Posts Tagged With: قلم

درمان دروغ با انرژی درمانی

نسخههاي جعلي باطني: انرژي درماني

(قسمت اول)

آشفته بازار ,ادعاهاي باطني ,ناخوشي‌هاي معين ,درمانگر ,داروهاي معجزه‌آسا ,انجمن‌هاي تخصصي ,تلقين  , پلاسبو , دارونمايي ,روش‌هاي ابداعي ,واقعيت‌هاي كلام خدا ,انرژی درمانی, انحراف ,نيرو درماني,  پزشكان رسم,چگونه گول کلاهبرداران را نخوریم , چرا مسئولین رسیدگی نمی کنند , تا حالا جن گیر و رمال دیدید , آدم ساده لوح تفکر نمی کند , انرژي درمانگران مي‌گويند ما از طريق انرژي‌درماني مي‌توانيم بيماري‌هاي شما را درمان كنيم , كتب علوم غريبه و مطالبي كه دربارة اسرار كنترل و به‌كارگيري قدرت‌هاي دروني انسان وجود دارد , چشم سوم خود را با اين روش بگشاييد , چاكراهاي خود را از راه ميان‌بر باز كنيد , براي دانستن اسرار, هزار شرط لازم است, سحر, حوادث, جوک, بچه, زبان, زندگی, زبان, مغرب, دلار, حوادث, حجاب, ادب, جن, هنر, خدا, قلم, پلیس, حدیث, شیطان, طالع بینی, سد, تنهایی, گرم, فشار

انرژي درمانگران مي‌گويند ما از طريق انرژي‌درماني مي‌توانيم بيماري‌هاي شما را درمان كنيم. بعضي از آنها كه يا جرأت بيشتري دارند يا مخاطبان خود را نادان‌تر مي‌پندارند مي‌گويند ما حتي مي‌توانيم بيماري‌هاي لاعلاج شما را درمان كنيم. جالب اينكه در همة كشورهاي دنيا عده‌اي افراد ساده‌لوح پيرامون چنين افراد پرمدعايي (اگرچه براي مدت كوتاهي) جمع مي‌شوند كه بازار آنها را رونق مي‌بخشند. هم‌چنين كتاب‌هايي دربارة انواع روش‌هاي انرژي‌درماني (اعم از متدهاي ريكي، چي‌كنگ، پولاريتي، پرانيكي و غيره) وجود دارد كه وقتي آدم آنها را ورق مي‌زند مي‌بينيد كه نويسندگان آنها براي هر نوع بيماري يك تكنيك خاص انرژي‌درماني را توصيه كرده و كمي هم توضيحات پيچيده را چاشني آن كرده‌اند. آنها به سبك كتاب‌هاي گياه‌درماني قديم كه براي هرگونه درد و بيماري يك گياه يا معجون گياهي را با قُسم و تأكيد توصيه مي‌کرد، طوري نوشته شده‌اند كه انگار همة بيماري‌ها را مي‌شود با تكنيك‌هاي ابداعي آنها درمان كرد حتي بيماري‌هاي صعب‌العلاج و برگشت‌ناپذير را. آيا تا به‌حال كتاب‌هاي طبي قديم را مطالعه كرده‌ايد؟ من ده‌ها نمونه از آنها را ديده‌ام. در اين كتاب‌ها براي انواع مسائل، بيماري‌ها و نيازهاي انسان نسخه‌هاي مطلق‌گونه‌اي وجود دارد كه اگر بخواهيد آنها را باور كنيد پس بايد بلافاصله اعتراف كنيدكه انسان به پايان جهان رسيده و در آستانة رستگاري و دستيابي به كليدهاي زندگي جاودانه است. في‌الواقع مي‌توان گفت كه بخش اعظم اين كتب عبارت است از خرافات و بافته‌هاي توهمي و مقدار بسيار كمي هم كه ممكن است واقعيت داشته باشد كاملاً آميخته با اشتباه و گزافه‌گويي است. حتي انتظار اين‌كه يك صدم از مطالب چنين كتاب‌هايي كاملاً درست باشد انتظاري نسبتاً خوشبينانه است. تصورش را بكنيد دانشمندان هزاران ساعت و گاهي ده‌ها سال تلاش مي‌كنند تا بتوانند به يكي از كليدهاي درمان بيماري‌ها يا يك نوع بيماري خاص دست پيدا كنند. گاهي اين تحقيقات كه عموماً‌براي دانستن فقط يك نكته است در كشورهاي مختلف و توسط ده‌ها تيم تحقيقاتي و تخصصي به‌صورت هم‌زمان اجرا مي‌شود و عموماً بعد از مدت‌ها تحقيق و صرف هزينه‌هاي زياد و با توسل به پيشرفته‌ترين تكنولوژي‌ها اعلام مي‌شود كه بالاخره دانشمندان به فلان نكته پي‌بردند. حالا وقتي آن كتاب‌ها را مي‌خوانيد مي‌بينيد خروارها از اين نكات در آنها گنجانده شده و بلكه هر سطر چنين كتاب‌هايي خودش يكي از نكات كليدي است! اگر اين كتاب‌ها حتي ده درصد هم واقعيت داشتند و ادعاهايشان درست مي‌بود مي‌توانستيم ابطال و به صرفه نبودن دانش پزشكي مدرن و تحقيقات جديد را اعلام كنيم اما ده درصد واقعيت كه هيچ، دريغ از يك درصد.اين موضوع تنها دربارة كتب طب قديم (خاصه كتب گياه‌درماني قديمي) نيست. كتب علوم غريبه و مطالبي كه دربارة اسرار كنترل و به‌كارگيري قدرت‌هاي دروني انسان وجود دارد و هم‌چنين كتبي كه دربارة درمان‌هاي جادويي به‌ويژه انرژي‌درماني سخن مي‌گويند عيناً‌همين حكايت را دارند و انگار همة آنها ناخودآگاه بر اساس يك الگوي مشترك عمل مي‌كنند. طبيعي است كه اين نوشته‌ها بيان افكار و حرف‌ها و ادعاهاي نويسندگان آن است. بنابراين چيزي كه دربارة عملکرد چنين درمان‌گران و مدعياني به چشم مي‌خورد انعكاسي است از كتبي كه در اين زمينه وجود دارد. يعني درمان همة بيماري‌ها به آساني! و با روشي ابتدايي و البته به‌طرزي بسيارسريع و مؤثر. رسيدن به اهداف بزرگ باطني و قصدهاي فوق‌العاده دروني به شيوه‌اي برق‌آسا و با اتكاء به يك فرمول ظاهراً منطقي و متكي به يك تئوري كهن! ادعاهاي چنين افرادي و به‌عبارتي تيتر يا فهرست چنين كتاب‌هايي حاوي مطالبي است مانند چاكراهاي خود را از راه ميان‌بر باز كنيد! چشم سوم خود را با اين روش بگشاييد! روح‌تان را در چند روز به پرواز درآوريد! رؤيابيني را در يك هفته استاد بشويد! بيماري‌هاي لاعلاج خود را با متد ايکس در يك تا چند چشم بهم زدن درمان كنيد. با فلان تكنيك يوگا يا تكنيك تبتي و سرخپوستي رستگار بشويد و صدها دروغ و ادعاهاي توخالي ديگر كه همه به‌هم شبيه هستند. آيا چيزي كه با ارزش و گران‌بهاست را مي‌توان اين‌قدر ارزان و ناچيز بدست آورد؟ آيا گنجِ بدون رنج مي‌شود؟ آيا مرواريد ريگ بيابان است كه هر كس هوس‌اش را كرد برود و يك كيسه مرواريد جمع كند؟ معدن‌ها را بايد اكتشاف و استخراج كرد يا اينكه معادن الماس و سنگ‌هاي گران‌بها در دسترس همة مردم است؟ آيا اين ادعاها و گزافه‌گويي‌ها با قانون قرباني كه يكي از بنيادي‌ترين قوانين آسماني است هماهنگي دارد؟ از طرفي اگر اين ادعاها به اين آساني ساده‌لوحانه‌اي كه گفته شده، تحقق‌پذير بود چرا تا به‌حال هيچ‌كس از طريق اين راه‌ها به آنها يا حتي قسمتي از خروار آنها نرسيده است؟ اين ادعاها برخلاف قوانين الهي و قوانين طبيعي و حتي قوانين رياضيات و فيزيك و شيمي است. در اين علوم قوانين و اصولي وجود دارد كه چنين پندارهاي خام و موهومي را باطل بيان کرده و آنها را سرابي زودگذر اعلام مي‌كند. براي دانستن اسرار، هزار شرط لازم است كه از اولين آنها محرميت و ظرفيت و رازداري است. هر كس كه قيل و قال به راه انداخت و اسرار را داد زد اين خودش دليل بر بيخبري از سرّ و بيگانگي با اسرار است. اگر کسي دكان محصولات باطني راه انداخت و محصولات جعلي خود را به قيمت ناچيز به معرض فروش گذاشت بايد گفت که صاحب مغازه، اساساً اهل باطن نيست و دلالي است در لباس فروشندة باطني.و اما يكي از آشفته بازارهاي داغِ ادعاهاي باطني، ادعاي درمان همة بيماري‌‌ها با انرژي‌‌‌درماني و روش‌هاي آن است.بنده قصد ندارم بگويم كه انرژي‌درماني و كلية روش‌هاي مشابه آن خالي از هرگونه اثر درماني است بلكه واقعيت اين است كه انرژي‌درماني و بعضي ديگر از روش‌هاي طب مكمل توانسته‌اند تأثيرات كاملاً‌محدود و مشخص را (در مورد بعضي از بيماري‌ها و ناخوشي‌هاي معين) از خود به‌جا بگذارند البته وقتي كه اين روش توسط افراد مجرب و معتبر و عموماً بي‌ادعا انجام شده است. چنين تأثيراتي اكثراً‌نقشي مكمل و جنبي را در درمان بيماري‌ها و رفع دردها و ناراحتي‌ها داشته است و به ندرت بيماري قابل توجهي ديده شده كه توسط يک انرژي درمانگر درمان شده باشد. مي‌توان تأثير انرژي‌درماني را هنگامي كه به‌درستي و توسط افراد ماهر و توانا انجام مي‌شود، به تأثير قرص‌هاي ويتامين و دارويي، مانند آسپرين تشبيه كرد. اما ادعاي اينكه انرژي‌درماني يا روش‌هاي مشابه، عملكردي در حد داروهاي معجزه‌آسا و ختم‌كننده دارند يا تأثير آنها مشابه اعمال جراحي است، ادعايي غيرواقعي و غيرقابل قبول است. البته ماهران انرژي‌درماني هرگز چنين ادعايي نداشته‌اند بلكه بالعكس اين افراد صرفاً واقعيت‌هاي محدود كار خود را مورد تأييد قرار مي‌دهند. اين ديدگاه يک ديدگاه تجربي و مقايسه‌اي است اما از نظر تحقيقات علمي همين اندازة اندک از ادعا هم مردود است. از نظر انجمن‌هاي پزشكي و تخصصي آمريكا و اروپا، انرژي‌درماني و روش‌هاي مشابه (مانند يوگادرماني و …) به‌عنوان روش‌‌هايي درماني، غيرقابل قبول بوده و نمي‌توان آنها را در رديف متدهاي درمان به حساب آورد.اين انجمن‌هاي تخصصي بارها گفته‌اند كه هنوز به نتيجة قانع‌كننده‌اي دربارة مؤثربودن چنين روش‌هايي دست‌نيافته‌اند و هنوز نمونه‌اي را پيدا نكرده‌اند كه بتواند اثبات‌كنندة ادعاهاي انرژي‌درمان‌گران باشد. آنها اثرات بسيار محدود انرژي‌درماني و متدهاي مشابه را اساساً‌به تأثيرات تلقيني و پلاسبويي (دارونمايي) اين‌گونه روش‌ها نسبت مي‌دهند و براي اثبات اين نظر دلايل مختلفي را ذكر مي‌كنند.در اينجا لازم است نكته مهمي را يادآوري كنم و آن تفاوت اساسي انرژي‌درماني و موارد هم‌خانوادة آن، با واقعيت‌هاي بسيار بديهي و محكمي مانند تأثير دعا، شفاي الهي، توسل و ارتباط الهي است. بدون شك روش‌هاي بسيار كهني مانند شفاي الهي كه ريشه در كلام خداوند داشته و بر مبناي وجود خداوند استوارند غيرقابل مقايسه با روش‌هاي ابداعي و قارچ‌گونه‌ايست كه در اين زمان در همه جا پيدا مي‌شود. مقايسة اين دو طيف از روش‌ها مقايسة ميان نور و سايه است. مقايسه ميان جواهرات واقعي و جواهرات جعلي و بَدلي. واقعيت‌هاي كلام خدا و حقانيت وعده‌هاي الاهي و ارتباط الهي كجا و ادعاهاي جاعلانه و جاهلانة مدعيان بي‌عمل و توخالي كجا. اين كجا و آن كجا. به قولي «اين كمترين‌اش خيلي زياد است و آن بيشترين‌اش خيلي كم است».

منبع: فصلنامه علوم باطني

شماره 7 و 8 ـ پاييز و زمستان 84

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

گفتگوی جنجالیِ اعضاء منتسب به حزب ا… با ایلیامیم رام الله که موجب تعطیلی نشریه حرکت دهندگان شد

مهار به جاي نابودي

گفت و گوي انتقادي

(قسمت سوم-9)

گفتگوي زير در فروردين ماه سال 1386 طي دو جلسه با ايليا «ميم» توسط دو تن از اعضاء منتسب به گروه حزب ا… صورت گرفته است. لازم به توضيح است که مطالب پياده شده از روي فيلم، مورد بازخواني ويرايشي قرار گرفته است. قسمت دوم اين گفتگو در سال 1384 قبل از انتخابات رياست جمهوري صورت گرفت كه با عنوان «برترين رئيس جمهور» در نشريۀ حركت دهندگان شماره سه به چاپ رسيد و موجب تعطيلي آن نشريه كه اولين نشرية تخصصي در زمينۀ دانش تفكر محسوب مي‌شد، گرديد. قسمت اول مصاحبه در تاريخ 9/5/1382 صورت گرفت كه هر دو مصاحبۀ مذكور نيز براساس فيلم جلسه، پياده سازي و بازنويسي شدند.

لازم به ذكر است كه سوالات گويندگان، انعكاس دهنده نظرات طيف مورد اشاره نيست و پاسخ‌هاي استاد ايليا «ميم»، در مواردي كه به فرد مقابل مربوط مي‌شود، قابل تعميم به طيف مذكور نمي‌باشد. در چنين مواردي پاسخ ها، متوجه گفتگوكنندگان است.

1-سوال كننده دوم: در نشريه شماره 4 و5 حرکت دهندگان که سردبيري آن را به طور مقطعي خانم پِريا همسر شما به عهده داشت، محور نشريه شده بود تبليغ مذاکره و ارتباط با آمريکا و ترغيب سياست گذاران به ارتباط. آيا شما همچنان ايده مذاکره مستقيم و ارتباط داشتن با آمريکا را که از هيچ ظلم و توطئه‌اي بر عليه ملت ما فروگذار نمي کند، درست مي‌دانيد؟

بله، از مدتها قبل از آن نشريه تا امروز و شايد بعداً هم اين ايده را درست مي‌دانم. اما اين ايده کسي است که سياستمدار نيست…

 

2-سوال كننده دوم:‌ شما مي‌گوييد اگر مطمئن شويد که در بين مردم به يک بت تبديل شده ايد خودتان خودتان را مي‌شکنيد و محکوم مي‌کنيد. من به شما اطمينان مي‌دهم که اين اتفاق افتاده است و درباره شما بت سازي شده است. الان حاضريد چکار کنيد؟

براي هر کس هم که بت شده باشم براي شما و دوستانت که نيستم پس الان نياز نيست کار خاصي بکنم. اما اگر حرف شما درست باشد، قطعاً اين بت را خرد خواهم کرد. چگونه اش بستگي به شرايط و مخاطبان دارد. اين را از سالها پيش هم مکرراً گفته ام که اگر لازم باشد به شکل‌هاي مختلف خود را محکوم مي‌کنم و بر عليه خودم وارد ميدان مي‌شوم. اما ظاهراً كه شما مدتهاست شروع به شايعه سازي و تحريف و جعل درباره بنده كرده ايد‌، اگر همين كار شما كفايت نكرد من هم در محكوم كردن خودم با شما همكاري مي‌كنم. مطمئن باشيد.

 

3-…

4-سوال كننده دوم:‌ چرا با رسانه‌ها مصاحبه نمي‌كنيد؟ فكر مي‌كنم براي شما ضروري باشد كه حداقل يك سايت اينترنتي يا دست كم يك وبلاگ داشته باشيد. چرا در اينترنت و در هر جايي كه بشود به شما دسترسي پيدا كرد نيستيد؟ آيا اين هم قسمتي از زندگي مخفيانه شماست؟

زندگي من مخفيانه نيست، فقط به تعداد كساني كه مرا مي‌شناسند، آشكار نيست. من در دسترس خيلي‌ها هستم و خيلي‌ها از جزئيات زندگي ام خبر دارند و اينها با مخفيانه زندگي كردن جمع نمي‌شود. براي اينترنت و وبلاگ هم واقعاً فرصتي وجود ندارد. گاهي حتي يك ساعت وقت زنده مانند يك سال زمان ارزش دارد. ضمن اينكه اينترنت و كامپيوتر هم بلد نيستم و تابحال در اينترنت نرفته ام يا چيزي تايپ نكرده ام. بعد، اينها همه يعني مشهور شدن و معروفيت كه اين با هيچ چيز زندگي ام همخواني ندارد.

 

«شهرت زندانيست كه در آن هر كه تو را مي‏شناسد زندانبان توست و معروفيت معركه ايست كه اكثر معركه‏گيران را به درك برده است.»

 

5-…

6-فكر مي‌كنيد درباره كسي اين حجم از شايعات ضد و نقيض وجود داشته باشد كه درباره شما هست؟ دليل اين همه شايعات ضد و نقيض را در چه چيزي مي‌دانيد؟

يک دليل مهمش علاقه و عادت انسان به شايعه سازي و قضاوت شتابزده است. وقتي مغز از تفکر، تحليل، نشانه شناسي و کشف حقيقت باز مي‌ايستد و دچار سستي و راحت طلبي مي‌شود به شايعه، تحريف و قضاوت شتابزده متمايل مي‌شود. هر نتيجۀ آماده‌اي چه درست باشد چه اشتباه، ظاهراً انسان را از کشف نتايج معاف مي‌کند.

تحريف، جعل، شايعه و قضاوتهاي هيجان زده هم از جمله فکرهاي آماده‌اند که اگر شخص به آن بچسبد، ذهن خود را از زحمت تفکر و تحقيق و کشف بازمي دارد.

 

7-شايعاتي که دربارۀ شما گفته مي‌شود شايعات دَرهم است. از کارها و خاطره‌هاي فوق بشري مردم در بارۀ شما تا منفي ترين شايعه ها. فکر مي‌کنم در بارۀ شايعه‌هاي به نفع خودتان زياد به شما خبر رسيده باشد. آيا در بارۀ شايعه‌هاي ناخوشايند هم به همان اندازه در جريان هستيد؟

شايعۀ به نفع و شايعۀ به ضرر نداريم. دروغ به هيچ کس نمي تواند سودي برساند. بنابراين همۀ اين شايعه‌ها ضرر رسان بوده‌اند اما در بارۀ شايعات به قول شما منفي هم خبرهاي زيادي هر روز مي‌رسد. مثل سال 82 که شما فهرست گفتيد، حالا من هم فهرست اين شايعه‌ها را بگويم: ما آزمايشگاههاي مخصوص ژنتيکي داريم و بطور سري دست به تکثير انساني مي‌زنيم. گفتند اين مطلب در چند سايت معتبر هم آمده است. البته در آنجا اضافه شده که ما اينکار را علاوه بر ايران در کشورهاي مختلفي انجام مي‌دهيم و اين هم يک طرح صهيونيستي است! گفتند ما با همكاري بيگانگان شبها روي آسمان شهرها اشياء نوراني مي‌فرستيم. ما دختران و پسران را جمع مي‌کنيم و آنها را اجبار مي‌کنيم که کارگاههاي تفکري و جلسات سخنراني و مانند آنها را شبها برگزار کنند. ما در جلساتمان به حاضرين مي‌گوييم که نبايد حجاب را رعايت کنند و بايد حجاب خود را بردارند. ما از مردم براي شرکت در جلسات پول مي‌گيريم. ما کليساها، مسجدها، کنيسه‌ها و بقيۀ معابد را خراب کرده ايم يا داريم خراب مي‌کنيم. هر کس مخالف ما باشد به نحو مرموزي او را از زندگي مي‌اندازيم. من چند صد زن دارم و لابد چند ده هزار هم بچه دارم.

خوب. آيا اين حرفها اصلاً نيازي به موضع گيري دارند؟ اين حرفها آنقدر نامتعادل و ناهنجار و نامعقول‌اند که براي ردّ خودشان، خودشان کفايت مي‌کنند. اگر هم تدبيري بشود تا خودشان رد کنندۀ خودشان نباشند، اکثريت مردمي که از نزديک در اين سالها در دوره‌ها حضور داشته‌اند و تجربه کرده‌اند و شاهد بوده اند، آنها را رد مي‌کنند. دهها هزار شاهد، و دهها نشانه و سند بر دروغ بودن اين حرفها دلالت دارند.

يک بار بحثي بود در بارۀ معجزات بزرگان. شخص دروغگويي آنجا بود که تعريف مي‌کرد به يک امام زاده رفته و مردي را در آنجا ديده که داشته گريه مي‌کرده و از خدا طلب فرزند داشته. طي همان ساعات اين شخص به قول خودش ديده که اين مرد باردار شده، شکمش بزرگ شده و همانجا زايمان کرده. بعد از اين تعريف کسي به او نگفت که دروغ مي‌گويد بلکه سوالات بعدي اين بود که اسمش را چه گذاشت؟ دختر بود يا پسر؟ شايعاتي که در اين سالها در بارۀ خودمان شنيده ايم واقعاً تا اين حد از هجويات و اباطيل بوده اند. من هرگز نگفته ام که خوب هستم اما در مورد شايعاتي که در بارۀ خودم شنيده ام آنها را جعل‌ها و دروغ‌هاي بزرگي مي‌دانم که روي سر آنها بجاي مو، شاخ روييده است. اين دروغها آنقدر ناهنجار است که کسي بگويد بره‌اي را ديده که هر روز چهل گرگ و چهل ببر و چهل فيل را بريان مي‌کند و يکجا مي‌بلعد.

 

8-سوال كننده دوم: همۀ کساني که براي شما کار مي‌کنند رايگان کار مي‌کنند. چطور اين همه آدم را قانع کرده ايد که رايگان کار کنند؟ فکر کنم افراد فعالي که پيرامون شما هستند بيشتر از سه چهار هزار نفر باشند.

تعداد اطرافيان و نزديکان را نمي دانم و اينها هم براي شخص من کار نمي کنند. اگر بکنند اين اشتباه محض است. هم من و هم اينها همه براي خدا کار کرده و مي‌کنيم. ما همه خدمتگزار خدا هستيم. من هم کسي را قانع نکرده ام بلکه آنهايي که فعالند تلاش زيادي کرده‌اند که به اين نقطه از فعاليت برسند. بعضي‌ها سالهاست که دارند پيگيري مي‌کنند تا بلکه يکي از اين کارهاي ظاهراً رايگان و بدون حقوق را انجام دهند و وقتي انجام مي‌دهند گاهي همۀ شبانه روز خود را صرف آن مي‌کنند. اين چه سود شخصي براي من دارد که به يک نفر يک طرح تحقيقاتي واگذار شود و او آموزش ببيند که محقق و نويسنده و مدرس شود و بعد هم برود کتابش را به اسم خودش چاپ کند.

 

9-سوال كننده دوم: اما در دنياي امروز و حتي در گذشته هم مبحثي به عنوان کار رايگان که تازه شما مي‌گوييد براي آن بايد هزينه هم بدهند، نيست. اگر سرمايه دارها و کارخانه دارها اين حرف شما را بشنوند از خوشحالي پر درمي آورند. تنها جوابي که مي‌ماند افسون شدگي و سحر شدن اين آدم هاست. چطور بعضي از کساني که عملاً خدمتگزار شما هستند و کارهاي شخصي شما را انجام مي‌دهند دکتر و مهندس و استاد دانشگاه و نويسنده و داراي مشاغل اجتماعي خاص هستند. مثلاً همين آقاي مهندس نمكيان و خانم دكتر كي نژاد كه به پرنده‌هاي شما مي‌رسند استاد دانشگاه است يا آن خانم دكتر يكي از شخصيتهاي علمي كشور در زمينه ژنتيك است يا آقاي…

اين چند نفري كه به اين خانه رفت و آمد مي‌كنند يا بقيه دوستان، خدمتکار من نيستند چون عملاً من خدمتکار آنها هستم. آنها دائماً سوال مي‌پرسند و جواب مي‌گيرند، طرح‌هاي تحقيقاتي شان را جلو مي‌برند، روي نظريات جديد و متفاوت کار مي‌کنند و در همۀ اين مدت اين منم که در خدمتم. ‌اي کاش کسي مي‌بود که جواب سوالات مرا مي‌داد؛ من براي او هر كاري مي‌كردم. البته اينها هم كه در اينجا مستقيماً با هم در ارتباطيم چند نفري بيشتر نيستند نه چند هزار نفر. اگر من بدانم كه به بهانه آشپز شما شدن به جواب سوالاتم مي‌رسم امكان ندارد شما را رها كنم.

 

10-…

 

لینک‌های مرتبط:

درس های مبارزه بی خشونت,سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار

اكنكار و روح‏زايي,اكنكار,هنر رؤيابيني ,شمنيزم (تولتك) ,مكتب‏هاي باطن‏گرا ,شهود ها, واقعيت ها, برداشت ها ,جاودانگي روح,روش‌هاي درماني باطن‌گرا,وجود و بقا روح,عقلي, نقلي, فلسفي ,جنازة هابيل ,تشييع جنازه ,هندوئيسم,مصر, چين, ايران ,زيورآلات و جواهرات,اعترافات شهودي ,لاشة بي‌جان,رحم مادر ,زمين مادر,خداوند متعال ,قرآن,شباب حسامي,نظر و راهبرد ايليا «ميم» ,پزشکی,انرژی درمانی,طب سوزنی,ماساژ,طبیعت,پزشکی جسمانی,علوم باطنی,روش های درمانی,مکتب,شفا,بیماری, بشر, جهان,خوردنی,غذا,درمان گران,معنی گرا,بیماری,متخصصان,بینش ها,روحیات,انسان,شیوه,محصول,اندیشه ها,اعتقادات,مخرب,ناراحتی های پوستی, لخته شدن خون,سردرد,خستگی,فشار خون,حافظه,عمر,حضرت,آدم,رژيم,غذايي,خداوند,طبيعي,معقول,عادات,غذايي,غلات,سبزيجات,گوشت,تغذيه,پيشرفته,حيوانات,خوراك,پرندگان,ماهيان,دريا,سلطه,سبزيجات,خزندگان,سمزدايي,آزمايش,ميكروبها,سلامتي,شفا,تنفس,سرطان,يوگي,هند ,گروه های دگراندیش , دینی مذهبی, تمدن , ادیان , فرهنگ , بسم الله الرحمن الرحیم , رویا , انسان , ازدواج , سرنوشت , شاهد , تولد , فرزند , مرگ , مذکر و مونث , داستان , افسانه , شرور , خيرخواه , حيات , خدا , انديشه  , بلوغ , مسيحيان , يهودي , هندو , غرب و شرق , ظهور , پدر و مادر , ارث , خلف يا ناخلف , سالم , ناقص الخلقه , مرد و زن , سرنوشت
Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

%d bloggers like this: