Posts Tagged With: اعتراف

دروغ بزرگ دایره مذاهب اطلاعات علیه استاد ایلیا با انگِ فرقه رام الله به او

دروغ بزرگ دایره مذاهب اطلاعات علیه استاد ایلیا با انگِ فرقه رام الله به او

سالهاست که بخش مخوف اداره ادیان سعی دارد استاد پیمان فتاحی را سرکرده فرقه نوظهور رام الله بخواند. این اداره سیاه امنیتی فعالیت های جمعیت الاهیون (شاگردان ایلیا) را اقدامات فرقه رام الله معرفی کند. این دایره امنیتی، مقاله، فیلم، برنامه های تلویزیونی تخریبی و تحریفی و دروغینی درباره ی تاریخچه رام الله می سازد. در مقابل، تجربه شاگردان ایلیا از او و تعالیمش چیزی غیر از برچسب ها و انگ های دروغینِ دایره مذاهب را می گوید. و در واقع رام الله به معنی رام و خدمتگزار خداوند است.

متن پیاده شده گفتگویی است انتقادی توسط گروه حزب ا…با ایلیا رام الله (پیمان فتاحی) که ایشان را موسس فرقه ونحله های انحرافی و شیطان پرستی در ایران می نامند.مصاحبه هایی که طبق گفته آنها با سرکرده این فرقه انحرافی به انجام رسیده است آنها حتی نتوانستند دروغی را از لابلای این مذاکره بیابند. به گفته دایره مذاهب وزارت اطلاعات، ایلیا رام الله رهبر جمعیت ال یاسین، فرقه ای منحرف و شیطانی است است که سعی در به راه انداختن جریانی منحرف و شکل دادن دینی نوین دارد.ازجمله اتهامات بی اساسی که به الیاس رام الله وارد شده است اشاعه ی پورالیزم دینی، قراعت خشک و دینی منجمد، تلفیق اسلام و مسیحیت،ترویج فرهنگ غرب و غرب مآبی،مرید و مراد سازی و…غیره است.

آفتاب آمد دلیل آفتاب

گفت و گوی انتقادی

(قسمت اول)

34. فكر نمیكنم اینطوری باشد. اگر مایل هستید من میتوانم نمونههای زیادی از این تناقض را برایتان فهرست كنم. شما مسئله مخالفت با مریدسازی را مطرح میكنید اما عملاً دهها هزار مرید و فدایی بدور خود جمع كردهاید. اطرافیان شما از هفتاد و دو ملت هستند. حزباللهی، دانشگاهی، غربزده، لامذهب و مذهبی و این خودش حكایت از رفتار متناقض شما دارد. شما بر خلاف حرفهای دو آتشهای كه دربارة دین میگویید كمترین ویژگیهای ظاهری افراد مذهبی، حتی ریش هم ندارید. با وجود تأكید به ساده برخورد كردن برای دیدن شما باید از هفتخوان رستم گذشت. دیدن رییس سازمان ملل هم از دیدن شما آسانتر است. این همه پیچیدگی و رمزیكاری برای چه چیزی است؟ از یك طرف میگویید آدم معمولی هستید و از یك طرف دیگر میگویید اگر مجبور شویم خاورمیانه را یك ساعته با زلزله شخم میزنیم، فلان كشور را زیر آب میبریم، مردگان را زنده میكنیم و لابد آسمان را هم به زمین میآورید. كدام آدم معمولی چنین حرفی میزند؟ اینها همه تناقض است.

شما كه قرآن را میزان قرار میدهید و در همان حال مباحث درسی دربارة ارواح و اسرار میگذارید اسم اصلی این كارها چیست؟ اگر پیشبینی آینده و زلزلهساختن و شفا و جادوگری با قرآن و اسلام همخوانی داشت پیامبر اسلام (ص) و اهل بیت (ع) بیشتر از هر كسی به آن عمل میكردند. اگر حرفهای شما از قلب قرآن بیرون آمده چرا این همه بزرگان و مجتهدین و آیات عظام و مراجع تقلید حرف مشابه شما نزدهاند؟ آیا همة آنها در خواب غفلت بودهاند و فقط شما یك نفر بیدار هستید؟ اگر شما اینقدر قدرت دارید و به قول خودتان خدا همهجوره با شماست پس چرا جلوی ظلمهای اسرائیل و آمریكا را نمیگیرید؟ اصلاً آیا شما معنی عدالت را میدانید؟ مرجع تقلیدتان كیست؟

چشم تو آلوده به نفاق است و فكر تو متفرق است. یكی نیستی پس نمیتوانی یكی را ببینی. تو به دنبال آن هستی تا تصورات دوگانهات را در بیرون از خودت پیدا كنی به همین دلیل تفاوتها را تناقض میبینی.روش سؤال پرسیدن و خبر دادن تو مثل دادگاههای تفتیش عقاید است. دو جمله را میگویی اما پنج جمله قبل و بعد از آن را نمیگویی. نقل قول میكنی اما سمت و سوی آن را عوض میكنی. كلیت و اصل موضوع را نمیگویی اما جزئیات را با تغییرات اندكی به عنوان اصل موضوع مطرح میكنی. واقعیتها را با ابهامات و حدسیات و خیالات آمیخته میكنی و آن را به عنوان یك واقعیت مسلم و جدی طرح میكنی. سؤال میپرسی اما جواب را نمیخواهی، تأیید بدبینی و كجبینیات را میخواهی. قبل از اینكه به قضاوت بنشینی رأی میدهی. روش قضاوت تو مثل سنگ در تاریکی انداختن است و وقتی سنگهایت تمام میشود شروع به توهین و فحاشی میکنی. برای ماهی گرفتن از تور پاره استفاده میکنی، بنابراین واقعیتها در تور اندیشه هایت نمی افتد. آینهای که برای دیدن حقیقت از آن استفاده میکنی آنقدر کدر و ناهموار و ناهنجار است، که کوه را چاه نشان میدهد و چاه را کوه، رودخانه را به صورت مار افعی بزرگ به رویت ات میرساند و مار را مانند ریسمانی به تو نشان میدهد که میتوانی از چاه بیرون بیایی. این مار ریسمان نما نفرت تو است. تو پر از کینه و نفرتی، و فقط به دنبال این هستی که قالبی برای بروز آن پیدا کنی. امروز من بودم اما فردا چیز دیگری را پیدا میکنی و پس فردا چیز دیگر. نفرت زدگی، تاریکی است و راه به خداوند بخشنده و مهربان که شروع قرآن و سورههای قرآن است، و ابتدای کلام خداست ندارد. حتی اگر خدا هم خود را به چنین جماعتی نشان دهد آنها خدا را محكوم میكنند و انكار میكنند و برای از میان بردناش نقشه میكشند چه برسد به بنده و خدمتگزار خدا.

اینها همه تناقضها و دوگانگیهای درونی خود تو است که آن را در آینه وجود دیگری میبینی. چشم تو از نور محروم است و در تاریکی میبیند. در تاریکی، چه بسا درخت انجیر مانند دیو به نظر آید و درخت زیتون شبحی در کمین شمرده شود. وقتی چشم انسان از نور تهی شود و انسان در تاریکی روح خود به جهان نگاه کند او واقعیتها را همانند سایه ها، زندگان را بسان مردگان و مردگان را چنان میبیند که انگار زنده شده اند.

گفت و شنودی با ایلیا «میم» رام الله (پیاده شده از فیلم)

برگرفته از کتاب آمین – جلد اول

برای خواند ادامه این مطلب اینجا را کلیک نمایید

https://aamen1.wordpress.com/2013/01/05/%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D8%AC%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%A7-%D9%85%DB%8C%D9%85/

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

دایره مذاهب اطلاعات گزارشات مردم درباره ی ایلیا رام الله را تحریف و مونتاژ کرده و او و شاگردانش را فرقه ضاله رام الله می خواند


اداره برخورد با اديان وزارت اطلاعات بارها سعي كرده كه ايليا رام الله را به عنوان سر كرده فرقه ضاله ي رام الله معرفي كند و شاگردانش را فرقه نو ظهور رام الله بخواند. اما روياها و تجارب گزارش شده درباره ایلیا (پیمان فتاحی) چيز ديگري مي گويند. طالبان مذهبي سعي مي كند فعاليت هاي ال ياسين (شاگردان ایلیا) را اقدامات فرقه رام الله معرفي كند. بازجویان اطلاعات داستان هايي براي تاريخچه رام الله ساخته كه با اندكي تحقيق مي توان دريافت كه تاريخچه رام الله ارتباطي به هند و فلسطين ندارد.

تحریف و مونتاژ گزارش های مردمی

به روایت ال یاسین (شاگردان ایلیا میم)

در سال 1386 یكی از نهادهای مرموز امنیتی برای تخریب ایلیا «میم» و بی اعتبارسازی او در سطح جامعه به روش قدیمی و تجربه شدۀ تحریف و مونتاژ متوسل شد. این نهاد مرموز امنیتی كه دارای شبكه ای عظیم از امكانات و اهرم های رسانه ای و دارای نفوذ در مراكز مختلف بود، بعد از دسترسی به برخی از اسناد مرتبط به ایلیا «میم» كه به قول یكی از مأموران آن از طریق «ربایش» به دست آمده بود، با واقعیتی بزرگ و تكان دهنده روبرو شد: صدها نفر از مردم، دربارۀ معلم بزرگ ایلیا «میم» گزارش هایی می دادند كه همۀ این گزارش ها به نوعی حكایت از قدرت خدادادی و عظمت روحی این معلم بزرگ داشت. برخی از این افراد تاكنون ایلیا را ندیده بودند و حتی چیزی در بارۀ او نشنیده بودند. این گزارش ها كه به گزارش های مستند مردمی شهرت یافت شامل چند دسته می شد : یك – تجربه های غیرحضوری مردم در ارتباط با استاد. دو- تجربه های حضوری آنها از نیروی الهی و شعور نورانی استاد. سه- كسانی كه رؤیاهای عجیب و استثنایی دربارۀ استاد دیده بودند. چهار- كسانی كه پیش از این استاد را ندیده بودند و رؤیاهایی خارق العاده و تكان دهنده دربارۀ او دیده بودند كه بعد از ملاقات، استاد را شناخته بودند .

وقتی كه این نهاد امنیتی كه اختصاراً «اِبا» نامیده می شود با این اسناد تكان دهنده برخورد كرد تنها راه حل را در تحریف و مونتاژ این فیلم ها دید. به همین دلیل، گزارش های مستند مردمی مورد تحریف قرار گرفت. بخش امنیتی ادیان از طرق مختلفی به جعل و تحریف این گزارش های مستند دست زد كه برخی از آنها عبارت بودند از:

برای خواند ادامه این مطلب اینجا را کلیک نمایید

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

بررسی رویاها و دیدگاههای پیرامون-به قلم یکی از شاگردان ایلیا میم

هنر رؤيابيني (قسمت دوم)

باطني ,اختلاف , ديدگاه‏, پيرامون, رؤيا , مردم ,  مصداق‏, متعددي, بزرگان ,بشر,  رشته‏ ,ظاهري ,باطني, رؤياي , فرويد, يونگ, آدلر, كورير, هارت , روان‏شناسان , روان‏كاوان, زاويه , شرق, ساحران, روح‏گرايان , ماترياليست, تحقيقات ,آزمايشگاهي , اعتراف , واقعيت‏هاي باطني , پيامبران ,رؤيابين, كلمه ,نبي, رؤياهاي الهي , انبياء, , غيب الهي ,ارتباط ,  مكتب‏هاي باطني , اسرارگرا ,دانش رؤيابيني , هنر رؤيابيني , تولتك, اكنكار ,روح‏زايي, شمنيزم , تحقيق , تفكر,ایلیا میم, ایلیا, رام الله, ایلیا, پیمان فتاحی ,جمعیت ال یاسین ,الیاس رام الله
(1)همچون ديگر پديده‌هاي باطني، رؤيابيني نيز تاكنون در سطح متعارف (عمومي ‌و عاميانه)، نامتعارف (خاص و غير عمومي) و اسراري به تجربة بشر رسيده است. براساس هنر رؤيابيني در الاهيسم و آنچه دانش روح‌زايي در اين‌باره بيان مي‌كند، رؤيابيني و رؤياها در سه حيطة‌ كلي اتفاق مي‌افتند. حيطة اول، رؤياهاي مردمي‌است. اين حيطه داراي دو سطح است. يك سطح آن شامل رؤياهاي عادتي و همه‌گير است كه تقريباً همة مردم آن را مي‌بينند. سطح دوم، رؤياهاي زنده و قطره‌اي است. رؤياهايي خاص كه براي عدة كمتري از مردم رخ مي‌دهد. دو حيطة‌ ديگر رؤيا ‌عبارت است از رؤيابيني نبوي و هنر رؤيابيني خلاق كه هر يك از اين‌ها نيز خود داراي حوزه‌ها و سطوح مختلفي‌اند. قاعدتاً همة شما كم و بيش با رؤيابيني، آن‌طور كه براي همة‌ مردم اتفاق مي‌افتد، آشنايي داريد. اين نوع خواب‌ها عموماً انعكاس تمايلات، ترس‌ها و فشارهاي دروني انسان هستند. از چيزي مي‌ترسيم و در عالم خواب، ترس خود را كه اكنون به يك تصوير فيلم مانند تبديل شده، مي‌بينيم. به چيزي ميل داريم و نتوانسته‌ايم ميل خود را آن‌طور كه بايد، به عمل در آوريم بنابراين خواسته يا تمايل ما يا نيمه‌كاره مانده، يا سركوب شده يا هنور فرصت بروز پيدا نكرده. بنابراين همين تمايل بروز نكرده (به هر دليل) خودش به يك صحنة رؤيا تبديل مي‌شود. مجموعة چيزهايي كه در طول بيداري توجه ما را به خود جلب مي‌كنند و تفكر ما را به خود مشغول مي‌سازند، اگر حسابشان در همان زمان بيداري تسويه نشود، خود را به شكل متناسب در عالم رؤيا بروز مي‌دهند… بعد از رؤياهاي عادتي معمول كه براي اكثر مردم رخ مي‌دهد گروه ديگري از رؤياها قرار دارند كه تعداد كمتري از مردم موفق به تجربة آن مي‌شوند. اين‌ها رؤياهاي خاص هستند. و اما رؤياهاي خاص. اين رؤياها گاهي و آن هم براي معدودي از مردم اتفاق افتاده و ممكن است اتفاق بيفتد. اما همين گه‌گاه بودن چنين رؤياهايي نشان‌دهندة آن است كه مي‌توان از راه‌هايي، اين حيطة رؤيابيني را از طرق هماهنگي به كنترل درآورد. به عبارتي چنين رؤياهايي را به صورت كنترل شده و گزينشي تجربه كرد. در الاهيسم و دانش روح‌زايي، به چنين رؤياهاي خاصي «رؤياهاي زنده و قطره‌اي» گفته مي‌شود. حيطة «رؤياهاي زنده» دومين حيطه از جهان رؤيابيني است. اگر مرحلة اولية خواب ديدن را كه رؤياهاي فراگير و عمومي ‌است، رؤياهاي مرده و نيمه‌جان فرض كنيم، رؤياها پس از عبور از اين مرحلة‌ عادتي و همگاني، به دليل تماس با «آتش روح» دچار «تولد» شده و زنده محسوب مي‌شوند . . . رؤياهاي زنده، همان‌طور كه از نامشان پيداست زنده هستند و بنابراين حامل قطراتي از نور و حيات مي‌باشند. از اين‌رو در روح‌زايي به آن‌ها رؤياهاي «قطره‌اي» هم گفته مي‌شود. رؤياهاي قطره‌اي ممكن است براي هر انساني رخ دهد اما براي عدة معدودي، اين رؤياها به صورت مكرر اتفاق مي‌افتند. اين قطرات نور كه به صورت رؤيا تجسم پيدا كرده‌اند مي‌توانند حامل اخباري از گذشته و آينده باشند يا ناشناخته‌ها و ناگفته‌هاي زمان حال را بيان كنند. بسياري از مردم ممكن است خواب‌هايي ديده باشند كه در آينده عيناً يا مشابه آن اتفاق افتاده باشد يا در خواب متوجه چيزهايي شده باشند، كه در بيداري قادر به دانستن آن‌ها نبوده‌اند. نمونه‌هاي زيادي وجود دارد كه افراد در طول خواب به راه‌حل مسائل خود دست پيدا كرده‌اند. تقريباً در بيشتر مواقعي كه حادثه‌اي طبيعي به ويژه حوادث ناگوار رخ داده است، افرادي قبلاً آن‌را در پرده يا به صورت مستقيم، در خواب ديده‌اند . . . البته موضوع رؤياهاي قطره‌اي هميشه هشدارها و بشارت‌ها و دسترسي به اطلاعاتي دربارة گذشته و آينده نبوده بلكه بعضي از اين قطرات رؤيا، در درونِ خود، حاوي انرژي بوده‌اند. اين شكل از رؤياهاي انرژيايي ممكن است براي رؤيابين، انرژي شفا‌بخش يا مخرب را به ارمغان آورده باشند. حتي شكلي از رؤياهاي انرژيايي وجود دارد كه شخص بعد از ديدن آن، تا پايان عمر خود واجد نوعي انرژي (و اكثراً انرژي شفابخش) بوده است. بنابراين شخص بعد از ديدن چنين رؤيايي در اثر ارتباط گرفتن از طريق اين رؤيا به يك شفا‌دهنده (با انرژي محدود) تبديل شده است . . . رؤياهاي زنده گاهي مي‌توانند به صورت مشاور و راهنما عمل كنند. يعني بر اساس آنكه زنده‌اند، در طول بيداري، رؤيابين بر اثر تمركز بر آن، با آن مشورت كرده است و از طريق آن راهنمايي شده است. چنين رؤياهايي، حتي گاهي در طول زمان، نقش يك معلم را براي فرد ايفا كرده‌اند. به عبارتي شخص، رؤيايي ديده است كه اين رؤيا در شرايط مختلف، به صورتي راهگشا و راهنما تفسير و تعبير مي‌شود. اين‌گونه رؤياها (رؤيا‌هاي زنده و قطره‌اي) در مواقعي توانسته‌اند به عنوان واسطه‌اي بين انسان و موجودات غيبي و به ويژه ارواح مردگان عمل كنند. در اين شرايط، رؤيابين از طريق خواب خود توانسته است با ارواح رابطه برقرار كند يا اينكه ارواح با او ارتباط برقرار كنند. رؤيا‌هاي قطره‌اي درواقع قطراتي هستند كه از عالم غيب به سمت انسان مي‌آيند. اما اين قطره‌ها ممكن است آن‌قدر قوي باشند كه حتي انسان را، در حين رؤيا، با خود به سفري در حيطه‌ها و زمان‌ها و مكان‌هاي ديگر ببرند. افرادي كه در طول خواب، داراي تجارب واقعي خروج (از جسم) و سفر به نقاط ديگر شده‌اند، ممكن است با چنين قطره‌هايي برخورد كرده باشند . . . رؤياهاي زنده مستقيماً آگاهي و هوشياري انسان را تحت تأثير خود قرار مي‌دهند و ميزان درك انسان را (به طوركلي يا جرئي) تغيير مي‌دهند. لذا بسياري از رؤيابينان، اين موضوع (دگرگوني معرفت( را مهم‌ترين تأثير رؤيا مي‌دانند كه البته اين نگاه در بين همة گروه‌هاي رؤيابيني عموميت ندارد . . . در اينجا قصد ندارم به همة مصداق‌هاي رؤياي زنده و قطره‌اي اشاره كنم؛ اين چيزي است كه همة ما با كمي‌دقت و جستجو در رؤياهاي خود يا خواب‌هاي اطرافيان‌مان مي‌توانيم فهرست‌اش را به دست بياوريم. اما اين نكته را نگفته نگذارم كه اگر قدر رؤياهاي زنده و قطره‌اي را بدانيم و با آن‌ها برخوردي قدرشناسانه و توأم با معرفت داشته باشيم، انتظار مي‌رود كه رؤياهاي ما مسير تكاملي خود را با سرعت و جديت بيشتري طي كنند. در اين صورت، قطرات حياتي نهفته در رؤيا بزرگ‌تر مي‌شوند، ظرفيت رؤياها براي حمل كردن قصدها و نتايج مختلف بيشتر مي‌شود، كارهاي بيشتري از رؤيا‌هاي ما ساخته مي‌شود و كارايي‌هاي آن‌ها بالاتر مي‌رود. رؤياهاي زنده نشانه‌اي از آن هستند كه هنوز آتش روح ما خاموش نشده و روح ما هنوز زنده است (اما اين، تنها نشانة آتش روح نيست) بنابراين مي‌توانيم اين آتش را فروزان‌تر كنيم؛ مي‌توانيم جرقه را به صاعقه تبديل كنيم و حتي با پرورش روح خود، كرم شب‌تاب را به خورشيد جهان‌تاب بدل نماييم . . . در اين مقطع از رؤيابيني (رؤياهاي زنده و قطره‌اي) رؤياها مي‌آيند و مي‌روند. هر وقت بخواهند، ديگر نمي‌آيند. خيلي وقت‌ها خبري از آن‌ها نيست و گاهي سرزده پيدايشان مي‌شود. در اين مرحله، ما هيچ كنترلي بر رؤيا‌هاي خود نداريم. حتي اگر براي كنترل‌‌شان دست به تلاش بزنيم يا در كمين‌شان بنشينيم (بخوابيم) تا بلكه آن‌ها را در تور (چشمان) خود گرفتار كنيم، ممكن است ديگر هرگز به سراغ ما نيايند. حالت رؤياها در چنين وضعيتي مثل وقتي است كه پرنده‌اي به سراغ ما مي‌آيد. يك وقت‌هايي مي‌آيد و يك وقت‌هايي نمي‌آيد اگر هم متوجه بشود كه خواسته‌ايم او را در تله بيندازيم شايد هيچ وقت نيايد. حتي اگر فضا را شلوغ كنيم و بقيه را هم از موضوع آمدن پرنده با خبر كنيم شايد پرنده وحشت كند و ديگر پيش ما نيايد. اما مي‌توانيم كاري كنيم كه پرنده، خودش از سر ميل و اشتياق هر چه بيشتر به ملاقات ما بيايد و به عنوان هديه، او خبرهاي بيشتري براي‌مان بياورد و ما را به نقاط دوردستي ببرد. به همين دليل است كه مي‌گويم بايد با رؤياها رفتاري توأم با معرفت و قدرشناسي داشته باشيم. در وقت ديگري اگر فرصت آن رخ دهد مي‌گويم كه بايد با رؤياها چطور رفتار كرد؟ چطور قدر آن‌ها را دانست و قدرشناسي كرد؟ چگونه با آن‌ها ارتباط داشت و چگونه با آن‌ها زيست؟ اين دانشي است كه به درد همه مردم نمي‌خورد بلكه فقط به درد كساني مي‌خورد كه درد آن را دارند. ولي كساني كه چنين دردي ندارند اين نكته را فراموش نكنند كه حتي اگر آنان، به رؤياهاي زندة خود بي احترامي ‌و قدرنشناسي كنند و آن‌طور كه بايد، با آن‌ها رفتار نكنند، بزودي متوجه اين واقعيت مي‌شوند كه رؤياهاي آن‌ها خودشان مولد درد و زخم خواهند شد. ما به عنوان بشر نيازهاي زيادي داريم؛ و نياز به دانستن بعضي از ناشناخته‌هايي كه دانستن‌شان براي ما ضروري است و مي‌توانند مسائل مهم ما را حل كنند. نياز به ارتباط با وجوه ديگر اين جهان؛ براي تجربة زندگي جديد. نياز به تخليه شدن از انرژي‌هاي مخرب. نياز به كسب انرژي‌هاي زيستي. انرژي‌هايي كه مي‌توانند بعضي از مسائل مهم ما را حل كنند يا برخي از آرزوها و قصدهاي ما را به تحقق برسانند. ما نياز داريم كه كانال ارتباطي با خود را در اختيار غيبي كه ما را احاطه كرده است قرار دهيم تا غيب بتواند، هر زماني كه بخواهد با ما گفتگو كند؛ چيزهايي كه مي‌خواهد براي‌مان بفرستد و پيام‌هاي ما را بشنود. ما نيازهاي بسياري داريم كه از راه‌هاي ديگر تأمين نشده‌اند يا نمي‌شوند و هنر رؤيابيني (و نخست، رؤياهاي زنده) راهي براي پاسخگويي به اين نيازهاست. از طريق هنر رؤيابيني ما مي‌توانيم مسائلي را از زندگي خود حل كنيم كه حتي تصور آن مشكل است. با استفاده از امكان رؤياها كه در اختيار تقريباً همة ما قرار دارد، مي‌توانيم كاري كنيم كه پيش از اين حتي در رؤيا هم نديده‌ايم. اين اولين قدم راه رؤياهاست: «رؤيا‌ها را جدي بگيريم»

برگرفته از درس‌هاي روح‌زايي و هنر رؤيابيني خلاق، از تعالیم ایلیا. میم؛ شرح و بازنويسي: پِريا (شباب حسامي)

پي‌نوشت: 1- قسمت اول اين متن در نشرية هنر زندگي متعالي، شماره 1 شهريور 1381 ( و هم‌چنين در نشريه شماره 1علوم باطني بهار 83) و مقدمة كتاب رؤيابيني كنترل شده و ارتباط با رؤياها (نشر حم 1384) به چاپ رسيده است.

مطالب مرتبط:

برای خواندن مطالب بیشتر به این سایت مراجعه نمایید

سایت هواداران استاد ایلیا رام الله،وبلاگ آمین1، وبگاه ترویج راستی، وبگاه ضد فرقه ، وبلاگ ضد فرقه، وبلاگ حامیان ایلیا ، وبلاگ طرفداران ایلیا میم، سایت دیده بان ادیان و مذاهب ، وبگاه شاگردان ایلیا، کاوشگر، درون کاوی ، وبگاه حامیان استاد ایلیا رام الله، الگوی هستی ،ضد فرقه ، وبگاه عصر آگاهی ، دریچه نور، درون کاوی-2 ، وبگاه اسرار ماوراء ،

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

نامه انجمن حرفه ای متفکران و محققان به رهبری؛ برخوردهای دایره مذاهب با استادایلیام رام الله

نامه انجمن حرفه ای متفکران و محققان به رهبر جمهوری اسلامی ایران

توضیح: این نامه در پاییز سال 1387 و حدود دو سال پس از علنی شدن برخوردهای دایره مذاهب اطلاعات با ایلیا میم ( پیمان فتاحی) و جمعیت پیروان وی (ال یاسین)، توسط جمعی از اعضای انجمن متفکران و محققان به رهبر جمهوری اسلامی ارسال شد. البته پیش از آن نامه دیگری با امضای 72 تن از نمایندگان این جمعیت – که اکثر آنها از مسئولین موسسات فرهنگی و دفاتر انتشاراتی وابسته به ال یاسین بودند- به همین مقام ارشد حکومتی ارسال شد که به تشدید فشارها و تهدیدها نسبت به آنان منجر گردیده بود.

بسم الله الرحمن الرحيم

سلام عليكم. ما به شما نامه نوشتيم و از شما تقاضا كرديم كه امكان برخورداري ما را از درس هاي معلم مان ممكن سازيد. از شما درخواست كرديم كه اجازه ندهيد در بارۀ ايشان دروغ سازي و جعل و تحريف كنند. اجازه ندهيد كه بر اساس شهادتهاي دروغي كه خود شهادت دهندگان مي گويند دروغ است و از سر ترس و تطميع بوده معلم ما را در اسارت هر چه بيشتر قرار دهند. بعد از نامۀ ما به شما فشارها صدها مرتبه بيشتر شد. صدا وسيما هر شب برعليه ما با ذكر مشخصات برنامه مي گذارد. معلم ما را تحت فشار بيشتر گذاشتند. وعده دادند كه قرار است ما را به جرم حمايت از ايشان و اعتقاداتمان دستگير كنند. و ما ماههاست كه منتظر زندانيم و برخي از ما وصيتهاي خود را نوشته ايم. شدت تقاضاي ادارۀ اديان از مردم براي شكايت خصوصي و ساختگي از استاد عليرغم آنكه در سالهاي اخير بي نتيجه بوده اما امروز بالا گرفته است. آنها بر عليه معلم ما بولتن هايي سراسر دروغ و تحريف را كه دروغ بودن آنها با مدارك و مستندات ما به سادگي قابل اثبات است، تنظيم كرده اند. از استاد فيلم هاي مختلفي مونتاژ كرده اند، از كساني كه در سالهاي گذشته در بين ما و حتي در سطح جامعه معروف به دروغ گويي و ضعيف النفسي بوده اند، براي تخريب هاي تلويزيوني استفاده كرده اند. پيش هر كسي مي رويم مي بينيم چيزهايي مي گويد كه واقعاً و حقيقتاً وجود خارجي ندارد بلكه توهمي است كه با توجيهات دایره مذاهب براي آنها به تصوير كشيده شده. همه با زباني مشترك ما را با فرقان و وهابيان مقايسه مي كنند. هيچ كس به سوالات ما جواب نمي دهد. مي گويند او را رها كنيد و اين تنها راه شماست. مي گوييم اگر به سوالات ما جواب دهيد، باشد اما در همۀ اين سالها و امسال هم هيچكس به ما جوابي نمي دهد.
مي گويند منحرفيم اما هيچكس هنوز انحراف ما را به ما نگفته است. بعد مي گويند شما پاك ترين گروهي هستيد كه ما تا بحال در ايران داشته ايم. مي گويند فرقه هستيد اما چطور دهها تشكل مستقل و پرمحصول غيردولتي، موسسۀ فرهنگي، انجمن زيست محيطي و نشريه كه از ديدگاه كارشناسي در سطح ممتاز عمل كرده اند، مي توانند فرقه باشند؟ ما از نظر علمي و تجربي همۀ مؤلفه هاي ضدفرقه را داريم. چطور مي توانيم يك فرقه باشيم؟ با كدام مناسك ديني، با كدام اعتقاد مجزا ، با كدام نشانۀ علمي و كارشناسي، با كدام هويت فرقه اي؟ كدام فرقه بر پايۀ تفكر و تحقيق استوار است؟ اما همۀ تشكل هاي ما بر پايۀ تفكر و تحقيق اند و بيش از دويست پروژۀ تحقيقاتي و مطالعاتي مبناي كار ماست. كدام فرقه فرهنگ سوال سازي و تحقيق علمي را در جامعه گسترش مي دهد؟
چرا بايد معلم ما را به بدترين و بي سابقه ترين شكل ممكن با دروغ ترين و تحريف شده ترين مطالب تخريب كنند؟ چرا صدا و سيما هر شب در بارۀ ايشان برنامه دارد و در هر برنامه مستقيم و غيرمستقيم به ايشان اشاره مي شود اما او حق ندارد در تلويزيون يا رسانه ها از خود دفاع كند؟
مي گويند مردم به استاد هديه مي دهند اما نمي گويند كه ايشان حتي يك اتاق شخصي هم ندارد و بيشتر اين هدايا هرگز از جانب ايشان پذيرفته نشده و اساساً ايشان هرگز هديه اي دريافت نكرده اند.
چرا مي خواهند ما را به جرم اعتقادمان به دانايي و توانمندي او به زندان ببرند؟ گفتند پروندۀ استاد شما ختم شده بود اما چون به رهبري نامه نوشتيد، بزودي استاد را در زندان خواهيد ديد. چرا؟ آيا عدالت اسلامي و علوي اين است كه مردم را تحت فشار بگذارند، بترسانند يا تطميع كنند تا بلكه بيايند و برعليه او شكايت كنند؟ آيا عدالت علي با طرح شاكي سازي خصوصي، جرم سازي و تحريف اسناد توافق دارد؟ آيا عدالت علي و عدالت اسلامي با قضاوت يك طرفه، با محكوم سازي بدون دفاع همخواني دارد؟ همين حالا افراد زيادي حاضرند براي شما شهادت بدهند كه چگونه از آنها با فشار و تهديد خواسته شده تا برعليه معلم ما شهادت دروغ بدهند و در دادگاه طرح شكايت خصوصي كنند.
آيا حكومت اسلامي اجازه مي دهد كه عضوي از آن را اينچنين ناجوانمردانه، نابرابر و ظالمانه تخريب و بي آبرو كنند؟ اينها مي گويند ما چيزهايي مي دانيم كه شما نمي دانيد. آنچه آنها در بارۀ معلم ما جمع آوري و جعل و مونتاژ كرده اند ما اينها را دوازده سال قبل مي دانستيم. چرا رو در رو و مردانه و سند به سند حرف نمي زنند. همه چيز يا يك طرفه است يا پشت سر يا توأم با ابهام زايي هاي جهت دهنده و بدبين كننده.
اينها مي گويند كه استاد كافر است. اگر هست چطور دهها هزار نفر را به خدا مؤمن كرده؟ آيا ايمان و خداپرستي و توحيد اين همه آدم دروغ است؟ اگر راست است كه محصولات و نشانه هاي آن هم از راستي آن خبر مي دهند، پس آبروي مومن و خانۀ كعبه چه مي شود؟ او كه به همۀ ما اين ايمان و خداپرستي و توحيد دوباره را بخشيد، چرا با چنين دروغ ها و تحريف هايي، با چنين حجم گسترده اي بي آبرو و تخريب مي شود؟ اگر استاد كافر است چگونه تا اين حد مورد توجه جواناني است كه خدا و ايمان به خدا را در گردابها و فرهنگ مسموم و مهاجم گم كرده اند؟ بعضي از شاگردان استاد تا ديروز گم شده در پوچ گرايي يا مشغول به برخي از فعاليتهاي مخرب مانند مصرف مواد مخدر و مانند آن بودند. چطور است كه در اين سالها همّ و غمّ آنها تحقيق و تفكر و تأليف است؟ بارها به ما گفتند شما خيلي خوب هستيد اما او خطرناك و عنصر نامطلوب است. اگر ريشۀ درخت بيمار يا مرده باشد كل درخت و كل ميوه ها اينچنين هستند. چطور ممكن است رأس منحرف باشد و بدنه به قول اينها خوب و مطلوب.
اگر او ناحق است و ما ناحق هستيم، چرا اين آقايان آنطور كه دهها مرتبه به آنها گفتيم يك جلسۀ صريح و شفاف نمي گذارند تا اگر حق با آنها بود ما همۀ حرفهاي آنها را قبول كنيم؟ روش آنها فقط مونتاژ، تحريف، گزينش، حذف ابتدا و انتهاي مطالب و توجيهات ترساننده است. بعد از نامۀ ما به شما كه از طرف همۀ جمعيت ال ياسين، از طرف دهها هزار نفر از اعضاء ال ياسين بود، آنها به شش نفر از حاضران در دوره هاي سخنراني استاد كه (از ميان دهها هزار نفر) به بدنامي معروفند، خواستند براي مسئولين نامه بنويسند و در آن نسبت به استاد بدگويي كنند و از اين طريق حرف ما را خفه و خنثي كنند. سالهاست كه ما به مديران دولتي و غيردولتي آموزش تفكر و مديريت مي دهيم و از اين راه كسب درآمد مي كنيم. كار ما قانوني است. انجمن متفكران و محققان ايران، پژوهشگاههاي تفكر و مديريت و اتاقهاي متعدد فكر و بنيادهاي انديشه از متدهاي كاري ماست اما به همه جا نامه زدند كه قراردادهايشان را با ما منتفي كنند. كلاسهاي آموزش تفكر ما را تعطيل كردند. نشريات تفكري ما را بستند. معلم ما را كه هزاران متفكر، محقق، نويسنده و مدرسان تفكر آموزش داده بود، براي مسئولين و روحانيت، در حد يك مدعي، تشبيه و تقبيح كردند. همۀ راهها را بر ما بسته اند.
مگر ما چكار كرديم؟ چرا با ما اينطور رفتار مي كنند؟ ما اهل تفكريم و در اين زمينه هزاران ساعت كار و تحقيق و تدريس كرده ايم. چرا با چند سوال و جواب همۀ ابهامات را حل نمي كنند؟ چرا همه چيز تا اين حد ظالمانه و تحريف شده است؟
اگر درخواست ما از شما به فشار بيشتر منجر شود ما به چه كسي مي توانيم پناهنده شويم؟ اين كلمات از قلب ما بيرون مي آيد نه از تدبير و تعقل ما. به داد ما برسيد از اين همه ظلم و دروغ و تحريف…

جمعی از اعضای انجمن متفكران و محققان
به نمايندگي از جمعيت ال ياسين

مطالب مرتبط:

بازخوانی بخش دیگری از تفتیش های ایلیا میم در زندان (نامه یکی از شاگردان ایلیا میم به رهبری)

نامه محرمانه استاد ایلیا به رهبر جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۸۷

افشاگری یکی از اعضای مرکزی جمعیت در خصوص فشار دایره مذاهب برای شهادت دروغ

نسخه کامل فیلم قسمت دوم از بازخوانی شکنجه ها و تفتیشهای ایلیا میم رام الله در زندان

لینک‌های مرتبط:

درس های مبارزه بی خشونت,سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار, کانون حقوق بشر ال یاسین(شاخه انگلستان),وبگاه دیده بان ادیان و مذاهب,سایت دیده بان

روش های وزارت اطلاعات در بازجویی و بازداشت, شکنجه و بازجویی در زندان های ایران, فهرست احضار شدگان به وزارت اطلاعات, لیست احضار شدگان به وزارت اطلاعات, دستگیرشدگان, بازداشت شدگان, احضارشدگان, بازجو و بازجویی, فشار بر اقلیت های قومی, فشار و تهدید بر علیه دگر اندیشان, فشار و تهدید و احضار و بازجویی از معنویت های , فهرست جمعیت ها و اقشار مورد ظلم, احضار و بازجویی از جریان های نوپدید دینی, احضار و بازجویی از جریان های معنوی,جریان های نوپدید دینی, جریان های معنویت گرا, برخورد و تهدید و بازجویی از جریان های نوپدید دینی, عوامل و علل برخورد با دگر اندیشان و جریان های معنوی, چرایی و نحوه و شیوه برخورد با جریان ها و حرکت ها و اقشار دگر اندیش ایران, بازجویی و بازداشت و فشار گسترده در ایران, ایران یعنی وحشت از بازجویی و بازداشت, زندانیان و بازداشت شدگان دگر اندیش و جریان های نوپدید, توهین و فحاشی نهاد امنیتی دایره ادیان و مذاهب به استاد ایلیا میم,توهین و فحاشی نهاد امنیتی دایره ادیان و مذاهب به پیمان فتاحی,توهین و فحاشی نهاد امنیتی دایره ادیان و مذاهب به استاد ایلیارام الله,بازجویی و بازداشت,دستگیری و بازجویی, روش های بازجویی و ضد بازجویی, روش های بازداشت و ضد بازداشت, روش های زندان و ضد زندان, احضار و بازجویی, احضار و تفتیش عقاید, نهاد امنیتی دایره ادیان و مذاهب کیست, نهاد امنیتی دایره ادیان و مذاهب و شگردها, نهاد امنیتی دایره ادیان و مذاهب برخوردها, جنایات نهاد امنیتی دایره ادیان و مذاهب, احضار و بازجویی و دستگیری, دفتر پیگیری های وزارت اطلاعات, بازجویی همزمان دو نهاد امنیتی از پیروان ایلیا رام الله,پیمان فتاحی, فشار تهدید احضار بازجویی اداره ادیان وزارت اطلاعات با ایلیا میم و الاهیون, دانلود ارماگدون, دریافت فایل تصویری ارماگدون, ارماگدون, ارماگدون چیست و کجاست, ارماگدون یعنی,,بازجویی همزمان دو نهاد امنیتی از شاگردان ایلیا میم,پیمان فتاحی,احضار و بازجویی از شاگردان ایلیارام الله,احضار مجدد شاگردان ایلیارام الله ,احضار مجدد شاگردان پیمان فتاحی) به دفتر دایره ادیان ,تعهدی کتبی مبنی بر عدم اعتقاد وارتباط با استاد ایلیا,احضار و بازجویی از شاگردان ایلیارام الله بعد از چهارمین دستگیری وی,باز هم بازجویی پیروان ایلیا «میم»,توهین و فحاشی شدید بازجویان نسبت به استاد ایلیا و تعالیم او,دور جدید بازجویی پیروان ایلیا «میم»,

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

خداوند به هر که بخواهد مي‌بخشد


خداوند مي‌خواهد به انسان بگويد که قضاوت تو بيهوده است من مثل تو نگاه نمي‌کنم، مثل تو نظر نمي‌دهم. نظر من شاهکار است، هزاران حکمت و تدبير و نقشه آسماني در يک نظر من است. هنر خداوند اين است که از دل خرابه کاخ به وجود مي‌آورد. از دل مرداب نيلوفر را مي‌روياند، از درون خاک، گياهان و درختان را مي‌روياند. خداوند مي‌خواهد اعلام کند من دوستدار متکبران و مطلق‌انديشان نيستم؛ من دوستدار مدعيان تقدس و تقدس مآبان نيستم؛ من خداي انسان‌هاي پرمدعايي که خود را از همه بهتر مي‌پندارند و در آن جايگاه مي‌ايستند نيستم؛ من دوستدار متواضعان هستم و تواضع در اعتراف است. من خداي شجاعان هستم و بزرگترين شجاعت در اعتراف است، من خداي بخشنده و مهربان گناهکاران هم هستم، من به فکر بيمارانم نه کساني که در خيال باطل سلامتي محض مردار شده‌اند. اعلام مي‌کند که آن سنگي را که براي ساخت خانه خدا، معماران دور انداختند من همان سنگ را انتخاب مي‌کنم.

(برگرفته از متن “نظرخدا مانند نظر انسان نیست” اثر ایلیا میم – از کتاب آمین جلد1)

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

%d bloggers like this: