Posts Tagged With: ایلیارام اله

قضاوت

از قضاوت ديگران نترس. از اينكه از قضاوت ديگران بترسي، بترس. اگر هستي چه نيازي به رد و قبول ديگران داري و اگر نيستي اين چه حماقتي است كه دروغهاي خودت را باور كني. اگر محكومشدني هستي بدان كه في الحال محكومي و اگر حقيقت با تو است چه باكي از قضاوت بدبينانة ديگران داري. چه كسي ميتواند حقيقت را به خيال خود محكوم كند و خود به واقع محكوم نشود. اگر همه تو را قبول كنند تو مثل همه ميشوي. بيشتر انسانها در تصرف تاريكياند پس آنگاه واي بر تو. اگر كسي كه خداوند محكومش كرده تو را به واقع تأييد كند تو خود از محكومشدگان خداوند هستي. / برگرفته از متن “زندگی انسان به نگاه خداست” – از کتاب آمین1

 

 

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

کلام

انسانها به كلامشان ماندگار مي شوند و بزرگترين اثري كه هر انسان مي توان از خود باقي بگذارد، انديشه هاي زنده اوست كه در كلمات بيان مي شوند…/ از کتاب آمین

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

بازگشت به خدا

خداوند يگانه آنقدر بزرگ است كه اگر چشم تو به اندازۀ همۀ آسمانها باشد تنها ذرهاي از آن را ميتواني ببيني. خداوند يكيست و جز او نيست. اما خداي تو شبيه خود توست . چون هر كسي شبيه خدايي است كه ميپرستد. ميفرمايد من براي تو همانم كه درباره ام ميانديشي. اگر تو خوبي معلوم است خدايي كه ميپرستي خوب است، اگر مهربان و بخشندهاي پس معلوم است خداي تو هم مهربان و بخشنده است. خداي تو براي تو همانطور است كه او را ميبيني. همانطور آشكار ميشود كه انتظارش را داري. و اگر ميخواهي ببيني كه چطور آن را ديده اي، ببين چطور به تجربه ات آمده و چطور بر تو آشكار شده است …

برگرفته از گفت و شنود “بازگشت به خدا” – از کتاب آمین1

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

نجات روح

وقتي روح تو در جهنم باشد و گرفتار رنج و فشار و تنهايي، چه فايده كه حتي اگر جسم تو در بهشت باشد. آنگاهي كه در حال مرگي و بيماري و ناتواني تو را در خود گرفته است همه گنج‌ها و ثروت‌هاي اين دنيا به چه كارت مي‏آيند؟ با وجود همه نعمت‌ها و راحتي‏ها اگر قرار باشد تا ابد در زندان تنهايي خود محبوس شوي آيا اين راحتي غير از رنج كشيدن است؟

پس براي ادامه زندگي مهم‌ترين اتفاقي كه بايد برايت رخ دهد، نجات روح تو است. اين مهم‌تر از خواب و غذا و نفس كشيدن است. زيرا حتي اگر جسم بميرد و به خيال خود خلاص شود، روح سرگردان به رنج خود ادامه خواهد داد.

پس قبل از هر كاري نجات روح تو مهم‌تر است زيرا حيات حقيقي تو به آن وابسته است. رهاننده روح‏ات را پيدا كن و نجات‏دهنده‏ات را بشناس زيرا نجات تو با او ممكن است. طبيب الهي را جستجو كن كه درمان تو با طبابت او ميسر مي‏شود. حال كه نجات‏دهنده در اين نزديكيست و روح تو در زير آوار سهمگين اوهام گرفتار آمده با تمام روح‏ات فرياد بزن و او را متوجه خود كن لكن به ياد داشته باش كه نجات حقيقي در خداوند است و تنها نجات‏دهنده خداوند است. و اگر او خوانده شود پاسخ خواهد داد…

آرامش روح‏ات را در حضور الهي تجربه كن بگذار دردها و رنج‏ها و ناراحتي‏هايش در حضور الهي شفا يابد و تنهايي‏ات با وجود او پايان پذيرد.

برگرفته از کتاب تعاليم حق (الاهيسم) ـ اثر ايليا «ميم»


انتشار اول در نشريه علوم باطني، شماره 4 و5

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

آموزگار بزرگ تفكر

علم تفكر زيرساخت اصلي دانايي و هوشمندي انسان است. از اين رهگذر، مي‏توان آنرا به فرمول ژنتيكي دانايي تعبير كرد. بعبارتي اندازه و ويژگي‏هاي دانايي افراد ارتباط مستقيمي با ويژگي‏ها و روش‏هاي تفكر آنها دارد. به همان اندازه كه تكنولژي، در تأمين خواسته‏هاي انسان و تغيير كيفيت آنها نقش داشته است علم تفكر (جدا از اندازه اطلاعات) مي‏تواند در تحقق هوشمندي و آگاهي انسان مؤثر باشد. درواقع مي‏توان گفت كه علم تفكر تكنولژي هوشمندي و روش‏هاي دانايي است و اين موضوع تأثيرات بسيار تعيين‏كننده و اساسي خود را در حل مسائل (جداي از مقوله اطلاعات) بجا مي‏گذارد…

از اين ديدگاه، با تحليل شخصيت معلم بزرگ، ايليا «ميم» به نتايج جالبي برمي‏خوريم كه به نوعي مي‏تواند نمايانگر ابعادي از اين تكنولژي هوشمند باشد.

روش‏هاي سي و شش گانه تفكر يكي از شاخص‏ترين وجوه تعليمات ذهني اوست. آموزش‏هايي كه ذهن انسان را مخاطب قرار مي‏دهد و در جهت تعالي ذهني و فكري افراد عمل مي‏كند. توانايي استثنايي و حيرت‏انگيز تفكري او خود بيانگر قابليت فوق العاده‏اي است كه در روش‏هاي سي و شش گانه تفكري وجود دارد.

روش‏هاي تفكر خلاق، نشانه‏شناسي، تفكر قرينه‏اي، موازي، معكوس، مفهوم‏ياب، فرمول‏ساز و ضدفرمول، تفكر همذات‏پندار، الگويي و طبيعت‏انديشي از جمله اين روش‏ها مي‏باشد. اكثر روش‏هاي سي و شش گانه، براي اولين بار توسط خود او بيان گرديده است.

او بيشترين الگوهاي حل مسئله را از سيستم‏ها و ساختارهاي طبيعت و كيهان (از اتم، مولكول و سلول گرفته تا ساختار كهكشان­ها و سياهچاله‏ها) مي‏گيرد و هر يك از موجودات طبيعت را حاوي الگويي براي حل گروهي از مسائل انساني مي‏داند. روش‏هاي الگوسازي توصيه شده او عمدتاً مبتني بر ساختار و عملكرد موجودات طبيعي و روابط ميان آنهاست.

 مفهوم‏يابي تغييرات و استخراج معاني نشانه­ها و وقايع يكي از كاربردي‏ترين روش‏هاي ايليا در حل مسائلي است كه ظاهراً براي آنها راه حل مجربي وجود ندارد.

او معتقد است كه مسائل گوناگون با روش‏هاي گوناگون قابل حل‏اند و نمي‏توان همه مسائل ذهني را به صرف آنكه ذهني‏اند با يك روش حل كرد. مثلاً در حوزه‏اي مانند تصميم‏گيري او از روش‏هاي تصميم‏بيني، تصميم‏سازي، تصميم‏داري، تصميم‏يابي، تصميم‏شكني و تصميم‏زايي سخن مي‏گويد و روش تصميم«گيري» را براي همه انواع تصميم و انتخاب كاملاً نارسا و ناكافي مي‏داند.

او با دورانديشي خود به زمان­ها و فواصل بسيار دور از مسئله مي‏رود و احتمالات و امكاناتي را مورد­نظر و تدبير قرار مي‏دهد كه در حالت معمولي غالباً انسان تنها به قسمتي از آن امكانات ممكن است توجه داشته باشد. نگاه او به گذشته و استخراج درس‏هايي متناسب با مسائل موجود، چنان است كه انگار گذشته حجم متراكم و در دسترسي از فرمولها و روش‏هاي حل مسئله است.

هوشياري او نسبت به وضعيت موجود و زمان حال به قدري زياد است كه به نظر مي‏رسد او به وضع موجود از نظر آگاهي كاملاً محيط بوده و كاملاً از بالا به مسائل نگاه مي‏كند. كامل‏انديشي و درون‏بيني وقايع از نكات شاخص شيوه تفكري ايلياست.

خلاقيت و آفرينندگي در ارائه روش‏ها و راه‏ها و پاسخ‏هاي بديع و استثنايي، ايليا را به متفكري خلاق و تمام عيّار بدل ساخته است…

از ديدگاه يارانش، جواب او به مسائل گوناگون زندگي بشر كامل و همه جانبه است. آموزش‏هاي او ابعاد متعددي دارد بطوري كه در زمينه‏هاي مختلف زندگي قابل تعميم است و مي‏توان از تفسير آنها در شرايط مختلف به راه‏حل‏ها رسيد. او از همه زاويه‏ها به مسائل نگاه مي‏كند و نگاهش به گونه‏اي است كه انگار از بالا همه چيز را مي‏بيند. ممكن است بيشتر انسان­ها حتي در يك روش درست تفكر دچار مشكل شوند اما او بر روش‏هاي گوناگون و مختلف تفكر احاطه دارد و حتي با مشهورترين متفكران به هيچ وجه قابل مقايسه نيست. او به يك موضوع از همه زواياي ممكن نگاه مي‏كند. تغييرات و نشانه‏ها را به شكلي تفسير مي‏كند كه انگار در حال خواندن متن يك كتاب است و به صداها طوري گوش مي‏دهد كه انگار معني پنهان در آن­ها را مي‏شنود. نگاهش به چيزها طوري است كه به نظر مي‏رسد متوجه درون چيزها است. او به نشانه‏ها توجه خاصي دارد و تغييرات (تغييرات اوضاع) را به دقت معني مي‏كند، طوري كه بين اين نشانه‏ها و اتفاقاتي كه بعداً مي‏افتد يا در زمان فعلي وجود دارد ولي پوشيده است، رابطه عميقي برقرار مي‏كند. همچنين براي قبول كردن بيشتر چيزها به نشانه‏ها توجه مي‏كند و بدون وجود نشانه‏ها چيزي را قبول نمي‏كند.

يكي از مهمترين تئوري‏هايي كه ايليا مطرح كرده است دكترين هماهنگي است. موضوع بسيار پيچيده و پردامنه‏اي كه به سادگي بيان شده است. از نظر او هماهنگي، كليد توفيق است و اين توفيق، در همه امور تعميم‏پذير است. به عبارتي توفيق يك نظام سياسي، ديني، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي، بيش از هر چيز، به اندازه هماهنگي آن با شرايط و مخاطبان وابسته است. از اين نظر روش‏هاي پيشنهادي او، اساساً روش‏هايي غير مطلق‏گرا و ديناميك مي‏باشد. در بعضي از جلسات پرسش و پاسخ و جلسات تفكر گروهي او بطرز غير قابل رقابت و غير قابل مقايسه‏اي با ديگران، به سؤالات پاسخ داده است و توانايي او در پاسخگويي به سؤالات به هيچ وجه شباهتي با افراد حاضر نداشته است…

به نظر مي‏رسد كه او يكي از بزرگترين پديده‏هاي شعوري قرن حاضر باشد. اين موضوع كاملاً قابل اثبات و امتحان است.

 به قلم منصورون- فرزندان ایلیا

http://ostad-iliya.org/WhoIsTheMaster/1637

کلید واؤه ها :

 ایلیا , ایلیا رام الله , ایلیا میم , پیمان فتاحی , جمعیت ال یاسین, الیاس رام الله ,فتاحی , ال یاسین , استاد ایلیا, ایلیا میم رام الله, الیا رام الله, رامالله, رام اله, ایلیا رام اله, راما الله, ایلیا م رامالله, ایلیا م رام الله, آل یاسین, اِلیاسین, پیمان فتاحی,ایلیا رام الله,رامالله,پ.ف,ایلیا م رام الله, ا.م.رام الله,جمعیت الیاسین,الیاس رام الله,راماله,رام اله, ایلیا رام اله, ایلیارام اله, درباره پیمان فتاحی, درباره جمعیت الیاسین, ال یاسین,

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

الگوي طبيعي آب

با الهام از آيه «و جعلنا من الماء كل شى‏ء حي»

الگو هاي طبيعت ، الگو هايي براي حل مسائل بشر و زندگي هماهنگ اند. ايليا «ميم»

 (قسمت اول)

آب يکي از عجيب ترين و باعظمت ترين چيزهاي عالم است. و يکي از عجيب ترين آيات قرآن همين است: و من الماء کل شيء حي. چطور مي‌شود تصور کرد که همة چيزهاي زنده، همه موجودات عالم، ميلياردها ميلياردها موجود زنده، وجودشان براساس آب باشد. چه اسراري در آب است که مي‌تواند با چنين وسعت جهان آسايي کارساز و زنده کننده و شيءساز باشد؟ حيات به آن است و با آن عملي مي‌گردد از اينرو آب را راز حيات مي‌گويند. در قرآن، عنصر تعيين کننده بهشت، همين آب است… جايي که نهرها در آن روان است. پر از درخت و ميوه است. و درخت و ميوه هم وابسته به آب است. البته آن آب و درخت و ميوه و جويبارها مفهوم خاص خودشان را دارند و اينجا محل کلام نيستند…

 براي فهم اين آيه عجيب ابتدا وجه کارسازي آب را به مشاهده درآوريم. اگر آب کارساز نبود خداوند متعال براي ايجاد اين عالم بيکران و پديد آوردن بيشمار موجودات زنده آن، اينقدر اساسي، آن را به کار نمي برد. پس آب الگويي بسيار کارساز است. و اين کارسازي مفهوم خود را دارد…اگر انسان در فهم آب، اين چيز عجيب و عظيم توفيق يابد قطعاً او به شيوه‌اي جامع و روشي کامل براي حل مسائل زندگي دست يافته است.[1]

… آب، خود را با زمان و آتش هماهنگ مي‏سازد. گاهي كه آتش كم است و زمان فشردگي است، منقبض مي‏شود، يخ مي‏زند و مانند سنگ، سفت مي‏شود. و آنگاه كه آتش زياد است و هنگام سياليتِ بيشتر است، بخار مي‏شود و بالا مي‏رود. اوست كه در عين آنكه منجمد است، روان است. هم از آسمان پايين مي‏ريزد و هم از پايين به بالا مي‏رود.

 تنها، كسي به آسمان مي‏رود كه قادر است آسمان را در خود آشكار نمايد. و آن، آب است كه حتي قطره‏اي از آن قادر است همه آسمان را در خود متجلي سازد. قطره‏اي آب مي‏تواند خورشيد و ماه و ستارگان را در خود ديدني نمايد. و اين قدرت از شفافيت آب است. شفافيتي كه او را آينه حقيقت مي‏سازد و هر كسي مي‏تواند خود را در آن ببيند و بيابد…

او در قالبي كه در آن قرار مي‏گيرد گرفتار نمي‏شود بلكه قالبهايش گذرا و افتادني‏اند. اگر امروز يخ مي‏زند و به ظاهر سخت مي‏شود، در اوج يخ زدن آماده است تا ذوب شود و حتي بخار گردد. و هنگاميكه بخار است آمادة چون سنگ شدن و به ظاهر، سخت شدن است. اين از نرمي و انعطاف‏پذيري آب است…

آب خاموش و بي‏صداست اما به هنگامش مي‏خروشد و فرياد مي‏زند. به كسي آزار نمي‏رساند اما اگر مجري خشم آسمان شود قادر است هر چيزي را ويران كند.

آب مي‏شويَد و از آلودگي‏ها پاكيزه مي‏سازد. وقتي به گِل، آلوده مي‏شود، با آرامش و سكون خود، گِل را از خود جدا مي‏سازد و دوباره زلال مي‏گردد. و براي آنكه دوباره پاكيزگي خود را بيابد، گاهي به آتش و نور متوسل مي‏شود و غسل در نور، ظاهر مي‏گردد. او پليدي‏ها و بيماري‏ها و بدي‏ها را مي‏شويد و خود در آتش و آرامش شسته مي‏شود. بدي‏ها و رنج‏هاي تو را تحمل مي‏كند و با خود حمل مي‏كند و مي‏برد اما چيزي از تو نمي‏خواهد. به تو زندگي مي‏دهد و تو را تطهير مي‏سازد اما چيزي از تو نمي‏خواهد. او در معنا از خود گذشته است. هزار كار مي‏كند اما ساده و بي‏ادعاست. چنان ساده است كه حتي رنگ و بو و شكلي هم ندارد. خودش بي‏رنگ است اما به هر رنگي در مي‏آيد و با وجود بي‏شكلي‏اش، شكل‏هاي بسياري بر خود مي‏پذيرد و خود هيچ يك نيست. آب به هر شكل كه درمي‏آيد همان آب است چون نرم است و جريان دارد. حتي از ميان كوهها عبور مي‏كند. در سطح زمين جاري مي‏شود. زمين را مي‏شكافد، بخار مي‏شود و بالا مي‏رود اما هنوز آب است. به هزار شكل درمي‏آيد اما يكيست. تغيير مي‏كند اما يكيست و اصل آن دگرگون نمي‏شود. با وجود اثرات بسيار خود، آنقدر بي‏ادعاست كه ارزان‏ترين و فراوان‏ترين چيزهاست. بيشترين بخش بدن انسان را در بر گرفته لكن ناپيداترين است. بخش اعظم زمين، آب است اما نام آب بر زمين نيست و به زمين درياي بزرگ نمي‏گويند و زمين مي‏گويند. و اين از بي‏ادعايي و تواضع آب است. همه چيز از آب است، بر مبناي آب است و آب مايه حيات است[2] اما بدترين و تحقيرآميزترين استفاده‏ها را از او مي‏كنند و اين هم از نرمي و تواضع و از خودگذشتگي آب است. آنچه ظاهراً جدا و قوي‏تر است آن نيز در آن است. هوا و آتش در آب است، هم مي‏سوزد و هم مي‏سوزاند[3]، هم آتش مي‏گيرد و هم آتش را خاموش مي‏كند. ظاهراً ضعيف است و قدرت زيادي ندارد اما شديدترين قدرتها[4] در آن است. اين قدرتها حتي در يك قطره آب هم هست زيرا قطره آن دريا را با خود دارد و آسمان را در خود دارد.[5] مگر نمي‏بيني كه هر گاه آب بر زمين مي‏ريزد، به سمت دريا متمايل مي‏شود و بسوي دريا و در نهايت به آسمان مي‏رود. حتي وقتي كه ظاهراً سر جاي خود مي‏ماند و در خود گم مي‏شود و در زمين فرو مي‏رود…

… اگر كسي آب را ترك كند زندگي را ترك كرده و اگر كسي با آن بجنگد با حيات خود جنگيده. همه حاضرند براي آن بجنگند اما هيچ كس حاضر نيست با آن بجنگد و او خود با هيچ چيز نمي‏جنگد…


برگرفته از کتاب تعاليم حق (الاهيسم – جلد دوم) ـ اثر ايليا «ميم»


[1] « لائوتزو و پيش از آن فرزانگان ديگري فهميده بودند كه آب الگويي كارساز است. او مي‏گفت كه برترين خوبي، مانند آب است. بدون آنكه تلاشي كند يا به زحمت بيفتد، خوبي‏هايش به همه مي‏رسد. متواضع است و پست‏ترين جا را براي خود برمي‏گزيند و از اين نظر بسيار شبيه به روح آسمان است.» از تعاليم ايليا «ميم»

3. حتی جنين انسان و ديگر جانداران در محيطى از آب پرورش مى‏يابد و از آنجا متولد مى‏شود. طبق نظر كارشناسان، درياها منشأ حيات در زمين مى‏باشند.

4. احتمالاً اشاره به اين مطلب كه آب داراى اكسيژن (كه مى‏سوزاند و از طرفى عنصر اصلى هواست) و ئيدروژن (كه مى‏سوزد) است.

5. احتمالاً اشاره به نيروى الكتريسيته، نيروى بخار و نيروى هسته‏اى

6. قطره مى‏تواند آسمان را در خود منعكس كند.


Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

واقعیت بهشت و جهنم

  • بهشت شرايطيست كه هر چه مي‏خواهي برايت محقق مي‏شود و هر چه قصد مي‏كني به تحقق مي‏رسد. بهشت در حضور خدا و در نزديكي او ساكن شدن است. بارور شدن دانه‏هاي نور در روح و بوجود آمدن باغ نوراني اسماء در روح تو است. معناي اصلي بهشت همان خوشبختي و رستگاريست. تقرب و اتصال و اتحاد با خداست. منظور از بهشت همان زندگي مطلوب است كه محقق مي‏شود و الا خوردني و همسر و اين چيزها در اين جهان هم فراوان است. در بهشت به همه نيازهاي تو پاسخ داده مي‏شود و همه آرزوهاي واقعي تو واقع مي‏شوند.
  • بهشت و جهنم در همين دنيا واقع شده و حتي پيش از اين دنيا آغاز شده و تا بعد از اين دنيا نيز ادامه خواهد داشت. بهشت و جهنم اصلي در درون انسان است و كيفيتي در روح بشر است كه در جهان بيروني نيز تجسم دارد. هم اكنون تو در بهشتي يا جهنمي. پس از اين نيز هم.
  • يك وجه جهنم آتش حسرت و پشيماني و محروميت است. آتش مخربي و ويران‏كننده‏اي كه انسان با انديشه‏ها و كلام و اعمال خود بوجود مي‏آورد. حالتي از فشار شديد و تخريب‏كننده و رنج ويرانگر است كه در روح و روان انسان آشكار مي‏شود و در بيرون نيز انعكاس مي‏يابد. اين «عذاب آتش» همان خشم و نارضايتي خداوند است از بنده خود كه به صورتهاي مختلفي بر او مي‏ريزد و او را مي‏سوزاند و دوباره مي‏سوزاند و دوباره مي‏سوزاند.
  • اگر عميقاً ببينيد از هم‏اكنون مي‏توانيد مشاهده‏گر برخواستن مردگان از قبرها و برپايي قيامت و روز داوري خداوند باشيد.
  • وقتي كه عاشق دور شدن معشوق را از خود مي‏بيند، وقتي كهï ارتباط و پيوند معشوق را با ديگري مي‏بيند و خود را محروم از آن مي‏يابد حال او چگونه است؟ او حاضر است هر دم بميرد و زنده شود اما از اين آتش حسرت و محروميت بيرون بيايد. جهنم اينگونه است.

برگرفته از کتاب تعالیم حق (الاهيسم – جلد دوم)- اثر ایلیا میم


Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

%d bloggers like this: