Posts Tagged With: تحقيق

بررسی رویاها و دیدگاههای پیرامون-به قلم یکی از شاگردان ایلیا میم

هنر رؤيابيني (قسمت دوم)

باطني ,اختلاف , ديدگاه‏, پيرامون, رؤيا , مردم ,  مصداق‏, متعددي, بزرگان ,بشر,  رشته‏ ,ظاهري ,باطني, رؤياي , فرويد, يونگ, آدلر, كورير, هارت , روان‏شناسان , روان‏كاوان, زاويه , شرق, ساحران, روح‏گرايان , ماترياليست, تحقيقات ,آزمايشگاهي , اعتراف , واقعيت‏هاي باطني , پيامبران ,رؤيابين, كلمه ,نبي, رؤياهاي الهي , انبياء, , غيب الهي ,ارتباط ,  مكتب‏هاي باطني , اسرارگرا ,دانش رؤيابيني , هنر رؤيابيني , تولتك, اكنكار ,روح‏زايي, شمنيزم , تحقيق , تفكر,ایلیا میم, ایلیا, رام الله, ایلیا, پیمان فتاحی ,جمعیت ال یاسین ,الیاس رام الله
(1)همچون ديگر پديده‌هاي باطني، رؤيابيني نيز تاكنون در سطح متعارف (عمومي ‌و عاميانه)، نامتعارف (خاص و غير عمومي) و اسراري به تجربة بشر رسيده است. براساس هنر رؤيابيني در الاهيسم و آنچه دانش روح‌زايي در اين‌باره بيان مي‌كند، رؤيابيني و رؤياها در سه حيطة‌ كلي اتفاق مي‌افتند. حيطة اول، رؤياهاي مردمي‌است. اين حيطه داراي دو سطح است. يك سطح آن شامل رؤياهاي عادتي و همه‌گير است كه تقريباً همة مردم آن را مي‌بينند. سطح دوم، رؤياهاي زنده و قطره‌اي است. رؤياهايي خاص كه براي عدة كمتري از مردم رخ مي‌دهد. دو حيطة‌ ديگر رؤيا ‌عبارت است از رؤيابيني نبوي و هنر رؤيابيني خلاق كه هر يك از اين‌ها نيز خود داراي حوزه‌ها و سطوح مختلفي‌اند. قاعدتاً همة شما كم و بيش با رؤيابيني، آن‌طور كه براي همة‌ مردم اتفاق مي‌افتد، آشنايي داريد. اين نوع خواب‌ها عموماً انعكاس تمايلات، ترس‌ها و فشارهاي دروني انسان هستند. از چيزي مي‌ترسيم و در عالم خواب، ترس خود را كه اكنون به يك تصوير فيلم مانند تبديل شده، مي‌بينيم. به چيزي ميل داريم و نتوانسته‌ايم ميل خود را آن‌طور كه بايد، به عمل در آوريم بنابراين خواسته يا تمايل ما يا نيمه‌كاره مانده، يا سركوب شده يا هنور فرصت بروز پيدا نكرده. بنابراين همين تمايل بروز نكرده (به هر دليل) خودش به يك صحنة رؤيا تبديل مي‌شود. مجموعة چيزهايي كه در طول بيداري توجه ما را به خود جلب مي‌كنند و تفكر ما را به خود مشغول مي‌سازند، اگر حسابشان در همان زمان بيداري تسويه نشود، خود را به شكل متناسب در عالم رؤيا بروز مي‌دهند… بعد از رؤياهاي عادتي معمول كه براي اكثر مردم رخ مي‌دهد گروه ديگري از رؤياها قرار دارند كه تعداد كمتري از مردم موفق به تجربة آن مي‌شوند. اين‌ها رؤياهاي خاص هستند. و اما رؤياهاي خاص. اين رؤياها گاهي و آن هم براي معدودي از مردم اتفاق افتاده و ممكن است اتفاق بيفتد. اما همين گه‌گاه بودن چنين رؤياهايي نشان‌دهندة آن است كه مي‌توان از راه‌هايي، اين حيطة رؤيابيني را از طرق هماهنگي به كنترل درآورد. به عبارتي چنين رؤياهايي را به صورت كنترل شده و گزينشي تجربه كرد. در الاهيسم و دانش روح‌زايي، به چنين رؤياهاي خاصي «رؤياهاي زنده و قطره‌اي» گفته مي‌شود. حيطة «رؤياهاي زنده» دومين حيطه از جهان رؤيابيني است. اگر مرحلة اولية خواب ديدن را كه رؤياهاي فراگير و عمومي ‌است، رؤياهاي مرده و نيمه‌جان فرض كنيم، رؤياها پس از عبور از اين مرحلة‌ عادتي و همگاني، به دليل تماس با «آتش روح» دچار «تولد» شده و زنده محسوب مي‌شوند . . . رؤياهاي زنده، همان‌طور كه از نامشان پيداست زنده هستند و بنابراين حامل قطراتي از نور و حيات مي‌باشند. از اين‌رو در روح‌زايي به آن‌ها رؤياهاي «قطره‌اي» هم گفته مي‌شود. رؤياهاي قطره‌اي ممكن است براي هر انساني رخ دهد اما براي عدة معدودي، اين رؤياها به صورت مكرر اتفاق مي‌افتند. اين قطرات نور كه به صورت رؤيا تجسم پيدا كرده‌اند مي‌توانند حامل اخباري از گذشته و آينده باشند يا ناشناخته‌ها و ناگفته‌هاي زمان حال را بيان كنند. بسياري از مردم ممكن است خواب‌هايي ديده باشند كه در آينده عيناً يا مشابه آن اتفاق افتاده باشد يا در خواب متوجه چيزهايي شده باشند، كه در بيداري قادر به دانستن آن‌ها نبوده‌اند. نمونه‌هاي زيادي وجود دارد كه افراد در طول خواب به راه‌حل مسائل خود دست پيدا كرده‌اند. تقريباً در بيشتر مواقعي كه حادثه‌اي طبيعي به ويژه حوادث ناگوار رخ داده است، افرادي قبلاً آن‌را در پرده يا به صورت مستقيم، در خواب ديده‌اند . . . البته موضوع رؤياهاي قطره‌اي هميشه هشدارها و بشارت‌ها و دسترسي به اطلاعاتي دربارة گذشته و آينده نبوده بلكه بعضي از اين قطرات رؤيا، در درونِ خود، حاوي انرژي بوده‌اند. اين شكل از رؤياهاي انرژيايي ممكن است براي رؤيابين، انرژي شفا‌بخش يا مخرب را به ارمغان آورده باشند. حتي شكلي از رؤياهاي انرژيايي وجود دارد كه شخص بعد از ديدن آن، تا پايان عمر خود واجد نوعي انرژي (و اكثراً انرژي شفابخش) بوده است. بنابراين شخص بعد از ديدن چنين رؤيايي در اثر ارتباط گرفتن از طريق اين رؤيا به يك شفا‌دهنده (با انرژي محدود) تبديل شده است . . . رؤياهاي زنده گاهي مي‌توانند به صورت مشاور و راهنما عمل كنند. يعني بر اساس آنكه زنده‌اند، در طول بيداري، رؤيابين بر اثر تمركز بر آن، با آن مشورت كرده است و از طريق آن راهنمايي شده است. چنين رؤياهايي، حتي گاهي در طول زمان، نقش يك معلم را براي فرد ايفا كرده‌اند. به عبارتي شخص، رؤيايي ديده است كه اين رؤيا در شرايط مختلف، به صورتي راهگشا و راهنما تفسير و تعبير مي‌شود. اين‌گونه رؤياها (رؤيا‌هاي زنده و قطره‌اي) در مواقعي توانسته‌اند به عنوان واسطه‌اي بين انسان و موجودات غيبي و به ويژه ارواح مردگان عمل كنند. در اين شرايط، رؤيابين از طريق خواب خود توانسته است با ارواح رابطه برقرار كند يا اينكه ارواح با او ارتباط برقرار كنند. رؤيا‌هاي قطره‌اي درواقع قطراتي هستند كه از عالم غيب به سمت انسان مي‌آيند. اما اين قطره‌ها ممكن است آن‌قدر قوي باشند كه حتي انسان را، در حين رؤيا، با خود به سفري در حيطه‌ها و زمان‌ها و مكان‌هاي ديگر ببرند. افرادي كه در طول خواب، داراي تجارب واقعي خروج (از جسم) و سفر به نقاط ديگر شده‌اند، ممكن است با چنين قطره‌هايي برخورد كرده باشند . . . رؤياهاي زنده مستقيماً آگاهي و هوشياري انسان را تحت تأثير خود قرار مي‌دهند و ميزان درك انسان را (به طوركلي يا جرئي) تغيير مي‌دهند. لذا بسياري از رؤيابينان، اين موضوع (دگرگوني معرفت( را مهم‌ترين تأثير رؤيا مي‌دانند كه البته اين نگاه در بين همة گروه‌هاي رؤيابيني عموميت ندارد . . . در اينجا قصد ندارم به همة مصداق‌هاي رؤياي زنده و قطره‌اي اشاره كنم؛ اين چيزي است كه همة ما با كمي‌دقت و جستجو در رؤياهاي خود يا خواب‌هاي اطرافيان‌مان مي‌توانيم فهرست‌اش را به دست بياوريم. اما اين نكته را نگفته نگذارم كه اگر قدر رؤياهاي زنده و قطره‌اي را بدانيم و با آن‌ها برخوردي قدرشناسانه و توأم با معرفت داشته باشيم، انتظار مي‌رود كه رؤياهاي ما مسير تكاملي خود را با سرعت و جديت بيشتري طي كنند. در اين صورت، قطرات حياتي نهفته در رؤيا بزرگ‌تر مي‌شوند، ظرفيت رؤياها براي حمل كردن قصدها و نتايج مختلف بيشتر مي‌شود، كارهاي بيشتري از رؤيا‌هاي ما ساخته مي‌شود و كارايي‌هاي آن‌ها بالاتر مي‌رود. رؤياهاي زنده نشانه‌اي از آن هستند كه هنوز آتش روح ما خاموش نشده و روح ما هنوز زنده است (اما اين، تنها نشانة آتش روح نيست) بنابراين مي‌توانيم اين آتش را فروزان‌تر كنيم؛ مي‌توانيم جرقه را به صاعقه تبديل كنيم و حتي با پرورش روح خود، كرم شب‌تاب را به خورشيد جهان‌تاب بدل نماييم . . . در اين مقطع از رؤيابيني (رؤياهاي زنده و قطره‌اي) رؤياها مي‌آيند و مي‌روند. هر وقت بخواهند، ديگر نمي‌آيند. خيلي وقت‌ها خبري از آن‌ها نيست و گاهي سرزده پيدايشان مي‌شود. در اين مرحله، ما هيچ كنترلي بر رؤيا‌هاي خود نداريم. حتي اگر براي كنترل‌‌شان دست به تلاش بزنيم يا در كمين‌شان بنشينيم (بخوابيم) تا بلكه آن‌ها را در تور (چشمان) خود گرفتار كنيم، ممكن است ديگر هرگز به سراغ ما نيايند. حالت رؤياها در چنين وضعيتي مثل وقتي است كه پرنده‌اي به سراغ ما مي‌آيد. يك وقت‌هايي مي‌آيد و يك وقت‌هايي نمي‌آيد اگر هم متوجه بشود كه خواسته‌ايم او را در تله بيندازيم شايد هيچ وقت نيايد. حتي اگر فضا را شلوغ كنيم و بقيه را هم از موضوع آمدن پرنده با خبر كنيم شايد پرنده وحشت كند و ديگر پيش ما نيايد. اما مي‌توانيم كاري كنيم كه پرنده، خودش از سر ميل و اشتياق هر چه بيشتر به ملاقات ما بيايد و به عنوان هديه، او خبرهاي بيشتري براي‌مان بياورد و ما را به نقاط دوردستي ببرد. به همين دليل است كه مي‌گويم بايد با رؤياها رفتاري توأم با معرفت و قدرشناسي داشته باشيم. در وقت ديگري اگر فرصت آن رخ دهد مي‌گويم كه بايد با رؤياها چطور رفتار كرد؟ چطور قدر آن‌ها را دانست و قدرشناسي كرد؟ چگونه با آن‌ها ارتباط داشت و چگونه با آن‌ها زيست؟ اين دانشي است كه به درد همه مردم نمي‌خورد بلكه فقط به درد كساني مي‌خورد كه درد آن را دارند. ولي كساني كه چنين دردي ندارند اين نكته را فراموش نكنند كه حتي اگر آنان، به رؤياهاي زندة خود بي احترامي ‌و قدرنشناسي كنند و آن‌طور كه بايد، با آن‌ها رفتار نكنند، بزودي متوجه اين واقعيت مي‌شوند كه رؤياهاي آن‌ها خودشان مولد درد و زخم خواهند شد. ما به عنوان بشر نيازهاي زيادي داريم؛ و نياز به دانستن بعضي از ناشناخته‌هايي كه دانستن‌شان براي ما ضروري است و مي‌توانند مسائل مهم ما را حل كنند. نياز به ارتباط با وجوه ديگر اين جهان؛ براي تجربة زندگي جديد. نياز به تخليه شدن از انرژي‌هاي مخرب. نياز به كسب انرژي‌هاي زيستي. انرژي‌هايي كه مي‌توانند بعضي از مسائل مهم ما را حل كنند يا برخي از آرزوها و قصدهاي ما را به تحقق برسانند. ما نياز داريم كه كانال ارتباطي با خود را در اختيار غيبي كه ما را احاطه كرده است قرار دهيم تا غيب بتواند، هر زماني كه بخواهد با ما گفتگو كند؛ چيزهايي كه مي‌خواهد براي‌مان بفرستد و پيام‌هاي ما را بشنود. ما نيازهاي بسياري داريم كه از راه‌هاي ديگر تأمين نشده‌اند يا نمي‌شوند و هنر رؤيابيني (و نخست، رؤياهاي زنده) راهي براي پاسخگويي به اين نيازهاست. از طريق هنر رؤيابيني ما مي‌توانيم مسائلي را از زندگي خود حل كنيم كه حتي تصور آن مشكل است. با استفاده از امكان رؤياها كه در اختيار تقريباً همة ما قرار دارد، مي‌توانيم كاري كنيم كه پيش از اين حتي در رؤيا هم نديده‌ايم. اين اولين قدم راه رؤياهاست: «رؤيا‌ها را جدي بگيريم»

برگرفته از درس‌هاي روح‌زايي و هنر رؤيابيني خلاق، از تعالیم ایلیا. میم؛ شرح و بازنويسي: پِريا (شباب حسامي)

پي‌نوشت: 1- قسمت اول اين متن در نشرية هنر زندگي متعالي، شماره 1 شهريور 1381 ( و هم‌چنين در نشريه شماره 1علوم باطني بهار 83) و مقدمة كتاب رؤيابيني كنترل شده و ارتباط با رؤياها (نشر حم 1384) به چاپ رسيده است.

مطالب مرتبط:

برای خواندن مطالب بیشتر به این سایت مراجعه نمایید

سایت هواداران استاد ایلیا رام الله،وبلاگ آمین1، وبگاه ترویج راستی، وبگاه ضد فرقه ، وبلاگ ضد فرقه، وبلاگ حامیان ایلیا ، وبلاگ طرفداران ایلیا میم، سایت دیده بان ادیان و مذاهب ، وبگاه شاگردان ایلیا، کاوشگر، درون کاوی ، وبگاه حامیان استاد ایلیا رام الله، الگوی هستی ،ضد فرقه ، وبگاه عصر آگاهی ، دریچه نور، درون کاوی-2 ، وبگاه اسرار ماوراء ،

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

تنوع گرايي انديشه‌اي و كثرت گرايي ذهني – استادایلیام رام الله

تنوع گرايي انديشه‌اي و كثرت گرايي ذهني[1]

اساس اعتقادات اسلامي از تعليمات پيامبر اسلام (ص) و آن هم از تعليمات جبرئيل (ع) به او حاصل شده است. اگر اين را يك مجموعه اعتقادي غيرمركب بدانيم آن وقت معناي اعتقادات متكثر ملموس‌تر مي‌شود.

مكتبها و انديشه‌ها و جريانات مختلف باطني را گذرانده بودم. هر كدام از اين مكتبهاي باطني مانند قاره‌اي از انديشه‌هاي بي شمار است. سالها هم به موازات آنها و با نگاهي به آنها تفكر كرده بودم بنابراين در بينش و نگاه خود، انديشه‌هاي ديگر و ديدگاههاي مختلف را در نظر داشتم.[2] بخشي از ذهنم تبديل به برآيند انديشه‌ها و آموزه‌هاي مكتبهاي باطني ديگر شده بود و الان هم هست. انديشه‌هاي يونان و مصر باستان، اسلام، مسيحيت، يهوديت و اديان ديگر، انديشه‌هاي هندوئيسم، بوديسم، شمنيزم، اسپريتيزم، تائوئيزم و دهها ايسم و آنتي ايسم و متا ايسم ديگر.

بيش از همۀ آنها، در قرآن و كتاب مقدس تفكر كرده بودم و بسيار بيشتر از بقيه تحت تأثير اينها بودم. اگر كل افكارم را به يك قاره بزرگ تشبيه كنم لااقل يكي از كشورها برآيندي از كليه انديشه‌ها و مكتبهاي باطني بود. نزديك به چهار هزار صفحه دربارۀ انواع روش‌ها و ديدگاههاي علوم باطني نوشتم كه همه، حاصل تفكرات و مشاهداتم بود. تحقيق و تفكر در مكتبها و جريانات باطني برمي گشت به دوران قبل از شانزده سالگي و حالا برآيند و نتايج آن انديشه‌ها در من باقي مانده بود. در اين قاره بزرگ انديشه‌ها، در كنار آن كشوري كه برآيند و عصاره انديشه‌هاي مكتبهاي گوناگون باطني بود يك كشور بسيار بزرگ وجود داشت، كشوري كه مانند يك شبه قاره بود. اينها انديشه‌ها و يافته‌ها و مشاهدات خودم بود. نظريات بنيادي و تئوري‌هاي مبنايي كه آنها را يافته و درك كرده بودم… اما بزرگترين كشور انديشه هايم را از قرآن و كتاب مقدس و معلمان بزرگي چون علي (ع) و ائمه هدي داشتم. كلمات و انديشه‌هاي امام علي (ع) و امام صادق (ع) واقعاً حيرت انگيز و به شدت حكيمانه بودند. اينكه مي‌گويم بودند به خاطر اين است كه دارم موضوع را از ديدگاه گذشته و از نگاه كسي كه با اكثر يا شايد همه جريانهاي باطني آشنايي داشت مي‌گويم. نمي‌دانم، آيا موضوع تكثرگرايي كه در لابلاي تهمتهاي كذب و نسبتهاي دروغ مطرح شده بود، همين است. اگر اين است، كه واقعيت دارد و اگر نيست، اين كماكان واقعيت است و واقعيت‌هاي ديگري هم هست. همين موضوع تبديل به زمينۀ عملي تنوع گرايي و پلوراليزم شد. يعني مثلاً مذهب شيعه را تنها راه اصلي نيل به حقيقت نمي‌دانستم بلكه آن را يكي از راهها مي‌دانستم به موازات راههاي ديگر. گمان نمي‌كنم كه ديگر مسلمانان ايماندار يا مسيحيان يا يهوديان يا امتهاي ديگر، كه به هر نحو به خداوند ايمان دارند و موحد محسوب مي‌شوند، گمراه و در مسير نابودي باشند. فكر مي‌كنم و مي‌كردم كه حتي يك انسان ظاهراً غيرمتشرع، اگر ايمان به خدا داشته باشد و موحد باشد، اگر مهربان و بخشنده باشد، اگر انسان باشد، همين مي‌تواند او را به خداوند بازگرداند و نجات دهد. اگر يك مسيحي، يهودي، زرتشتي، هندو، بودايي يا هر دين و فرقه و غيرفرقه ديگري، اگر واقعاً تسليم و خدمتگزار خدا باشد، او هم نجات يافته است. هر كسي كه به خدا عشق بورزد و خدا را و خلق خدا را دوست داشته او امكان رستگاري معنوي خواهد داشت. خود من مسلمان هستم و اسلام را كاملترين دين خدا مي‌دانم اما معتقدم كه امكان نجات و رستگاري براي همه مردم جهان و همه بشر وجود دارد. خداوند براي هر كسي راهي را قرار داده است حتي براي كساني كه ظاهراً غرق در فساد و گمراهي اند.

www.ostad-iliya.org

کتاب آمین 1 « ایلیا یعنی خدا با من است »  را دانلود کنید

لینک‌های مرتبط:

درس های مبارزه بی خشونت,سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار

جستجوی ایلیا, جستجوی رام الله, سرچ پیمان فتاحی, سرچ واژه ایلیا رام الله, سرچ واژه ضد فرقه رام الله, سرچ واژه پیمان فتاحی, افکار و عقاید ضد فرقه رام الله, اعتقادات ضد فرقه ایلیا رام الله, ایلیا میم رام الله را چگونه بشناسیم, استادایلیا را چگونه بشناسیم و ببینیم, چگونه استاد ایلیا رام الله را ببینم, ساخت واژه های دروغی مانند فرقه رام الشیطان و انتساب این القاب استاد ایلیا میم رام الله برای تخریب ایشان, برچسب و اتهام دروغین فرقه رام الله و جمعیت منحرف به شاگردان استاد ایلیا میم رام الله, موراد و برچسب های دروغین و انحرافی و انحراف کننده فرقه رام الله به پیمان فتاحی – استاد ایلیا رام الله – و شاگردانش, تعداد دستگیری های استاد ایلیا میم رام الله – پیمان فتاحی – و شاگردانش و برخوردهای امنیتی با ایشان, برچسب و اتهام انحرافی و منحرف و  دروغ فرقه رام الله به شاگردان ایلیا رام الله, میم رام الله, درباره م رام الله, م رام اله, استاد الیاس, فعالیت خداگرایانه و ترویج تعالیم حق عرفان و معنویت ایلیا م رام الله در تهران و شهرستانها و موج خداگرایی درانسانها, فعالیت و نحوه انتشار تعالیم استاد ایلیا میم رام الله – پیمان فتاحی در اینترنت و فیس بوک و توییتر و سایت ها و وبلاگ های نزدیکان و دوستداران و طرفداران و شاگردان ایشان, برچسب دروغین فرقه انحرافی به استاد پیمان فتاحی ,برچسب دروغین فرقه انحرافی به استاد فتاح ,برچسب دروغین فرقه انحرافی به ایلیام پیمان فتاحی ,برچسب دروغین فرقه انحرافی به ایلیا رام الله ,برچسب دروغین رهبر فرقه ضاله به استاد پیمان فتاحی ,برچسب دروغین رهبر فرقه انحرافی به استاد فتاح ,برچسب دروغین رهبر فرقه به ایلیام پیمان فتاحی ,برچسب دروغین رهبر فرقه به ایلیا رام الله ,برچسب دروغین سرکرده فرقه ضاله به استاد پیمان فتاحی ,برچسب دروغین سرکرده فرقه انحرافی به استاد فتاح ,برچسب دروغین سرکرده فرقه به ایلیام پیمان فتاحی ,برچسب دروغین سرکرده فرقه به ایلیا رام الله ,اتهام دروغین فرقه گرایی , بدعت در دین , انحراف , به استاد پیمان فتاحی ,اتهام دروغین فرقه گرایی , بدعت در دین , انحراف , به ایلیا رام الله ,اتهام دروغین فرقه گرایی , بدعت در دین , انحراف , به استاد فتاح ,اتهام دروغین فرقه گرایی , بدعت در دین , انحراف , به استاد الیاس رام الله ,بانک اطلاع رسانی ضد فرقه ,برچسب و اتهام دروغین عرفان کاذب عرفان نوظهور معنویت انحرافی به استاد پیمان فتاحی ,برچسب و اتهام دروغین عرفان کاذب عرفان نوظهور معنویت انحرافی به ایلیامیم ,برچسب و اتهام دروغین عرفان کاذب عرفان نوظهور معنویت انحرافی به ایلیا رام الله ,برچسب زنی به شاگردان ایلیا رام الله پیمان فتاحی در مورد ترویج فرقه گرایی ,اداره ادیان وزارت اطلاعات به دگر اندیشان می گوید: عرفان های کاذب عرفان های جدید تاریخچه مسلک های عرفانی  جریانهای معنویت گرای نوپدید ,اداره ادیان وزارت اطلاعات به دگر اندیشان می گوید: عرفان های نوظهور فرقه های ضاله عرفان های نوپدید نحله های نوظهور


[1] منبع: فيلم گزارش مستند از زندگي ايليا «ميم»

[2]  پيامبر خدا (ص) : دانش را فرا گيريد ، گرچه در چين باشد ؛ زيرا طلب دانش بر هر مسلمانى واجب است .

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

%d bloggers like this: