Posts Tagged With: خدا

خدا را بخوانید

BEKHANID

“بخوانید”

خدا را بخوانید. بخوانید با زبان، با ذهن و قلب تان و آنگاه بشنوید آن را از زبان روح تان. به هنگام خواندن آگاه باشید که چه کسی را می‌خوانید؟ به یاد داشته باشید که در حضور که هستید؟ خدا را حداقل آن گونه بخوانید که انسانی بیدار، باعظمت، بینا، شنوا، و ناطق را می‌خوانید. بسیاری از مردم به گونه‌ای خدا را می‌خوانند که انگار مرده‌ای را می‌خوانند. به گونه‌ای با خداوند سخن می‌گویند که انگار فردی که وجودش خیالی است، یا در دوردست‌ها سکونت دارد. در حالی که خداوند زنده و حاضر ز خودت به تو نزدیک تر است. او هستی توست… خدا را طوری بخوانید که انتظار پاسخ اش را داشته باشید و خداوند، خوانندة خود را حتی پیش از خوانده شدن پاسخ می‌دهد. اما از راههای خودش و با روش‌های خودش، نه صرفاً آن طور که شما تصور می‌کنید. او با علائم و تغییرات، با القائات، با احساسات و اندیشه‌ها، بخشش‌ها و گرفتن‌ها (و…) پاسخ می‌دهد… به هنگام خواندن پروردگار، آگاه باشید که خداوند از شما جدا نیست. و برای یگانگی و اتصال ذاتی عمیقاً مراقبه کنید که راه گشاست. با خنده و گریه، در خواب و بیداری، در سختی و راحتی (…) و حتی با آهنگ و آواز خدا را بخوانید. بگذارید خداوند زمزمه و زمینة کلام و نگاه شما باشد. با وجد و سرور و شور و شوق او را بخوانید. که خداوند سرور و شادی را دوست می‌دارد. در امورات و فعالیت‌ها، در مسائل و مشکلات و در فشارها و گرفتاری‌ها، او را بخوانید. با ایمان و اعتماد او را بخوانید و همه چیز را به او بسپارید. بدانید که بدون شک پاسخ تان را می‌دهد. لیلکن آن طور که خود می داند و به شکلی که شعور بی کران و قدرت نامحدودش ایجاب می‌کند اگر تشخیص ندادید، اگر ندیدید، و اگر نشنیدید، نگوئید که نیست. زیرا این شمائید که نمی‌بینید و نمی‌شنوید. بسیاری دیده و می‌بینند. شنیده و می‌شنوند. پس عجولانه قضاوت نکنید. اکنون نیز صداها و موجودات بی شماری وجود دارند که ظاهراً نه دیده می‌شوند و نه شنیده، اما آیا این دلیل بر آن است که نیستند؟… خداوند را به گونه‌ای بخوانید که فرزندی پدر و مادر خود را، عاشقی معشوق و محبوب خود را، و بنده‌ای خالق و پروردگار خویش را می‌خواند. خدا را با عشق و حرارت بخوانید. با امید و انتظار. خدا را در وجود خود، و در وجود دیگران، در طبیعت، در آسمان و در زمین بخوانید و صدایش بزنید. در وجود هر آنچه می‌بینید و نمی‌بینید خدا را صدا بزنید و او را بخوانید. تا در وجود همه چیز و همه کس خود را آن طور که خود می داند، آشکار سازد. خدا را آن گونه بخوانید که روح خود را با هر دم و بازدمی و با هر نفسی خدا را بخوانید، که نفس خود نام خداوند است…

برگرفته از کتاب تعالیم حق – جلد اول

لینک دانلودِ جریان هدایت الهی (تعالیم حق – جلد اول)

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , ,

لااله الاالله؛ نظریۀ بنیادی زیستن

با الهام از «لا اله الا الله»

لااله الاالله؛ نظریۀ بنیادی زیستن

(قسمت اول)

همۀ چیزهای انكارشدنی را انكار كن تا به آنچه انكارنشدنی است نائل شوی. زیرا تا همۀ سایه‌ها را منكر نشوی، آفتاب را تجربه نخواهی كرد. تا همۀ خدایان دروغین را رد نكنی، خداوند حقیقی را قبول نخواهی كرد. لااله. هیچ خدایی نیست الا الله. نمی‌توانی بگویی خداپرستم مگر آنكه همۀ بتهای زندگی ات را شكسته باشی. بت پول، مقام‌، شهرت، شهوت و حتی بت خانواده، همسر، فرزند، برادر و خواهر. بت دنیا.

برای دیدن خدا باید چشم تو همه چیز جز خدا را انكار كند و بر آنها چشم بپوشد. نه اینكه هستند و باید تلقین كرد كه نیستند، بلكه نیستند و باید دید كه نیستند. سایه‌ها هستند اما اگر آفتاب نباشد، سایه‌ها هم در كار نیستند پس آنچه هست آفتاب است نه سایه ها.

قدرت عظیمی در انكار نهفته است و بعضی از روشهای باطنی بر اساس آن عمل می‌كنند. اگر بگویی نیست، دیگر نیست. اگر ببینی نیست دیگر نیست كه آن را ببینی. با قدرت لااله می‌توان تغییرات زیادی در زندگی انسان و در درون انسان ایجاد كرد. با قدرت لااله، با نیروی نه، با روش انكار می‌توانید آنچه را كه مطلوب نیست از میان ببرید و آنچه را كه نمی‌خواهید محو كنید. اگر برخلاف لااله عمل كردی، خدایان دروغین در زندگی تو مثل علف هرز رشد می‌كنند. هر كسی و هر چیزی در زندگی ات به خدایی مبدل شده. خدایی به نام پول، خدایی به نام همسرت، به نام فرزندت. از آن یكی می‌ترسی آن هم در جای خود برای تو خداست. زیرا انسان فقط باید از قهر و قدرت خداوند حقیقی بترسد.[1]

فلان آرزویت برایت به خدا مبدل شده. چرا؟ چون همۀ توجه ات را گرفته. ذهنت را پر كرده. قلبت را لبریز ساخته اما چنین چیزی تنها شایستۀ خداوند زنده است و بس. اینها به آن دلیل است كه لااله به زندگی تو وارد نشده. این علفهای هرز زهرآگین، این خدایان دروغی را انكار كن. هر چیزی كه انكار شدنی است انكار كن. لااقل این شرط عقل است. چرا تو با چیزی و در ارتباط با چیزی زندگی كنی كه مردود است، قابل ردّ است و می‌توان انكارش كرد. چرا زندگی ات را صرف لولوها و لی لی‌های خیالی كنی. این حجاب‌ها را كنار بزن. اگر هم كنار رفتنی نیستند پس با آنها بساز و زندگی كن. بدان تجربۀ تو از خدا، رخ نمی‌دهد مگر بعد از این لااله. قدرت لااله قدرت انكاراست. اگر قبول نكنی، اگر چیزی را باور نكنی، از بین می‌رود. پس آن را به كار گیر. با قدرت لااله می‌توان فقر را نابود كرد. می‌شود بیماری را فراری داد. می‌توانی بدی‌ها را بزدایی. بدی‌ها را نپذیر. نگذار اندیشه‌های بد بر تو حاكم شود. باورشان نكن، آنگاه نیستند. به خود راهشان نده. نه با زور و مقاومت. بلكه با قدرت نگاهت. باطن آنها را ببین. می‌بینی هیچ هستند و آنگاه دیگر نیستند. نترس و بر علیه ترسانندگانت بلند شو. می‌بینی كه به سان سایه‌های گذرا می‌گذرند و محو می‌شوند. همۀ اینها وجوه عملی لااله است.

لااله، روش عبور کردن را به تو یاد می‌دهد. از هر چیزی که عبور کردنی است، عبور کن. تا به آنچه عبور از آن غیرممکن است برخورد کنی. به خداوند حی و حاضر. به نور زنده و زاینده. در هیچ چیز توقف نکن زیرا توقف در هر چیزی به قبر شدن در آن منجر می‌شود. حتی در هیچ اندیشه‌ای توقف نکن زیرا به چاهی گرفتار كننده بدل می‌شود و تا به ابد آه می‌کشی. از همه چیز بگذر. از همه چیز. آنقدر بگذر تا به آنچه گذرکردنی نیست برسی. این لااله است پس وقتی که به خداوند حقیقی رسیدی، وقتی که به الاالله رسیدی آنگاه بایست. «بمان و بدان که من خدای تو هستم». تا ابد آنجا بمان. در آنجا بمیر زیرا فنافی الله، بقابالله است. حتی اگر می‌توانی از خدا هم عبور کنی عبور کن اما اگر او خدای زنده و حقیقی باشد، نمی توانی عبور کنی. اگر گذر کردی پس او خدا نیست بلکه توهم خداست. چگونه می‌توان از بی نهایت عبور کرد؟ بی نهایت را هر چه بیشتر تجربه کنی، برای تو بیشتر می‌شود. اگر کسی معنای لااله را بداند، از همۀ شرارت‌ها رهایی می‌یابد. اگر لااله را به کار بستی، از همۀ دام‌ها و خطرات زندگی جسته ای. اگر لااله را یافتی آنگاه به آستانۀ بی نهایت، به آستانۀ خدای حقیقی رسیده ای. لااله گذر از بیابان‌ها و خارزارها و شوره زارها و رسیدن به دریای نور است. همه چیز را کنار بگذار و بگذار فقط خداوند احد در میان باشد. این به معنای انزوا نیست. این به آن معناست که می‌گویی سرباز نیست، افسر نیست، فرمانده نیست. سرهنگ و سرلشگر نیست بلکه فقط پادشاه است. همه کاره پادشاه است. اینها از خودشان قدرت مستقلی ندارند. همه چیز به دست پادشاه است و به نظر اوست. نمی گویی هیچ چیز وجود ندارد. لااله این را نمی گوید. اتفاقاً می‌گوید همه چیز وجود دارد اما وجود آنها ثانویه است. وجود آنها مستقل نیست بلکه وابستگی محض به خداوند دارد. می‌گویی هر چه هست از اوست، برای اوست و با نظر اوست. این انزوا نیست بلکه تو در ارتباط با همۀ جهان و تمام کائنات زندگی می‌کنی زیرا همۀ آنها جزئی از همان نوراند که خداست. همان الله نورالسموات والارض. تجسم و حرکاتی از آن نوراند. همه چیز را کنار بگذار نه به این معناست که دور بینداز بلکه به این مفهوم است که در مقابل آنها نایست. جلوی آنها دچار خودباختگی نشو. بگذار این زندگی در کنار تو باشد اما روبروی تو نباشد و تو در برابرش تعظیم نکنی. در برابر همسر و فرزندت، در برابر خانواده ات، در برابر پول و لذت، در برابر همۀ این دنیا. بر پشت دنیا سوار شو. آن را بکار ببر اما نگذار بر پشت ات بنشیند زیرا انسان مقامی بزرگتر از این دارد… اربابان دروغین را خلع کن و بگذار ربّ العالمین، پروردگار جهانیان ربّ تو باشد. این لااله الاالله است. سرور تو خدا باشد نه غیر خدا. این لااله الاالله است. این یک انتخاب از میان انتخابهای ممکن نیست بلکه تنها انتخاب ممکن است. زیرا احدی بجز خدا سرور و پادشاه و صاحب انسان نیست. اگر دنیا روبروی تو نایستد پشت سر تو می‌ایستد. آنگاه تو می‌روی و او به دنبالت می‌آید. بیچاره کسی که بردۀ سگش شود پس بگذار دنیا سگ تو باشد و به دنبال تو بیاید و تو هم سگ خدا باش و به دنبال او برو. فرمود همه چیز را برای تو آفریدم و تو را برای خودم.

لااله می‌گوید برای هیچ احدی سجده نکن. در مقابل هیچ کس خم نشو. در برابر هیچ چیز دچار خودباختگی نشو. و الاالله می‌گوید مگر فقط برای خدا. فقط برای خدا سجده کن. فقط خدا را بپرست. فقط در برابر خدا می‌توانی دچار خودباختگی بشوی. اگر در برابر او خود را باختی، خدا را می‌بری. اگر خودت را از دست دادی، خدا را به دست می‌آوری. آیا کاری از این بزرگتر وجود دارد؟

« اگر دعای مردم عموماً اجابت نمی‏شود از اینست كه اساساً دعا نیست یعنی خواسته‏ای نیست كه متوجه خداوند حی و حاضر باشد. خدای اكثر مردم مرده است. مخلوق ذهن آنان است. خودشان مثل یك بت آنرا ساخته و تعریف كرده‏اند و می‏پرستند. از یك بت سنگی یا تصویر بت چه انتظاری می‏توان داشت.»

برگرفته از كتاب تعالیم حق (الاهیسم – جلد دوم) ـ اثر ایلیا «میم»

www.masterelia.org


[1] «هر كسي خداي خود را دارد لكن خداوند واحد نامحدود است و در هيچ فكر و قالبي نمي گنجد.» ایلیا «میم»

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

دروغ بزرگ دایره مذاهب اطلاعات علیه استاد ایلیا با انگِ فرقه رام الله به او

دروغ بزرگ دایره مذاهب اطلاعات علیه استاد ایلیا با انگِ فرقه رام الله به او

سالهاست که بخش مخوف اداره ادیان سعی دارد استاد پیمان فتاحی را سرکرده فرقه نوظهور رام الله بخواند. این اداره سیاه امنیتی فعالیت های جمعیت الاهیون (شاگردان ایلیا) را اقدامات فرقه رام الله معرفی کند. این دایره امنیتی، مقاله، فیلم، برنامه های تلویزیونی تخریبی و تحریفی و دروغینی درباره ی تاریخچه رام الله می سازد. در مقابل، تجربه شاگردان ایلیا از او و تعالیمش چیزی غیر از برچسب ها و انگ های دروغینِ دایره مذاهب را می گوید. و در واقع رام الله به معنی رام و خدمتگزار خداوند است.

متن پیاده شده گفتگویی است انتقادی توسط گروه حزب ا…با ایلیا رام الله (پیمان فتاحی) که ایشان را موسس فرقه ونحله های انحرافی و شیطان پرستی در ایران می نامند.مصاحبه هایی که طبق گفته آنها با سرکرده این فرقه انحرافی به انجام رسیده است آنها حتی نتوانستند دروغی را از لابلای این مذاکره بیابند. به گفته دایره مذاهب وزارت اطلاعات، ایلیا رام الله رهبر جمعیت ال یاسین، فرقه ای منحرف و شیطانی است است که سعی در به راه انداختن جریانی منحرف و شکل دادن دینی نوین دارد.ازجمله اتهامات بی اساسی که به الیاس رام الله وارد شده است اشاعه ی پورالیزم دینی، قراعت خشک و دینی منجمد، تلفیق اسلام و مسیحیت،ترویج فرهنگ غرب و غرب مآبی،مرید و مراد سازی و…غیره است.

آفتاب آمد دلیل آفتاب

گفت و گوی انتقادی

(قسمت اول)

34. فكر نمیكنم اینطوری باشد. اگر مایل هستید من میتوانم نمونههای زیادی از این تناقض را برایتان فهرست كنم. شما مسئله مخالفت با مریدسازی را مطرح میكنید اما عملاً دهها هزار مرید و فدایی بدور خود جمع كردهاید. اطرافیان شما از هفتاد و دو ملت هستند. حزباللهی، دانشگاهی، غربزده، لامذهب و مذهبی و این خودش حكایت از رفتار متناقض شما دارد. شما بر خلاف حرفهای دو آتشهای كه دربارة دین میگویید كمترین ویژگیهای ظاهری افراد مذهبی، حتی ریش هم ندارید. با وجود تأكید به ساده برخورد كردن برای دیدن شما باید از هفتخوان رستم گذشت. دیدن رییس سازمان ملل هم از دیدن شما آسانتر است. این همه پیچیدگی و رمزیكاری برای چه چیزی است؟ از یك طرف میگویید آدم معمولی هستید و از یك طرف دیگر میگویید اگر مجبور شویم خاورمیانه را یك ساعته با زلزله شخم میزنیم، فلان كشور را زیر آب میبریم، مردگان را زنده میكنیم و لابد آسمان را هم به زمین میآورید. كدام آدم معمولی چنین حرفی میزند؟ اینها همه تناقض است.

شما كه قرآن را میزان قرار میدهید و در همان حال مباحث درسی دربارة ارواح و اسرار میگذارید اسم اصلی این كارها چیست؟ اگر پیشبینی آینده و زلزلهساختن و شفا و جادوگری با قرآن و اسلام همخوانی داشت پیامبر اسلام (ص) و اهل بیت (ع) بیشتر از هر كسی به آن عمل میكردند. اگر حرفهای شما از قلب قرآن بیرون آمده چرا این همه بزرگان و مجتهدین و آیات عظام و مراجع تقلید حرف مشابه شما نزدهاند؟ آیا همة آنها در خواب غفلت بودهاند و فقط شما یك نفر بیدار هستید؟ اگر شما اینقدر قدرت دارید و به قول خودتان خدا همهجوره با شماست پس چرا جلوی ظلمهای اسرائیل و آمریكا را نمیگیرید؟ اصلاً آیا شما معنی عدالت را میدانید؟ مرجع تقلیدتان كیست؟

چشم تو آلوده به نفاق است و فكر تو متفرق است. یكی نیستی پس نمیتوانی یكی را ببینی. تو به دنبال آن هستی تا تصورات دوگانهات را در بیرون از خودت پیدا كنی به همین دلیل تفاوتها را تناقض میبینی.روش سؤال پرسیدن و خبر دادن تو مثل دادگاههای تفتیش عقاید است. دو جمله را میگویی اما پنج جمله قبل و بعد از آن را نمیگویی. نقل قول میكنی اما سمت و سوی آن را عوض میكنی. كلیت و اصل موضوع را نمیگویی اما جزئیات را با تغییرات اندكی به عنوان اصل موضوع مطرح میكنی. واقعیتها را با ابهامات و حدسیات و خیالات آمیخته میكنی و آن را به عنوان یك واقعیت مسلم و جدی طرح میكنی. سؤال میپرسی اما جواب را نمیخواهی، تأیید بدبینی و كجبینیات را میخواهی. قبل از اینكه به قضاوت بنشینی رأی میدهی. روش قضاوت تو مثل سنگ در تاریکی انداختن است و وقتی سنگهایت تمام میشود شروع به توهین و فحاشی میکنی. برای ماهی گرفتن از تور پاره استفاده میکنی، بنابراین واقعیتها در تور اندیشه هایت نمی افتد. آینهای که برای دیدن حقیقت از آن استفاده میکنی آنقدر کدر و ناهموار و ناهنجار است، که کوه را چاه نشان میدهد و چاه را کوه، رودخانه را به صورت مار افعی بزرگ به رویت ات میرساند و مار را مانند ریسمانی به تو نشان میدهد که میتوانی از چاه بیرون بیایی. این مار ریسمان نما نفرت تو است. تو پر از کینه و نفرتی، و فقط به دنبال این هستی که قالبی برای بروز آن پیدا کنی. امروز من بودم اما فردا چیز دیگری را پیدا میکنی و پس فردا چیز دیگر. نفرت زدگی، تاریکی است و راه به خداوند بخشنده و مهربان که شروع قرآن و سورههای قرآن است، و ابتدای کلام خداست ندارد. حتی اگر خدا هم خود را به چنین جماعتی نشان دهد آنها خدا را محكوم میكنند و انكار میكنند و برای از میان بردناش نقشه میكشند چه برسد به بنده و خدمتگزار خدا.

اینها همه تناقضها و دوگانگیهای درونی خود تو است که آن را در آینه وجود دیگری میبینی. چشم تو از نور محروم است و در تاریکی میبیند. در تاریکی، چه بسا درخت انجیر مانند دیو به نظر آید و درخت زیتون شبحی در کمین شمرده شود. وقتی چشم انسان از نور تهی شود و انسان در تاریکی روح خود به جهان نگاه کند او واقعیتها را همانند سایه ها، زندگان را بسان مردگان و مردگان را چنان میبیند که انگار زنده شده اند.

گفت و شنودی با ایلیا «میم» رام الله (پیاده شده از فیلم)

برگرفته از کتاب آمین – جلد اول

برای خواند ادامه این مطلب اینجا را کلیک نمایید

https://aamen1.wordpress.com/2013/01/05/%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D8%AC%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%A7-%D9%85%DB%8C%D9%85/

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

درمان دروغ با انرژی درمانی

نسخههاي جعلي باطني: انرژي درماني

(قسمت اول)

آشفته بازار ,ادعاهاي باطني ,ناخوشي‌هاي معين ,درمانگر ,داروهاي معجزه‌آسا ,انجمن‌هاي تخصصي ,تلقين  , پلاسبو , دارونمايي ,روش‌هاي ابداعي ,واقعيت‌هاي كلام خدا ,انرژی درمانی, انحراف ,نيرو درماني,  پزشكان رسم,چگونه گول کلاهبرداران را نخوریم , چرا مسئولین رسیدگی نمی کنند , تا حالا جن گیر و رمال دیدید , آدم ساده لوح تفکر نمی کند , انرژي درمانگران مي‌گويند ما از طريق انرژي‌درماني مي‌توانيم بيماري‌هاي شما را درمان كنيم , كتب علوم غريبه و مطالبي كه دربارة اسرار كنترل و به‌كارگيري قدرت‌هاي دروني انسان وجود دارد , چشم سوم خود را با اين روش بگشاييد , چاكراهاي خود را از راه ميان‌بر باز كنيد , براي دانستن اسرار, هزار شرط لازم است, سحر, حوادث, جوک, بچه, زبان, زندگی, زبان, مغرب, دلار, حوادث, حجاب, ادب, جن, هنر, خدا, قلم, پلیس, حدیث, شیطان, طالع بینی, سد, تنهایی, گرم, فشار

انرژي درمانگران مي‌گويند ما از طريق انرژي‌درماني مي‌توانيم بيماري‌هاي شما را درمان كنيم. بعضي از آنها كه يا جرأت بيشتري دارند يا مخاطبان خود را نادان‌تر مي‌پندارند مي‌گويند ما حتي مي‌توانيم بيماري‌هاي لاعلاج شما را درمان كنيم. جالب اينكه در همة كشورهاي دنيا عده‌اي افراد ساده‌لوح پيرامون چنين افراد پرمدعايي (اگرچه براي مدت كوتاهي) جمع مي‌شوند كه بازار آنها را رونق مي‌بخشند. هم‌چنين كتاب‌هايي دربارة انواع روش‌هاي انرژي‌درماني (اعم از متدهاي ريكي، چي‌كنگ، پولاريتي، پرانيكي و غيره) وجود دارد كه وقتي آدم آنها را ورق مي‌زند مي‌بينيد كه نويسندگان آنها براي هر نوع بيماري يك تكنيك خاص انرژي‌درماني را توصيه كرده و كمي هم توضيحات پيچيده را چاشني آن كرده‌اند. آنها به سبك كتاب‌هاي گياه‌درماني قديم كه براي هرگونه درد و بيماري يك گياه يا معجون گياهي را با قُسم و تأكيد توصيه مي‌کرد، طوري نوشته شده‌اند كه انگار همة بيماري‌ها را مي‌شود با تكنيك‌هاي ابداعي آنها درمان كرد حتي بيماري‌هاي صعب‌العلاج و برگشت‌ناپذير را. آيا تا به‌حال كتاب‌هاي طبي قديم را مطالعه كرده‌ايد؟ من ده‌ها نمونه از آنها را ديده‌ام. در اين كتاب‌ها براي انواع مسائل، بيماري‌ها و نيازهاي انسان نسخه‌هاي مطلق‌گونه‌اي وجود دارد كه اگر بخواهيد آنها را باور كنيد پس بايد بلافاصله اعتراف كنيدكه انسان به پايان جهان رسيده و در آستانة رستگاري و دستيابي به كليدهاي زندگي جاودانه است. في‌الواقع مي‌توان گفت كه بخش اعظم اين كتب عبارت است از خرافات و بافته‌هاي توهمي و مقدار بسيار كمي هم كه ممكن است واقعيت داشته باشد كاملاً آميخته با اشتباه و گزافه‌گويي است. حتي انتظار اين‌كه يك صدم از مطالب چنين كتاب‌هايي كاملاً درست باشد انتظاري نسبتاً خوشبينانه است. تصورش را بكنيد دانشمندان هزاران ساعت و گاهي ده‌ها سال تلاش مي‌كنند تا بتوانند به يكي از كليدهاي درمان بيماري‌ها يا يك نوع بيماري خاص دست پيدا كنند. گاهي اين تحقيقات كه عموماً‌براي دانستن فقط يك نكته است در كشورهاي مختلف و توسط ده‌ها تيم تحقيقاتي و تخصصي به‌صورت هم‌زمان اجرا مي‌شود و عموماً بعد از مدت‌ها تحقيق و صرف هزينه‌هاي زياد و با توسل به پيشرفته‌ترين تكنولوژي‌ها اعلام مي‌شود كه بالاخره دانشمندان به فلان نكته پي‌بردند. حالا وقتي آن كتاب‌ها را مي‌خوانيد مي‌بينيد خروارها از اين نكات در آنها گنجانده شده و بلكه هر سطر چنين كتاب‌هايي خودش يكي از نكات كليدي است! اگر اين كتاب‌ها حتي ده درصد هم واقعيت داشتند و ادعاهايشان درست مي‌بود مي‌توانستيم ابطال و به صرفه نبودن دانش پزشكي مدرن و تحقيقات جديد را اعلام كنيم اما ده درصد واقعيت كه هيچ، دريغ از يك درصد.اين موضوع تنها دربارة كتب طب قديم (خاصه كتب گياه‌درماني قديمي) نيست. كتب علوم غريبه و مطالبي كه دربارة اسرار كنترل و به‌كارگيري قدرت‌هاي دروني انسان وجود دارد و هم‌چنين كتبي كه دربارة درمان‌هاي جادويي به‌ويژه انرژي‌درماني سخن مي‌گويند عيناً‌همين حكايت را دارند و انگار همة آنها ناخودآگاه بر اساس يك الگوي مشترك عمل مي‌كنند. طبيعي است كه اين نوشته‌ها بيان افكار و حرف‌ها و ادعاهاي نويسندگان آن است. بنابراين چيزي كه دربارة عملکرد چنين درمان‌گران و مدعياني به چشم مي‌خورد انعكاسي است از كتبي كه در اين زمينه وجود دارد. يعني درمان همة بيماري‌ها به آساني! و با روشي ابتدايي و البته به‌طرزي بسيارسريع و مؤثر. رسيدن به اهداف بزرگ باطني و قصدهاي فوق‌العاده دروني به شيوه‌اي برق‌آسا و با اتكاء به يك فرمول ظاهراً منطقي و متكي به يك تئوري كهن! ادعاهاي چنين افرادي و به‌عبارتي تيتر يا فهرست چنين كتاب‌هايي حاوي مطالبي است مانند چاكراهاي خود را از راه ميان‌بر باز كنيد! چشم سوم خود را با اين روش بگشاييد! روح‌تان را در چند روز به پرواز درآوريد! رؤيابيني را در يك هفته استاد بشويد! بيماري‌هاي لاعلاج خود را با متد ايکس در يك تا چند چشم بهم زدن درمان كنيد. با فلان تكنيك يوگا يا تكنيك تبتي و سرخپوستي رستگار بشويد و صدها دروغ و ادعاهاي توخالي ديگر كه همه به‌هم شبيه هستند. آيا چيزي كه با ارزش و گران‌بهاست را مي‌توان اين‌قدر ارزان و ناچيز بدست آورد؟ آيا گنجِ بدون رنج مي‌شود؟ آيا مرواريد ريگ بيابان است كه هر كس هوس‌اش را كرد برود و يك كيسه مرواريد جمع كند؟ معدن‌ها را بايد اكتشاف و استخراج كرد يا اينكه معادن الماس و سنگ‌هاي گران‌بها در دسترس همة مردم است؟ آيا اين ادعاها و گزافه‌گويي‌ها با قانون قرباني كه يكي از بنيادي‌ترين قوانين آسماني است هماهنگي دارد؟ از طرفي اگر اين ادعاها به اين آساني ساده‌لوحانه‌اي كه گفته شده، تحقق‌پذير بود چرا تا به‌حال هيچ‌كس از طريق اين راه‌ها به آنها يا حتي قسمتي از خروار آنها نرسيده است؟ اين ادعاها برخلاف قوانين الهي و قوانين طبيعي و حتي قوانين رياضيات و فيزيك و شيمي است. در اين علوم قوانين و اصولي وجود دارد كه چنين پندارهاي خام و موهومي را باطل بيان کرده و آنها را سرابي زودگذر اعلام مي‌كند. براي دانستن اسرار، هزار شرط لازم است كه از اولين آنها محرميت و ظرفيت و رازداري است. هر كس كه قيل و قال به راه انداخت و اسرار را داد زد اين خودش دليل بر بيخبري از سرّ و بيگانگي با اسرار است. اگر کسي دكان محصولات باطني راه انداخت و محصولات جعلي خود را به قيمت ناچيز به معرض فروش گذاشت بايد گفت که صاحب مغازه، اساساً اهل باطن نيست و دلالي است در لباس فروشندة باطني.و اما يكي از آشفته بازارهاي داغِ ادعاهاي باطني، ادعاي درمان همة بيماري‌‌ها با انرژي‌‌‌درماني و روش‌هاي آن است.بنده قصد ندارم بگويم كه انرژي‌درماني و كلية روش‌هاي مشابه آن خالي از هرگونه اثر درماني است بلكه واقعيت اين است كه انرژي‌درماني و بعضي ديگر از روش‌هاي طب مكمل توانسته‌اند تأثيرات كاملاً‌محدود و مشخص را (در مورد بعضي از بيماري‌ها و ناخوشي‌هاي معين) از خود به‌جا بگذارند البته وقتي كه اين روش توسط افراد مجرب و معتبر و عموماً بي‌ادعا انجام شده است. چنين تأثيراتي اكثراً‌نقشي مكمل و جنبي را در درمان بيماري‌ها و رفع دردها و ناراحتي‌ها داشته است و به ندرت بيماري قابل توجهي ديده شده كه توسط يک انرژي درمانگر درمان شده باشد. مي‌توان تأثير انرژي‌درماني را هنگامي كه به‌درستي و توسط افراد ماهر و توانا انجام مي‌شود، به تأثير قرص‌هاي ويتامين و دارويي، مانند آسپرين تشبيه كرد. اما ادعاي اينكه انرژي‌درماني يا روش‌هاي مشابه، عملكردي در حد داروهاي معجزه‌آسا و ختم‌كننده دارند يا تأثير آنها مشابه اعمال جراحي است، ادعايي غيرواقعي و غيرقابل قبول است. البته ماهران انرژي‌درماني هرگز چنين ادعايي نداشته‌اند بلكه بالعكس اين افراد صرفاً واقعيت‌هاي محدود كار خود را مورد تأييد قرار مي‌دهند. اين ديدگاه يک ديدگاه تجربي و مقايسه‌اي است اما از نظر تحقيقات علمي همين اندازة اندک از ادعا هم مردود است. از نظر انجمن‌هاي پزشكي و تخصصي آمريكا و اروپا، انرژي‌درماني و روش‌هاي مشابه (مانند يوگادرماني و …) به‌عنوان روش‌‌هايي درماني، غيرقابل قبول بوده و نمي‌توان آنها را در رديف متدهاي درمان به حساب آورد.اين انجمن‌هاي تخصصي بارها گفته‌اند كه هنوز به نتيجة قانع‌كننده‌اي دربارة مؤثربودن چنين روش‌هايي دست‌نيافته‌اند و هنوز نمونه‌اي را پيدا نكرده‌اند كه بتواند اثبات‌كنندة ادعاهاي انرژي‌درمان‌گران باشد. آنها اثرات بسيار محدود انرژي‌درماني و متدهاي مشابه را اساساً‌به تأثيرات تلقيني و پلاسبويي (دارونمايي) اين‌گونه روش‌ها نسبت مي‌دهند و براي اثبات اين نظر دلايل مختلفي را ذكر مي‌كنند.در اينجا لازم است نكته مهمي را يادآوري كنم و آن تفاوت اساسي انرژي‌درماني و موارد هم‌خانوادة آن، با واقعيت‌هاي بسيار بديهي و محكمي مانند تأثير دعا، شفاي الهي، توسل و ارتباط الهي است. بدون شك روش‌هاي بسيار كهني مانند شفاي الهي كه ريشه در كلام خداوند داشته و بر مبناي وجود خداوند استوارند غيرقابل مقايسه با روش‌هاي ابداعي و قارچ‌گونه‌ايست كه در اين زمان در همه جا پيدا مي‌شود. مقايسة اين دو طيف از روش‌ها مقايسة ميان نور و سايه است. مقايسه ميان جواهرات واقعي و جواهرات جعلي و بَدلي. واقعيت‌هاي كلام خدا و حقانيت وعده‌هاي الاهي و ارتباط الهي كجا و ادعاهاي جاعلانه و جاهلانة مدعيان بي‌عمل و توخالي كجا. اين كجا و آن كجا. به قولي «اين كمترين‌اش خيلي زياد است و آن بيشترين‌اش خيلي كم است».

منبع: فصلنامه علوم باطني

شماره 7 و 8 ـ پاييز و زمستان 84

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

نامه انجمن حرفه ای متفکران و محققان به رهبری؛ برخوردهای دایره مذاهب با استادایلیام رام الله

نامه انجمن حرفه ای متفکران و محققان به رهبر جمهوری اسلامی ایران

توضیح: این نامه در پاییز سال 1387 و حدود دو سال پس از علنی شدن برخوردهای دایره مذاهب اطلاعات با ایلیا میم ( پیمان فتاحی) و جمعیت پیروان وی (ال یاسین)، توسط جمعی از اعضای انجمن متفکران و محققان به رهبر جمهوری اسلامی ارسال شد. البته پیش از آن نامه دیگری با امضای 72 تن از نمایندگان این جمعیت – که اکثر آنها از مسئولین موسسات فرهنگی و دفاتر انتشاراتی وابسته به ال یاسین بودند- به همین مقام ارشد حکومتی ارسال شد که به تشدید فشارها و تهدیدها نسبت به آنان منجر گردیده بود.

بسم الله الرحمن الرحيم

سلام عليكم. ما به شما نامه نوشتيم و از شما تقاضا كرديم كه امكان برخورداري ما را از درس هاي معلم مان ممكن سازيد. از شما درخواست كرديم كه اجازه ندهيد در بارۀ ايشان دروغ سازي و جعل و تحريف كنند. اجازه ندهيد كه بر اساس شهادتهاي دروغي كه خود شهادت دهندگان مي گويند دروغ است و از سر ترس و تطميع بوده معلم ما را در اسارت هر چه بيشتر قرار دهند. بعد از نامۀ ما به شما فشارها صدها مرتبه بيشتر شد. صدا وسيما هر شب برعليه ما با ذكر مشخصات برنامه مي گذارد. معلم ما را تحت فشار بيشتر گذاشتند. وعده دادند كه قرار است ما را به جرم حمايت از ايشان و اعتقاداتمان دستگير كنند. و ما ماههاست كه منتظر زندانيم و برخي از ما وصيتهاي خود را نوشته ايم. شدت تقاضاي ادارۀ اديان از مردم براي شكايت خصوصي و ساختگي از استاد عليرغم آنكه در سالهاي اخير بي نتيجه بوده اما امروز بالا گرفته است. آنها بر عليه معلم ما بولتن هايي سراسر دروغ و تحريف را كه دروغ بودن آنها با مدارك و مستندات ما به سادگي قابل اثبات است، تنظيم كرده اند. از استاد فيلم هاي مختلفي مونتاژ كرده اند، از كساني كه در سالهاي گذشته در بين ما و حتي در سطح جامعه معروف به دروغ گويي و ضعيف النفسي بوده اند، براي تخريب هاي تلويزيوني استفاده كرده اند. پيش هر كسي مي رويم مي بينيم چيزهايي مي گويد كه واقعاً و حقيقتاً وجود خارجي ندارد بلكه توهمي است كه با توجيهات دایره مذاهب براي آنها به تصوير كشيده شده. همه با زباني مشترك ما را با فرقان و وهابيان مقايسه مي كنند. هيچ كس به سوالات ما جواب نمي دهد. مي گويند او را رها كنيد و اين تنها راه شماست. مي گوييم اگر به سوالات ما جواب دهيد، باشد اما در همۀ اين سالها و امسال هم هيچكس به ما جوابي نمي دهد.
مي گويند منحرفيم اما هيچكس هنوز انحراف ما را به ما نگفته است. بعد مي گويند شما پاك ترين گروهي هستيد كه ما تا بحال در ايران داشته ايم. مي گويند فرقه هستيد اما چطور دهها تشكل مستقل و پرمحصول غيردولتي، موسسۀ فرهنگي، انجمن زيست محيطي و نشريه كه از ديدگاه كارشناسي در سطح ممتاز عمل كرده اند، مي توانند فرقه باشند؟ ما از نظر علمي و تجربي همۀ مؤلفه هاي ضدفرقه را داريم. چطور مي توانيم يك فرقه باشيم؟ با كدام مناسك ديني، با كدام اعتقاد مجزا ، با كدام نشانۀ علمي و كارشناسي، با كدام هويت فرقه اي؟ كدام فرقه بر پايۀ تفكر و تحقيق استوار است؟ اما همۀ تشكل هاي ما بر پايۀ تفكر و تحقيق اند و بيش از دويست پروژۀ تحقيقاتي و مطالعاتي مبناي كار ماست. كدام فرقه فرهنگ سوال سازي و تحقيق علمي را در جامعه گسترش مي دهد؟
چرا بايد معلم ما را به بدترين و بي سابقه ترين شكل ممكن با دروغ ترين و تحريف شده ترين مطالب تخريب كنند؟ چرا صدا و سيما هر شب در بارۀ ايشان برنامه دارد و در هر برنامه مستقيم و غيرمستقيم به ايشان اشاره مي شود اما او حق ندارد در تلويزيون يا رسانه ها از خود دفاع كند؟
مي گويند مردم به استاد هديه مي دهند اما نمي گويند كه ايشان حتي يك اتاق شخصي هم ندارد و بيشتر اين هدايا هرگز از جانب ايشان پذيرفته نشده و اساساً ايشان هرگز هديه اي دريافت نكرده اند.
چرا مي خواهند ما را به جرم اعتقادمان به دانايي و توانمندي او به زندان ببرند؟ گفتند پروندۀ استاد شما ختم شده بود اما چون به رهبري نامه نوشتيد، بزودي استاد را در زندان خواهيد ديد. چرا؟ آيا عدالت اسلامي و علوي اين است كه مردم را تحت فشار بگذارند، بترسانند يا تطميع كنند تا بلكه بيايند و برعليه او شكايت كنند؟ آيا عدالت علي با طرح شاكي سازي خصوصي، جرم سازي و تحريف اسناد توافق دارد؟ آيا عدالت علي و عدالت اسلامي با قضاوت يك طرفه، با محكوم سازي بدون دفاع همخواني دارد؟ همين حالا افراد زيادي حاضرند براي شما شهادت بدهند كه چگونه از آنها با فشار و تهديد خواسته شده تا برعليه معلم ما شهادت دروغ بدهند و در دادگاه طرح شكايت خصوصي كنند.
آيا حكومت اسلامي اجازه مي دهد كه عضوي از آن را اينچنين ناجوانمردانه، نابرابر و ظالمانه تخريب و بي آبرو كنند؟ اينها مي گويند ما چيزهايي مي دانيم كه شما نمي دانيد. آنچه آنها در بارۀ معلم ما جمع آوري و جعل و مونتاژ كرده اند ما اينها را دوازده سال قبل مي دانستيم. چرا رو در رو و مردانه و سند به سند حرف نمي زنند. همه چيز يا يك طرفه است يا پشت سر يا توأم با ابهام زايي هاي جهت دهنده و بدبين كننده.
اينها مي گويند كه استاد كافر است. اگر هست چطور دهها هزار نفر را به خدا مؤمن كرده؟ آيا ايمان و خداپرستي و توحيد اين همه آدم دروغ است؟ اگر راست است كه محصولات و نشانه هاي آن هم از راستي آن خبر مي دهند، پس آبروي مومن و خانۀ كعبه چه مي شود؟ او كه به همۀ ما اين ايمان و خداپرستي و توحيد دوباره را بخشيد، چرا با چنين دروغ ها و تحريف هايي، با چنين حجم گسترده اي بي آبرو و تخريب مي شود؟ اگر استاد كافر است چگونه تا اين حد مورد توجه جواناني است كه خدا و ايمان به خدا را در گردابها و فرهنگ مسموم و مهاجم گم كرده اند؟ بعضي از شاگردان استاد تا ديروز گم شده در پوچ گرايي يا مشغول به برخي از فعاليتهاي مخرب مانند مصرف مواد مخدر و مانند آن بودند. چطور است كه در اين سالها همّ و غمّ آنها تحقيق و تفكر و تأليف است؟ بارها به ما گفتند شما خيلي خوب هستيد اما او خطرناك و عنصر نامطلوب است. اگر ريشۀ درخت بيمار يا مرده باشد كل درخت و كل ميوه ها اينچنين هستند. چطور ممكن است رأس منحرف باشد و بدنه به قول اينها خوب و مطلوب.
اگر او ناحق است و ما ناحق هستيم، چرا اين آقايان آنطور كه دهها مرتبه به آنها گفتيم يك جلسۀ صريح و شفاف نمي گذارند تا اگر حق با آنها بود ما همۀ حرفهاي آنها را قبول كنيم؟ روش آنها فقط مونتاژ، تحريف، گزينش، حذف ابتدا و انتهاي مطالب و توجيهات ترساننده است. بعد از نامۀ ما به شما كه از طرف همۀ جمعيت ال ياسين، از طرف دهها هزار نفر از اعضاء ال ياسين بود، آنها به شش نفر از حاضران در دوره هاي سخنراني استاد كه (از ميان دهها هزار نفر) به بدنامي معروفند، خواستند براي مسئولين نامه بنويسند و در آن نسبت به استاد بدگويي كنند و از اين طريق حرف ما را خفه و خنثي كنند. سالهاست كه ما به مديران دولتي و غيردولتي آموزش تفكر و مديريت مي دهيم و از اين راه كسب درآمد مي كنيم. كار ما قانوني است. انجمن متفكران و محققان ايران، پژوهشگاههاي تفكر و مديريت و اتاقهاي متعدد فكر و بنيادهاي انديشه از متدهاي كاري ماست اما به همه جا نامه زدند كه قراردادهايشان را با ما منتفي كنند. كلاسهاي آموزش تفكر ما را تعطيل كردند. نشريات تفكري ما را بستند. معلم ما را كه هزاران متفكر، محقق، نويسنده و مدرسان تفكر آموزش داده بود، براي مسئولين و روحانيت، در حد يك مدعي، تشبيه و تقبيح كردند. همۀ راهها را بر ما بسته اند.
مگر ما چكار كرديم؟ چرا با ما اينطور رفتار مي كنند؟ ما اهل تفكريم و در اين زمينه هزاران ساعت كار و تحقيق و تدريس كرده ايم. چرا با چند سوال و جواب همۀ ابهامات را حل نمي كنند؟ چرا همه چيز تا اين حد ظالمانه و تحريف شده است؟
اگر درخواست ما از شما به فشار بيشتر منجر شود ما به چه كسي مي توانيم پناهنده شويم؟ اين كلمات از قلب ما بيرون مي آيد نه از تدبير و تعقل ما. به داد ما برسيد از اين همه ظلم و دروغ و تحريف…

جمعی از اعضای انجمن متفكران و محققان
به نمايندگي از جمعيت ال ياسين

مطالب مرتبط:

بازخوانی بخش دیگری از تفتیش های ایلیا میم در زندان (نامه یکی از شاگردان ایلیا میم به رهبری)

نامه محرمانه استاد ایلیا به رهبر جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۸۷

افشاگری یکی از اعضای مرکزی جمعیت در خصوص فشار دایره مذاهب برای شهادت دروغ

نسخه کامل فیلم قسمت دوم از بازخوانی شکنجه ها و تفتیشهای ایلیا میم رام الله در زندان

لینک‌های مرتبط:

درس های مبارزه بی خشونت,سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار, کانون حقوق بشر ال یاسین(شاخه انگلستان),وبگاه دیده بان ادیان و مذاهب,سایت دیده بان

روش های وزارت اطلاعات در بازجویی و بازداشت, شکنجه و بازجویی در زندان های ایران, فهرست احضار شدگان به وزارت اطلاعات, لیست احضار شدگان به وزارت اطلاعات, دستگیرشدگان, بازداشت شدگان, احضارشدگان, بازجو و بازجویی, فشار بر اقلیت های قومی, فشار و تهدید بر علیه دگر اندیشان, فشار و تهدید و احضار و بازجویی از معنویت های , فهرست جمعیت ها و اقشار مورد ظلم, احضار و بازجویی از جریان های نوپدید دینی, احضار و بازجویی از جریان های معنوی,جریان های نوپدید دینی, جریان های معنویت گرا, برخورد و تهدید و بازجویی از جریان های نوپدید دینی, عوامل و علل برخورد با دگر اندیشان و جریان های معنوی, چرایی و نحوه و شیوه برخورد با جریان ها و حرکت ها و اقشار دگر اندیش ایران, بازجویی و بازداشت و فشار گسترده در ایران, ایران یعنی وحشت از بازجویی و بازداشت, زندانیان و بازداشت شدگان دگر اندیش و جریان های نوپدید, توهین و فحاشی نهاد امنیتی دایره ادیان و مذاهب به استاد ایلیا میم,توهین و فحاشی نهاد امنیتی دایره ادیان و مذاهب به پیمان فتاحی,توهین و فحاشی نهاد امنیتی دایره ادیان و مذاهب به استاد ایلیارام الله,بازجویی و بازداشت,دستگیری و بازجویی, روش های بازجویی و ضد بازجویی, روش های بازداشت و ضد بازداشت, روش های زندان و ضد زندان, احضار و بازجویی, احضار و تفتیش عقاید, نهاد امنیتی دایره ادیان و مذاهب کیست, نهاد امنیتی دایره ادیان و مذاهب و شگردها, نهاد امنیتی دایره ادیان و مذاهب برخوردها, جنایات نهاد امنیتی دایره ادیان و مذاهب, احضار و بازجویی و دستگیری, دفتر پیگیری های وزارت اطلاعات, بازجویی همزمان دو نهاد امنیتی از پیروان ایلیا رام الله,پیمان فتاحی, فشار تهدید احضار بازجویی اداره ادیان وزارت اطلاعات با ایلیا میم و الاهیون, دانلود ارماگدون, دریافت فایل تصویری ارماگدون, ارماگدون, ارماگدون چیست و کجاست, ارماگدون یعنی,,بازجویی همزمان دو نهاد امنیتی از شاگردان ایلیا میم,پیمان فتاحی,احضار و بازجویی از شاگردان ایلیارام الله,احضار مجدد شاگردان ایلیارام الله ,احضار مجدد شاگردان پیمان فتاحی) به دفتر دایره ادیان ,تعهدی کتبی مبنی بر عدم اعتقاد وارتباط با استاد ایلیا,احضار و بازجویی از شاگردان ایلیارام الله بعد از چهارمین دستگیری وی,باز هم بازجویی پیروان ایلیا «میم»,توهین و فحاشی شدید بازجویان نسبت به استاد ایلیا و تعالیم او,دور جدید بازجویی پیروان ایلیا «میم»,

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

بيانيه‌ها و روشنگري – به روایت شاگردان استاد ایلیا رام الله

بيانيه‌ها و روشنگري ها

به روايت ال ياسين

در واكنش به ابهامات، شايعات يا سوالاتي كه پيش مي‌آمد، ما اين ابهامات و شايعات يا احياناً سوالات را جمع آوري مي‌كرديم و به صورت جمع بندي شده به استاد مي‌داديم. اين مسائل به شكلهاي مختلفي پاسخ داده مي‌شد. از جمله استاد در بعضي از سخنراني‌هاي عمومي به آنها اشاره مي‌كرد يا مواضع روشن خود را به بعضي از افراد مرتبط مي‌گفت و آنها هم در بين سايرين مطرح مي‌كردند… يك راه ديگر استفاده از بيانيه‌ها بود. اين نظرات و پاسخ‌ها طي بيانيه‌هاي مختلفي در طول چند سال به بسياري از افراد مرتبط با روند رسيد.

بيانيۀ اول مدتي بعد از انتشار كتاب جريان هدايت الهي (جلد اول) منتشر شد و طيفي را كه پوشش مي‌داد احتمالاً بسيار بيشتر از حاضران در دورۀ تعليمات عمومي استاد بود. بعد از چاپ كتاب تعاليم حق (جريان هدايت الهي) اولين موج بزرگ سوالات و ابهامات بويژه در بارۀ اينكه استاد رام الله كيست، به وجود آمد.

بيشتر افرادي كه با فرهنگ شرقي و هند و بوديسم آشنايي داشتند به او آواتار مي‌گفتند. بعضي از آشنايان با فرهنگ غربي و مسيحي اصرار داشتند كه او مسيح است. مي‌گفتند او ساي باباي سوم (پريما ساي) است. پسر مسيح است. قطب جهاني است. مخصوصاً بعضي‌ها كه پاسخ سوالات ناگفته شان يا سوالات حل ناشده شان را از او شنيده بودند يا كارهايي خارق العاده از او ديده بودند در اين ديدگاهها افراط مي‌كردند. البته دو سه نفر هم بودند كه به ايشان مي‌گفتند امام… اما مدتي بعد معلوم شد كه آنها وابسته به يكي از مراكزي هستند كه بعداً تبليغات منفي گسترده‌اي را بر عليه ايليا به راه انداختند. در پاسخ به اين ابهامات، استاد در جلسات مختلف سخنراني اعلام كردند كه «من فقط خودم هستم و هيچ فرد ديگري نيستم…». البته اين موضوع در كتاب تعاليم حق هم آمده بود. هم در مقدمه و هم در متن كتاب و هم در گفت و شنودها. ايشان بارها و بارها قاطعانه پاسخ دادند. در كتاب جريان هدايت الهي فهرستي از اين اشاره‌ها وجود دارد. تنها جايي كه استاد به نظرم اين ابهام را حل نكرد موضوع مسيح بود…

بعداً در بيانيه اول (مربوط به سال 1378) هم آمد كه ايشان در هيچ نطقي خود را بعنوان آواتار يا عناوين مشابه معرفي نكرده است و از ديدگاه ايشان ادعاهاي نبوي يا امامت براي بشر امروز باطل و مردود است. ايشان در آن بيانيه صريحاً بيان كردند كه فردي مذهبي نيستند، قديس نيستند، قطب نيستند و عناوين ديگر. حتي بيان داشتند كه رام الله هم اسم ايشان نيست و معناي آن تسليم و خدمتگزار خداست و اين يك هويت است كه مي‌تواند براي همگان باشد. در همين بيانيه و بيانيه‌هاي (عمومي) بعدي هم بر ميزان بودن قرآن، خاتميت پيامبر اسلام (ص)، كامل بودن دين اسلام، اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منكم، الگو بودن پيامبر اسلام و ائمۀ اطهار، ضرورت اقتدا به پيامبر اسلام (ص)، ردّ فرقه گرايي يا هر گونه فرقه‌اي كه بخواهد به نحوي به ايشان منتسب شود، در دسترس نبودن امام عصر و كذب بودن ادعاي مرتبطين، عدم تأييد عرفانهاي شرقي و غربي، ردّ بازيهاي سياسي و سياست بازي و غيره تأكيد شده بود.

خطوط اين بيانيه‌ها كه حالتي ضد ابهام و ضد شايعه داشتند به شكل‌هاي مختلف اطلاع رساني مي‌شد. انتشار وسيع بيانيه‌ها و پخش آن بين حاضران در دوره‌هاي عمومي، نقل دهان به دهان، پاسخگويي خود استاد در جلسات سخنراني، باز شدن مباحث بينشي در زمينه‌هاي مرتبط از جمله اين روشها بودند. شخصاً نمي‌دانستم چرا استاد تا اين حد اصرار دارد كه اين مسائل روشن شود و اين شايعه ها، مخصوصاً آنچه مربوط به مقدسات بود، پايان گيرد. در حالت معمولي صدور يك بيانيه يا تكذيبيه كفايت مي‌كند اما ما براي زدودن اين ابهامات به تلاش‌هاي بسيار بيشتري دست زديم. اين بيانيه‌ها علاوه بر مرتبطين با تعاليم و شاگردان و پيروان استاد براي بسياري از مراكز هم كه آنها نيز دچار ابهاماتي شده بودند ارسال شد. جالب اينكه بعضي از اين مراكز به شدت از اين بيانيه‌ها عصباني بودند. انگار نقشه‌اي وجود داشت و يكي از آثار انتشار اين بيانيه‌ها خنثي شدن آن نقشه‌ها بود. چيزي كه شخصاً برايم هنوز هم مبهم است اين است كه چرا با اين همه تلاش، پيشگيري، بيانيه، سخنراني، گفت و گو و تصريحات قاطع، ايليا خود را در اين ابهامات مقصر مي‌دانست و مي‌گفت شايد اگر طور ديگري عمل مي‌كردم اين همه شايعه و ابهام در باره ام بوجود نمي‌آمد.

نكتۀ عجيب‌تر اينكه او هر چه سعي مي‌كرد خود را كوچكتر جلوه دهد و از قيد و بند نسبتهاي مقدس و خارق العاده برهاند، مردم تأكيد بيشتري بر آنها مي‌كردند. بايد اعتراف كنم اين موضوع حتي در بارۀ خودم هم اتفاق افتاده. هر چه او سعي مي‌كرد خود را كوچكتر كند، براي من بزرگتر شده…

www.ostad-iliya.org

لینک‌های مرتبط:

درس های مبارزه بی خشونت,سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار

ایلیا «میم»  رام الله, هارولد کلمپ, لی هنگ جی , سایی بابا, اشو راجنیش, پائولو کوئیلو, ماهاریشی,کتابهای تهاجمی و تخریبی , پشتیبانی سازمان تبلیغات اسلامی , حوزۀ علمیۀ قم , تحریف و سیاه نمایی, در بارۀ اساتید بزرگ تفکر , معنویت ,اساتید و معلمان جهانی ,اساتید معنوی و معلمان عصر جدید, جنبش های نوظهور معنوی,عرفان حقیقی و عرفان های کاذب , در بارۀ سای بابا,ایلیا «میم», اشو, اکنکار, عرفان سرخپوستی, پائولوکوئیلو, دالایی لاما, فالون دافا,مدی تیشن متعالی,قبیلۀ حیله, نقد جنبش های دینی و معنوی جدید,  یوگا,ایلیا رام الله, پائولو کوئیلو, اکنکار, فالون دافا, صوفیه , کتاب پدیدۀ جنبش های دینی و معنوی جدید , دالایی لاما, ایلیا, پائولو کوئیلو ,کتاب جهان تاریک, برچسب دروغین فرقه های التقاطی و عرفان های شیطان پرستی به استاد پیمان فتاحی ,برچسب دروغین فرقه های التقاطی و عرفان های شیطان پرستی به استاد فتاح ,برچسب دروغین فرقه های التقاطی و عرفان های شیطان پرستی به ایلیام پیمان فتاحی ,برچسب دروغین فرقه های التقاطی و عرفان های شیطان پرستی به ایلیا رام الله ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) به شاگردان استاد ایلیا رام الله می گوید: مریدان فرقه مرید رام الله ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) به شاگردان استاد پیمان فتاحی می گوید: مریدان فرقه مرید رام الله ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) به شاگردان استاد ایلیا میم می گوید: مریدان فرقه مرید رام الله, شیطانی, ظلم, دروغ, بدخواهی, جهالت, روشنایی, ظلمت, اشکار, ملموس, حضورالهی, معلم الهی, واصل, خدمتگزار, تشخیص, عشق, خداییست, ایمان, نامعقول, ویروس, خداست, گواه؛ معلم, اگاهی, رویا, نورانی؛ مردان, سنخ های,  احساسات, تجربیات, گدا, متعفن؛ لیوان, زلال, شفاف, عموی, تجربه, قران, کتاب مقدس, اصرار, انبیاء, دروغگو, ساحر, شعبده باز, دیوانه, شاعر, امتهای, خانواده, تغییر, حقانیت, القاب, دانایی, صورتک, موید, شعور, استاد شیمی, روش, توانایی, نگاهش, معجزه, زمین, وضوح,  پیامبر, هفت نور, راستین, خاص, کلام الله, تشخیص, ال ياسين
Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

خدا كيست؟

خدا كيست؟ … زندگي يعني چه؟ مسئوليتم چيست؟ خوبترين ها كدام اند؟ چگونه بايد از محدوديت ها عبور كرد و نامحدود شد؟ چگونه دعاها مستجاب مي شوند و رؤياها به تحقق مي رسند؟ نظرات خداوند چيست و چگونه بايد نقشه ها و نظرات او را به تحقق رساند؟ چگونه بايد به باطن چيزها راه يافت؟ معناي باطني كلام خداوند چيست؟ معناي نشانه ها و تغييراتي كه در جهان و در بيرون ما رخ مي دهد چيست؟ رؤياها چه مي گويند و چگونه معنا مي شوند؟ راه نجات روح در چيست؟ چگونه مي شود انسانها را از خواب بيدار كرد و نجات داد؟
برگرفته از متن اعتماد به حق یا اعتماد به وهم؟! – از کتاب آمین جلد1

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , ,

%d bloggers like this: