Posts Tagged With: مسيحيان

اسرار تبديل و تحقق – استادایلیام رام الله

اسرار تبديل و تحقق[1]

 

علـت عـاشـق ز علتــها جـداســت     عشـق اسطـرلاب اسـرار خـداسـت

عاشقی گر زین سر و گرزان سر است         عاقبت ما را بـدان سـر رهبــر است

هـر چه گویم عشـق را شـرح و بیـان  چون به عشـق آیم خجـل باشم ازآن

مولوی

بعد از دوره دبستان اتفاق بزرگي برايم افتاد. با دختري برخورد کردم که همه زندگي ام را تغيير داد. اين تجربه بزرگ، همان عاشق شدن بود، وقتي او را ديدم خيلي چيزها تمام شد و خيلي چيزها هم شروع شد… اولين باري كه او را ديدم خشكم زد… رفته بودم نان بخرم. در مغازۀ نانوايي ديدمش. او نانش را خريد و رفت. خيره نگاهش مي كردم. وقتي كمي دور شد، دنبالش رفتم و خانه شان را پيدا كردم . چقدر عجيب بود چون او همسايۀ ما بود و در تمام آن مدت، او را نديده بودم. وقتي ديدمش قلبم طوري مي تپيد كه احساس مي كردم صدايش را مي شنوم. مثل اين بود كه هزاران سال با يك نفر زندگي كني و دوستش داشته باشي و دوباره پيدايش كني. بدنم مي لرزيد. از خوشحالي مي دويدم و آواز مي خواندم [2]

چند روزي گذشت. كاملاً به او خيره شده بودم و زير نظرش داشتم. بچه ها به حرفم گوش مي دادند… به آنها گفتم هر وقت او را هر جايي كه ديدند مرا خبر كنند. تا آخر شب نزديك خانه شان مي نشستم تا بيرون بيايد. گاهي هم يكي دو نفر همراه داشتم… يك بار صدايم زد. از هيجان زدگي نمي دانستم چكار كنم. بجاي آنكه جوابش را بدهم فرار كردم… با هم دوست شديم. او حدوداً نه سالش بود. از هر فرصتي براي حرف زدن با هم استفاده مي كرديم. او در حياط بود و من روي پشت بام. من پشت پنجره بودم و او در كوچه… براي مدت كوتاهي همه چيز تعطيل شده بود جز داستان عشق…

… طوري شد كه اگر دختري را مي‌ديدم كه شبيه اوست، مي‌خواستم با او آشنا شوم. حالا هر شباهتي كه باشد. شباهت قيافه اي، رفتاري، صدا يا هر طور ديگري.

در اين زمان انگيزه بزرگي به ديگر انگيزه‌هاي زندگي کردن اضافه شده بود طوري که همه آنهاي ديگر را انگار در خود مي‌پوشاند و موقتاً مي‌بلعيد. روياي ازدواج با اين دختر داشت به بزرگترين روياي آن زمان بدل مي‌شد و روياهاي ديگر را به خود جذب مي‌کرد. انگيزه‌هايي مانند کشف اسرار، يافتن معناي زندگي و مانند اينها در اين معناي جديد محو مي‌شد…

 

شادباش ای عشق خوش سودای ما             ای طبیـب جمـله علتـهای مـا

اين اتفاق مربوط به حدود 12ـ 13 سالگي بود. حالا مسئله‌اي بزرگ و قديمي بوجود آمد، درواقع احياء و بازيابي شد، و آن اين است که چگونه مي‌توان خواسته‌ها را به تحقق در آورد؟ چگونه دعاها را به اجابت رساند؟ بنابراين تحقيقات و تفکرات جهتي جديد به خود گرفت و به سمت هدفي جديد متوجه شد. اسرار تحقق. چگونه مي‌توان رويا را به واقعيت مبدل ساخت. چگونه فکر را متجلي کرد و آرزو را به عمل در آورد. اين پرسش کليدي همان چيزي است که علم موفقيت را به وجود مي‌آورد. رازهاي زميني و آسماني توفيق چيست؟ با توجه به شرايطي که در آن بودم در مقابل يک غير ممکن قرار داشتم و آن ازدواج با دختري بود که ازدواج با او غير ممکن مي‌نمود. پس بايد به اين سوال جواب داده مي‌شد: چطور مي‌شود ناممکن‌ها را ممکن ساخت و روياها را به تجسم در آورد؟

بلافاصله با طيف عظيمي از آيات و احاديث و کلمات مقدس كه از گذشته با خود داشتم، مواجه شدم که در همه آنها تاکيد شده بود که هر چه انسان از خدا بخواهد، به تحقق مي‌رسد. اين وعده حتمي و قطعي خداوند، به شکلهاي مختلف تکرار شده بود که هر کس دعا کند، دعايش مستجاب مي‌شود و کلمات بسياري بودند که معنايشان يک چيز بود: «ادعوني استجب لکم».

اين يك كشف و ادراك دوباره بود. اينکه، خداوند هر دعايي را مستجاب مي‌کند اما همان روز، اين کشف، شاديِ آورده خود را از دست داد چون مي‌خواستم در همان زمان به دختري که دوستش داشتم برسم ولي نرسيدم. آن را در چيزهاي ديگر امتحان کردم، اما در آن مدت، اتفاقي که تائيدکننده آن کشف باشد نمي افتاد. ظاهراً دعا مي‌کردم اما ظاهراً هم اجابتي در کار نبود. يا بايد اين وعده و اصل بزرگ را که مکرراً در قرآن و احاديث و اديان ديگر بود، جدي نمي گرفتم و از کنار آن مي‌گذشتم و آن را يک شعار مي‌دانستم يا بايد مبنا را بر حقانيت آن مي‌گذاشتم، که مبنا را بر حقانيت آن گذاشتم. آن سالها همه زندگي ام و همه حرکاتم مبدل شد به تلاشي براي حل اين مسئله که چرا ظاهراً دعاها به اجابت نمي رسند. چرا خواستن (في الحال) توانستن نيست. چرا روياها به تجسم نمي رسند. جوابهاي زيادي در کلام خدا و کلام مقدسين براي اين سوال وجود داشت که دريافت و ادراک هر يک از آنها مدتها طول مي‌کشيد. اين يکي از اولين و اصلي ترين سوالات بشر طي هزاران سال گذشته بود و بر اثر آن شاخه‌هاي متعددي در علوم باطني به وجود آمده بود… سؤالات ديگري كه داشتم كم رنگ شدند.

در همين زمان [12ـ13 سالگي] براي پاسخ به اين سوال بزرگ و حل اين مسئله اساسي به هر دري که ممکن بود مي‌زدم. به درِ قرآن و کلام خدا. به درِ علوم مختلف باطني و دانش اسرار گرا، به طبيعت و مشاهده در آن، به تفکر و تعمق و هر در ديگري. هر کسي را که گمان مي‌بردم درباره علوم باطني و باطن کلام خدا بداند، به سراغش مي‌رفتم و با او ملاقات مي‌کردم تا شايد اين مسئله بزرگ که در دل خود هزاران مسئله ديگر را داشت، حل شود. اکثر کساني که آنها را ديدم، دکانهايي در بازار اين حيطه داشتند و غالباً طبل‌هاي توخالي، و مدعيان بي عمل بودند. به ندرت ممکن بود کسي درباره علوم باطني، خاصه در اين موضوع کليدي چيز مهم و مؤثري بداند. هر چه بيشتر چنين افرادي را مي‌ديدم يا با چنين دانشي برخورد مي‌کردم اعتماد به نفسم بيشتر مي‌شد چون متوجه مي‌شدم که آنها چيزي نمي دانند و آنچه خودم در اين باره مي‌دانم بسيار بيشتر از ديگران است. کارهايي که در اين زمينه‌ها قادر به آن بودم فاصله زيادي با توانايي عملي يا حتي تصورات آنها داشت و برايشان حتي قابل باور نبود…

منبع دانشم کلام خدا و اسماء الهي بود و در واقع فاصله زياد ميان ما [او و مدعيان] از همين تفاوت ناشي مي‌شد و شايد ارتباط زيادي به فرد من نداشت…

www.ostad-iliya.org

کتاب آمین 1 « ایلیا یعنی خدا با من است »  را دانلود کنید

لینک‌های مرتبط:

درس های مبارزه بی خشونت,سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار


 

استاد ایلیا, ایلیا م, ایلیا میم, ایلیامیم, استاد الیاس,استاد الیاس رام الله, الیاس رام الله, جریان های نوپدید دینی, عرفان ایلیا رام الله, پیمان فتاحی , عرفان, معنویت های نوپدید دینی, جریان های نوپدید دینی, عرفان ایلیا رام الله, پیمان فتاحی , عرفان, معنویت های نوپدید دینی, ایلیا, اطلاعاتی در مورد پیمان فتاحی, اطلاعاتی در مورد ایلیا رام الله, پیمان فتاحی کیست, ایلیا رام الله کیست, بیوگرافی و زندگینامه پیمان فتاحی, بیوگرافی و زندگی نامه ایلیا میم رام الله, معلمین بزرگ ایلیا رام الله, معلمین معنوی ایلیا رام الله, معلمین معنوی و باطنی ایلیا رام الله, معلمین معنوی و باطنی پیمان فتاحی, بزرگترین تئوریسین و معلم تفکر ایلیا رام الله, متفکر بزرگ ایلیا رام الله , پیمان فتاحی, شاهدان ایلیا ,جهانی شدن شهادت ها, گروههای حامی ایلیا, چهارمين دستگيري پیمان فتاحی, چهارمين دستگيري ایلیا رام الله, مستند تصویری و اسناد مکتوب ,  دفاع از معلم بزرگ ایلیا, حقانیت ایلیا,کانون شاهدان جهانی حق»  , ظلم ها را افشا می کنیم , سرکردگان و رهبران ظلم و فساد در ایران, فضای سایبر,رسانه های عمومی,گروه های حامی ایلیا, شکنجه گاههای  ایران  ,دفاع از حق و حقیقت ,شکنجه و زندان, استاد الیاس رام الله, الیاس رام الله, جریان های نوپدید دینی, پیمان فتاحی,ایلیا رام الله,رامالله,ایلیا م رام الله, ا.م.رام الله,جمعیت الیاسین,الیاس رام الله, راماله, ایلیا رام اله, رهبر جمعیت ال یاسین, ایلیا میم رام الله


[1] منبع: فيلم گزارش مستند از زندگي ايليا «ميم»

[2] اين مطلب از زبان يكي ديگر از همراهان قديمي ايليا نقل مي شود: همان روزي كه ايليا خانم پِريا را ديد ما هم همان روز با هم دوست شديم. هيچ وقت تصوير نحوۀ آشنايي مان از ذهنم محو نمي شود. ايليا جلو آمد و از ما پرسيد بچۀ كجاييد؟ در همين حين، يك پرنده كه نمي دانم گنجشك بود يا بلبل روي سر برادرم نشست و ايليا به سرعت آن را گرفت. هيچ وقت اين اتفاق براي من تكرار نشد و مشابه آن را نديدم. به برادرم كه كوچكتر از من بود گفتم كه او آدم خيلي عجيبي است. بعداً برادرم به يكي از نزديك ترين دوستان و ياران او تبديل شد و يكي از تواناترين كارورزان باطني شد. وقتي او خانم پِريا را ديد دوستانش را از خوشحالي بلند مي كرد و روي سر مي گرفت. وقتي ما اين تصوير را هم ديديم ديگر مطمئن شديم او خيلي عجيب و قدرتمند است و تا روزها بعد با برادرم دربارۀ او حرف مي زديم.

Advertisements
Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

بيانيه‌ها و روشنگري – به روایت شاگردان استاد ایلیا رام الله

بيانيه‌ها و روشنگري ها

به روايت ال ياسين

در واكنش به ابهامات، شايعات يا سوالاتي كه پيش مي‌آمد، ما اين ابهامات و شايعات يا احياناً سوالات را جمع آوري مي‌كرديم و به صورت جمع بندي شده به استاد مي‌داديم. اين مسائل به شكلهاي مختلفي پاسخ داده مي‌شد. از جمله استاد در بعضي از سخنراني‌هاي عمومي به آنها اشاره مي‌كرد يا مواضع روشن خود را به بعضي از افراد مرتبط مي‌گفت و آنها هم در بين سايرين مطرح مي‌كردند… يك راه ديگر استفاده از بيانيه‌ها بود. اين نظرات و پاسخ‌ها طي بيانيه‌هاي مختلفي در طول چند سال به بسياري از افراد مرتبط با روند رسيد.

بيانيۀ اول مدتي بعد از انتشار كتاب جريان هدايت الهي (جلد اول) منتشر شد و طيفي را كه پوشش مي‌داد احتمالاً بسيار بيشتر از حاضران در دورۀ تعليمات عمومي استاد بود. بعد از چاپ كتاب تعاليم حق (جريان هدايت الهي) اولين موج بزرگ سوالات و ابهامات بويژه در بارۀ اينكه استاد رام الله كيست، به وجود آمد.

بيشتر افرادي كه با فرهنگ شرقي و هند و بوديسم آشنايي داشتند به او آواتار مي‌گفتند. بعضي از آشنايان با فرهنگ غربي و مسيحي اصرار داشتند كه او مسيح است. مي‌گفتند او ساي باباي سوم (پريما ساي) است. پسر مسيح است. قطب جهاني است. مخصوصاً بعضي‌ها كه پاسخ سوالات ناگفته شان يا سوالات حل ناشده شان را از او شنيده بودند يا كارهايي خارق العاده از او ديده بودند در اين ديدگاهها افراط مي‌كردند. البته دو سه نفر هم بودند كه به ايشان مي‌گفتند امام… اما مدتي بعد معلوم شد كه آنها وابسته به يكي از مراكزي هستند كه بعداً تبليغات منفي گسترده‌اي را بر عليه ايليا به راه انداختند. در پاسخ به اين ابهامات، استاد در جلسات مختلف سخنراني اعلام كردند كه «من فقط خودم هستم و هيچ فرد ديگري نيستم…». البته اين موضوع در كتاب تعاليم حق هم آمده بود. هم در مقدمه و هم در متن كتاب و هم در گفت و شنودها. ايشان بارها و بارها قاطعانه پاسخ دادند. در كتاب جريان هدايت الهي فهرستي از اين اشاره‌ها وجود دارد. تنها جايي كه استاد به نظرم اين ابهام را حل نكرد موضوع مسيح بود…

بعداً در بيانيه اول (مربوط به سال 1378) هم آمد كه ايشان در هيچ نطقي خود را بعنوان آواتار يا عناوين مشابه معرفي نكرده است و از ديدگاه ايشان ادعاهاي نبوي يا امامت براي بشر امروز باطل و مردود است. ايشان در آن بيانيه صريحاً بيان كردند كه فردي مذهبي نيستند، قديس نيستند، قطب نيستند و عناوين ديگر. حتي بيان داشتند كه رام الله هم اسم ايشان نيست و معناي آن تسليم و خدمتگزار خداست و اين يك هويت است كه مي‌تواند براي همگان باشد. در همين بيانيه و بيانيه‌هاي (عمومي) بعدي هم بر ميزان بودن قرآن، خاتميت پيامبر اسلام (ص)، كامل بودن دين اسلام، اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منكم، الگو بودن پيامبر اسلام و ائمۀ اطهار، ضرورت اقتدا به پيامبر اسلام (ص)، ردّ فرقه گرايي يا هر گونه فرقه‌اي كه بخواهد به نحوي به ايشان منتسب شود، در دسترس نبودن امام عصر و كذب بودن ادعاي مرتبطين، عدم تأييد عرفانهاي شرقي و غربي، ردّ بازيهاي سياسي و سياست بازي و غيره تأكيد شده بود.

خطوط اين بيانيه‌ها كه حالتي ضد ابهام و ضد شايعه داشتند به شكل‌هاي مختلف اطلاع رساني مي‌شد. انتشار وسيع بيانيه‌ها و پخش آن بين حاضران در دوره‌هاي عمومي، نقل دهان به دهان، پاسخگويي خود استاد در جلسات سخنراني، باز شدن مباحث بينشي در زمينه‌هاي مرتبط از جمله اين روشها بودند. شخصاً نمي‌دانستم چرا استاد تا اين حد اصرار دارد كه اين مسائل روشن شود و اين شايعه ها، مخصوصاً آنچه مربوط به مقدسات بود، پايان گيرد. در حالت معمولي صدور يك بيانيه يا تكذيبيه كفايت مي‌كند اما ما براي زدودن اين ابهامات به تلاش‌هاي بسيار بيشتري دست زديم. اين بيانيه‌ها علاوه بر مرتبطين با تعاليم و شاگردان و پيروان استاد براي بسياري از مراكز هم كه آنها نيز دچار ابهاماتي شده بودند ارسال شد. جالب اينكه بعضي از اين مراكز به شدت از اين بيانيه‌ها عصباني بودند. انگار نقشه‌اي وجود داشت و يكي از آثار انتشار اين بيانيه‌ها خنثي شدن آن نقشه‌ها بود. چيزي كه شخصاً برايم هنوز هم مبهم است اين است كه چرا با اين همه تلاش، پيشگيري، بيانيه، سخنراني، گفت و گو و تصريحات قاطع، ايليا خود را در اين ابهامات مقصر مي‌دانست و مي‌گفت شايد اگر طور ديگري عمل مي‌كردم اين همه شايعه و ابهام در باره ام بوجود نمي‌آمد.

نكتۀ عجيب‌تر اينكه او هر چه سعي مي‌كرد خود را كوچكتر جلوه دهد و از قيد و بند نسبتهاي مقدس و خارق العاده برهاند، مردم تأكيد بيشتري بر آنها مي‌كردند. بايد اعتراف كنم اين موضوع حتي در بارۀ خودم هم اتفاق افتاده. هر چه او سعي مي‌كرد خود را كوچكتر كند، براي من بزرگتر شده…

www.ostad-iliya.org

لینک‌های مرتبط:

درس های مبارزه بی خشونت,سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار

ایلیا «میم»  رام الله, هارولد کلمپ, لی هنگ جی , سایی بابا, اشو راجنیش, پائولو کوئیلو, ماهاریشی,کتابهای تهاجمی و تخریبی , پشتیبانی سازمان تبلیغات اسلامی , حوزۀ علمیۀ قم , تحریف و سیاه نمایی, در بارۀ اساتید بزرگ تفکر , معنویت ,اساتید و معلمان جهانی ,اساتید معنوی و معلمان عصر جدید, جنبش های نوظهور معنوی,عرفان حقیقی و عرفان های کاذب , در بارۀ سای بابا,ایلیا «میم», اشو, اکنکار, عرفان سرخپوستی, پائولوکوئیلو, دالایی لاما, فالون دافا,مدی تیشن متعالی,قبیلۀ حیله, نقد جنبش های دینی و معنوی جدید,  یوگا,ایلیا رام الله, پائولو کوئیلو, اکنکار, فالون دافا, صوفیه , کتاب پدیدۀ جنبش های دینی و معنوی جدید , دالایی لاما, ایلیا, پائولو کوئیلو ,کتاب جهان تاریک, برچسب دروغین فرقه های التقاطی و عرفان های شیطان پرستی به استاد پیمان فتاحی ,برچسب دروغین فرقه های التقاطی و عرفان های شیطان پرستی به استاد فتاح ,برچسب دروغین فرقه های التقاطی و عرفان های شیطان پرستی به ایلیام پیمان فتاحی ,برچسب دروغین فرقه های التقاطی و عرفان های شیطان پرستی به ایلیا رام الله ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) به شاگردان استاد ایلیا رام الله می گوید: مریدان فرقه مرید رام الله ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) به شاگردان استاد پیمان فتاحی می گوید: مریدان فرقه مرید رام الله ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) به شاگردان استاد ایلیا میم می گوید: مریدان فرقه مرید رام الله, شیطانی, ظلم, دروغ, بدخواهی, جهالت, روشنایی, ظلمت, اشکار, ملموس, حضورالهی, معلم الهی, واصل, خدمتگزار, تشخیص, عشق, خداییست, ایمان, نامعقول, ویروس, خداست, گواه؛ معلم, اگاهی, رویا, نورانی؛ مردان, سنخ های,  احساسات, تجربیات, گدا, متعفن؛ لیوان, زلال, شفاف, عموی, تجربه, قران, کتاب مقدس, اصرار, انبیاء, دروغگو, ساحر, شعبده باز, دیوانه, شاعر, امتهای, خانواده, تغییر, حقانیت, القاب, دانایی, صورتک, موید, شعور, استاد شیمی, روش, توانایی, نگاهش, معجزه, زمین, وضوح,  پیامبر, هفت نور, راستین, خاص, کلام الله, تشخیص, ال ياسين
Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

%d bloggers like this: