Posts Tagged With: حل مسائل

شناخت روش های تفکر

تفاوت تفکر انکارگرا و حقیقت گرا (تفکر متعالی)

 تفکر انکارگرا ,حقیقت گرا,تفکر ,متعالی,حضور الهی ,حقایق ,همه راه ها تفکر ,یازهای ,نفسانی باطن گراست,خوشبختی ,ماشین ,کشف ,حل مسائل ,قضاوت ,عشق ,معشوق ,معبود ,قوایروح  ,ایمان ,حاکم ,بشر ,پایان ,گفتگوها ,کتاب آمین3  ,ایلیا معلم بزرگ تفکر

تفکر متعالی رو به بالاست جهتش صعود است. بر اساس حضور الهی و برای آن است و نه در جهت تخریب بالا و آنچه در بالاست. حقایق بالایی و باطنی و غیب را می پذیرد و برای انکار آن نمی کوشد بلکه به پذیرش آن سعی دارد.

این (تفکرمتعالی) می گوید: تفکر به تنهایی یکی از راه هاست و آن  می گوید همه راه ها تفکر است.

این تفکر را نوعی هنر می داند و آن هنر را نوعی تفکر . این نرم است، انعطاف پذیر است و رقصندگی؛ مبارزه ای عاشقانه است و کامل اندیشی هنرمندانه.

آن در تلاش است تا به نیازهای نفسانی انسان پاسخ دهد و این می کوشد تا پاسخ گوی نفس نیازها باشد.

این باطن گراست. به اسرار می رود و حقیقت ناشناختنی را می جوید و آن ظاهر گراست، فعالیتش در جهت اسرار زدایی و انکار حقیقت ناشناختنی است. آن  در جستجوی واقعیت هاست نه حقیقت زنده و حاضر.

این به ظاهر و باطن توجه دارد و اگر باطن گراست ظاهرگرا نیز هست و آن متوجه ظاهر است و اگر به ظاهر باطن گراست، در واقع به باطن ظاهر گراست.

بنیاد این، ایمان به (هستی) بی نهایت است و آن نمی تواند قائل به بی نهایت باشد چون بی نهایت هر چیزی را در خود می بلعد حتی آن را.

این می گوید دانستن پر خطر است و آن می گوید دانستگی خوشبختی است. این می گوید تفکر لازم است اما کافی نیست و  آن می گوید تفکر شرط لازم و کافی است.

این می گوید با تفکر بعضی از مسائل را می توان حل کرد و از بعضی حوزه ها عبور کرد و  آن می گوید تفکر حلال همه مسائل است و با آن گذر کامل شدنی است.

این می گوید اصل، روح تفکر است و آن می گوید مهارت در تفکر.

این انسان را هستی شکل پذیر و تیدیل شدنی می داند و آن شبیه به یک ماشین انسان را می نگرد.

آن بر حافظه تأکید می کند و بزرگ ساختن انبارها لکن تأکید این بر کشف است که ندانی تا کشف نکنی.

این می گوید هدف حل مسائل نیست  و  آن مهم ترین چیز را حل مسائل می داند.

در این ، اخلاق از ارکان تفکر است و آن علم اخلاق را چیزی جداگانه و گاه بی ارتباط می پندارد.

این بر کامل اندیشی تأکید دارد و آن براندیشه. پس این توصیه می کند که قضاوت زود است ، دیر باید به قضاوت نشست و اگر باید پس به نرمی و آهستگی شایسته است و آن فریاد می زند قضاوت؛ قضاوت پی در پی را می خواهد، هر لحظه، اگر نه عقب مانده ای.

این معلم را برای آموختن حیاتی می داند و آن اعتقاد دارد که مهم مواد آموزش است و آموزگار ضروری نیست.

این تفکر را مهم نمی داند، عشق را و معشوق و معبود را مهم دانسته و تفکر را یکی از راه های عشق ورزی و عشق بازی با معبود ؛ و برای آن این حرف ها مضحک و بی اعتبار است.

این می گوید تفکر یکی از قوای روح است و آن روح را نپذیرفته و تفکر را اساسی ترین و برترین قابلیت انسان می داند.

این تفکر را عنصری از راه تعالی می داند و آن کل راه تعالی.

این آمیخته به ایمان است و آن ایمان را ضد تفکر می داند و بر دوری از آن تأکید می کند.

این زنده است چون روح زنده است و در جهت قصدهای او ، و آن مرده است چون قائل به روح زنده نیست.

آن نزدیک بین و جزء نگر است پس خودبینی حاکم برآن، اجتناب ناپذیر است.

آن به دنبال راحتی نفس بشر است و این به راحتی روح می اندیشد.

آن خواهان گسرتش گفتگو ها و حرف هاست و این در صدد پایان گفتگوها و جهش از حرف ها. پس این به سکوت می رود و آن به گفتگوی بیش تر.

آن می گوید زنده باد من و این می گوید زنده باد او در من و در همه.

آن می گوید باید بر همه چیز حاکم شد و این می گوید باید به حاکم همه چیز تسلیم شد.

منبع: کتاب آمین3  (ایلیا معلم بزرگ تفکر)

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

در انتهاي راهها – استادایلیام رام الله

«نگذار كسي تو را برنامه‏ريزي كند و برايت برنامه تعيين كند مگر آنكه شعورش از تو بالاتر است.»                                                   ايليا «ميم»

در انتهاي راهها[1]

از همان کودکي و قبل از دبستان علاقه زيادي به کلام خدا داشتم و بسياري از آيات قرآن و کلام مقدس و احاديث را حفظ بودم… وقتي وارد دبستان شدم و بعد از آن، غالباً امام جماعت و قاري قرآن مدرسه بودم. در دوران مدرسه در اغلب مسابقاتي که برگزار مي‌شد شرکت مي‌کردم[2]. مسابقات قرائت، تفسير قرآن، سرود و آواز، مسابقات ورزشي و هنري و چيزهاي ديگر.

هميشه هم مذهبي نبودم…

نمرات درسي ام متوسط بود اما يک بار مي‌خواستم اول بودن در درس را تجربه کنم بنابراين اول شدم که چون تجربه خاصي نبود ديگر به سراغش نرفتم. شايد دوم يا سوم راهنمايي بود…

در اکثر مواقع تيمهايي داشتم که با آنها کار مي‌کردم. تيم‌هاي ورزشي مثل تيم فوتبال، تيم هنري و مانند اينها و البته هر وقت اين تجربه آن چيزي نبود که مي‌خواستم، کار را عوض مي‌کردم و بنابراين قالب ارتباطي و هويتي ام هم تغيير مي‌کرد…

به موازات درس خواندن در دوره دبستان و بعد از آن، تفکر و تحقيق در کلام خدا، را ادامه دادم. کلام خدا مبدل شده بود به اقيانوسي بزرگ که نه عمق آن معلوم بود نه ساحل آن. و اين درياي بي عمق و بيکران، روز به روز خود را بيشتر و بيشتر نشان مي‌داد…

 

www.ostad-iliya.org

کتاب آمین 1 « ایلیا یعنی خدا با من است »  را دانلود کنید

لینک‌های مرتبط:

درس های مبارزه بی خشونت,سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار

كاليما , بكارگيري توانايي فكر و كلام در الاهيسم باطني , روياهاي جهاني و روياي فردي , كاليما از كلام خدا برآمده , كلام هماهنگ ,پيوند تمدنها , ارتباط تمدن ها , ازدواج تمدن ها , نزدیکی ادیان , ارتباط ادیان , تلفیق دين مسيحيت و يهود با اسلام از اتهامات وارده به ایلیا میم رام الله توسط اداره ادیان و مذاهب وزارت اطلاعات ,اسلام , مسيحيت , يهود , هندوئيسم و بوديسم ,تعامل (…) ميان اسلام و يهود و مسيحيت مي‌تواند بسياري از مسائل جهان امروز را حل کند ,ريشه اکثر مسائل جهاني در اختلافات ايدئولوژيک است ,نظريۀ برخورد تمدنهاي هانتينگتون ,نظريۀ ازدواج تمدنها ,راه اندازی اسلام مسيحي [مسلمانان مسيحي] , اسلام يهودي , اسلام آمريکايي و غربي و اسلام هندويي و بودايي و شرقي , اتهامات اداره ادیان و مذاهب وزارت اطلاعات به پیمان فتاحی ,لااله‌الاالله ,اساس دین الهی,به روايت ال ياسين , ایلیا میم مؤکداً گفته است که مذهبي و متشرع نيست , تعليمات ایلیا میم در راستاي احياء معنويت الهي و معرفت باطنيست , بيش از چهار هزار صفحه متن مکتوب در زمينه روش‌هاي علوم باطني و نظريه‌هاي بنيادي و کاربردي از ایلیا میم در دست مي‌باشد , ايليا بطرز چشمگيري ساده و معمولي است , اسم شناسنامه اي ايليا «ميم» پيمان فتاحي مي باشد , اولين بار در سال 1375 آموزش‏هاي علني و عمومي پیمان فتاحی در سن 23 سالگي در تهران آغاز شد , آموزش هاي ايليا «ميم» , الاهيسم خوانده مي شود ,. ایلیا رام الله براي تعليمات خود پولي دريافت نمي‏کند , بنيانگذار الاهيسم ماهاآواتار مي‌باشد , ماهاآواتار در ايران با اسم استاد روح الله شناخته مي‌شود , الاهيسم باطني را مي‌توان معادل علوم باطني با جهت گيري خداگرا دانست و ارتباطي با هيچ يک از اديان , مذاهب يا فرقه‌ها ندارد , يکي از محوري‏ترين آموزش‏هاي پیمان فتاحی- آموزش روش‏هاي سي و شش گانه تفکري است که با عنوان  شناخته مي‌شود


[1] منبع: فيلم گزارش مستند از زندگي ايليا «ميم»

[2] او در اكثر مسابقات قرائت و تفسير قرآن نفر ممتاز بود. هنوز هم حكم ها و تشويق نامه هاي آن زمان موجود است. در بقيۀ مسابقات هم عموماً نفر اول بود اما در طول اين مسابقات مختلف، سه بار نفر دوم شد. يك بار در كلاس سوم دبستان بود كه عليرغم آنكه او هميشه در مسابقات قدرت بدني اول مي شد اما اين بار بصورت گروهي، دوم يا سوم شدند. در يكي از مسابقات كشتي هم نفر دوم شد اما در همۀ مسابقات كشتي و رزمي ديگر او نفر اول شده بود. كلاس چهارم يا پنجم دبستان، در مسابقات آواز و سرودهاي انقلابي اول شد. در دورۀ راهنمايي در مسابقۀ نگارش و نويسندگي اول شد. يك بار هم در مسابقات علمي رتبۀ ممتاز شد. اين موارد را  من دقيقاً به ياد دارم. به نظرم او به هر كاري دست مي زد شاهكار و استثنايي بود. سوابق همۀ اين كارها موجود است. ما او را «در انتهاي راهها» مي دانستيم. همان زمان كودكي وقتي كه مسجد مي رفتيم در مسجد با مذهبي ها بحث مي كرد و آنها جوابي براي سوالاتش نداشتند. كلاس چهارم يا پنجم دبستان كه بوديم يك بار سؤالي از معلم پرسيد، يك سؤال معمولي جغرافيا اما چون او هميشه در عالم خودش سير مي كرد حواسش نبود كه موضوع درس رياضيات است. پرسيد فلات يعني چه؟ متأسفانه معلم ما جواب اين سوال را نمي دانست يا مي دانست اما نگفت ولي خيلي عصباني شد. گفت تو رفته اي سؤالي پيدا كني كه مرا خجالت زده كني. بجاي جواب، كلي او را تحقير كرد و گفت حالا يك سؤالي از تو مي پرسم كه پيش پدر و مادر و جد و آبادت هم بروي نتوانند جواب بدهند. پرسيد چرا توپ (توپ پينگ پونگ) را زمين مي زنند، روي زمين نمي ماند و بالا مي آيد؟ گفت تا پايان سال هم فرصت داري. وقتي زنگ تفريح خورد ايليا سراغ معلممان رفت و آهسته به او گفت آقا بخاطر خاصيت الاستيكي اش نيست؟ معلممان سر او را بوسيد و گفت البته براي اينكه جواب اين سؤال را بدهي بايد كلي فرمول هاي شيمي و رياضي را بداني و در جواب من بگويي اما جوابت درست است و از تو قبول مي كنم. از ايليا پرسيدم از كجا اين را مي دانستي؟ گفت همينطوري به ذهنم آمد.

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

%d bloggers like this: