Posts Tagged With: پخش زنده پی ام سی

معجزه گري، جادوگري، فياض يا هنرهاي ماورائي- به روایت شاگردان استاد ایلیا رام اله

معجزه گري، جادوگري، فياض يا هنرهاي ماورائي

 

به روايت ال ياسين

يكي از اتهاماتي كه در محافل مختلف بر عليه ايليا مطرح مي شد يا حتي در بعضي از سخنراني ها بصورت سؤال طرح مي شد، اتهام ساحري و جادوگري بود. از اولين سالي كه ايليا رسماً آموزش هاي خود را براي عموم مردم شروع كرد اين اتهام به شكل هاي مختلف مطرح مي شد و ما مي دانستيم كه از چند سال قبل هم همواره اين اتهام مطرح بوده است. حتي بعضي از افرادي كه ارتباط خانوادگي با او داشتند او را متهم به سحر و جادوگري مي كردند و از همان دوران نوجواني بعضي ها ايشان را ساحر و جادوگر مي دانستند. منتهي ساحري كه سحر و جادوي خود را به هيچ قيمتي نمي فروشد، حاضر نيست با آن براي كسي كاري انجام دهد و فقط آن را به عده اي «ديوانه و سرسپرده» آموزش مي دهد. نمي توان گفت كه اين اتهام مثل اتهاماتي از قبيل تكثرگرايي، تبليغ مسيح و كتاب مقدس و كفر و الحاد، اتهامي سازمان يافته و برنامه ريزي شده بود، چون سابقۀ آن به سالها پيش از آموزش هاي عمومي باز مي گشت و دلايلي هم وجود داشت كه زمينه را براي اين اتهام فراهم مي كرد..

ايليا از سالهاي نوجواني با بعضي از بزرگان باطني و اقطاب ارتباط داشت. به ملاقات آنها رفته بود و مدتي را با هر يك از آنان سپري كرده بود. در ميان اين افراد دو سه نفر (در كوير مركزي ايران) بودند كه به روش هاي حروفي، عددي، ارواح و كلاً علم سيميا و تسخير اشتغال داشتند. ايليا علاوه بر بهره گيري از دانايي و خرد بزرگان ديگر، يافته هاي بسياري ازاين افراد داشت. از طرفي از همان نوجواني همواره وقايع عجيب و خارق العاده اي از او ديده مي شد. كارهايي كه براي بينندگان توضيح آن از چند حال خارج نبود. يا معجزه است يا جادو. بعضي ها هم كه  با بدبيني و انكار نگاه مي كردند به اين نشانه هاي عجيب كه همگي آنها حاكي از پشتيباني الهي و حمايت خداوند بود مي گفتند توهم زدگي يا چشم بندي. اما تكرار اين اتفاقات خارق العاده به حدي بود كه توهم بودن آنها توصيفي تمسخرانگيز و كاملاً نامعقول به نظر مي رسيد. دليل ديگري كه بعضي ها به اين اعمال خارق العاده، سحر و جادو مي گفتند، زمينۀ فرهنگي نامساعد بود. به فرض در همان سالهاي نوجواني، در حالي كه بسياري از ما كه كارهايي خارق العاده و بزرگ را از او ديده بوديم و به اين امر ايمان مطلق و يقين كامل داشتيم، به اين كارها مي گفتيم معجزه و منظورمان از معجزه، عملي خارج از عرف و توانايي هاي بالفعل در سطح انسانهاي عادي بود. اما در همان زمان اين واژه براي بقيه، حتي بقيه اي كه خودشان تجربه كرده بودند و باور داشتند قابل قبول نبود چرا كه معجزه براي آنها به معناي يك ويژگي اختصاص يافته به انبياء بود بنابراين بعضي از آنها به آن مي گفتند كرامت و بعضي ها مي گفتند سحر و جادو است. آنها هم مثل ما راه ديگري نداشتند. همان چيزي را مي گفتند كه ذهنيت و فرهنگ مربوطه به آن اجازۀ بيان مي داد. اگر اين اتفاق ها در هندوستان رخ داده بود به آنها مي گفتند صيدهي (سيدهي) يا ليلاز (بازيهاي الهي)، اگر در چين رخ داده بود مي گفتند نيروهاي آسمان. تانتريست ها به آن نيروهاي كنداليني مي گفتند. شمن ها به آن اقتدار روح مي گفتند و احتمالاً در فلان كشور متعصب و مسلمان به آن معجزه مي گفتند و خون دارندۀ آن را پاك مي دانستند چون مي گفتند كه اين معجزه است و اختصاص به پيامبران داشته. شانسي كه ايليا داشت اين بود كه در فرهنگ عرفاني و شيعه، جايي بعنوان كرامت براي اين موضوع باز شده بود. ايليا اعتقادي نداشت كه اينها معجزه يا كرامت يا جادوگري است. از آنها در چند طيف حرف مي زد. طيف اول كه كارهايي بزرگ بود و او خودش هم مي گفت من هم مثل شما شاهد هستم و واقعاً حيرت زده مي شد. مي گفت اينها مربوط به من نيست. هيچ كدام از اين كارها را انجام نداده ام و نمي توانم انجام دهم، هيچ اختياري در وقوع آنها نداشته ام. نمي دانم كه چطور اتفاق مي افتند. او مي گفت اينها كار من نيست، كار هيچ كس نيست و اگر كسي بگويد اينها را من انجام داده ام يا اشتباه مي كند يا به دروغ آلوده شده. اينها فيض و بخشش خداست. بركات و بارش هاي الهي است. اينها قدرت خداست و كار خداست نه كار من يا ديگري. مي گفت اينها دعاهاي روح است كه مستجاب مي شود و به دست روح خدا رخ مي دهد..

 

وقايع فياض و قانون من يشاء

من به اين طيف از اتفاقات و نشانه ها مي گفتم فيّاض چون ايليا با كلماتي مثل كرامت و معجزه و اينها موافق نبود.

ما شاهد بوديم و اين شهادتها را بصورت دسته جمعي مي نوشتيم و ثبت مي كرديم و اگر ميسر مي شد از شاهدان و تجربه كنندگان فيلم ضبط مي كرديم كه در آن تجربه ها، يافته ها و مشاهدات خود را توضيح مي دادند. ما شاهد بوديم كه در همان سالها او هر چيزي كه بصورت قطع و مسلم مي گفت اتفاق مي افتاد و اينها يكي و دو تا و صد تا نبود كه بگويم تصادفي بود بلكه چون توجه ما به آن جلب شده بود آنها را به دقت دنبال و ثبت و مستند مي كرديم. او خودش هم ايمان محكمي داشت و حد و مرزي براي دعا كردن و كلماتي كه در اتكاء به خداوند بيان مي شود و به ثمر مي رسد، قائل نبود. او براي آنكه ما را تسكين دهد و از بزرگ شدن خود در ذهن ما جلوگيري كند يك دورۀ بينشي را به ما پيشنهاد كرد. ما آيات و احاديث زيادي را مطالعه و بررسي مي كرديم كه در همۀ آنها بيان شده بود كه هر كسي با ايمان از خداوند چيزي بخواهد، رخ مي دهد. هر كسي واقعاً دعا كند دعايش مستجاب مي شود. هر كلمه اي كه با ايمان و يقين گفته شود تحقق پيدا مي كند. هر كسي ممكن است از فيض و رحمت و روح خدا برخوردار باشد. هر كسي كه به خدا توكل كند، قادر به انجام هر كاري است… اسم اين دورۀ بينشي «من يشاء» بود كه چكيدۀ آن مي شد اينكه خداوند هر چيزي كه بخواهد به هر كسي كه بخواهد مي بخشد. روح خود را، رحمت و فيض خود را، قدرت و نور خود را، بركات و امدادهاي خود را و هر مقام و حالتي كه بخواهد.[1]

اين دورۀ كوتاه به ما اين كمك را مي كرد كه بدانيم همۀ اين اتفاقات ممكن است براي هر انساني و حتي خود ما رخ دهد و بعد وقتي كه ايليا مي گفت اينها معجزه نيست، راحت تر باور مي كرديم. ايمان ايليا آنقدر بزرگ بود كه ما گمان نمي كرديم كاري وجود داشته باشد و او نتواند انجام دهد. همان زمان مي گفتند كه او مرده را زنده كرده، يك بار هم پرنده اي مرده را زنده كرد. چند مرتبه بيماران لاعلاج را فقط با يك كلمه شفا داده …

او اصرار داشت كه اتفاقات «فيّاض» را انجام نداده و تأكيد مي كرد كه نقشي در آنها ندارد و قادر به تكرار آنها نيست. او نقش خود را در اين اتفاقات در حالي انكار مي كرد كه بسياري شاهد وقوع آنها بودند و شايد همين انكار او سبب مي شد كه ايمان و باور ديگران بيشتر شود.

 

Zx و روش هاي روح گرا و تكنولژي باطني

طيف ديگري از اتفاقات خارق العاده و اعمال عجيب اتفاق مي افتاد كه ما به آن مي گفتيم فنون باطني كه به روش هاي nx و zx شناخته شده بودند. اين اعمال تفاوتهاي زيادي با اعمال فيّاض داشت و تفاوتش مثل آب كشيدن از چاه با سطل در مقايسه با چشمه و رودخانۀ جاري بود. مثل تفاوت آبگير و دريا بود. مثل تفاوت تجربۀ كوهپيمايي با ديدن كوهپيمايي در تلويزيون بود ولي همين nx ها و zx ها هم با توجه به دانش جهاني و متعارفي كه در اين زمينه وجود داشت، بي نظير و خارق العاده بودند. اينها يك نوع تكنولژي باطني و ذهني بودند كه البته شباهتي هم با مهندسي ذهن كه بعداً در آمريكا بر سر زبانها افتاد نداشتند. ايليا اين روش هاي روح گرا را در دوره اي به نام دورۀ نجومي كه به آن دورۀ اسرار يا روح زايي هم گفته مي شد به افرادي كه به آنها خيلي اعتماد داشت و آنها را شايسته و آماده مي ديد، تعليم مي داد. خود او احاطۀ استثنايي و كاملي در اين فنون باطني (nx و zx؛ تكنولژي باطني) داشت اما بعضي از شاگردان او نيز بزودي در شاخه هايي از اين فنون مهارت پيدا كردند. zx شامل هفت شاخۀ كلي و بزرگ و چند شاخۀ فرعي است. هر كارورزي در يكي از شاخه هاي فرعي تمرين و تجربه مي كرد اما ممكن بود بتواند در دو يا سه شاخۀ فرعي هم وارد شود. در nx ها و zx ها فنون زيادي وجود داشت كه بسياري از آنها را خود ايليا طراحي كرده و توسعه داده بود و بعضي ها هم فنون معروف و كهني بودند كه در مكتبهاي باطني به آنها اشاراتي شده بود. فنون انتقال روح، ارتباط روحي، انتقال انرژي، دريافت و تبديل انرژي، روش هاي كهن درمانگري باطني، فنون صيد نور، روش هاي نگاه به آينده، روش هاي تفسير نشانه هاي طبيعي و تغييرات پيرامون و دهها فن و مانند آنها.

خود اين دوره، آموزش هاي آن، باخبرشدن اجتناب ناپذير خانوادۀ بعضي از كارورزان از آن (به دليل مشاهدۀ تمرينات و تحقيقات بچه ها) سبب شد كه شايعۀ ساحر و جادوگر بودن ايليا بيشتر و بيشتر مطرح شود. برداشت افراد ناآشنا، از اين تمرينات و تحقيقات، عمدتاً جادوگري و ساحري بود. بزودي اين كارورزان توانستند كارهاي عجيب انجام دهند و گاهي ناخواسته ديگران يا خانواده هاي آنها در جريان اين كارها قرار مي گرفتند؛ كارهايي كه سابقاً فقط در بارۀ خود ايليا گزارش شده بود. و همين اتفاق، شايعۀ سحر و جادوگري را نيرومندتركرد. ايليا مدتها از شيوۀ ضاد كه شباهت هايي با روش هاي زندگي ملامتيون داشت استفاده مي كرد و در مقطعي يك چهرۀ غيرمذهبي از خود نشان داده بود، اين هم دليلي شد كه به كارهاي خارق العاده اي كه از او گزارش مي شد بگويند سحر و جادو يا قدرت شيطاني. وقتي هم كه ايليا آموزش هاي عمومي خود را شروع كرد همين اتفاق منتهي در سطح وسيع تري افتاد. شاهدان، تجربه كنندگان، كساني كه او را مي شناختند و با تعاليم او آشنايي داشتند به همۀ اين اتفاقات خارق العاده و كارهاي بزرگ كه براي افراد مختلف رخ مي داد مي گفتند معجزه و كساني هم كه با بدبيني و بدانديشي يا شكاكيت به آن نگاه مي كردند مي گفتند قدرت شيطاني است، او شيطان است و از شيطان استفاده مي كند، جن و ارواح را در اختيار مي گيرد. كساني هم كه تقريباً از هيچ چيز خبر نداشتند و از فاصله هاي دور دربارة اين اتفاقات يا حتي آموزش هاي او قضاوت مي كردند مي گفتند اينها چشم بندي و شعبده و توهم است. در حاليكه اين درست مثل آن بود كه مثلاً من بگويم شهرها دروغ اند؛ خانه ها، خيابانها، كوهها و آسمان دروغ است و فقط اينطور به نظر مي رسد. اين تجربه ها مربوط به صدها و هزاران نفر بود و روز به روز بر شمار تجربه كنندگان و شاهدان افزوده مي شد. حتي خود ايليا هم نمي توانست جلوي اين موج را بگيرد و بارها اظهار حيرت مي كرد و واقعاً حيرت زده مي شد. از سال 1384 كه برخوردهايي كه با استاد و جمعيت مي شد اوج گرفت، ايليا دوباره دوره هاي نجومي و كارورزي روح زايي را فعال كرد و تعداد بيشتري از كارورزان در نقاط مختلف و توسط مربيان مختلف به اين حوزه وارد شدند. اين به معناي كاهش فعاليتهاي اجتماعي و عمومي، و افزايش رويكردهاي باطني بود. تجارب و اتفاقاتي كه بدون حضور او رخ مي داد بسيار بيشتر از گذشته بود. ما گزارش هاي زيادي را داشتيم كه شاهدان و تجربه كنندگان مي گفتند كه ايليا را در نقطه اي ديگر ديده اند و او براي آنها كارهايي انجام داده است. اما در همان زمانها ايليا مثلاً در حال سخنراني در مكاني ديگر بود. بعضي ها تجاربي را در رؤيا با او داشتند و بعد آثار غيرقابل انكار آن را در بيداري مي ديدند. بسياري پيش از آنكه او را ديده باشند يا چيزي در بارۀ او شنيده باشند، رؤياها و تجاربي را در بارۀ او گزارش مي كردند و همۀ گزارش ها به دقت ثبت و ضبط و مستند مي شد.

به مرور تعداد بيشتري از شاگردان ايليا توانستند به اعمالي دست بزنند كه در فرهنگ عمومي، كارهاي فوق العاده و غيرقابل باور يا حداقل كرامت محسوب مي شد. اما اينها ربطي به كرامات نداشتند بلكه روش هاي nx و zx بودند.

آخرين روشي كه دشمنان براي بي اثر ساختن اين اخبار و گزارش هاي مستند و مردمي، به آن متوسل شدند، تحريف و توجيهات منفي بود. آنها بعد از دسترسي غيرقانوني و غيرانساني به تعداد كمي از گزارش هاي مستند مردمي سعي كردند از طريق مونتاژ و تكه برداري، به جعل و تحريف اين گزارش ها و مشاهدات و تجربيات بپردازند. بنابراين يكي از نهادهاي … فيلمي تحريفي و مونتاژي را از اين موضوع تدوين كرد اما سعي داشت خود را در پشت موسسات خصوصي يا ديگر دستگاههاي … پنهان و كار را به نام آنها تمام كند. اين حقۀ كهنه كارساز نبود زيرا اصل گزارش هاي مستند و مردمي وجود داشت، خود آن مردم و شاهدان و تجربه كنندگان هم زنده بودند و از طرفي بخش اعظم گزارشات مستند و اخبار مكتوم از دسترس تحريف كنندگان خارج بود. در اقدامي ديگر، آنها سريالها و ميزگردهايي تلويزيوني را طراحي كردند تا با استفاده از آنها بتوانند به مردم بگويند درست است كه اين اتفاقات، رؤياها و وقايع واقعيت دارند اما همۀ اينها شيطاني است. ساخت فيلم و سريال تلويزيوني و برنامه هاي راديويي و رسانه اي به نحوي كه بتواند خود ايليا را تخريب نمايد و تصويري منفي و سياه در افكار عمومي از او انعكاس دهد، شدت گرفت. اين حقۀ جديد مبتني بر اين ديدگاه بود كه براي نابود كردن يك تعليم يا واقعه، كافي است معلم و فرد اصلي را تخريب كني. آنها نمي توانستند خود تعليمات و كارهاي ايليا را تخريب كنند چون تعليمات او با قرآن و كتب مقدس همخواني داشت بنابراين به تخريب معلم روي آوردند با اين اعتقاد كه به جاي آنكه شاخ و برگ و ميوه هاي درخت را نابود كنيم، به جاي تبر زدن بر تنۀ درخت، ريشۀ آن را نابود مي كنيم.

 

«منافقان و منكران حق همه چيز را بدبينانه نگاه مي‏كنند و محكوم مي‏كنند. آنها بر ضد هر حقي موضع مي‏گيرند و به هر حريمي تجاوز مي‏كنند زيرا خود آنان پيش از اين محكوم شده‏اند و حريم خود را از دست داده‏اند..».                      ايليا «ميم»

 

لینک‌های مرتبط:

سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار

برچسب دروغین جریان انحرافی به ایلیا رام الله ,برچسب دروغین فرقه های التقاطی و عرفان های شیطان پرستی به استاد پیمان فتاحی ,برچسب دروغین فرقه های التقاطی و عرفان های شیطان پرستی به استاد فتاح ,برچسب دروغین فرقه های التقاطی و عرفان های شیطان پرستی به ایلیام پیمان فتاحی ,برچسب دروغین فرقه های التقاطی و عرفان های شیطان پرستی به ایلیا رام الله ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) به شاگردان استاد ایلیا رام الله می گوید: مریدان فرقه مرید رام الله ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) به شاگردان استاد پیمان فتاحی می گوید: مریدان فرقه مرید رام الله ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) به شاگردان استاد ایلیا میم می گوید: مریدان فرقه مرید رام الله ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) به شاگردان الیاس رام الله می گوید: مریدان فرقه مرید رام الله ,تاریخچه فعالیت های استاد ایلیا در مقابله با فرقه گرایی ,تاریخچه فعالیت های استاد پیمان فتاحی در مقابله با فرقه گرایی ,تاریخچه فعالیت های ایلیا رام الله در مقابله با فرقه گرایی ,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) با دروغ و تهمت به شاگردان الیاس رام الله می گوید: مروج فرقه رام الله,ابا(دایره مذاهب وزارت اطلاعات) با دروغ و تهمت به شاگردان ایلیا رام الله پیمان فتاحی می گوید: مروج فرقه ایلیا رام الله


[1]  إِنَّ الْفَضْلَ بِیدِ اللّهِ یؤْتِیهِ مَن یشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ  تفضل به دست خداست، آن را به هر کس که بخواهد می‌دهد، و خداوند، گشایشگر داناست. ﴿آل عمران:  73 ﴾

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

بنيانگذار الاهيسم – استاد پیمان فتاحی

بنيانگذار الاهيسم

به روايت يكي از شاگردان استاد ایلیا رام الله

تعليمات الاهيسم در ايران و خاورميانه براي اولين بار توسط ايليا بيان مي‌شد اما بنيانگذار اين تعليمات تا آنجا که ما مي‌دانيم ايليا نيست بلکه ايليا يکي از راويان اصلي الاهيسم بود و آموزه‌هاي بنيادي الاهيسم را در قالبها و به شيوه‌هايي هماهنگ با شرايط اين عصر تفسير و تبيين کرده بود. پيش از ايليا، معلم الاهيسم استاد معظم يحيي روح الله بود و ايشان مستقيماً به بعضي ديگر از شاگردان خود، الاهيسم را آموزش داده بودند. بعضي از اين افراد عموماً با استاد در ارتباط بودند و تفسير و روايت ايشان را بعنوان تفسير کامل و روايت عالي قبول داشتند. عدۀ ديگري نيز آموزه‌هاي الاهيسم را از حضرت استاد روح الله، در نقاط مختلف دنيا دريافت کرده بودند که بعضي از آنها داراي معروفيتي جهاني هستند. در آنجا ايشان را به نام روح الله نمي شناختند بلکه استاد معظم يحيي روح الله در نقاط مختلف دنيا داراي اسامي متعددي بودند مانند ديويد هيوم و دهها اسم ديگر. گاهي نيز به ايشان ماها يا باباجي يا ماهاآواتار مي‌گفتند. کتابهاي زيادي طي دهه‌هاي گذشته و قرن اخير در بارۀ استاد معظم يحيي روح الله توسط اساتيد معنوي نوشته شده است با اين تفاوت که اسامي مورد اشاره در اين کتابها که همگي مشخصات و ويژگي‌هاي يک فرد واحد را بيان مي‌کنند، يکسان نيست. فيلم‌هايي نيز به روايت از بعضي از بزرگان در بارۀ ايشان وجود دارد… حتي اين معلوم نبود كه «ماها» اولين معلم و بنيانگذار اين تعليمات كامل و جامع باطني باشد. الاهيسم معلمان بزرگي در طول تاريخ داشته است و خود عبارت الاهيسم در قالب كلمات مختلفي عرضه شده است. اما در هيچيك از متون مادر الاهيسم بطور مشخص و دقيق از اولين بنيانگذار الاهيسم سخني به ميان نيامده است بلكه آدرس‌ها به گونه‌اي است كه حتي مثلاً وقتي كه در بارۀ بزرگان اين مكتب باطني يا حتي «ماها» صحبت مي‌شود به دليل ويژگي‌هايي مانند گمنام بودن و حفظ اسرار، گاهي اين افراد و معلمان بزرگ در هاله‌اي از ابهام حضور مي‌يابند و حتي يك ذهن بدبين ممكن است تصور كند كه بعضي از آنها فاقد وجود تاريخي هستند مانند همان نظريۀ تاريخي كه عيسي مسيح را نه يك شخص واقعي بلكه صرفاً يك رويا و اسطوره مي‌داند. نظريه‌اي كه در قرن اخير در ميان اكثر روشنفكران مسيحي شايع است.

ظاهراً الاهيسم جرياني بود به موازات جريانات ديگري مانند يوگا، فالون گنگ، شمنيزم، ساينتولژي، تي ام، تانترا، اکنکار و صدها جريان معنوي ديگري که بسياري از آنها امروز هم وجود دارند و گفته مي‌شود که تعداد همۀ آنها بيش از شش هزار جريان معنوي است اما به دلايل زيادي الاهيسم با اين جريانات قابل مقايسه نيست از جمله اينکه الاهيسم داراي هسته‌هاي بنيادي کاملاً متفاوتي و من جمله اصل توحيد (لااله الا الله) و ساير اصول آسماني است. بر حقانيت همۀ اديان هدايت کننده و خداگرا صحه مي‌گذارد و در عين حال خود را يک دين يا مذهب يا فرقه نمي داند بلکه در گرايش خداگرايي خلاصه مي‌شود. الاهيسم يك مكتب باطني است و ارتباطي با دين و مذهب ندارد بلكه دينداران را به پيروي كامل و هوشمندانه از دين خود توصيه مي‌كند…

ما مخالف جريانهاي وارداتي (اكنكار، يوگا، شمنيزم و غيره) نبوديم بلكه روش ما پيوند و جهت دهي توحيدي بود. پديده‌اي مانند يوگا يا موارد مشابه به پديده‌اي جهاني مبدل شده بود. اينها واقعياتي غيرقابل انكار و اجتناب ناپذير بودند. انكار كردن پديده‌هاي واقعي مخصوصاً جهاني عملاً امري امكان ناپذير است. بنابراين ما به جاي انكار اين جريانات از چند طريق عمل مي‌كرديم:

يك. آشكارسازي جذابيت و عظمت تعاليم الهي و كلام خدا.

دو. الهي سازي جريانات. يعني سعي مي‌كرديم اين جريانات را با توجه به كلام خدا هر چه بيشتر اصلاح كنيم و جهت آنها را در مسير خداگرايي تغيير دهيم.

هنرهاي ماورايي، روش‌هاي NX، فنون باطني و طرق روح زايي چيزي نبود جز تفسير معنوي و كاربردهاي باطني كلام خدا بويژه مفهوم تسليم الهي. هستۀ اصلي تعليمات اكنكار كه داراي گسترش جهاني است پرواز روح است. ما در هنرهاي ماورايي هم هنر پرواز روح داريم اما آنچه در الاهيسم و هنرهاي ماورايي گفته مي‌شود مو به مو و ذره به ذره بر اساس كلام خدا و كتاب خداست. از طرفي كارايي و توانمندي روش‌هاي بكار رفته در الاهيسم، با آنچه بعنوان مشابه در مكتبهاي ديگر است واقعاً و به شد غيرقابل مقايسه است. اين دو حيطه مثل تفاوت شخم زدن يك زمين با گاوآهن در مقايسه با شخم زدن آن با تراكتور است. مثل تفاوت هواپيماي فوق مدرن با هواپيماهاي ابتدايي در جنگ جهاني دوم است. بعنوان نمونه تفاوت بين آموزه‌هاي نشانه شناسي در الاهيسم با آنچه در شمنيزم ديده مي‌شود فرق بين مشعلي بزرگ و فروزان است با نور يك شمع. به اين دليل در بارۀ نشانه شناسي، شمنيزم را مثال مي‌زنم چون شمنيزم اوج و قلۀ تعليمات نشانه شناسي باطني است. يا آنچه بعنوان رويابيني در الاهيسم مطرح است با مثلاً مكتب رويابيني تبتي كه سبكي شاخص محسوب مي‌شود، قابل مقايسه نيست كه البته هر كدام از اين موضوعات در جاي خود و به صورت تخصصي و طي كتابهايي مورد بحث قرار گرفته است. مثلاً با مطالعۀ كتاب مكتبهاي رويابيني كه توسط محققي برجسته در زمينۀ علوم باطني تأليف شده است به سادگي به تفاوت فوق العاده‌اي كه بين مكتبهاي رويابيني و رويابيني الاهيسمي وجود دارد پي مي‌بريم.

الاهيسم تنها بر كليات و اصول اساسي كلام خدا تأكيد دارد. بر خداگرايي، تسليم الهي، توجه به خداوند و عشق الهي.

 

دوره‌هاي تعليمي الاهيسم

در آن سالهاي دورتر در کنار تعليمات اصلي و اساسي ايليا که همان تسليم الهي و تفکر متعالي بود، ما بعنوان تمرين و تجربه‌هاي عبوري، برخي از روش‌هاي باطني و فنون مربوط به آنها را هم تجربه مي‌کرديم. عنوان اين دوره از آموزش‌ها «دورۀ نجومي» بود که به صورت ناآشکار و تقريباً محرمانه آموزش داده مي‌شد. دورۀ نجومي اسمي بود که بعدها روي آن گذاشتيم. وقتي که به دوره‌هاي تعليمات عمومي استاد دورۀ خورشيدي گفته شد، اسم اين دوره هم نجومي شد. تنوع روش‌ها و فنوني که در دورۀ نجومي آموزش داده مي‌شد بسيار بالا و جذابيت و کششي که عليرغم سختي‌هاي فراوان، در آنها وجود داشت بسيار زياد بود. روش‌هايي که در دورۀ نجومي آموزش داده مي‌شد به هفت شاخۀ کلي تقسيم شده بود و هر طيف از کارورزان باطني يکي از اين شاخه‌ها را تمرين و تجربه مي‌کردند. ايليا عموماً به سرشاخه‌ها و مربيان اصلي آموزش مي‌داد و جز بنابر ضرورت، ارتباطي (از اين زاويه) با بقيه نداشت. حتي بعضي از کارورزان باطني ايليا را بعنوان معلم اصلي نمي شناختند و همين زمينه‌اي را فراهم مي‌کرد تا در مواقع خاصي ايليا خودش به آزمون آنها دست بزند. پايين بودن سن ايليا و ناشناس بودن او براي بعضي از کارورزان، شرايط را براي اين کار مناسب‌تر مي‌کرد…

منبع : کتاب آمین – جلد اول

www.masterelia.org

لینک‌های مرتبط:

سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار

اولين بار در سال 1375 آموزش‏هاي علني و عمومي پیمان فتاحی در سن 23 سالگي در تهران آغاز شد , آموزش هاي ايليا «ميم» , الاهيسم خوانده مي شود ,. ایلیا رام الله براي تعليمات خود پولي دريافت نمي‏کند , بنيانگذار الاهيسم ماهاآواتار مي‌باشد , ماهاآواتار در ايران با اسم استاد روح الله شناخته مي‌شود , الاهيسم باطني را مي‌توان معادل علوم باطني با جهت گيري خداگرا دانست و ارتباطي با هيچ يک از اديان , مذاهب يا فرقه‌ها ندارد , يکي از محوري‏ترين آموزش‏هاي پیمان فتاحی- آموزش روش‏هاي سي و شش گانه تفکري است که با عنوان مفهوم‏ياب- دورانديش- قرينه‏اي- فراانديش- روش‏هاي تصميم‏گيري- تصميم‏سازي و تصميم‏بيني از تعالیم ایلیا رام الله می باشد , آموزش‏هاي عمومي ايليا «ميم» درباره حضور الهي , تجربه عشق الهي , احياء روح , انقلاب دروني , نور زنده , هدايت الهي و زندگي متعالي مي‌باشد , هماهنگ عمل کردن با روح و حرکت کائنات يکي از مهمترين توصيه‌هاي ایلیا میم است , ایلیا بارها اشاره کرده است که «مسيح و مسح شدگان ديگر زنده‌اند و تعليم مي‌دهند» , تعداد شاگردان و پيروان استاد ايليا «ميم» به دهها هزار تن مي‌رسد , در بين پيروان و شاگردان ايليا از همه اقشار مردم ديده مي‏شود , از بعضي از شاگردان ايليا نيز توانايي‌هاي فوق العاده‌اي گزارش شده است , ايليا با هر دسته از مردم با روش متناسبي ارتباط برقرار مي‏کند , آموزش‌هاي ايليا «ميم» ابعاد متعددي دارد بطوري که در زمينه‌هاي مختلف زندگي انسان قابل تعميم است , موزش‌هاي ایلیا داراي سه جنبه ذهني , قلبي و روحي

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

حقه های سوخته در بارۀ ایلیا میم رام الله-مونتاژ، تحریف، اختلاف افکنی، شایعه سازی

حقه های سوخته دربارۀ ایلیا (شماره 5)

مونتاژ، تحریف، اختلاف افکنی، شایعه سازی

یکی دیگر از حقه های امنیتی، ایجاد تردید در بارۀ حکومتی بودن افراد است. کاری که با بسیاری از فعالان جامعه مدنی انجام شده است. از منابع ظاهراً غیر حکومتیmagnifying-glass نقل های مشکوکی می شود (با یا بدون اسناد جعلی) در بارۀ نفوذی و حکومتی بودن افرادی که سوژه های امنیتی محسوب می شوند. نزدیکترین نمونه های اعمال این حقه اطلاعاتی را بر اکبر گنجی، علی افشاری، محسن سازگارا، مجتبی واحدی، مهدی خزعلی، نوری زاد به یاد داریم.

وزارت اطلاعات از طریق عوامل خود شایعه می کند که اینها عامل حکومت هستند و از این طریق به ایجاد تفرقه و نفاق در میان جبهۀ فعالان سیاسی دست می زند. اخیراً هم بخش سایبری اطلاعات با جعل خبر ماه گذشته در بارۀ آزادی معلم تفکر، استاد ایلیا دست به تکرار این حقه زده است. طبق معمول تحریف، مونتاژ و دروغ؛ اصل خبر آزادی را دوباره تکرار کرد. اما اول و آخر آن را تغییر داده و نوشته ایلیا بعد از قول همکاری کامل با رژیم!!! آزاد شد.

آخر استاد ایلیا که 13 روز انفرادی نبوده. بلکه 400 روز در انفرادی بوده. یک بار هم آزاد نشده بلکه چهار بار دستگیر و آزاد شده. یک بار به خانه اش نریختند. 5 بار و در 5 مقطع به خانه اش هجوم بردند و هر چیزی که می توانستند را با خود بردند.

سلسله حکایات شکنجه های او توسط قصابان دایره ادیان و مذاهب اطلاعات، شکستگی استخوان ها، تاولهای پشت و کف پا، ماهها خونریزی از گوش و بینی و بالا آوردن خون، دوبار دستگیری همسر، دستگیری دیگر اعضای خانواده، انتشار عکس ها و فیلم ها و صداهای خانوادگی و خصوصی در مجامع مختلف و حتی رسانه ها؛ تولید این حجم عظیم از ترور رسانه ای که به حساب سند و رقم و موجودی ها از ترور بهائیت و مسیحیت در ایران بیشتر است، واقعیت های مسلم و ثابت شده ای است ک غیر از مستندات و شواهد خاص خودش، توسط مسئولین مختلف جمهوری اسلامی ایران و بویژه مسئولین قضایی و امنیتی در جلسات مختلف احضار، بازجویی و دادگاه با افراد مختلف (از جمعیت الاهیون و خارج از آن) مطرح شده است.

ساختار این حقه

قبلاً بارها دایره ادیان و مذاهب اطلاعات عکس ها، فیلم ها و صداهای خانوادگی یا عمومی استاد ایلیا را برش هایی می زد (شبیه همان طنزهای دکتر کپی، پارازیت و آنتن) و به قول خودشان برای «زدنِ برجک ها» یا همان شستشوی مغزی پیروان بکار می برد. چپ و راست فیلم ها را می زد، یک تکه را ارائه می داد و جمله را خارج از متن اصلی و در محیطی دیگر عرضه می کرد… این بار هم همان اتفاق افتاده اما بجای حذف اول و آخر متن، اول وآخر جدیدی به متن اضافه شده.

در قسمت اول خبر تحریف شده که توسط دایره ادیان و مذاهب اطلاعات در سایتها منتشر شد آمده است:

اخبار تکمیلی در مورد انحرافات اخلاقی پیمان فتاحی ایلیا م

به نام آزادی

ایلیا «میم» پس از قول همکاری کامل با رژیم آزاد شد. معلم بزرگ تفکر، استاد ایلیا(پیمان فتاحی) مسئول انجمن متفکران و محققان آزاد، برای  چهارمین مرتبه پس ازقول همکاری کامل بارژیم اززندان آزادشد.

پیمان فتاحی ایلیا رهبر جمعیت الاهیون در سالهای 1386، 1387، 1388 و 1391علیرقم  همکاری کامل با رژیم توسط دایره ادیان و مذاهب اطلاعات (اِبا؛ بخش امنیتی نظارت بر جنبش های معنوی و جریانهای مذهبی)به جرم مسائل اخلاقی دستگیر گردید.”

اما اصل خبر که بعداً توسط دایره ادیان و مذاهب اطلاعات تحریف و منتشر شد:

استاد ایلیا (پیمان فتاحی) مسئول انجمن متفکران و محققان آزاد، که برای چهارمین مرتبه به همراه دو تن دیگر دستگیر شده بودندبا قید وثیقه سنگین از زندان آزاد شدند. رهبر جمعیت الاهیون درسالهای 1386، 1387، 1388 و 1391 توسط دایره ادیان و مذاهب اطلاعات (اِبا؛ بخش امنیتی نظارت بر جنبش های معنوی و جریانهای مذهبی) دستگیر و جمعاً حدود 400  روز را در زندان انفرادی سپری کرد.

کلید واژه هایی مانند صحیونیزم، استکبار جهانی، فساد مالی و اخلاقی و موارد مشابه یکی دیگر از جمله عبارات تکراری است که تقریباً در بارۀ اکثر فعالان جامعه مدنی بکار می رود اما بکار بردن این واژه در بارۀ معلم تفکر، ایلیا ،حاشیه های دیگری هم دارد که در نامه های ویدئویی به رهبر جمهوری اسلامی ایران و دیگر رهبران جهان، در توضیحات اعضای زندانی شدۀ الاهیون می شنویم که می گویند دایره ادیان و مذاهب اطلاعات با فشار و گاهاً با ضرب و شتم از ما می خواست در بارۀ استاد ایلیا دروغ بگوییم، دروغ بنویسیم، مطالب را تحریف کنیم، اتهامات اخلاقی و غیر اخلاقی بزنیم و واقعیت ها را وارونه نشان دهیم. جزئی از این فیلم ها قبلاً منتشر شده و در آینده نزدیک تعداد بیشتری از این فیلم ها منتشر خواهد شد.

 منصورون (فرزندان ایلیا)

لینک‌های مرتبط:

سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار

کلیدهای اچ:

روش های وزارت اطلاعات در بازجویی و بازداشت, شکنجه و بازجویی در زندان های ایران, فهرست احضار شدگان به وزارت اطلاعات, لیست احضار شدگان به وزارت اطلاعات, دستگیرشدگان, بازداشت شدگان, احضارشدگان, بازجو و بازجویی, فشار بر اقلیت های قومی, فشار و تهدید بر علیه دگر اندیشان, فشار و تهدید و احضار و بازجویی از معنویت های , فهرست جمعیت ها و اقشار مورد ظلم, احضار و بازجویی از جریان های نوپدید دینی, احضار و بازجویی از جریان های معنوی,جریان های نوپدید دینی, جریان های معنویت گرا, برخورد و تهدید و بازجویی از جریان های نوپدید دینی, عوامل و علل برخورد با دگر اندیشان و جریان های معنوی, چرایی و نحوه و شیوه برخورد با جریان ها و حرکت ها و اقشار دگر اندیش ایران, بازجویی و بازداشت و فشار گسترده در ایران, ایران یعنی وحشت از بازجویی و بازداشت, زندانیان و بازداشت شدگان دگر اندیش و جریان های نوپدید, توهین و فحاشی نهاد امنیتی دایره ادیان و مذاهب به استاد ایلیا میم,توهین و فحاشی نهاد امنیتی دایره ادیان و مذاهب به پیمان فتاحی,توهین و فحاشی نهاد امنیتی دایره ادیان و مذاهب به استاد ایلیارام الله,بازجویی و بازداشت,دستگیری و بازجویی, روش های بازجویی و ضد بازجویی, روش های بازداشت و ضد بازداشت, روش های زندان و ضد زندان, احضار و بازجویی, احضار و تفتیش عقاید, نهاد امنیتی دایره ادیان و مذاهب کیست, نهاد امنیتی دایره ادیان و مذاهب و شگردها, نهاد امنیتی دایره ادیان و مذاهب برخوردها, جنایات نهاد امنیتی دایره ادیان و مذاهب, احضار و بازجویی و دستگیری, دفتر پیگیری های وزارت اطلاعات, بازجویی همزمان دو نهاد امنیتی از پیروان ایلیا رام الله,پیمان فتاحی, شکست پروژه اعتراف گیری از ایلیام رام الله, رکوردداران زندان انفرادی در ایران ایلیا رام الله, مونتاژ کردن فیلم های سای بابا دالایی لاما ایلیا رام الله توسط ابا اداره برخورد با ادیان وزارت اطلاعات, بررسي و تحليل اوليه پرونده‌هاي امنيتي,روش‌هاي مرسوم جلادان انديشه و تفتيشگران عقيده,اعترافات فعالان سياسي و دانشجويي,مونتاژ فيلم‌هاي شخصيتهاي معنوي و فرهنگي,متهمين پرونده‌هاي امنيتي,جعل كنندگان و بولتن سازان,ترور رواني استاد ايليا «ميم»,پرونده استاد فتاح (معروف به ايليا. ميم) رهبر جوان جمعيت ال ياسين,ترور از طريق مونتاژ,تحريف و مونتاژ گزارش هاي مردمي,نهادهاي مرموز امنيتي براي تخريب ايليا «ميم»,بزرگترین تحریف گران تاریخ,ركورد دار كلمۀ شيطاني و شيطان بزرگ آمريكا است,به راستي چه کسي شيطان است, اعتراف گیری به زور و اجبار در زندان های اوین, مصاحبه با کسانی که زیر فشار اعتراف کردند, شکنجه گران اعتراف گیرندگان در ایران, شناسایی جعل کنندگان و اعتراف گیرندگان در زندان های ایران

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

%d bloggers like this: