Posts Tagged With: سخنراني

مسئله اتمی ایران با این روش حل می شود

قانون قرباني در نظام روشنفكري

سال گذشته در يك جلسه سخنراني بعنوان مستمع حضور داشتم . در قسمتي از صحبت ، سخنران به موضوع قرباني اشاره كرد . مضمون كلي جمله اين بود كه براي بدست آوردن هر چيزي بايد قرباني داد ، قرباني داده شده مي بايست متناسب با نوع و اندازه خواسته انتخابي باشد . او همچنين به انواع مختلف قرباني ها ، دلبستگي ها ، وابستگي ها و تمايلات اشاره كرد. قرباني هاي اوليه مانند گاو و گوسفند و نيز قرباني هاي بزرگ تر مانند نفس و روح .

قانوقرباني , نظام روشنفكري ,جلسه ,سخنراني, مستمع , قرباني , نفس , منيت ,علمي , روشنفكرانه , رياضيات ,فيزيك , اثبات , مستمعين , شك , بدبيني , نظام روشنفكري , سؤال , الهام ,مسئله هسته اي ايران , قرباني دادن , ايران , جهش , نيروي هسته اي,دولت , ملتي , انقلاب ها , پيشرفت بزرگي ، ,ژاپني , ناكازاكي , هيروشيما , علمي , تكنولوژيك , روس ها , ميليون , امپراطوري شوروي , بلوك شرق , آلمان, ويران ,مدرن ,جنگ جهاني دوم ,اروپا , مقاله , سيستم ژيرار , روشنفكران , محققان ,اساتيد, دانشگاه , نيويورك , جان هاپكينز , استانفورد , كليسا ,تمدن ها , اسطوره , بنيادي ترين, قانون ,اديان ,مقصر , گناهكار , معصوميت ,بي گناهي , خشونت ,جهان , فرانسوي, اغتشاش,

طبق گفته سخنران بزرگ ترين قرباني ، نفس و منيت است و اگر انسان اين را قرباني كند ، به بزرگ ترين حقيقت ممكن نائل خواهد شد .

جالب ترين قسمت اين صحبت آنجا بود كه سخنران اذعان داشت قانون قرباني ( كه يكي از بنياد هاي اصلي اديان و فرهنگ هاي باطني مي باشد) از طرق علمي و روشنفكرانه ، حتي از طريق رشته هايي مانند رياضيات و فيزيك هم قابل اثبات است . بعد از بيان اين نكته يكي از مستمعين با حالتي از شك و بدبيني پرسيد كه آيا واقعاً اثري از اين موضوع در نظام روشنفكري هست ؟ متأسفانه من جواب اين سؤال را نشنيدم يا شايد هم اصلاً جوابي به اين سؤال داده نشد .

با الهام از ايده قرباني و با تأكيدي كه بعداً در ارتباط با مسئله هسته اي ايران ، درباره آن وجود داشت ، مقاله « راه حل مسئله هسته اي ايران ، قرباني دادن » را نوشتم . خلاصه آن مطلب اين بود كه ايران براي جهش كردن ، خاصه در موضوع پر جنبه نيروي هسته اي ، نيازمند قرباني دادن است و اين قرباني بايد به دقت انتخاب شود . بعد از كمي تحليل موضوع هم مثال هايي تاريخي ذكر شد ؛ مثال هايي كه نشان مي داد هر دولت و ملتي ، قبل از جهش و تحول خود، قرباني هاي بزرگي داده است . همه انقلاب ها بعد از قرباني دادن به ثمر رسيده اند ، درون هر پيشرفت بزرگي ، يك قرباني بزرگ وجود داشته است . قرباني ژاپني ها ، ناكازاكي و هيروشيما بود و سپس وقوع انقلاب علمي و تكنولوژيك در ژاپن . روس ها با ميليون ها كشته به امپراطوري شوروي ، به بلوك شرق تبديل شدند . آلمان ويران شد اما از دل اين ويراني ( كه حكم قرباني را داشت ) آلمان بسيار مدرن امروزي سربرآورد . جنگ جهاني دوم با اروپا هم همين كار را كرد و هكذا .

بعد از اين مقاله ( و به تحريك سؤالي كه آن شخص ماه ها قبل ، در آن جلسه سخنراني مطرح كرد ) كمي موضوع را در نظام روشنفكري جستجو كردم و خيلي زود با اولين رد و نشان قانون قرباني روبرو شدم : « سيستم ژيرار »

رنه ژيرار از جمله روشنفكران و محققان برجسته اي است كه موضوع قرباني را عميقاً و طي سال هاي متمادي مورد بررسي قرار داده است . دكتر ژيرار از اساتيد دانشگاه هاي نيويورك ، جان هاپكينز و استانفورد مي باشد . از جمله كتاب هاي او « خشونت و تقدس » و همچنين « چيز هاي پنهان از زمان آفرينش » مي باشد . اين كتاب ها در زمان انتشار خود ، موجي از شگفتي را در محافل روشنفكري پديد آوردند . ژان مارك دومناك او را « هِگل مسيحيت » لقب داد .

اما از طرفي كليسا وي را به شدت مورد انتقاد قرار داد و تا مرز تكفير پيش رفت .

در ابتداي كار ، رنه ژيرار به قصد نشان دادن منشاء عالي تمدن ها تحقيقات اش را با تجزيه و تحليل اسطوره ها آغاز كرد اما در نهايت و بعد از گذشت ده ها سال ، ژيرار حاصل تحقيقات خود را در قالب نظريه اي با عنوان « سيستم ژيرار » ارائه نمود.

سيستم ژيرار داراي سه اصل كلي است:

يك: همه جوامع بشري بر اساس خشونت بنا شده اند.

دو: پايه همه فرهنگ ها، مناسك و آيين هاي مذهبي است.

سه: ظهور منجي الهي، بنيادهاي پيشين را متحول كرده و عشق را جايگزين آن نموده است.

ژيرار مي گويد خشونتي كه جوامع بر اساس آن بنيان نهاده شده اند، به دليل تعرض و تهاجم بي دليل نيست بلكه مبناي اين خشونت ميل انسان به همانندي است . ما همان چيزي را مي خواهيم كه ديگري مي خواهد و همان چيزي را آرزو مي كنيم كه او آرزو دارد. وقتي كه همه يك چيز مشابه همديگر را مي خواهند، نقش هاي اجتماعي كه قاعدتاً بايد با همديگر تفاوت داشته باشند، مشابه هم مي شوند. در نتيجه اين مشابهت ( به دليل رقابتي كه براي تحقق آرزوهاي خودخواهانه به راه مي افتد) در جوامع بحران بوجود مي آيد كه اين نيز به نوبه خود منجر به خشونت مي گردد. مشكل جوامع از همين جا آغاز مي شود و آن در نظم دادن به ميل همانندي، رقابت و خشونت ناشي از آن است. اين مشكل چگونه حل مي شود؟ چگونه مي توان اين خشونت و بحران را تحت نظم در آورد؟ كشف مهم ژيرار مي گويد: فقط از طريق قرباني دادن. مطابق كشف او: در طول تاريخ ( و هزاران واقعه تاريخي) عبور از اين بحران و خشونت، با منحرف كردن آن به سمت يك نقطه خاص انجام شده است و آن نقطه خاص عموماً قرباني كردنِ كسي است كه همه گناهان بر گردن او مي افتد. كسي كه با قرباني كردن اش، بحران فروكش مي كند و خشونت خاتمه مي يابد.

ژيرار علاوه بر استدلال هايي كه از منظرهاي مختلف ارائه مي دهد، قانون قرباني را در بسياري از وقايع تاريخي و مكتوبات كهن بازيابي مي كند. اين موضوع ( قرباني) با وضوح و تأكيد تمام در متون باستاني وپژوهشهاي باستان شناسانه نيز به چشم مي خورد. بسياري از اديان، قانون قرباني را براي تداوم وحدت اجتماعي و البته به عنوان يك آيين پايه اي دنبال كرده اند. در اديان، قرباني مي توانست كفاره گناهان باشد و شخصي را از مجازات مرگ برهاند يا اينكه قرباني سلامتي باشد، و موجب دفع بيماري و مرگ از قرباني كننده شود….

تاريخ بشر پر از اتفاقاتي است كه نشان مي دهد بحران ها، خطرات بزرگ و اغتشاشات اجتماعي با اجراي قانون قرباني، پايان يافته است.‌‍[ توجه كنيد كه اين مطالب حاصل كشفيات يك روشنفكر معروف است نه يك مبلغ مذهبي يا يك روايت گر تاريخ] شواهد تاريخي نشان مي دهند كه جوامع كوچك و بزرگ براي تحقق خواسته هاي خود، متوسل به آيين قرباني شده اند و البته اين آيين داراي شرايط مخصوص به خود است. قرباني بايد دقيقاً مطابق آيين قرباني، اهداء شود. يكي از اين شرايط، چگونگي انتخاب قرباني است. مطابق سيستم ژيرار، قرباني مورد نظر، مي بايست متفاوت از سايرين باشد بگونه اي كه همين تفاوت و شاخص بودن، معرفي از قرباني باشد . او نشانه هاي خاص خود را دارد كه اين نشانه ها وي را از سايرين جدا مي سازد. مجازات كنندگان مي بايست به گناهكار و مقصر بودن قرباني اعتقاد داشته باشند و محكوميت او را محكوميتي واقعي و قطعي بدانند. بعبارتي، نبايد ازديدگاه مجازات كنندگان، قرباني بي گناه باشد….

مطابق كشف رنه ژيرار، همه تمدن ها بر مبناي اديان استوارند و البته قانون قرباني، بنيادي ترين قانون اديان است. لزومي ندارد كه قرباني حتماً مقصر و گناهكار باشد، آنچه لازم است ، ناآگاهي قرباني كنندگان از معصوميت و بي گناهي قرباني خود است. ژيرار مي گويد هر چقدر بي گناهي قرباني مشهودتر باشد ، خشونت بي معني تر جلوه مي كند و بر همين اساس به قرباني شدن مسيح با هدف پايان خشونت در جهان اشاره دارد!! …

اينها نظرات دكتر ژيرار، روشنفكر معروف و جنجال بر انگيز فرانسوي بود كه آن را به عنوان ديدگاهي روشنفكرانه درباره موضوعي كه ظاهري صرفاً مذهبي و آييني دارد، ذكر كردم. اما نتيجه هايي كه مي توانيم درباره وضعيت امروزِ ايران و جهان از آن بگيريم:

بر اساس سيستم ژيرار كه سيستمي علمي و مورد قبول است مي توانيم اينطور نتيجه گيري كنيم كه براي عبور از بحران هاي اجتماعي، ما ناچار به دادن قرباني هستيم. اگر بتوانيم اين قرباني را به دقت انتخاب كنيم و آن را به درستي عرضه نماييم عبور از بحران ممكن مي شود و اغتشاش فرو مي نشيند. اما اگر اين قرباني آگاهانه انتخاب نشود، عبور از بحران و پايان خشونت، خودبخود، قرباني خود را خواهد گرفت.

براي بازگرداندن تعادل به سيستمي كه تعادل خود را از دست داده است، ما ناچاريم كه بخشي از دارايي سيستم را قرباني كنيم. هر چقدر اين بي تعادلي و خشونت بيشتر باشد، قرباني ما بايد بزرگتر باشد. خواسته بزرگتر، قرباني بزرگتر مي خواهد.

دوباره همان گفته چند ماه پيش را تكرار مي كنيم. عبور موفق ايران از بحران هسته اي، بدون قرباني دادن ممكن نيست. رشد جهشي ايران به شدت نيازمند يك قرباني بزرگ است و اگر اين قرباني را خودمان انتخاب نكنيم و از طرفي هم بر جهش خود اصرار داشته باشيم، خودبخود آن را خواهيم داد. تبديل شدن ايران به يك قدرت فرا منطقه اي و ياحتي يك شبه ابرقدرت اقتصادي، سياسي، فرهنگي و نظامي بدون دادن يك قرباني متناسب امكان پذير نخواهد شد. قدرت هسته اي فقط حق مسلم ما نيست، قدرت هسته اي نياز ماست و بلكه ( به نظرم) حيات شرافتمندانه و با عزت فرهنگي، اقتصادي و سياسي ما، به آن وابسته است. پس انرژي هسته اي نه تنها حق حياتي ( و نه صرفاً حق مسلم مان) است بلكه آن ، نياز حياتي ماست . حالا كه اين موضوع روشن است ما قيمت آن را بايد بپردازيم و اين قيمت همان ، قرباني است.

پِريا ( شباب حسامي )

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

كتاب و تهاجم ها- استادایلیام رام الله

كتاب و تهاجم ها[1]

شايعات منفي و تخريبي دشمنان خود خوانده، كه بر فرد من متمركز بود توانست بعضي از افراط گري‌هاي جنون آميز را كاهش دهد… بعد از سال 1382 هم حملات تخريبي از جانب بعضي افراد و مراكز در بارۀ بنده قوت بيشتري پيدا كرد كه همين‌ها هم باعث تشديد موضع بعضي از ال ياسين و به ميان آمدن آنها براي دفاع شد…

كتاب تعاليم در حالت متراكم دوازده جلد و در حالت معمولي بين سي تا چهل جلد است. تعاليم يك اولين سخنراني‌ها بود اما به دليل موج‌ها و انديشه‌هاي خارج از كنترلي كه بعد از چاپ اولين كتاب به وجود آمد، كتابهاي بعدي تا امروز منتشر نشده…گاهي مي‌شنيدم كه طيف‌هايي از الاهيون كتاب را تا حد يك… تقديس مي‌كنند و در كنار اين مي‌شنيدم كه مي‌گفتند فلاني رفته و كتاب را برده تا براي شما حكم الحاد و قتل بگيرد. كه البته آن مرجع رسيدگي كننده، يا افراد مشابه ديگر به اين درخواست‌ها پاسخشان منفي بود…

بعضي مي‌گفتند اين كتاب پر از كفر و بدعت و شرك است، عده‌اي از دوستان  در ال ياسين و خارج از آن، با استناد به قرآن و كتب مقدس، نظرشان اين بود كه آن كاملاً با قرآن و احاديث هم خواني دارد و سراسر آن دربارۀ خداپرستي محض است…

انتشار كتاب تعاليم به دليل دو سه نكته‌اي كه در مقدمه آن آمده بود، تبديل شد به يكي از ريشه‌هاي اختلاف و فاصلۀ بعدي با آقاي پيما الهي. لااقل نبايد براي عموم با اين لحن صحبت مي‌شد. كار ايشان فقط به اين كتاب ختم نمي‌شد بلكه متون ديگري هم توسط ايشان تهيه شده بود كه جلوي انتشار آن گرفته شد. نيت او به وضوح خوب بود اما نتيجۀ‌ كار هميشه اينطور نبود. در نظر گرفتن ظرفيت‌ها و اختلاف ظرفيت‌ها و انتخاب نگاه ميانه، مسئله مهمي است…

او مدتي بعد، به دلايل متعددي از كار نشر تعاليم خارج و رابطۀ ما به مرور ضعيف‌تر و تقريباً قطع شد. البته او كار بزرگي انجام داده بود و اين كار بزرگ، براي هميشه به ياد ماندني است اما حقوق افراد چيزي نيست كه بتوان از آن چشم پوشي كرد…

در اين دو سه سال اخير، شايعات و تهديداتي كه به نوعي به كتاب تعاليم مربوط است بيشتر و بيشتر به گوش مي‌رسد. اما اين شايعات و تهديدات سوالاتي را با خود زنده مي‌كند… اگر واقعاً كتاب تعاليم كه اولين و ساده ترين انديشه‌هاي يك پسر 23 ساله بود، اينقدر پرمسئله بود، اگر پر از بدعت و شرك و كفر بود، اگر سرشار از امواج ليبراليزم معنوي و پلوراليزم ديني بود، پس چرا وزارت ارشاد اسلامي به آن مجوز چاپ داد؟ چرا در طول يازده سال گذشته، اين همه نهادهاي فرهنگي و مذهبي در بارۀ آن تذكري بر مبناي امر به معروف و نهي از منكر ندادند ـ البته غير از تهديدها و فشارهايي كه گاهي ظاهر مي‌شد. چرا اين همه شخصيتهاي مذهبي و فرهنگي و ديده بانان اجتماعي با وجودي كه بسياري از آنها كتاب را در دست و در خانه داشتند، نقد نكردند، بلكه اكثر آنان كتاب را موافق و هم خوان با تعاليم اديان آسماني يافتند…

… اگر انديشه‌ها و تعليماتي كه در اين سالها بيان شد و اكثر ديده بانان و مسئولان فرهنگي در جريان آن بودند، اشتباه بود و اشكال داشت، چرا بنابر كلام خدا، به توصيۀ خدا و بنابر روش الهي، در اقتدا به انبياء و اولياء و به ويژه رسول خدا (ص) و ائمه اطهار (س) كسي نيامد كه با روش خدايي و قرآني و اسلامي يا به روش عقلاني و متمدنانه برخورد كند. انديشه را با انديشه‌اي نوراني‌تر جواب دهد، فكر را با فكري غني‌تر پاسخ گويد، در برابر كلام، كلامي خوبتر و هوشمندانه‌تر بياورد. فرعون كه ادعاي خدايي داشت و خود را خداي جهان معرفي مي‌كرد، خداوند عالم به موسي(ع) فرمود كه ابتدا با او به نرمي سخن بگويد و به نرمي تذكر دهد. اين، روش خداوندي است كه ما مي‌شناسيم. نرمي و محبت. حكمت و عقلانيت. من كه هرگز نعوذ بالله ادعاي خدايي يا ادعاي مقدس يا شبه مقدس ديگري نكردم بلكه بارها در سخنراني ها، نوشته‌ها و جلسات خصوصي گفتم كه بزرگترين آرزويم اينست كه تسليم خدا باشم و بارها گفتم كه قديس و مذهبي و اين و آن نيستم. براي اعلام اين حرفها تلاشهاي زيادي هم صورت گرفت. دهها بيانيه منتشر شد، صدها مرتبه در سخنراني‌ها و جلسات مختلف‌،‌ تصريح شد. پس چرا در سالهاي گذشته،‌ به بدترين و خشن ترين و زورگويانه ترين شكل ممكن با ما برخورد مي‌شد. همه برخوردها توام بود با تحريف و دروغ و شايعه سازي. مبناي برخوردها قضاوت محكوم كننده و پيشاپيش بود. اگر روش خدا با دشمن ترين دشمنان خدا مانند فرعون آنست كه به موسي (ع) مي‌فرمايد با او به زبان نرم سخن بگو، پس بايد با دوست ترين دوستان خدا چگونه برخورد كرد؟ برخورد آنها هميشه يكسان بود فرقي نداشت كه تو كي هستي اگر مي‌خواستند با كسي برخورد كنند او هر كه بود، يك روش برخورد داشتند: فحاشي و جوسازي و تهمت. دروغ و تحريف و تقبيح. شمشير و زور و نيزه. هميشه هم براي خود توجيهاتي فرصت طلبانه داشتند مثلاً مي‌گفتند اشداء علي الكفار رحماء بينهم. اما كدام كفار؟ همه زندگي، همه تعليمات، همه حرفها، همه تحقيقات و همه كارهاي ما خدا بود. كار ما بازگرداندن مردم به خدا بود و هر روز پيوسته شاهد اين اتفاق بوديم. كار ما تبليغ خدا بود و هر روز مي‌ديديم كه چگونه نام خداوند جاي خود را در زندگي مستمعان باز مي‌كند. روش آنها اين بود كه با هر كس احساس دشمني مي‌كردند به او يك برچسب مي‌زدند و سپس بر اساس همان برچسب و با خلاص كردن واهي وجدان و خاموشي خيالي تضادها و تناقض‌ها بر او مي‌تاختند. آنها حتي وقتي كه نسبت به دوستان قديمي خود هم دچار احساس ناخوشايندي مي‌شدند همين كار را مي‌كردند مثلاً مي‌گفتند كافر و منافق. هوس‌ها و هيجانات آنها پيوسته از ابزار و كلماتي ظاهراً مقدس، براي بيان خود استفاده مي‌كرد…

در بيست و سه سالگي با مردم آشكارا حرف زدم. در بارۀ خدا و فقط خدا. در بارۀ تسليم الهي و خدمت به خدا. دربارۀ ايمان و عشق به خداوند… يازده سال همۀ آنها كه بايد در جريان مي‌بودند، بودند…

www.ostad-iliya.org

لینک‌های مرتبط:

درس های مبارزه بی خشونت,سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار

هماهنگ عمل کردن با روح و حرکت کائنات يکي از مهمترين توصيه‌هاي ایلیا میم است , ایلیا بارها اشاره کرده است که «مسيح و مسح شدگان ديگر زنده‌اند و تعليم مي‌دهند» , تعداد شاگردان و پيروان استاد ايليا «ميم» به دهها هزار تن مي‌رسد , در بين پيروان و شاگردان ايليا از همه اقشار مردم ديده مي‏شود , از بعضي از شاگردان ايليا نيز توانايي‌هاي فوق العاده‌اي گزارش شده است , ايليا با هر دسته از مردم با روش متناسبي ارتباط برقرار مي‏کند , آموزش‌هاي ايليا «ميم» ابعاد متعددي دارد بطوري که در زمينه‌هاي مختلف زندگي انسان قابل تعميم است, آموزش‏هاي غيرآشکار و غيرعمومي ,دوره نجومي ,کتاب تعاليم حق ,تعليمات استاد ,آموزش هاي ايليا «ميم,سطح عمومي (خورشيدي) و سطح باطني , بيانگذار الاهيسم ماهاآواتار ,اسم استاد روح الله ,تکنولوژي متافيزيکي ,محوري‏ترين آموزش‏هاي ايليا,روش‏هاي سي و شش گانه تفکري ,تفکر خلاق,تفکر مفهوم‏ياب,دورانديش, تصميم‏سازي و تصميم‏بيني,تجربه عشق الهي, احياء روح,انقلاب دروني,نور زنده,هدايت الهي و زندگي متعالي ,ازدواج هماهنگ,کلام خلاق,سواد ظاهري ,جريان زندگي,مسيح و مسح شدگان ,پيروان و شاگردان ايليا,توانايي‌هاي فوق العاده‌اي ,الهي تسليم و خدمتگزارم,الهي ‌اي که با مني تسليم و خدمتگزارم ,روح مسيح, شيطان, ساحر و جادوگر

[1]  منبع: فيلم گزارش مستند از زندگي ايليا «ميم»

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

%d bloggers like this: