ها و تجربه ها نيست . ما كارهاي بزرگي از استاد ديده ايم كه مطمئن هستيم جهان امروز ظرفيت شنيدن بسياري از آنها را ندارد . طوري كه اگر تحت فشار قرار بگيريم مي دانيم بايد تقيّه كنيم و حتي بنابر نظر استاد انكار كنيم اما همان شعور خارق العاده و قدرت عظيمي كه در دعا و كلام ايشان است نمي تواند دليلي باشد بر قدوسيت و الوهيت ايشان . ضمن اينكه خود استاد بارها گفته اند كه من قديس نيستم و آواتار نيستم. ايشان خودش گفته است كه بارها گناه كرده است  . مذهب را چندان رعايت نكرده و هكذا . چطور چنين فردي مي تواند قدوس باشد . د ر زماني كه اصلاً بحثي از انكار در ميان نبوده و اين موضوع براي آينده مطرح شده است ، خود استاد چنين فرضياتي را صريحاً رد كرده اند . آيا همين دليل كفايت نمي كند كه اين فرض درست نيست . اگرعاقلانه و منطقي به موضوع نگاه كنيم با وجود همۀ بزرگي استاد ، مي توانيم دهها دليل در رد اين فرض مطرح كنيم كه استاد حلول خدا در جسم انسان است . اگر اينطور است چرا سن استاد تغيير مي كند ،چرا غذا مي خورد ، چرا وزن او پايين و بالا مي رود ، چرا همسر و فرزند دارد ، چرا گريه مي كند و مي خندد ،چرا بارها توبه و استغفار كرده ، چرا دعا مي كند ، چرا سجده و تعظيم مي كند، و دهها چراي ديگر . اساساً بنياد تعليمات استاد لااله الاالله است و آن تسليم به  خداست . بنابراين خودِ اين فرض در برابر همۀ‌ تعليمات استاد قرار دارد و متناقض با همۀ تعليمات اوست . اين همان اعتقاد خطرناكي است كه استاد بارها گفت كه اگر اين انديشه شكل بگيرد به هرروشي دست خواهد زد تا خود را محكوم كند . من نمي توانم بپذيرم كه استاد واجد كن فيكون است و هر چه بگويد فوراً اتفاق مي افتد .بلكه معتقدم كه دعاهاي استاد مستجاب مي شود و صدها بار چنين چيزي را ديده ام . معتقدم پيش بيني او از آينده بسياربسياردقيق است و همين باعث آن گمان مي شود كه كلام او كن فيكون است  يعني چيزي كه مخصوص خداست . اين حرف برخلاف قرآن است . يعني چيزي كه استاد در همۀ اين سالها تأكيد كردند هر چه با آن موافق نبود بدانيد انحراف است . در قرآن و كتابهاي ديگر ما به تكرار با اين آيات برخورد مي كنيم كه خداوند روح خود را به « هر كس»‌ كه بخواهد مي دهد( دقت كنيد به هر كس كه بخواهد نه هر كس كه ما فكر مي كنيم مي دهد) .خداوند نور خود را به هر كس كه بخواهد مي دهد . خداوند هر كس (هر كس) را كه بخواهد از رحمت خود برخوردار  مي كند . خداوند به هر كس كه بخواهد فيض خود را مي بخشد .نمونه هاي متعددي را مي توان در سطوح مختلف در همين زمان يا در طول تاريخ برشمرد كه داراي چنين امكاني بوده اند اما در قرآن يا كتب مقدس ديگر ما كسي را نداريم كه تجسم كامل خدا يا آواتار باشد . از طرفي ما در قرآن مقولۀ‌ پيامبر يا امام هم داريم اما همين مفهوم را هم استاد در بارۀ‌ خود بارها به صراحت رد كرده است . 

 

فرض سوم : اين است كه استاد يك متفكر بزرگ و يك معلم بزرگ تفكر است .ما بارها توان خارق العاده و حيرت آور تفكر استاد را ديده ايم و مي دانيم او روش هاي بديعي را درحوزۀ دانش تفكر ابداع كرده است . انواع روش هاي تفكر توسط خود استاد طراحي و عرضه شده است . در پاسخگويي به سوالات جوابهاي بسيار هوشمندانه و خردمندانۀ او را شنيده ايم . گاهي ورود او را كه بيشتر مانند ناخنك زدن بوده به بعضي از مناظره ها ديده ايم . اكثر ما ديده ايم كه او چطور از زاويه هاي مختلف و بديع به موضوعات نگاه مي كند و از بالا مسائل را مي بيند .تأكيد چند سالۀ‌ او مبني بر يادگيري تفكر و سوال سازي را در خاطر داريم اما اين دلايل ، به نظر من باعث نمي شود كه استاد را در اين وجه از شخصيت اش محدود و متوقف كنيم . اينكه استاد فقط يك متفكر بزرگ است قسمتي از واقعيت است اما هزاران نشانه و تجربه ديگر كه ارتباط با يك متفكر ندارد را چطور بايد توجيه كنيم . وقتي به آثار مكتوب استاد نگاه مي كنيم يا وقتي او را در كنار بزرگترين متفكران جهان و تاريخ – افرادي نظير افلاطون ، ارسطو و داوينچي – قرار مي دهيم و زندگي آنها و تفكرات و محصولات آن را با هم مقايسه مي كنيم مي بينيم كه او يكي از بزرگترين متفكران محسوب مي شود اما هزاران رويايي كه افراد در بارۀ استاد ديده اند، صدها گزارش كه در بارۀ‌ توان خارق العادۀ‌ او هست و تجاربي كه اكثر ما از آن خبر داريم و بعضي از ما خود ازشاهدان و تجربه كنندگان بوده ايم ، را بايد چكار كنيم . اگر استاد يك متفكر بزرگ است پس چگونه در حوزۀ معنويت تا اين حد اثر گذار است ؟ اگر استاد صرفاً يك متفكر بزرگ است، توانايي بي نظير و احاطۀ‌ فوق العاده او در علوم باطني را چه بايد ناميد ؟‌

 

فرض چهارم :يك انسان بسيار عادي مثل همه كه هيچ فرقي هم با بقيه ندارد.

اين فرض خيلي جاي بررسي ندارد چون در همۀ اين سالها ما چيزهايي از استاد ديده ، شنيده و تجربه كرده ايم و اثراتي از او بجاي مانده كه تاكنون و هرگز از هيچ انسان عادي بوجود نيامده .من قبول دارم كه استاد يك انسان است اما اگر دچار فراموشي كامل هم بشوم نمي توانم قبول كنم او يك انسان عادي مثل همه است چون به محض اينكه با او برخورد كنم همان لحظات اوليه كافيست تا بدانم كه اين نمي تواند درست باشد . بنابراين اگر همه چيز را هم فراموش كنيم يا خود استاد انكار كند باز هم با اولين برخورد و تجربه اين نتيجه حاصل مي شود. بله، استاد يك انسان طبيعي است كه طبيعت حقيقي او كه همانا روح الهي است بروز كرده است.

 

فرض پنجم :‌ بسياري از دشمنان گفته اند استاد شيطان است . آنها هيچ كدام از واقعيت هاي زندگي استاد و هيچ كدام از هزاران محصول و تجربه و دريافت اين همه انسان را انكار نمي كنند بلكه فقط جهت آن را تغيير مي دهند . از نظر آنها استاد خود شيطان است كه بصورت انسان درآمده است . آنها قدرت هاي خارق العادۀ‌ استاد را ديده اند ، تخليه هاي روحي و خروج روح ها را ديده اند ، قدرت شفاگري عظيم استاد را ديده اند ،توانايي بي نظير او را در پاسخگويي به سوالات و احاطۀ حيرت انگيز او را در علوم باطني و روش هاي تفكر بارها و بارها ديده اند اما مي گويند قدرت او قدرت شيطان است و فقط شيطان مي تواند چنين كارهايي بكند . آنها قدرت استاد را در جذب مردم و جوانان مخصوصاً جذابيت فوق العادۀ او را در جذب و برقراري ارتباط با اقشار غيرمذهبي و خداگريز را قبول دارند و ديده اند كه او چگونه و با چه قدرتي مردم را  با خدا پيوند مي دهد . اما همۀ اين جذابيت ها را ، جذابيت شيطان مي دانند . آنها مي گويند  درست است كه استاد مردم را به خدا برمي گرداند اما آنها را از شريعت خدا و از مذهب محروم مي كند بنابراين معنويت بدون شريعت را آموزش مي دهد و اين خودش يكي از روش هاي شيطاني است . اين عده مي گويند شياطين و جنيان و ارواح شيطاني بسياري در ركاب استاد هستند كه شرايط را براي او آماده مي كنند و با او در كارها همكاري دارند. از نظر اين هويت شيطان پندار ، حتي آموزش كلام خدا توسط استاد، حتي توصيه هاي اخلاقي عالي او به پيروان و حتي دروغ نگفتن و تأكيد بر راستي و درستي همه حقه هاي شيطاني هستند . اينها مي گويند چون استاد خودِ شيطان است پس مي تواند موقتاً و بعنوان يك حقه ، روح هاي شيطاني را از مردم براند به همين دليل افرادي كه او را مي بينند بعداً از تجربه هاي معنوي و حالت زندۀ‌ معنوي حرف مي زنند .

تحليل هاي كوبنده و قدرتمند زيادي بر اين فرض و ديگر فرض هاي مشابه وارد است . اگر اينطور است پس اين همه انسانهاي بزرگي هم كه در تاريخ اين كارها را كرده اند و عين محصولات و رفتارهاي استاد را داشته اند را هم بايد شيطان فرض كنيم . اين چطور شيطاني است كه نتيجۀ‌ هر برخورد با او، نتيجۀ اين همه ديدارها و ملاقاتهايش ، نتيجۀ تعليماتش فقط يك چيز است :‌ نزديك شدن به خدا . اين چطور شيطاني است كه همۀ تعليم او لااله الاالله است . در حالي كه مي دانيم همۀ تعليم شيطان چيزي غير از نقض توحيد نيست .اين چطور شيطاني است كه پيوسته و عملاً ما را به دانايي و نور آگاهي دعوت كرده ،چون شيطان فقط در حوزۀ‌جهل است كه مي تواند باقي بماند. اين چطور شيطاني است كه اين همه انسان را به خدا و كلام خدا پيوند زده … از طرفي اينگونه تهمتها هميشه و در طول تاريخ به انسانهاي بزرگ وارد شده است . مسيح در بين اكثر همشهريان خود بويژه در بين علماء و بزرگان يهود به شيطان و روح شيطاني معروف بود . در كنار مسيح ، بزرگان بسياري را مي توان نام برد كه با همين اتهام و برچسب روبرو بوده اند.

پاسخ من به اين دشمنان اين است :‌ اگر شيطان اين است كه من مي شناسم و تجربه كرده ام ، اگر شيطان اين است كه مرا به تجربۀ حضور خدا برده است ، اگر شيطان اين است كه مرا مشتاق و جوياي خداوند كرده و خدا را به زندگي ام وارد كرده است ، اگر شيطان اين است كه من همۀ نور و روشنايي زندگي ام را به واسطۀ‌ او تجربه كرده ام پس هزاران سلام و درود بر اين فرد و همۀ زندگي ام فداي او .

فرض ششم : اين فرض را مي توان جنون آميزترين و نامعقول ترين فرض ممكن دانست . تا دهۀ شصت روش مشترك دستگاههاي اطلاعاتي در اكثر كشورها براي برخورد با معلمين معنوي ، فقط يك چيز بود :‌ترور شخصيت و تخريب چهره . محور اين ترور و تخريب اين بود كه دستگاههاي اطلاعاتي با هر روش ممكن از طريق شايعه سازي ،مدرك سازي ،مونتاژ فيلم و جعل اسناد تلاش مي كردندكه با معلمين بزرگ معنوي اين كار را بكنند تا از ديدگاه خودشان ضريب امنيتي جامعه را بالا ببرند. اتهاماتي مانند فساد اخلاقي ، كلاهبرداري ، سوء استفاده ، سوء نيت ، جاسوسي ،طراحي توطئه و غيره ازعناصراصلي اين روش تخريب بود . تقريباً همۀ اساتيد بزرگ يا هر فرد مشابه ديگري كه كمي در سطح جامعه مي توانست موثر باشد ،تحت اين پروژۀ اطلاعاتي (تخريب شخصيت و ترور رواني ) قرار مي گرفت . اشو راجنيش ،كريشنا مورتي ، ساتيا ساي بابا ، دالايي لاما ، ماهاريشي و بسياري از اساتيد و بزرگان ديگر تقريباً در اكثر سالهاي زندگي خود با امواج گستردۀ اين اتهامات روبرو بوده اند . اشو به اتهام فساد اخلاقي و انواعي از اتهامات مالي و اخلاقي و سياسي اخراج شد . صدها شايعه در بارۀ ساتيا ساي بابا به عنوان شعبده باز ، كلاهبردار ، شياد و همجنس باز طراحي و در سطحي گسترده در هند ، آمريكا و ديگر كشورها پخش شد . در بارۀ مجموعۀ اتهاماتي كه به هر يك از اين افراد وارد شده است و براي هر يك از اين افراد مي توان كتابي قطور نگاشت . در يكي از آمارهاي اطلاعاتي ارائه شده در ايالات متحدۀ آمده است كه فقط تا سال 1987 شانزده فيلم تخريبي (با تكيه بر مونتاژ و صحنه سازي ) در بارۀ‌ بعضي از معلمان معروف هندي در آمريكا ، توسط موسسات وابسته به دستگاههاي اطلاعاتي آمريكا ساخته و در سطح پيروان عرضه شده است . بيشترين فيلم ها به ترتيب در بارۀ‌ اشو راجنيش ،ساتيا ساي بابا ، ماهاريشي و كريشنا مورتي است . همچنين دولت چين طرح مشابهي را در بارۀ دالايي لاما و بعضي از لاماهاي معروف تبتي اجرا كرده است .

البته سالهاست كه از اين گونه پروژه هاي تخريبي خبر جديدي منتشر نشده است چون در واكنش به اين طرح پيروان اين معلمان بزرگ نيز دست به كار شدند و مونتاژهاي جديدي در بارۀ شخصيتهاي اصلي و كليدي جبهۀ‌ مهاجم توليد شد . اين مونتاژهاي متقابل صرفاً به فيلم محدود نمي شد بلكه تحريف سخنان و تحريف واقعيات مربوطه هم در برنامۀ كار قرار گرفت . با بوجود آمدن روش هاي پيشرفتۀ كامپيوتري (مانند فتوشاپ و غيره ) و دسترسي عامۀ مردم به اين روش ها ،عقب نشيني تقريباً همزمان در اين زمينه ، از طرف اكثر دستگاههاي اطلاعاتي صورت گرفت و پروژۀ‌ مونتاژ و تخريب شخصيتي مستقيم متوقف شد . واكنش متقابل پيروان مي توانست با همۀ شخصيتهاي كليدي نيروي مقابل همان كاري را بكند كه آنها با معلمان محبوب ايشان انجام داده بودند .

بعد از اين آگاهي عمومي ، حمله هاي  تخريبي و ترورهاي شخصيتي شكلهاي پيچيده تر و جديدتري بخود گرفت .روش هايي مانند ترديد زايي ،ايجاد سوالات مخرب ،ابهام سازي و ديگر روش هاي جنگ هاي تبليغي و جنگ رواني .

اما در بارۀ‌ استاد چه گذشت . دشمنان استاد ، در زماني كه استاد در اسارت و زندان بود ،سعي كردند از طريق روش هاي مختلف تخريب شخصيت ، نسبتهايي مانند ديوانگي ، اختلال رواني ،‌كلاهبرداري ،دروغ گويي و سوء استفاده را به استاد وارد كنند . و ما بلافاصله به قرآن مراجعه كرديم و ديديم به همۀ بزرگان تاريخ و با همۀ‌ منتخبان خداوند چنين رفتاري صورت گرفته است . قرآن پر است از اين مثال ها ، از اتهاماتي كه به منتخبان خداوند وارد شده است :  اتهام ديوانگي ، دروغگويي ، ساحري ، قدرت طلبي و غيره . به وقايع همين عصر را نگاه كرديم و ديديم دستگاههاي اطلاعاتي با اكثر بزرگان معنوي همين كار را كرده اند. به سالهاي گذشتۀ ايران نظر انداختيم ، ديديم با بسياري از شخصيتهاي اثرگذار همين طور رفتار شده است . و به بزرگان باطني گذشته ، به منصور حلاج، به محي الدين ابن عربي (خاتم العارفين) ،به شمس تبريزي ، به مولانا ، به حافظ و بسياري از بزرگان نگاه كرديم ،ديديم براي آنها هم عيناً همين اتفاقات افتاده است . اين برچسب و اين فرض بقدري متناقض و كج و معوج است مثل اينكه بگوييم چيزي به نام دريا وجود ندارد . دريا فقط يك سراب است كه در يك صحرا براي بيننده رخ مي دهد . بله ممكن است در بيابان با پديدۀ سراب روبرو شويم اما اگر هزاران نفر در اين دريا شنا كردند و شنا ياد گرفتند ، اگر هزاران نفر از اين دريا و در اين دريا صيد ماهي و مرواريد را آموختند ، اگر هزاران تجربه از اين دريا داشتيم ، اگر هر كدام از ما در خانه هايمان منبعي بزرگ از اين آب شفابخش دريا داشتيم ، آيا آنوقت هم مي شود گفت كه اين دريا فقط يك سراب است و همه چيز دروغ است . آيا دراين عصر و اين زمان مي توان حتي يك كودك چهارساله را هم با اين فرض متناقض و بسيار معيوب قانع كرد . فرض مي كنيم آن دريايي كه اين همه سال تجربه اش كرديم ، فقط سراب بود ، در بارۀ‌ اين ماهي هايي كه گرفته ايم ، در بارۀ‌ اين مرواريد ها ، در بارۀ آن همه تجربۀ‌ مستقيم ، در بارۀ‌ آنهمه تجربۀ‌ شهودي ، در بارۀ‌ آن بارانهاي رحمت كه هنوز از آن خيس هستيم ، در بارۀ‌ اينها چه مي توانيم بگوييم ؟

ما در برابر كوهي بسيار بزرگ و نوراني قرار گرفتيم و حالا چند نفري كه در بين مردم ايران و جهان مشهور به دروغگويي ، حقه بازي و جعل و تزوير هستند آمده اند و مي گويند اين كوه بزرگي كه مي گوييد هيچ نوري ندارد . در قدم دوم مي گويند اصلاً اين كوه بزرگ نيست بلكه يك كوه معمولي است . بعد مي گويند اصلاً اين كوه نيست بلكه يك دره و سياه چال است . آيا در عصر ما دروغي بزرگتر از اين ممكن است مطرح شده باشد ؟‌

به نظر مي رسد كه هنوز هم ژن هاي عمروعاص ( حقه بازترين عرب در زمان علي (ع) و مشاور معاويه) ، گوبلز (دروغگوترين شخصيت سياسي و اجتماعي تاريخ) و سعيدالصحاف( معروف به گوبلز دوم) فعالند و نوادگان و فرزندان خلف آنها هنوز زنده اند و مانند غده هاي سرطاني ، خود را در پيكر اجتماع پنهان كرده اند . افشاگري در بارۀ‌ دروغ سازان و در بارۀ گوبلزي ها و عمروعاص زادگان اولين دفاعي است كه مي توانيم از حقيقت داشته باشيم . اين اولين قدم مبارز حق در زمان حالاست.

 

فرض هفتم : توهم توطئه . يك نظريۀ‌ ديگر در بارۀ‌ استاد از جانب يكي از نهادها مطرح شده است . آنها توانمندي ها و ويژگي هاي استثنايي استاد را قبول دارند و آنها هم او را فردي خارق العاده و كم نظير ارزيابي كرده اند . طبق تحليل آنها استاد يك متفكر تمام عيار است و واقعاً اين تحليل اعتراف دارد كه نمي شود كارهاي بزرگ او را انكار كرد . اما آنها اين اتفاقات مختلف را از منظري بسيار بدبينانه و امنيتي نگاه مي كنند . براساس اين فرض استاد يك فرد استثنايي و بسيار توانا و فوق العاده هوشمند و متفكر است كه بعنوان يك ليدر مخفي آمريكا و غرب در ايران سالهاست مشغول فعاليت است . با اين فرض استاد قصد دارد مردم را در عين پيوند به معنويت از دين و شريعت اسلامي باز دارد. او مي خواهد پلوراليزم (تكثر گرايي و تنوع گرايي) ديني را گسترش دهد و معنويت آزاد را ترويج دهد و اينها يعني تيشه به ريشۀ‌ مذهب و شريعت . از اين ديدگاه استاد يك بدعت گذار است و مي خواهد با تكيه بر توانايي تفكري و تخصصي خود در علوم معنوي بدعت ها را به تدريج وارد دين كند . در اين فرض او تا حد بزرگترين و مخفي ترين مبلغ مسيح گرايي (نه مسيحيت گرايي) در كشورهاي اسلامي شناخته مي شود . با اين ديدگاه ، تأكيد استاد بر غيرمذهبي بودنش و بي ابايي ايشان از اعتراف به گناه و ديگر پديده هاي غير مذهبي در بعضي از سخنراني هاي عمومي ،روشي است براي جداسازي معنويت از دين . در اين فرض استاد فردي بسيار استثنايي و فوق العاده شناخته مي شود كه مورد توجه استكبار جهاني قرار گرفته است و توسط آمريكايي ها هدايت مي شود . اين همان فرضي است كه آمريكايي ها سالها پيش دربارۀ اشو راجنيش معلم بزرگ تانترا مطرح كردند مبني بر اينكه راجنيش مهرۀ‌ شوروي سابق در آمريكاست يا مشابه چيزي كه در بارۀ‌ كريشنا مورتي و دالايي لاما مطرح شده است . براساس اين فرضيه بدبينانه امنيتي عدم مخالفت مستقيم استاد با نظام نوعي تاكتيك تلقي مي شود و عدم برخورد ايدئولوژيك ايشان با اصول مذهبي و سنتي هم يك تاكتيك به حساب مي آيد. طبق اين نظر ، استاد قصد تصرف حكومت اسلامي و حتي تغيير در كليۀ‌ كشورهاي مسلمان را دارد. اين فرض مي گويد گسترش قدرت مردمي و راه اندازي تشكل هاي مردمي (ngo ) يك حركت خودجوش نبوده است بلكه برنامه اي طراحي شده از طرف استاد بوده است كه قدم به قدم اجرا شده .

اما اين تحليل و فرض امنيتي كه همه چيز را از پشت يك عينك كاملاً دودي و سياه مي بيند و اولين اصل آن بدبين بودن و به همه شك داشتن است ، تا چه حد مي توانددرست باشد؟ يك زماني مي گفتند آمدن موبايل به ايران يعني سقوط انقلاب و ايران اسلامي . چون مي گفتند آزاد شدن موبايل يعني دسترسي همۀ‌ مردم به وسيله اي مانند بي سيم ، با اين تفاوت كه اين بي سيم در آن واحد مي تواند با همه جا ارتباط داشته باشد و غيره . طبق اين فرض ورود پديدۀ موبايل يك توطئه برضد اسلام و نظام محسوب مي شد . چند سال قبل از آن ، اين گونه نظريه پردازان در مدارقرار گرفتن بعضي ماهواره هاي راديويي و تلويزيوني را نقشه اي براي براندازي كشورهاي اسلامي و در رأس آنها ايران تلقي مي كردند . براساس اين ديدگاه مردم دو گروه هستند ، عده اي متهم هستند و عده اي مجرم . هيچ چيز خوبي در اين دنيا نيست و همۀ‌ خوبي ها ، پوشش هايي هستند براي توطئه هاي شومي كه در دل آنها نهفته شده است . طبق توهم توطئه ، دكتر سروش جاسوس غربي هاست و كسي است كه براي نابودي اسلام و فلسفۀ اسلامي تيشه اي از جنس قلم به دست گرفته است . سعيد حجاريان شكل پيشرفته اي از مسعود رجوي است . آقاي مهاجراني يك مهرۀ‌ انگليسي است و خود آقاي خاتمي كسي است كه با نظريۀ‌ معروفش شانه به شانۀ آمريكايي ها زده است و اسلام را در خطر جدي قرار داده است .در گذشته اين فرض چنين حكم مي داد كه دكتر شريعتي نه اسلامي است نه انقلابي بلكه فردي التقاتي است و اعتقادات محكمي ندارد .

 

به فرض محال كه استاد چيزي نباشد كه ما ديده ايم ، شنيده ايم ،‌تجربه كرده ايم و يافته ايم . به فرض محال اين درياي بزرگي كه جلوي چشم ماست و هزاران بار تجربه اش كرده ايم و آثار اين تجربه را با خود داريم فقط يك سراب باشد . به فرض محال اين معدن جواهر يك معدن سنگ باشد و همۀ تعليمات و كارهاي استاد دروغ باشد (كه البته چون همۀ حرفها و كارهاي استاد انعكاس كلام خدا و اسم خدا بوده چنين تعميمي بسياربسيار خطرناك خواهد بود ) . به فرض محال استاد از روح خدا برخوردار نيست و خودِ خودِ شيطان است . فرضاً كه استاد جذام مسري دارد و فرض هاي ديگري كه سالهاست دشمنان استاد سعي در بافتن آن دارند، اما من بازهم و بازهم و بازهم به او عشق مي ورزم و او را با تمام وجودم دوست دارم و او را مي خواهم. او هر كه باشد و هر چه باشد ، من مسير حقيقي زندگي را با او يافته ام و با او طي خواهم كرد . او هر كه باشد ، خدا را دوباره برايم كشف كرده و خدا را به زندگي ام آورده و مرا به تسليم و خدمتگزاري واداشته است . او هركه باشد و هر چه باشد ، معلم محبوب من است ، دوست من است و روح من است . او حتي اگر دشمن من هم بشود ، اگر هزاران بار مرا از خود براند و اگر مرا قطعه قطعه كند باز هم به او عشق مي ورزم و تا ابد به او وفادارم . آيا كسي مي تواند از روح خود جدا شود . او كه با همۀ زندگي ام و با تمام وجودم مي دانم كه روح بزرگ و انساني آسمان وار است روح من است .

معاويون و منافقان سالهاست كه تلاش مي كنند بگويند ايليا چنين و چنان است. آنها هر راهي را كه مي توانستند ، ناجوانمردانه ترين و بي رحمانه ترين راهها را در چند ماهي كه استاد در اسارت حكومت بود رفتند . روش هايي كه حتي سازمانهايي مثل سيا ،كي جي بي (اطلاعات شوروي سابق) ، و سازمان اطلاعاتي اسرائيل و انگلستان هم تابحال انجام نداده اند چون آنها با اينكه هيچ ادعايي هم ندارند و خود را پسرعمۀ‌ پيامبر اسلام ، فرزند علي ، سرباز امام زمان و ولايت مدار نمي دانند ، بلكه خود را انسانهايي عادي و حتي طبق اعترافات خودشان بسيار آلوده مي دانند ، با اين وجود اين نوع رفتارها و عمليات ظالمانه و جنايتكارانه را بيش از حد ضدبشري و ضد انسانيت تلقي مي كنند . ما مي توانيم شبيه رفتارهايي كه مأموران كفتارصفت با ايليا داشتند را در شكنجه گاههاي مخوف معاويه و يزيد ، در شكنجه گاههاي خلفاي عباسي و نيز در اسناد تاريخي گشتاپو و اس اس كه مسئول قتل مخفيانۀ ميليونها نفر و ترور شخصيتي بسياري از بزرگان آن زمان بود ، جستجو كنيم . درزمان امروز اين رفتارها انطباق بسيار دقيقي با عملكرد شكنجه گران طالبان در افغانستان و عملكرد القاعده و بن لادنيزم دارد . مي خواهم فرض را بر اين بگذاريم كه دروغ بافي ها ، سندسازي ها و جعليات ادارۀ برخورد با اديان درست باشد ،فرض كنيم كه استاد مسائل زيادي دارد ، فرض كنيم كه استاد خطاهاي زيادي دارد ، فرض كنيم كه استاد مثل همۀ ما اشتباهات و انحرافات زيادي دارد ،حتي با وجود اين فرض هم او همچنان معلم و سرور و مقتداي ماست . مگر ما استاد را با ذهن دلالانه انتخاب كرديم كه بخواهيم در بارۀ او معامله كنيم ؟ ما او را با روح و قلب خود برگزيديم و تا ابد با او خواهيم بود . مگر ما استاد را بر اساس تبليغات تلويزيوني يا حكومتي پذيرفتيم ؟ ما او را طبق تبليغاتي كه خدا در روح و درون ما به راه انداخت انتخاب كرده ايم و تبليغ خدا حقيقت محض است . مگر او قيمتي از ما گرفته جز اينكه با تمام وجود خود براي خدمت به خدا به نجات ما مشغول بوده است . من فرض محال را براين مي گيرم كه استاد همان چيزي باشد كه حقه بازترين و دروغگوترين موجودات اين زمان يعني باند روباهها و ميكروب ها مي گويند ، فرض را بر اين مي گيرم كه آن چشمۀ زندگاني ، آن چشمۀ شفابخش و روح بخشي كه در اين سالها بارها و بارها از او نوشيده ام و هر بار در اين نوشيدن تواني جديد و نوري جديد يافته ام ، فرض محال را مي گيرم كه اين چشمۀ زندگي ، اين آب شفابخشي كه حتي با وجودي كه ماههاست او را نديده ام ، يك كوزۀ‌ پر از آن آب را دارم ، اين چشمۀ آب نيست و به قول منافقان حقه باز چشمۀ اسيد و آتش است . آيا كفتارها با حماقت و ناداني خود فكرمي كنند كه حتي اگر من چنين فرض محال و دروغي را هم راست بگيرم ، پيوند و وفاداري ام را از دست مي دهم ؟‌ مطمئن باشيد در خواب هم اين را نمي بينيد چه برسد به بيداري . خداوند او را در روح ما آشكار كرده است كه او كيست . شما كه هيچ ، كفتارهاي بزرگتر و روباههاي پيرتر از شما هم اگر در تمام عمر در گوش ما بخوانند نمي توانند چيزي را كه خدا در روح و قلب ما به ما نشان داده است ، از بين ببرند . خداوند با هزاران دريافت و رويا و تجربه و شهود بر ما آشكار كرده است كه او نجات دهنده و مقتداي ماست . اين نگاه را ما خودمان نساخته ايم كه آن را بتوانيم از بين ببريم . حتي استاد هم آن را براي ما نساخته و بارها ديده ايم و شنيده ايم كه چكاركرده تا اين نگاه و ايمان را بيازمايد و گاهي سعي كرده كه آنرا بشكند . اين نگاه و ايمان را ، اين وفاداري را ، اين پيوند و ارتباط را خداوند به ما داده پس هيچ چيز و هيچ كس ، هيچ حقه و نيرنگي و هيچ حقه باز و نيرنگ بازي نمي تواند آن را از ما بگيرد . اين وفاداري يك پيوند الهي است ، يك بركت و رحمت الهي است پس هيچ كس قادر نيست آن را از بين ببرد . شايد با زور و اجبار به ضرورت مدتي آن را پنهان كنيم و به تقيه كه از بنيانگذار شيعه ، صادق آل محمد (ص) آموختيم روي آوريم اما اگر هم موقتاً پنهانش كنيم قويتر و قويتر مي شود . اي نادان ها حضرات كفتار و حضرات منافق . باز هم مي خواهم فرض بدتري را مطرح كنم . بر فرض كه خدا هم اين رحمت و بركت را از ما دريغ كرده بود و چيزي از درون و در روح و دريافتمان بر ما آشكار نشده بود ، بر فرض محال حرفهاي حقه بازانۀ شما درست بود و استاد انحراف و خطا داشت . خوب مگر اين همه بزرگان تاريخ و اين همه بزرگان اديان مسائل نداشته اند …

 

در پايان اين مكتوب يك بار ديگر هم آخرين عزم و عهد و روش خود را اعلام مي كنيم. فرض كنيم همۀ ديدگاههايي كه دربارۀ استاد هست ،حتي آنها كه متناقض همديگر وبر ضد هم هستند درست باشند يا همۀ آنها غلط باشد . فرض كنيم استاد همان چيزيست كه تجربه ها ، نشانه ها، روياها و دريافتهاي ما در اين سالها به ما گفته اند يا اينكه فرض كنيم همۀ تجربه هاي ما دروغ بوده ، همۀ نشانه ها دروغ است ، همۀ روياها دروغ بوده اند ،‌فرض كنيم كه استاد يك انسان بزرگ است يا روحي از خداوند يا يك انسان معمولي و مثل همۀ ما يا يك كافر و ديوانه و بدعت گذار يا يك شياد يا ليدر آمريكايي ها يا حتي شيطان . من او را با تمام وجودم دوست دارم و به تعليمات او عشق مي ورزم . من دلال نيستم كه ببينم چه چيزي گيرم مي آيد تا پا به ميدان بگذارم و اگر نبود فرار كنم ، من معلم خود را عاشقانه دوست دارم . نه چون خدا يا روح خدا يا انساني بزرگ يا شيطان يا آدم معمولي است. او را دوست دارم چون خوبترين چيزهاي زندگي ام را از او آموختم . او را دوست دارم چون نوراني ترين انديشه ها را از او به يادگار دارم . او را دوست دارم چون او كاشف دوبارۀ خدا براي من است و مرا متوجه خدا و جوياي خدا كرده است . او را دوست دارم چون تسليم به خدا و خدمت به خدا با او برايم معنا گرفت . او را مي خواهم چون او عالي ترين و عميق ترين بشري است كه تا بحال تجربه كرده ام . او را مي خواهم چون عظمت اسم خدا را او به من ياد داد . او را دوست دارم چون با او دوباره متولد شده ام و زندگي من با او و در او معنا دارد . من معلم و راهنماي خود را دوست دارم چون خدابا اوست . به او عشق مي ورزم چون دوست داشتني است . اما مي خواهم بگويم اگر حتي جنون آميزترين و نفرت انگيزترين فرض ها در بارۀ‌ استاد من درست مي بود ،اگر او حتي كافر هم مي بود ، اگر او بر ضد من و دشمن من مي بود ، بازهم او را مي خواهم . باز هم او را دوست دارم . باز هم تا ابد به او وفادارم و تا ابد با او خواهم بود . چند سال پيش يكبار استاد به من گفت تو هميشه با من هستي … من مي دانم و بلكه با تمام ذرات وجودم مطمئنم كه مقصد او فقط وفقط خداست . اما اگر مقصد او جهنم هم بود با همۀ اشتياق و وفاداريم با او همراه مي شدم چون مي دانستم او در جهنم و براي جهنميان هم طرحي الهي دارد :‌نجات جهنميان ازآتش پشيماني و محروميت از نور و حضور.

 

منصورون – فرزندان ایلیا

www.MasterElia.org

لینک‌های مرتبط:

سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار

برچسب دروغین فرقه انحرافی به استاد پیمان فتاحی ,برچسب دروغین فرقه انحرافی به استاد فتاح ,برچسب دروغین فرقه انحرافی به ایلیام پیمان فتاحی ,برچسب دروغین فرقه انحرافی به ایلیا رام الله ,برچسب دروغین رهبر فرقه ضاله به استاد پیمان فتاحی ,برچسب دروغین رهبر فرقه انحرافی به استاد فتاح ,برچسب دروغین رهبر فرقه به ایلیام پیمان فتاحی ,برچسب دروغین رهبر فرقه به ایلیا رام الله ,برچسب دروغین سرکرده فرقه ضاله به استاد پیمان فتاحی ,برچسب دروغین سرکرده فرقه انحرافی به استاد فتاح ,برچسب دروغین سرکرده فرقه به ایلیام پیمان فتاحی ,برچسب دروغین سرکرده فرقه به ایلیا رام الله ,اتهام دروغین فرقه گرایی , بدعت در دین , انحراف , به استاد پیمان فتاحی ,اتهام دروغین فرقه گرایی , بدعت در دین , انحراف , به ایلیا رام الله ,اتهام دروغین فرقه گرایی , بدعت در دین , انحراف , به استاد فتاح ,اتهام دروغین فرقه گرایی , بدعت در دین , انحراف , به استاد الیاس رام الله ,بانک اطلاع رسانی ضد فرقه ,برچسب و اتهام دروغین عرفان کاذب عرفان نوظهور معنویت انحرافی به استاد پیمان فتاحی ,برچسب و اتهام دروغین عرفان کاذب عرفان نوظهور معنویت انحرافی به ایلیامیم ,برچسب و اتهام دروغین عرفان کاذب عرفان نوظهور معنویت انحرافی به ایلیا رام الله ,برچسب زنی به شاگردان ایلیا رام الله پیمان فتاحی در مورد ترویج فرقه گرایی

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

تحريف و مونتاژ گزارش هاي مردمي ایلیا میم-معلم بزرگ تفکر

تحريف و مونتاژ گزارش هاي مردمي

در سال 1386 يكي از نهادهاي مرموز امنيتي براي تخريب ايليا «ميم» و بي اعتبار سازي او در سطح جامعه به روش قديمي و تجربه شدۀ تحريف و مونتاژ متوسل شد. اين نهاد مرموز امنيتي كه داراي شبكه اي عظيم از امكانات و اهرم هاي رسانه اي و داراي نفوذ در مراكز مختلف بود، بعد از دسترسي به برخي از اسناد مرتبط به ايليا «ميم» كه به قول يكي از مأموران آن از طريق «ربايش» به دست آمده بود، با واقعيتي بزرگ و تكان دهنده روبرو شد: صدها نفر از مردم، در بارۀ معلم بزرگ ايليا «ميم» گزارش هايي مي دادند كه همۀ اين گزارش ها به نوعي حكايت از قدرت خدادادي و عظمت روحي اين معلم بزرگ داشت. برخي از اين افراد تاكنون ايليا را نديده بودند و حتي چيزي در بارۀ او نشنيده بودند. اين گزارش ها كه به گزارش هاي مستند مردمي شهرت يافت شامل چند دسته مي شد : يك – تجربه هاي غيرحضوري مردم در ارتباط با استاد.  دو- تجربه هاي حضوري آنها از نيروي الهي و شعور نوراني استاد.  سه- كساني كه رؤياهاي عجيب و استثنايي در بارۀ استاد ديده بودند.  چهار- كساني كه پيش از اين استاد را نديده بودند و رؤياهايي خارق العاده و تكان دهنده در بارۀ او ديده بودند كه بعد از ملاقات، استاد را شناخته بودند .

وقتي كه اين نهاد امنيتي كه اختصاراً اِبا ناميده مي شود با اين اسناد تكان دهنده برخورد كرد تنها راه حل را در تحريف و مونتاژ اين فيلم ها ديد. به همين دليل، گزارش هاي مستند مردمي مورد تحريف قرار گرفت. بخش امنيتي اديان از طرق مختلفي به جعل و تحريف اين گزارش هاي مستند دست زد كه برخي از آنها عبارت بودند از:

به ابتداي بعضي از اين گزارش ها، مصاحبه هايي اضافه شد كه با برخي از افراد انجام شده بود با اين محتوا كه رؤياها حجت نيستند و اصالت ندارند.

همين افراد مي گفتند كه برخي ازاين خوابهاي خارق العاده و رؤياهاي بسيار عجيبي كه مردم در بارۀ معلم بزرگ ايليا «ميم» ديده اند نتيجۀ تسخير و تصرف روحي است كه از جانب اين فرد در افراد اعمال شده است. اما آنها فراموش كردند كه هزاران نفر چنين رؤياهايي را ديده بودند و بعضي از آنها هيچ آشنايي قبلي با استاد نداشتند. برخي از آنها از كشورهاي ديگر اين گزارش ها را ارسال كرده بودند و حتي بعضي از گزارش دهندگان زمان رؤياي خود را به سالها قبل و حتي زمان كودكي و نوجواني خود مربوط مي دانستند. (اين افراد ده تا بيست سال بعد با استاد آشنا شدند)

در ابتداي برخي از گزارش هاي مستند مردمي مربوط به رؤيا، با دو روانشناس صحبت مي شود و آنها مي گويند كه اين رؤياها و تجربه هاي حضوري (تجربۀ اعمال خارق العاده و نشانه هاي قدرت الهي) چيزي جز توهم و نشانۀ گرايش شخص به بيماري هاي رواني نيست؛ و البته بسياري از گزارش دهندگان و شاهدان كساني هستند كه در بالاترين مراتب علمي، فرهنگي و تحصيلات دانشگاهي قرار دارند و بعضي از آنها اساتيد دانشگاه مي باشند.

قبل از بعضي از گزارش هاي مستند تجربيات (حضوري و غيرحضوري)، يك كارشناس امنيتي كه تصوير او معلوم نيست توضيح مي دهد كه همۀ اين اعمال چشم بندي، تردستي و شعبده است. سپس برش هايي از متن داخلي خود فيلم ها پخش مي شود كه ابتدا و انتهاي آنها حذف شده است و ناجوانمردانه ترين و حقه بازانه ترين استفادۀ ممكن صورت گرفته است. بعنوان مثال گزارش دهنده در طول حرفهاي خود مي گويد  «ما قصد داشتيم استاد را بزرگ كنيم». بعد از اين جمله، گويندۀ مربوطه نتيجه مي گيرد همۀ اين كارها براي بزرگ سازي اين فرد (ايليا «ميم») و بت سازي بوده است. اما وقتي كه به اصل فيلم رجوع مي كنيم جملۀ كامل به اين شكل است: «همۀ ما استاد را دوست داشتيم و با توجه به تجربيات خارق العاده اي كه از او داشتيم و كارهاي بزرگي كه از او ديده بوديم مي خواستيم اينها را براي ديگران بازگو كنيم ولي چون استاد با اين كار موافق نبودند ما اخبار مكتوم را براي همه بيان نمي كرديم. با اين وجود دشمنان استاد  مي گفتند كه ما قصد داشتيم استاد را بزرگ كنيم». مشخص است كه با حذف جملات قبل از جملۀ مورد  نظر تحريف گران، كل معنا وارونه مي شود. در جاي ديگري از اين فيلم هاي تحريف شده، بعد از پخش چند گزارش مستند از تجربيات خارق العاده و مشاهدات حضوري مردم، قطعه اي از فيلم معلم بزرگ ايليا «ميم» پخش مي شود كه با همين روش ابتدايي، جعل و تحريف شده است. بعد از اين، تعدادی از گزارش هاي مستند كه در بارۀ استاد ايليا «ميم» مي باشد، قطعه كوتاهي فيلم با اين مضمون پخش مي شود: «اينها همه يا دروغ است يا توهم و گزارش دهندگان يا در اشتباه بوده اند يا دانسته و به قصدي دروغ گفته اند. من هيچ وقت اينها را تأييد نكردم و همه را هم غيرواقعي مي دانم و اين را هم چند بار تذكر دادم ». اين حرف كه مي تواند براي بيننده كاملاً فريبنده باشد و او را بطور كامل از حقيقت موضوع منحرف و دچار توهم كند، بريده اي است از يك فيلم مصاحبه و قسمتي از جواب استاد به اين سوال است كه «مي گويند شما از راه دور در آمريكا يك نفر را بعد از مرگ مغزي زنده كرده ايد و گفته ايد كه مي توانيد در هر نقطه از دنيا زلزله بوجود بياوريد.» سپس استاد ايليا «ميم» در پاسخ به اين موضوع مي گويند: «اينها همه يا دروغ است يا توهم و گزارش دهندگان يا در اشتباه بوده اند يا دانسته دروغ گفته اند. من هيچ وقت اينها را تأييد نكردم و همه را هم غيرواقعي مي دانم و اين را هم چند بار تذكر دادم».

 

فرومايگان سعى مى‏كنند با دروغ از موانع عبور كنند و همين به پليدى آنها منجر مى‏شود و موجب سقوط آنها مى‏گردد. هنر آنست كه تو بدون دروغ و براساس راستى به حل مسائل‏ات بپردازى. ایلیا «میم »

 

 

 

در قسمتي ديگر از فيلم، فردي كه خود را مطلع نشان مي دهد، در بارۀ اين گزارش هاي مستند اظهار نظر مي كند كه: «برخي افراد با استفاده از قدرتهاي شيطاني و با استمداد از روح شيطان قادرند كارهاي عجيب و غريب انجام دهند و با كمك شيطان و اجنه بسياري را شفا دهند يا آينده را پيش گويي كنند يا در چيزهاي مختلف تصرف و نفوذ كنند و حتي ارواح انساني را به تسخير خود در بياورند. حتي ما نبايد بعيد بدانيم كه يك انسان تجسم خود شيطان باشد». با توجه به محتواي كل فيلم، كاملاً مشخص است كه منظور اين شخص، استاد مي باشد. اما مونتاژ كاران و جعل كنندگان اين فيلم فراموش مي كنند كه دچار تناقض گويي هاي فاحش شده اند، اگر اتفاقي چشم بندي است (يعني همان اتهامي كه به گواهي آيات متعدد و مكرر قرآن متوجه همۀ بزرگان، همۀ انبياء و اولياء الهي بوده است) چطور اين اتفاقات اصلاً وجود نداشته است (با استناد به قطعۀ جدا شده از فيلم استاد) يا چطور اين اتفاقات با توجه به شيطان واقعي و تبديل به سحر و جادو مي شود. اما نكتۀ بسيار مهم اين است كه بعد از خروج استاد ايليا «ميم» از زندان، كارهايي خارق العاده و حيرت انگيز از بعضي از شاگردان استاد هم ديده شد. بعد از تخريب هاي پي درپي و ترور شخصيتي استاد، رؤياهاي عجيب و تكان دهنده، بسيار بيشتر از گذشته ديده شد و گزارش هاي شاهدان و تجربه كنندگان دچار رشد و سير صعودي شد…

 

همه اين تحريف ها، به طور طبيعي و با نشانه هايي كه تا آن زمان رخ داده بود و پس از آن نيز تكرار شد و ادامه يافت، بر ملا شده بود.

لینک‌های مرتبط:

سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار

برچسب دروغین بنیانگذار فرقه به ایلیا رام الله ,بررسی و آشنایی ,آسیب شناسی عرفان های نوظهور ,اسیب شناسی معنویت های نوپدید ,اسیب شناسی عرفانهای کاذب ,آشنایی و نقد و بررسی جریان های نوپدید دینی ,آشنایی و نقد و بررسی جریان های شبه معنوی نوپدید دینی ,برچسب دروغین مدعیان دروغین به اساتید معنوی چون سای بابا ایلیا رام الله پیمان فتاحی اوشو ,برچسب دروغین مدعی دروغین به اساتید معنوی چون سای بابا ایلیا رام الله پیمان فتاحی اوشو ,اتهام دروغین ترویج عقاید انحرافی به شاگردان ایلیا رام الله پیمان فتاحی ,فرقه شناسی ,آشنایی و نقد و بررسی جریان های  نوپدیدشبه معنوی  ,برچسب دروغین جریان انحرافی به استاد پیمان فتاحی ,برچسب دروغین جریان انحرافی به استاد فتاح ,برچسب دروغین جریان انحرافی به ایلیام پیمان فتاحی

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

%d bloggers like this: