Posts Tagged With: کریشنا مورتی

دروغ بزرگ دایره مذاهب اطلاعات علیه استاد ایلیا با انگِ فرقه رام الله به او

دروغ بزرگ دایره مذاهب اطلاعات علیه استاد ایلیا با انگِ فرقه رام الله به او

سالهاست که بخش مخوف اداره ادیان سعی دارد استاد پیمان فتاحی را سرکرده فرقه نوظهور رام الله بخواند. این اداره سیاه امنیتی فعالیت های جمعیت الاهیون (شاگردان ایلیا) را اقدامات فرقه رام الله معرفی کند. این دایره امنیتی، مقاله، فیلم، برنامه های تلویزیونی تخریبی و تحریفی و دروغینی درباره ی تاریخچه رام الله می سازد. در مقابل، تجربه شاگردان ایلیا از او و تعالیمش چیزی غیر از برچسب ها و انگ های دروغینِ دایره مذاهب را می گوید. و در واقع رام الله به معنی رام و خدمتگزار خداوند است.

متن پیاده شده گفتگویی است انتقادی توسط گروه حزب ا…با ایلیا رام الله (پیمان فتاحی) که ایشان را موسس فرقه ونحله های انحرافی و شیطان پرستی در ایران می نامند.مصاحبه هایی که طبق گفته آنها با سرکرده این فرقه انحرافی به انجام رسیده است آنها حتی نتوانستند دروغی را از لابلای این مذاکره بیابند. به گفته دایره مذاهب وزارت اطلاعات، ایلیا رام الله رهبر جمعیت ال یاسین، فرقه ای منحرف و شیطانی است است که سعی در به راه انداختن جریانی منحرف و شکل دادن دینی نوین دارد.ازجمله اتهامات بی اساسی که به الیاس رام الله وارد شده است اشاعه ی پورالیزم دینی، قراعت خشک و دینی منجمد، تلفیق اسلام و مسیحیت،ترویج فرهنگ غرب و غرب مآبی،مرید و مراد سازی و…غیره است.

آفتاب آمد دلیل آفتاب

گفت و گوی انتقادی

(قسمت اول)

34. فكر نمیكنم اینطوری باشد. اگر مایل هستید من میتوانم نمونههای زیادی از این تناقض را برایتان فهرست كنم. شما مسئله مخالفت با مریدسازی را مطرح میكنید اما عملاً دهها هزار مرید و فدایی بدور خود جمع كردهاید. اطرافیان شما از هفتاد و دو ملت هستند. حزباللهی، دانشگاهی، غربزده، لامذهب و مذهبی و این خودش حكایت از رفتار متناقض شما دارد. شما بر خلاف حرفهای دو آتشهای كه دربارة دین میگویید كمترین ویژگیهای ظاهری افراد مذهبی، حتی ریش هم ندارید. با وجود تأكید به ساده برخورد كردن برای دیدن شما باید از هفتخوان رستم گذشت. دیدن رییس سازمان ملل هم از دیدن شما آسانتر است. این همه پیچیدگی و رمزیكاری برای چه چیزی است؟ از یك طرف میگویید آدم معمولی هستید و از یك طرف دیگر میگویید اگر مجبور شویم خاورمیانه را یك ساعته با زلزله شخم میزنیم، فلان كشور را زیر آب میبریم، مردگان را زنده میكنیم و لابد آسمان را هم به زمین میآورید. كدام آدم معمولی چنین حرفی میزند؟ اینها همه تناقض است.

شما كه قرآن را میزان قرار میدهید و در همان حال مباحث درسی دربارة ارواح و اسرار میگذارید اسم اصلی این كارها چیست؟ اگر پیشبینی آینده و زلزلهساختن و شفا و جادوگری با قرآن و اسلام همخوانی داشت پیامبر اسلام (ص) و اهل بیت (ع) بیشتر از هر كسی به آن عمل میكردند. اگر حرفهای شما از قلب قرآن بیرون آمده چرا این همه بزرگان و مجتهدین و آیات عظام و مراجع تقلید حرف مشابه شما نزدهاند؟ آیا همة آنها در خواب غفلت بودهاند و فقط شما یك نفر بیدار هستید؟ اگر شما اینقدر قدرت دارید و به قول خودتان خدا همهجوره با شماست پس چرا جلوی ظلمهای اسرائیل و آمریكا را نمیگیرید؟ اصلاً آیا شما معنی عدالت را میدانید؟ مرجع تقلیدتان كیست؟

چشم تو آلوده به نفاق است و فكر تو متفرق است. یكی نیستی پس نمیتوانی یكی را ببینی. تو به دنبال آن هستی تا تصورات دوگانهات را در بیرون از خودت پیدا كنی به همین دلیل تفاوتها را تناقض میبینی.روش سؤال پرسیدن و خبر دادن تو مثل دادگاههای تفتیش عقاید است. دو جمله را میگویی اما پنج جمله قبل و بعد از آن را نمیگویی. نقل قول میكنی اما سمت و سوی آن را عوض میكنی. كلیت و اصل موضوع را نمیگویی اما جزئیات را با تغییرات اندكی به عنوان اصل موضوع مطرح میكنی. واقعیتها را با ابهامات و حدسیات و خیالات آمیخته میكنی و آن را به عنوان یك واقعیت مسلم و جدی طرح میكنی. سؤال میپرسی اما جواب را نمیخواهی، تأیید بدبینی و كجبینیات را میخواهی. قبل از اینكه به قضاوت بنشینی رأی میدهی. روش قضاوت تو مثل سنگ در تاریکی انداختن است و وقتی سنگهایت تمام میشود شروع به توهین و فحاشی میکنی. برای ماهی گرفتن از تور پاره استفاده میکنی، بنابراین واقعیتها در تور اندیشه هایت نمی افتد. آینهای که برای دیدن حقیقت از آن استفاده میکنی آنقدر کدر و ناهموار و ناهنجار است، که کوه را چاه نشان میدهد و چاه را کوه، رودخانه را به صورت مار افعی بزرگ به رویت ات میرساند و مار را مانند ریسمانی به تو نشان میدهد که میتوانی از چاه بیرون بیایی. این مار ریسمان نما نفرت تو است. تو پر از کینه و نفرتی، و فقط به دنبال این هستی که قالبی برای بروز آن پیدا کنی. امروز من بودم اما فردا چیز دیگری را پیدا میکنی و پس فردا چیز دیگر. نفرت زدگی، تاریکی است و راه به خداوند بخشنده و مهربان که شروع قرآن و سورههای قرآن است، و ابتدای کلام خداست ندارد. حتی اگر خدا هم خود را به چنین جماعتی نشان دهد آنها خدا را محكوم میكنند و انكار میكنند و برای از میان بردناش نقشه میكشند چه برسد به بنده و خدمتگزار خدا.

اینها همه تناقضها و دوگانگیهای درونی خود تو است که آن را در آینه وجود دیگری میبینی. چشم تو از نور محروم است و در تاریکی میبیند. در تاریکی، چه بسا درخت انجیر مانند دیو به نظر آید و درخت زیتون شبحی در کمین شمرده شود. وقتی چشم انسان از نور تهی شود و انسان در تاریکی روح خود به جهان نگاه کند او واقعیتها را همانند سایه ها، زندگان را بسان مردگان و مردگان را چنان میبیند که انگار زنده شده اند.

گفت و شنودی با ایلیا «میم» رام الله (پیاده شده از فیلم)

برگرفته از کتاب آمین – جلد اول

برای خواند ادامه این مطلب اینجا را کلیک نمایید

https://aamen1.wordpress.com/2013/01/05/%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D8%AC%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%A7-%D9%85%DB%8C%D9%85/

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

سربازان گمنام!! و حملات سایبری – از زبان شاگردان ایلیا م

دبیر انجمن متفکران و محققان(ام و ما) در مورد حملات سایبری سربازان گمنام!! می‌گوید
هک وایرلس , هم ایمیل , هک فیس بوک , هک ,  هک و نفوذ به سامانه های اینترنتی, هک پایگاه های اینترنتی شاگردان ایلیارام الله, رو آوردن وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران به هک کردن فضاهای مجازی دگر اندیشان جریان های معنوی, روش های هک کردن و فیشینگ که توسط اداره مبارزه با ادیان وزارت اطلاعات انجام می شود, هک در فضای سایبری, روش ناجوانمردانه هک کردن فضاهای اینترنتی, علل هک کردن فضاها و پایگاه های جریان های معنوی و جنبش های معنویت گرا, حمله به جریان های باطنی و معنوی ا زطریق هک کردن سایت ها و بلاگ ها, چرا وزارت اطلاعات سایت ها و وبلاگ ها را هک می کند, روش های مقابله با هک کردن سایت و وبلاگ توسط وزارت اطلاعات, روش هاو فرمول ها و نحوه مبارزه و مقابله با حملات و یورش های سایبری و هک سایت وبلاگ فیس بوک توییتر در اینترنت, اگاهی از نحوه حملات سایبری, چگونه در مقابل حملات وزارت ادیان اطلاعات در فضای سایبر مقابله کنیم, آمادگی در برابر هک, روش های ضد هک, ناکام گذاشتن هکرهای ایران و جهان, اغفال هکرها توسط وزارت اطلاعات, فشار و تهدید اداره مبارزه با ادیان به هکرهای اینترنتی, اجبار و زور کردن هکرها توسط وزارت اطلاعات برای ضربه زدن به جریان های معنوی و دگر اندیش, چطور د رمقابل هک مقابله کنیم, آیا میشود حملات سایبری و هک را خنثی کرد, هک چیست, هکر کیست, هکر چه کارهایی میتواند انجام دهد, ایا ایران هکر دارد, بهترین هکرهای دنیا, تعداد هکرهای ایران, ایا هک و هکر, چرا هک و هکر, ممنوع الخروج شدن هکرها توسط وزارت اطلاعات برای سوءاستفاده, پروفایل های هک شده توسط اداره مبارزه با ادیان وزارت اطلاعات, وبلاگ ها و سایتها و پایگاه ها و پروفایل های هک شده توسط وزارت اطلاعات, حمله حملات سایبری چیست, یک هکر چگونه سرسپرده اداره ادیان می شود, تحلیلی ساده در بارۀ هک شدن های اخیر پایگاه های اینترنتی ـ مجازی, فعالان شاخص جامعۀ مدنی ,دروغ امنیتی ,شکنجه های مرگباری , حمله ای تبلیغاتی و روانی ,نمایشگاههای مختلف برای او و اساتید دیگر ,(دالایی لاما, کریشنا مورتی, اشو و …) , آزار و اذیت جسمانی و ضرب و شتم , سپاه سایبری و وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی , فیس ها و وبلاگ ها و سایتهای , دور کردن از تعالیم و استاد,سربازان گمنام امام زمان!!! , فیلمی بسیار افشاگرانه ,مدیر مسئول نشریۀ تفکری حرکت دهندگان) ,الاهیون ,گروه ضد انقلاب و اپوزیسیون , شاگردان استاد ایلیا,نسرین ستوده , وکیل همسر ایلیا , نهادهای مختلف امنیتی ,احضار شده است, حمایت پیروان استاد ایلیا ,نهال باقری,دبیر انجمن متفکران و محققان آزاد, سخنگویان جمعیت الاهیون (ال یاسین) در آمریکا, هك,هک,هکر,هکرها,مایکروسافت, فیسبوک,فیس‌بوک,توییتر,اسپم,ويروس, حمله سایبری,فتوشاپ,لینوکس,
ماهها قبل از هک شدن و تجاوزهای سربازان گمنام! به پایگاههای اینترنتی BBC و کارمندان آن، فیس بوک اینجانب (نهال باقری) مورد هک و تعرض سربازان گمنام! قرار گرفت و مطالبی کذب و سخیف از زبان من بعنوان سخنگو و دبیر اجرایی انجمن متفکران و محققان آزاد به همۀ کسانی که به نحوی مرا می‌شناختند و حتی به بسیاری از پایگاههای منتقدان نظام! که هیچگونه ارتباط دوستی یا حتی دشمنی هم بین ما نبود، ارسال شد. البته این سربازان گمنام! در قالب همان مدل قدیمی «خود را بجای دوست جا بزن» در قالب مخالفان نظام نامقدس عمل کردند. حتی ظاهراً به جمهوری اسلامی ایران هم توهین می‌کردند و مثلاً عبارت «حکومت خون و جنایت» را در بیشتر متون جعلی خود بکار می‌بردند. در محتوای این تهاجم مکرر سایبری رویکردهای مشخصی وجود داشت

1-تمایل زیاد یا توجه شدید طراحان حمله، به مسائل جنسی و سکس زیرا در اکثر حمله‌ها به نوعی اتهامات جنسی (به اعضای انجمن متفکران و محققان آزاد) و یا این نوع کلمات و ادبیات دیده می‌شد.
2-تلاش سربازان گمنام برای ارتباط‌دهی انجمن متفکران و مدرسان آن با موضوعاتی که از نظر اپوزیسیون، حساس و یا مسئله‌دار است.
3-ایجاد ترس، بدبینی و تفرقه در میان اپوزیسیون و البته ایجاد بدبینی مضاعف نسبت به انجمن متفکران و مدرسان و مسئولان آن.
4-وجود ادبیات توهین، بی‌شخصیتی، مسخرگی، بی ادبی و بطور کلی ادبیات معروف بازجویان اطلاعات که فضای اتاق‌های بازجویی بند امنیتی 209 را به گفتۀ همۀ تجربه‌کنندگان آن پر ساخته است. البته معلوم نیست که فردا این مؤلفه‌ها را تغییر دهند و با رنگ و لباس جدیدتری وارد عرصۀ اختلاف‌افکنی و تفرقه‌اندازی شوند.
5-تلاش برای کاهش حمایت از زندانیان سیاسی و عقیدتی و بطور کلی سوژه‌های سربازان گمنام! بعنوان مثال در حمله‌هایی که صورت گرفت یک تلاش طراحان، خنثی کردن فعالیتهای حمایتی برخی از دوستان انجمن متفکران در حمایت از خانم نسرین ستوده و فرزندان او بود. اما آنها هر بار با ابراز نفرت از مرگ ستار بهشتی!!! که خود قاتلان او بودند، حمایت دوستان ما (در خارج از کشور) از زندانیان سیاسی و عقیدتی و مثلاً خانم ستوده را تلاش حکومت خون و جنایت!! عنوان می‌کردند. بعد از این وقایع ما به اکثر نهادهای بین المللی، FBI و دیگر مراکز مراجعه کردیم و نتایج بسیار جالبی گرفتیم. به همین دلیل به همۀ دوستان آشنا یا ناآشنای خود در سراسر جهان پیشنهاد می‌کنیم که در صورت داشتن تجربه‌های مشابه، مراجعه به نهادهای بین المللی ذیربط، مراجعه به پلیس و دستگاههای مشابه و اطلاع رسانی گسترده و همگانی را در اولویت اقدامات خود قرار دهند.

نهال باقری

سخنگوی انجمن متفکران و محققان آزاد (ام و ما) در آمریکا

سایت هواداران استاد ایلیا رام الله،وبلاگ آمین1، وبگاه ترویج راستی، وبگاه ضد فرقه ، وبلاگ ضد فرقه، وبلاگ حامیان ایلیا ، وبلاگ طرفداران ایلیا میم، سایت دیده بان ادیان و مذاهب ، وبگاه شاگردان ایلیا، کاوشگر، درون کاوی ، وبگاه حامیان استاد ایلیا رام الله، الگوی هستی ،ضد فرقه ، وبگاه عصر آگاهی ، دریچه نور، درون کاوی-2 ، وبگاه اسرار ماوراء ، طرفداران پیمان فتاحی ، درس های مبارزه-1 ، درس های مبارزه – 2 ، ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار, کانون حقوق بشر ال یاسین(شاخه انگلستان)، سایت ضد فرقه

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

ادارۀ اديان وزارت اطلاعات به من فشار می آورد شهادت دروغ بدهم(نامه تصویری به رهبر ایران) -قسمت 4

بخش دوم از افشاگری‌های مهندس محمد اصغری نیا (مدیر مسئول نشریه حرکت دهندگان) درباره شگردهای بازجویان دایره مذاهب وزارت اطلاعات در استفاده ابزاری از زندانیان امنیتی، وعده‌ها و تطمیع‌های آنان که در سیر برخورد با ایلیا رام الله ( پیمان فتاحی) و جمعیت پیروان وی (الاهیون ایران – جمعیت ال یاسین) از سال 1386 صورت گرفت. گفتنی است که ایلیا «میم» تا کنون 4 بار توسط دستگاه امنیتی ایران بازداشت شده و مجموعا 400 روز را در زندان انفرادی و تحت شکنجه‌های شدید جمسی و روانی به سر برده است. این فیلم که در واقع نامه‌ای به رهبر جمهوری اسلامی و مربوط به سال 1387 بوده است در 4 قسمت منتشر شد.

سایت هواداران استاد ایلیا رام الله،وبلاگ آمین1، وبگاه ترویج راستی، وبگاه ضد فرقه ، وبلاگ ضد فرقه، وبلاگ حامیان ایلیا ، وبلاگ طرفداران ایلیا میم، سایت دیده بان ادیان و مذاهب ، وبگاه شاگردان ایلیا، کاوشگر، درون کاوی ، وبگاه حامیان استاد ایلیا رام الله، الگوی هستی ،ضد فرقه ، وبگاه عصر آگاهی ، دریچه نور، درون کاوی-2 ، وبگاه اسرار ماوراء ، طرفداران پیمان فتاحی ، درس های مبارزه-1 ، درس های مبارزه – 2 ، ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار, کانون حقوق بشر ال یاسین(شاخه انگلستان)، سایت ضد فرقه

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

نامه انجمن حرفه ای متفکران و محققان به رهبری؛ برخوردهای دایره مذاهب با استادایلیام رام الله

نامه انجمن حرفه ای متفکران و محققان به رهبر جمهوری اسلامی ایران

توضیح: این نامه در پاییز سال 1387 و حدود دو سال پس از علنی شدن برخوردهای دایره مذاهب اطلاعات با ایلیا میم ( پیمان فتاحی) و جمعیت پیروان وی (ال یاسین)، توسط جمعی از اعضای انجمن متفکران و محققان به رهبر جمهوری اسلامی ارسال شد. البته پیش از آن نامه دیگری با امضای 72 تن از نمایندگان این جمعیت – که اکثر آنها از مسئولین موسسات فرهنگی و دفاتر انتشاراتی وابسته به ال یاسین بودند- به همین مقام ارشد حکومتی ارسال شد که به تشدید فشارها و تهدیدها نسبت به آنان منجر گردیده بود.

بسم الله الرحمن الرحيم

سلام عليكم. ما به شما نامه نوشتيم و از شما تقاضا كرديم كه امكان برخورداري ما را از درس هاي معلم مان ممكن سازيد. از شما درخواست كرديم كه اجازه ندهيد در بارۀ ايشان دروغ سازي و جعل و تحريف كنند. اجازه ندهيد كه بر اساس شهادتهاي دروغي كه خود شهادت دهندگان مي گويند دروغ است و از سر ترس و تطميع بوده معلم ما را در اسارت هر چه بيشتر قرار دهند. بعد از نامۀ ما به شما فشارها صدها مرتبه بيشتر شد. صدا وسيما هر شب برعليه ما با ذكر مشخصات برنامه مي گذارد. معلم ما را تحت فشار بيشتر گذاشتند. وعده دادند كه قرار است ما را به جرم حمايت از ايشان و اعتقاداتمان دستگير كنند. و ما ماههاست كه منتظر زندانيم و برخي از ما وصيتهاي خود را نوشته ايم. شدت تقاضاي ادارۀ اديان از مردم براي شكايت خصوصي و ساختگي از استاد عليرغم آنكه در سالهاي اخير بي نتيجه بوده اما امروز بالا گرفته است. آنها بر عليه معلم ما بولتن هايي سراسر دروغ و تحريف را كه دروغ بودن آنها با مدارك و مستندات ما به سادگي قابل اثبات است، تنظيم كرده اند. از استاد فيلم هاي مختلفي مونتاژ كرده اند، از كساني كه در سالهاي گذشته در بين ما و حتي در سطح جامعه معروف به دروغ گويي و ضعيف النفسي بوده اند، براي تخريب هاي تلويزيوني استفاده كرده اند. پيش هر كسي مي رويم مي بينيم چيزهايي مي گويد كه واقعاً و حقيقتاً وجود خارجي ندارد بلكه توهمي است كه با توجيهات دایره مذاهب براي آنها به تصوير كشيده شده. همه با زباني مشترك ما را با فرقان و وهابيان مقايسه مي كنند. هيچ كس به سوالات ما جواب نمي دهد. مي گويند او را رها كنيد و اين تنها راه شماست. مي گوييم اگر به سوالات ما جواب دهيد، باشد اما در همۀ اين سالها و امسال هم هيچكس به ما جوابي نمي دهد.
مي گويند منحرفيم اما هيچكس هنوز انحراف ما را به ما نگفته است. بعد مي گويند شما پاك ترين گروهي هستيد كه ما تا بحال در ايران داشته ايم. مي گويند فرقه هستيد اما چطور دهها تشكل مستقل و پرمحصول غيردولتي، موسسۀ فرهنگي، انجمن زيست محيطي و نشريه كه از ديدگاه كارشناسي در سطح ممتاز عمل كرده اند، مي توانند فرقه باشند؟ ما از نظر علمي و تجربي همۀ مؤلفه هاي ضدفرقه را داريم. چطور مي توانيم يك فرقه باشيم؟ با كدام مناسك ديني، با كدام اعتقاد مجزا ، با كدام نشانۀ علمي و كارشناسي، با كدام هويت فرقه اي؟ كدام فرقه بر پايۀ تفكر و تحقيق استوار است؟ اما همۀ تشكل هاي ما بر پايۀ تفكر و تحقيق اند و بيش از دويست پروژۀ تحقيقاتي و مطالعاتي مبناي كار ماست. كدام فرقه فرهنگ سوال سازي و تحقيق علمي را در جامعه گسترش مي دهد؟
چرا بايد معلم ما را به بدترين و بي سابقه ترين شكل ممكن با دروغ ترين و تحريف شده ترين مطالب تخريب كنند؟ چرا صدا و سيما هر شب در بارۀ ايشان برنامه دارد و در هر برنامه مستقيم و غيرمستقيم به ايشان اشاره مي شود اما او حق ندارد در تلويزيون يا رسانه ها از خود دفاع كند؟
مي گويند مردم به استاد هديه مي دهند اما نمي گويند كه ايشان حتي يك اتاق شخصي هم ندارد و بيشتر اين هدايا هرگز از جانب ايشان پذيرفته نشده و اساساً ايشان هرگز هديه اي دريافت نكرده اند.
چرا مي خواهند ما را به جرم اعتقادمان به دانايي و توانمندي او به زندان ببرند؟ گفتند پروندۀ استاد شما ختم شده بود اما چون به رهبري نامه نوشتيد، بزودي استاد را در زندان خواهيد ديد. چرا؟ آيا عدالت اسلامي و علوي اين است كه مردم را تحت فشار بگذارند، بترسانند يا تطميع كنند تا بلكه بيايند و برعليه او شكايت كنند؟ آيا عدالت علي با طرح شاكي سازي خصوصي، جرم سازي و تحريف اسناد توافق دارد؟ آيا عدالت علي و عدالت اسلامي با قضاوت يك طرفه، با محكوم سازي بدون دفاع همخواني دارد؟ همين حالا افراد زيادي حاضرند براي شما شهادت بدهند كه چگونه از آنها با فشار و تهديد خواسته شده تا برعليه معلم ما شهادت دروغ بدهند و در دادگاه طرح شكايت خصوصي كنند.
آيا حكومت اسلامي اجازه مي دهد كه عضوي از آن را اينچنين ناجوانمردانه، نابرابر و ظالمانه تخريب و بي آبرو كنند؟ اينها مي گويند ما چيزهايي مي دانيم كه شما نمي دانيد. آنچه آنها در بارۀ معلم ما جمع آوري و جعل و مونتاژ كرده اند ما اينها را دوازده سال قبل مي دانستيم. چرا رو در رو و مردانه و سند به سند حرف نمي زنند. همه چيز يا يك طرفه است يا پشت سر يا توأم با ابهام زايي هاي جهت دهنده و بدبين كننده.
اينها مي گويند كه استاد كافر است. اگر هست چطور دهها هزار نفر را به خدا مؤمن كرده؟ آيا ايمان و خداپرستي و توحيد اين همه آدم دروغ است؟ اگر راست است كه محصولات و نشانه هاي آن هم از راستي آن خبر مي دهند، پس آبروي مومن و خانۀ كعبه چه مي شود؟ او كه به همۀ ما اين ايمان و خداپرستي و توحيد دوباره را بخشيد، چرا با چنين دروغ ها و تحريف هايي، با چنين حجم گسترده اي بي آبرو و تخريب مي شود؟ اگر استاد كافر است چگونه تا اين حد مورد توجه جواناني است كه خدا و ايمان به خدا را در گردابها و فرهنگ مسموم و مهاجم گم كرده اند؟ بعضي از شاگردان استاد تا ديروز گم شده در پوچ گرايي يا مشغول به برخي از فعاليتهاي مخرب مانند مصرف مواد مخدر و مانند آن بودند. چطور است كه در اين سالها همّ و غمّ آنها تحقيق و تفكر و تأليف است؟ بارها به ما گفتند شما خيلي خوب هستيد اما او خطرناك و عنصر نامطلوب است. اگر ريشۀ درخت بيمار يا مرده باشد كل درخت و كل ميوه ها اينچنين هستند. چطور ممكن است رأس منحرف باشد و بدنه به قول اينها خوب و مطلوب.
اگر او ناحق است و ما ناحق هستيم، چرا اين آقايان آنطور كه دهها مرتبه به آنها گفتيم يك جلسۀ صريح و شفاف نمي گذارند تا اگر حق با آنها بود ما همۀ حرفهاي آنها را قبول كنيم؟ روش آنها فقط مونتاژ، تحريف، گزينش، حذف ابتدا و انتهاي مطالب و توجيهات ترساننده است. بعد از نامۀ ما به شما كه از طرف همۀ جمعيت ال ياسين، از طرف دهها هزار نفر از اعضاء ال ياسين بود، آنها به شش نفر از حاضران در دوره هاي سخنراني استاد كه (از ميان دهها هزار نفر) به بدنامي معروفند، خواستند براي مسئولين نامه بنويسند و در آن نسبت به استاد بدگويي كنند و از اين طريق حرف ما را خفه و خنثي كنند. سالهاست كه ما به مديران دولتي و غيردولتي آموزش تفكر و مديريت مي دهيم و از اين راه كسب درآمد مي كنيم. كار ما قانوني است. انجمن متفكران و محققان ايران، پژوهشگاههاي تفكر و مديريت و اتاقهاي متعدد فكر و بنيادهاي انديشه از متدهاي كاري ماست اما به همه جا نامه زدند كه قراردادهايشان را با ما منتفي كنند. كلاسهاي آموزش تفكر ما را تعطيل كردند. نشريات تفكري ما را بستند. معلم ما را كه هزاران متفكر، محقق، نويسنده و مدرسان تفكر آموزش داده بود، براي مسئولين و روحانيت، در حد يك مدعي، تشبيه و تقبيح كردند. همۀ راهها را بر ما بسته اند.
مگر ما چكار كرديم؟ چرا با ما اينطور رفتار مي كنند؟ ما اهل تفكريم و در اين زمينه هزاران ساعت كار و تحقيق و تدريس كرده ايم. چرا با چند سوال و جواب همۀ ابهامات را حل نمي كنند؟ چرا همه چيز تا اين حد ظالمانه و تحريف شده است؟
اگر درخواست ما از شما به فشار بيشتر منجر شود ما به چه كسي مي توانيم پناهنده شويم؟ اين كلمات از قلب ما بيرون مي آيد نه از تدبير و تعقل ما. به داد ما برسيد از اين همه ظلم و دروغ و تحريف…

جمعی از اعضای انجمن متفكران و محققان
به نمايندگي از جمعيت ال ياسين

مطالب مرتبط:

بازخوانی بخش دیگری از تفتیش های ایلیا میم در زندان (نامه یکی از شاگردان ایلیا میم به رهبری)

نامه محرمانه استاد ایلیا به رهبر جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۸۷

افشاگری یکی از اعضای مرکزی جمعیت در خصوص فشار دایره مذاهب برای شهادت دروغ

نسخه کامل فیلم قسمت دوم از بازخوانی شکنجه ها و تفتیشهای ایلیا میم رام الله در زندان

لینک‌های مرتبط:

درس های مبارزه بی خشونت,سایت هواداران استاد ایلیا میم رام الله,وبلاگ آمین1,وبلاگ آنتی کالت,وبلاگ دریچه نور,پایگاه معرفی جنبش های نوپدید دینی,وبلاگ ترویج راستی,مدافعان استاد فتاحی,درون کاوی,علم مبارزه,اسرار ماوراء,دیده بان ادیان و مذاهب,آمین3,سایت حامیان استاد ایلیا رام الله,پایگاه دیده بان ادیان و مذاهب,الگوی هستی,عصر اگاهی,پایگاه حامیان استاد فتاحی,خبرنویس آزاد,درباره ایلیام,ویکی پدیای فارسی,پیمان فتاحی,دالایی لاما,اوشو,کریشنا مورتی,سای بابا,اکنکار, کانون حقوق بشر ال یاسین(شاخه انگلستان),وبگاه دیده بان ادیان و مذاهب,سایت دیده بان

روش های وزارت اطلاعات در بازجویی و بازداشت, شکنجه و بازجویی در زندان های ایران, فهرست احضار شدگان به وزارت اطلاعات, لیست احضار شدگان به وزارت اطلاعات, دستگیرشدگان, بازداشت شدگان, احضارشدگان, بازجو و بازجویی, فشار بر اقلیت های قومی, فشار و تهدید بر علیه دگر اندیشان, فشار و تهدید و احضار و بازجویی از معنویت های , فهرست جمعیت ها و اقشار مورد ظلم, احضار و بازجویی از جریان های نوپدید دینی, احضار و بازجویی از جریان های معنوی,جریان های نوپدید دینی, جریان های معنویت گرا, برخورد و تهدید و بازجویی از جریان های نوپدید دینی, عوامل و علل برخورد با دگر اندیشان و جریان های معنوی, چرایی و نحوه و شیوه برخورد با جریان ها و حرکت ها و اقشار دگر اندیش ایران, بازجویی و بازداشت و فشار گسترده در ایران, ایران یعنی وحشت از بازجویی و بازداشت, زندانیان و بازداشت شدگان دگر اندیش و جریان های نوپدید, توهین و فحاشی نهاد امنیتی دایره ادیان و مذاهب به استاد ایلیا میم,توهین و فحاشی نهاد امنیتی دایره ادیان و مذاهب به پیمان فتاحی,توهین و فحاشی نهاد امنیتی دایره ادیان و مذاهب به استاد ایلیارام الله,بازجویی و بازداشت,دستگیری و بازجویی, روش های بازجویی و ضد بازجویی, روش های بازداشت و ضد بازداشت, روش های زندان و ضد زندان, احضار و بازجویی, احضار و تفتیش عقاید, نهاد امنیتی دایره ادیان و مذاهب کیست, نهاد امنیتی دایره ادیان و مذاهب و شگردها, نهاد امنیتی دایره ادیان و مذاهب برخوردها, جنایات نهاد امنیتی دایره ادیان و مذاهب, احضار و بازجویی و دستگیری, دفتر پیگیری های وزارت اطلاعات, بازجویی همزمان دو نهاد امنیتی از پیروان ایلیا رام الله,پیمان فتاحی, فشار تهدید احضار بازجویی اداره ادیان وزارت اطلاعات با ایلیا میم و الاهیون, دانلود ارماگدون, دریافت فایل تصویری ارماگدون, ارماگدون, ارماگدون چیست و کجاست, ارماگدون یعنی,,بازجویی همزمان دو نهاد امنیتی از شاگردان ایلیا میم,پیمان فتاحی,احضار و بازجویی از شاگردان ایلیارام الله,احضار مجدد شاگردان ایلیارام الله ,احضار مجدد شاگردان پیمان فتاحی) به دفتر دایره ادیان ,تعهدی کتبی مبنی بر عدم اعتقاد وارتباط با استاد ایلیا,احضار و بازجویی از شاگردان ایلیارام الله بعد از چهارمین دستگیری وی,باز هم بازجویی پیروان ایلیا «میم»,توهین و فحاشی شدید بازجویان نسبت به استاد ایلیا و تعالیم او,دور جدید بازجویی پیروان ایلیا «میم»,

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

ناجی، منحرف یا قربانی؟

او فاسد الاخلاق است. او معجزه گر است. او جادوگر است. او مدعی نبوت و الوهیت است. او عامل صهیونیسم است. عروسکی در دست استعمارگر پیر است . او قصد ثروت اندوزی دارد. او دیوانه است. مسیحیت گراست. دروغگوست. شعبده باز و جاعل است . شفادهنده است. او جاسوس سیا است. او خداست….

اینها چکیده ای از حرفها و نسبتهایی است که هر روزه در رسانه های حکومتی درباره افرادی می خوانیم که طیف عظیمی از مردم آنها را بعنوان قلل معنویت و فانوسهای هدایت بشریت می شناسند. اساتید معنوی؛ کسانی که روایات متعددی درباره تاثیرگذاری تعالیمشان در متحول کردن روح و زندگی انسانها وجود دارد، بموازات نشانه های عجیب و اعمال خارق العاده ای که توسط ده ها و صدها هزار شاهد عینی نقل می شود اما صحت آن از جانب مخالفانشان زیر سوال برده می شود.

صرفنظر از این واقعیت که اساتید باطنی نیز همچون هر جریان و مکتب فکری و فلسفی موافقان و مخالفانی دارند، نکته در خور توجه و تا حدی تاثربرانگیز، نوع اتهاماتی است که به آنها وارد می شود و از آن مهم تر اینکه مردان حق از سوی دو جبهه کاملا متضاد مورد هجمه و اتهام قرار میگیرند: مذهبیون افراطی در یکطرف، آتئیست ها و منکران حوزه روح و امور باطنی در طرف دیگر.

ساتیا سای بابا، آواتار بزرگ اهل هند یکی از همین افراد است که از گذشته تا کنون به شکل بسیار حجیم و جنجالی سوژه این بحثها و تهاجمات قرار گرفته است.

***

در ۲۳ نوامبر ۱۹۲۶، یعنی 13 سال پس از مرگ «شردی سای بابا»[1] عارف بزرگ هندی، کودکی در دهکده‌ای کوچک به نام پوتاپارتی به دنیا آمد که نامش را «ساتیانارایانا راجو» گذاردند. او فرزند چهارم خانواده‌ای فقیر و مومن اما كودكی باهوش و بااستعداد بود كه در موسیقی و نوشتن توانائی بسیار داشت. کودکی که از همان سالهای ابتدایی زندگی اش نقل ها و شایعات فراوانی درباره توانائیهای وی در خلق برخی اشیاء، به خصوص غذا و شیرینی رواج یافت.

ساتیا در سن 14 سالگی بعد از یک عقرب گزیدگی شدید به مدت چند ساعت هوشیاری اش را از دست داد اما چند روز پس از این واقعه، تغییرات آشكاری در رفتار او پدیدار شد. مثلاً شروع به خواندن سرودهائی به زبان سانسكریت كرد؛ زبانی باستانی كه خانواده اش می گفتند پیش از آن هیچگاه با آن آشنائی نداشته است. هر چند پزشكان علت این تغییرات رفتاری را تشنج عنوان كردند و والدینش او را برای درمان نزد چندین طبیب سنتی، روحانی و جن گیر بردند اما روایت شده که در همان سال، وی افراد خانواده اش را صدا كرد و در برابر چشمان آنها هدایائی مثل گل و اشیاء مقدس خلق نمود. این ادعاها هیچ گاه تأیید نشدند اما زمانی كه پدرش – با ظن به اینکه وی تحت تاثیر جادو دست به رفتارهای عجیب می زند- با تهدید از هویتش پرسید ساتیای جوان با آرامش و شمرده جواب داد: من «سای بابا» هستم.

ساتیا از همان تاریخ یعنی ۲۳ مه ۱۹۴۰ میلادی – وقتی که چهارده ساله بود-  اعلام کرد که روح خداوند در جسم او حضور دارد و او برای هدایت انسان‌ها بر روی زمین آمده ‌است. وی خود را «سای بابا» نامید و اظهار داشت که تجسم بعدی«شیردی سای بابا» است که سال‌ها قبل در ایالت ماهاراشترا در ده شیردی زندگی می‌کرده ‌است. وی خود را یك گورو (مرشد معنوی) و دوستدار بشریت معرفی می كرد و خود را حلول مجدد «شردی سای بابا » می دانست. [2]

4 سال پس از آن واقعه، زیارتگاهی در اطراف روستای محل زندگی او ساخته شد كه امروزه به آن «زیارتگاه قدیمی» می گویند و 4 سال بعد از آن، زیارتگاه جدیدی در محل دیگری احداث شد كه تکمیل آن تا 1950 میلادی طول كشید. از آن پس نیز سای بابا بانی خدمات زیادی به مردم هند شد که تا به امروز ادامه دارد؛ او متولی راه اندازی خدمات آموزشی، بیمارستان و موسسات خیریه در بیش از 166 کشور جهان است. بعنوان نمونه دانشگاه ساتیا سای بابا در پراشانتی نیلایام تنها دانشگاه هند است که از طرف شورای ملی ارزیابی و اعطای اعتبار درجه A++ به آن داده شده است. احداث بیمارستان عمومی در روستای زادگاهش (1954)، بیمارستان عمومی بنگلور (1977) با سابقه درمان بیش از 2 میلیون بیمار، تکمیل طرح تهیه آب اشامیدنی برای بیش از 2/1 میلیون نفر و بیش از 750 روستا در شهر آنانتاپور (1996) و دو طرح مشابه آن در مناطق «مداک» و «محبوب ناگار»، تاسیس بیمارستان جدیدی در شهر بنگلور برای مردم فقیر (2001) و ساخت 699 خانه برای سیل زدگان منطقه اوریسا (2009 ) تنها گوشه ای از خدمات ساتیا سای بابا به مردم هند است. این جدای از طرحهای مدرسه سازی او در 33 کشور جهان است که در کشورهایی مثل کانادا به کیفیت خدمات آموزشی آن رده ممتاز اعطا شده است.

 

تعالیم و دیدگاههای سای بابا

از نظر سای بابا خداوند واحد و بی‌شکل اما واجد حضوری زنده (حی)، فراگیر و همه‌گیر است. راهی که ساتیا سای بابا پیش پای هر انسانی قرار می‌دهد، مسیری است که از طریق پنج اصل ارزش‌های انسانی، یعنی «ساتیا»[3]، «دارما»[4]، «شانتی»[5]، «پرما» و«آهیمسا»[6]، به خداوند می‌رسد. در حقیقت این همان پنج عنصر وجودی هر دین است که انسان را به سعادت درک حضور حی خداوند راهنمایی می‌کند.

او درباره خود می گفت: «سای آمده تا وظیفه بزرگ متحد ساختن بشریت به عنوان یک خانواده را با پیمان برادری انجام داده و درستی و عدالت را برقرار سازد و اصول اخلاقیات را تعلیم دهد».

همچنین در طی سخنرانی خود در نایروبی خاطرنشان کرد که «من آمده ام تا چراغ عشق را در قلبهای شما روشن كنم تا ببینید كه نورافشانی این چراغ هر روز بیشتر می شود. من نماینده هیچ دین و آئینی نیستم و در پی جمع كردن مرید و پیرو برای خودم نیستم. من آمده ام تا برای شما از این ایمان وحدانی بگویم، این اصل معنوی، این راه عشق، این تقوای عشق، این وظیفه عشق، این تعهدعشق. »

از نظر سای «انسان باید بر شش خصم یعنی هوس، خشم، طمع، وابستگى، غرور و نفرت غلبه کند. کسی که ادعا می‌کند سرسپردة خدا است، هرگز نباید به خودپرستی مبتلا شود. او، دربارة ثروت معتقد است که ثروت لازم است؛ اما باید به صورت امانت نزد انسان باشد و باید برای انسان‌ها مورد استفاده قرار گیرد.»

ساتیا سای بابا پیروان خود را به رعایت ۹ اصل رفتاری تاکید فراوان می کرد که عبارتند از : مراقبه روزانه و ذکر نام‌های خداوند ، نیایش و دعا به اتفاق اعضا خانواده، شرکت دادن کودکان در برنامه‌های آموزشی معنوی، شرکت در امور خیریه و خدمت عابدانه به خداوند، شرکت هفتگی در مراسم نیایش ، مطالعه منظم معنوی، نرمی در رفتار و گفتار، پرهیز از بدگویی و غیبت، محدودکردن خواسته‌ها و امیالف و صرف وجوه پس‌انداز شده برای خدمت به خداوند از طریق خدمت به همنوعان.

تا پیش از ترک کالبد جسمانی، سالانه میلیونها نفر از سراسر دنیا برای دیدن ساتیا سای بابا به معبد بزرگ پراشانتی نیلایام می رفتند. بابا بدلیل نگاه فرادینی خود مراسم بزرگی را به مناسبتهای بزرگ ادیان (عید فطر، عاشورا، کریسمس، بزرگداشت چستی صوفی بزرگ هند، عید نوروز، سال نو چینیان و برخی اعیاد بزرگ هند) برگزار می کرد. [7]

از جانب پیروان او و سایر کسانی که به ملاقاتش رفته اند گزارشات متعددی درباره معجزاتی همچون حاضر کردن خوراکی، طلا و جواهرات و حتی یک خاکستر مقدس (بنام ویبوتی) وجود دارد، اعمالی که علی رغم تایید توسط میلیونها شاهد، توسط منتقدان و مخالفان وی با شدت رد شده و به شعبده و جعل نسبت داده می شود. خارج کردن حجم زیادی این خاکستر مقدس از هیچ یا از ظروفی همچون یک کوزه خالی، خلق کوکوم، پودر صندل، آمریت (شهد مقدس)، آب مقدس، زنجیرها، قوطی­های کوچک، دانه­های رودراکشا، سنگ­های گرانبها، انگشترها، دستبندها، گردن بندهای طلا، شیوا لینگام­های مقدس به اشکال­، ابعاد و رنگهای مختلف، خورده شدن ناگهانی پراسادام (غذای پیش­کش شده به خدا) در خانه­های مریدان، خلق ردای مقدس در بسیاری خانه­ها از عکسهای شری ساتیا سای، همه فهرست نشانه­های حضور الهی و معجزات بابا هستند. اینگونه گزارشات که در طی 60 سال گذشته توسط میلیونها انسان نقل شده بشدت از جانب مخالفان وی انکار شده است.

از سوی دیگر روایتهای مستند شاهدان عینی نشان می دهد که بابا می توانست اذهان را بخواند و گذشته و آینده را ببیند قادر به طی الارض در سراسر جهان بوده و می توانست به طور همزمان در چندین جا حضور یابد. ملاقات کنندگان او می گویند مرضی نیست که او شفا نداده باشد. علاوه بر تعدد این شواهد، تاکنون موثق بودن این شهادتها خدشه دار نشده و از بین این افراد هرگز کسی ابراز نداشته که در قبال دریافت پول شهادت دروغ از او گرفته باشند.

البته خود سای بابا از معجزاتش بعنوان وسیله ای برای شناختش یاد می کند و هدف اصلی تعالیمش را چیز دیگری می داند. او می گوید: «شما مرا تنها از راه كارهايم خواهید شناخت، به همین دلیل گاهی برای آشكار ساختن اینكه كه هستم، كارت ویزیت خود را برایتان به جای می گذارم… همان چیزی كه معجزه می نامید… من برای احیا این اصول در کل جهان تجسم یافته‌ام. معجزات من، کارت دعوتی بیش نیستند؛ معجزه اصلی من، ایجاد تغییر و تحول در درون شما است».

مخالفان و اتهامات

ساتیا سای بابا نیز همچون اشو، دالایی لاما، ایلیا میم، پال توئیچل و سایر اساتید باطنی از سالهای دور تا کنون بطور وسیعی مورد تخریب و تهاجم طیفهای مخالف خود قرار گرفته است. در بین اتهامات وارده به او همچون دیگر اساتید، نسبتهای شنیع و متناقضی دیده می شود.

 شبکه بی بی سی در ژوئن سال 2004 میلادی مستندی به نام «مرتاض مرموز» ساخته و به نمایش در آورد كه در آن به شكایت یكی از مریدان سابق «ساتیا»  ( بنام آلایا رهم) از وی، به خاطر سوءاستفاده و اذیت و آزارش پس از 25 سال خدمت پرداخته شده بود.

به دلیل تناقضات بین ادعاهای فیلم با برخی از مدارک نادیده گرفته شده توسط برنامه سازان بی بی سی، این فیلم با واکنشهای گوناگونی از جانب افراد مختلف مواجه شد، من جمله «آشوك بهاگانی» متولی «بنیاد سای بابا» در لندن که در واکنش به این فیلم اظهار داشت هیچ یك از شاكیان فوق الذكر تا آن زمان، به تنهائی با «سای بابا» ملاقات نداشته اند. یكی از طرفداران «سای بابا» در این باره می گوید كه این جنجالها چیزی از محبوبیت «سای بابا» نمی كاهد و هر چقدر اتهامات سنگینتری به وی وارد شود، افراد بیشتری برای ملاقات با وی مشتاق می شوند و به همین دلیل یكی از رؤسای سابق «مؤسسه آموزشی سای بابا» این انتقادات و اتهامات را بخشی از برنامه «سای بابا» برای افزایش شهرتش می داند. نخست وزیر وقت هند در نامه ای سای بابا را بی گناه و مایه افتخار هند خواند و اتهامات و جعلیات منتسب به او را مایه تاسف و نگرانی دانست. قاضی سابق دادگاه عالی هند و چند تن دیگر از سران كشور هند نیز برای مقابله با این گونه اتهامات، مراتب اعتراض خود را طی نامه ای اظهار كردند و از مطبوعات خواستند كه پیش از انتشار این گونه اتهامات، از صحت آنها مطمئن شوند.

از سوی دیگر، بسیاری از ناظران و تحلیلگران معتقدند که ساخت این فیلم توسط گزارشگر بی بی سی «تانیا داتا» با اهداف شخصی و تجاری صورت گرفته و کاملا از جنبه بی طرفی خارج و مغایر با استانداردهای گزارشگری است. از نظر این قشر،خانم داتا به علت تعصب خود، تنها با اکتفا کردن به شهادت های شخصی و ارائه گزینشی اطلاعاتی که همسو با عقاید شخصی وی – برای متهم کردن ساتیا سای بابا به عنوان یک متجاوز جنسی است- تمام استانداردهای ژورنالیسم بی طرف را نقض کرده است.

محور ادعاهای فیلم عمدتا سوء استفاده های جنسی است اما بزعم برخی، افشاگری های اینچنینی بی بی سی همواره با مدارک دیگری همراه است که علی رغم مرتبط بودن آنها با موضوع و هم وزنی شان از وجه اهمیت، توسط برنامه سازان بی بی سی نادیده گرفته می شوند.

عده ای دیگر عقیده دارند بی بی سی با ساختن و پرداختن به چنین مدارک جعلی، وجهه حرفه ای خود را تضعیف کرد. وجهه ای که در صورت تبعیت از اصول ژورنالیسم حرفه ای از قبیل بی طرفی و عدم پیش داوری می توانستند منصفانه تمام ابعاد یک بررسی مستند را در نظر گرفته و بکار ببندند. شاید به همین دلیل باشد که درباره بی بی سی گفته می شود در این شبکه ما با یک سیستم روشنفکری جدید اما عجیب و غریب مواجه ایم که فاقد تعادل در حوزه روانی بنظر می رسد. این عدم تعادل تا جایی پیش رفته که حتی قادر به تشخیص مرز بین نظر شخصی و حقیقت، و فرق بین مستند سازی منطقی و ساختن محصولات احساسی، عاطفی سینمایی نیست.

علاوه بر این، در فیلم از کارشناسانی استفاده شده که در القاء عقاید شخصی خود به بینندگان تبحر خاصی داشتند اما اعتبار آنها از وجوه مهمی زیر سوال بود. بعنوان مثال ژورنالیست و مولفی بنام کوش وانت سینک که از او خواسته شد تا نظر تخصصی خود را در مورد تخلفات جنسی ساتیا سای بابا اعلام دارد. او نظر خود را در تایید سمت و سوی برنامه سازان بی بی سی اعلام کرد اما هرگز نگفت که دیدگاههای کارشناسی اش در مورد ساتیا سای بابا تاثیر گرفته از نظرات دوست آمریکایی اش تال بروک است؛ یک مسیحی بنیاد گرا و متعصب با این باور که روشنگری راهی شرارت آمیز به سوی شیطان است و مردان خدا و گوروها در تسخیر و تصرف شیطان به سر می برند.

تال بروک فردی مدعی تجربه های خروج از بدن، شنیدن اصوات ارواح راهنما، دیدن ذات روحانی و داشتن قدرت مبارزه با شیطان در قلمرو ستارگان است که صریحاً اذعان داشته مواد مخدر ال- اس- دی را تجربه نموده و عضوی از سازمانهای مدافع ال- اس- دی بوده است.

کارشناس دیگر برنامه شعبده باز آماتور و نظریه پردازی بنام «باساوا پر منند» بود. جالب اینکه، «پرمنند» کسی است که خود بعنوان یک گوروی پیشرو فرد خوشنامی نیست و علی رغم دم زدن از سطح بالایی از تعقل گرایی، کتبی همچون سایکیک ترنس مدیوم را که توسط یکشارلاتان مشهور نوشته شده مورد تایید قرارداده است.  تایید مشابهی نیز از جانب وی درباره کتاب روح شناسی حیوانات اثر کمنی لارسون صورت گرفت یعنی شخصی که به صراحت مدعی تماس با ارواح مردگان بوده و خود را مجرای روح ودایی سیج ودا ویاسا معرفی می کرد.

علاوه بر این، لازم به توجه است که بی بی سی برنامه مذکور را تنها بر اساس ادعاها به نمایش کشید نه مستندات اثبات شده، در حالی که نمی توان پذیرفت اتهاماتی این چنینی تنها بر اساس اتهامات و منابع ناقص به کسی نسبت داده شود، بی آنکه شواهد اثبات شده ای در اختیار باشد و بی آنکه دفاعیه متهم شنیده شود.

در این بین ممکن است سوالاتی مطرح شود که آیا شبکه بی بی سی بر اساس خواست دولت انگلیس بابا را به محاکمه یکطرفه کشید؟ یا آنطور که گفته می شود وجود برخی از نظریه پردازان آتئیست و خداناباور در پشت پرده برنامه سازی های بی بی سی–به دلیل مشکل بنیادی آنها با پدیده خداگرایی – عامل این اتهام زنی ها به یکی از شناخته شده ترین اساتید معنوی تاریخ بشر بوده است؟

می توان بدنبال پاسخ این سوالات رفت اما عامل پنهان این جنجال هر چه که بود مدتی بعد بسیاری از ارگانهای کلان از جمله دفتر امور کنسولی وزارت خارجه ایالات متحده ، یونسکو و حتی بخش کنسولی بریتانیا  به انحاء مختلف از مواضع خود بر علیه سای بابا عقب نشینی کردند. گفتنی است که بعدها مرید متهم کننده سای بابا (آلایا رهم) اعتراف کرد که فردی الکلی و استعمال کننده مواد مخدر بوده و تمامی اتهامات خود را پس گرفت. اما علی رغم این اعترافات و این واقعیت که هیچ دولتی نتوانست در مورد سو استفاده های جنسی در هیچیک از دادگاههای قانونی و یا سفارت های هند اتهامی به ساتیا سای بابا نسبت دهد، و علی رغم عدم اثبات حتی یک مورد از سو استفاده های جنسی، (برنامه) مستند بی بی سی همچنان در گردش باقی ماند و چشمهای خود را به روی حقایق و ضربات متقابل بست.  بی بی سی با با عدم عقب نشینی و اتخاذ این اعتبار خود را به خطر انداخت و خود را در معرض اتهاماتی از جمله حمایت غیرسکولار، و رفتار متعصبانه بر ضد هندوها قرار داد.

لازم به ذکر است که در جریان پخش این مستند گروه حقوق بشر هندوها (HHR)[8] که گروهی مستقل است با بی بی سی در مورد این مستند تماس گرفت و سوالاتی مطرح کرد. این سوالات توسط شبکه مذکور بی پاسخ گذاشته شده و بجای آن عنصر هندو که در مدارک اصلی وجود داشت را حذف نمود. ناظران معتقدند این رسانه به جای درک تنوع آداب و سنتها و پشت سر گذاشتن موانع اجتماعی- فرهنگی با هدف اتحاد مردم، از استانداردهای تبعیض آمیز گزارشگری من جمله دسته بندی مردم بر اساس اعتقادات، پیش زمینه های قومی و فرهنگی استفاده می کند.

البته خود بابا این اتهامات را با قار قار کلاغان معادل می داند و می گوید: «اگر در زمان عیسی (ع) یك خیانتكار به نام یهودا وجود داشت، امروز هزاران یهودا در اطراف من هستند. من به دنبال نام نیستم. بنابراین با بدگوئیهای مردم چیزی را از دست نمی دهم؛ بلكه شكوه من روز به روز بیشتر خواهد شد. حتی اگر آنها دروغهای خود را در تمام جهان فریاد بزنند، ذره ای از شكوه و افتخار من كاسته نخواهد شد. البته كسانی بودند كه پس از شنیدن این دروغها از اطراف من پراكنده شدند. آنها هرگز پیروان واقعی من نبودند. اگر آنها به قدرت واقعی سای بابا ایمان داشتند، از قارقار كلاغان نمی هراسیدند. »

روایت جبهه ای متضاد درباره بابا

افراطیون مذهبی ایران اما روایت خود را از ساتیا سای بابا دارند. آنها با نادیده گرفتن روایات اسلامی[9] درباره نشانه های انسان کامل او را صرفای یک مدعی الوهیت می خوانند و علی رغم تعدد شاهدان، معجزات وی را شعبده بازی می دانند. در نقطه مقابل مستندی که بی بی سی ساخت، جالب است که سایتهای حکومتی در ایران معتقدند ساتیا سای بابا عامل دولتهایی استعمارگری همچون انگلیس بوده و برای ضربه وارد کردن به ادیانی همچون اسلام مورد حمایت دستگاههای جاسوسی غرب قرار دارد:

«سال ها بعد از وفات شیردی بابا عده ای با حمایت و برنامه ریزی دولت های استعمارگر، جانشین تازه ای برای شیردی بابا پیدا کردند و او را ملقب به سای بابا کردند. این گونه عرفان های نو ظهور و افکار انحرافی معمولا با حمایت دستگاه های جاسوسی غرب برای ایجاد ادیان جدید و فرقه های منحرف، برای تهاجم به ادیان الهی درکشور های مختلف مورد استفاده قرار می گیرد.»

از طرف دیگر همین قشر بشدت از دیدگاههای پلورالیستی بابا عصبانی اند و می گویند:

«معنویت آیین سای بابا بر مبنای کثرت گرایی عرفانی تبلیغ می شود. وی تصریح می کند که همه ی ادیان حق اند و هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند، هر چند دین خود ساخته ی خویش را کامل ترین آنها می داند و آن را به منزله ی صد می داند که چون کسی آن را داشته باشد، حقیقت همه ی ادیان دیگر را که همگی از صد کمتر هستند، خواهد داشت.»

بنظر میرسد اثبات عدم تمایل سای بابا برای مصادره دین مردم از طریق درج این دیدگاهش میسر باشد که می گوید: «در هر دینی که هستید، پیرو هر آیینی که هستید، مسلمان یا مسیحی، هندو یا زرتشتی یا ادیان دیگر، یک مساله را از یاد نبرید و آن عشق الهی است که هر دین، خواهان زنده کردن آن در پیروان‌اش است.» «برای ترویج رفاه در جامعه، همه ادیان سعی در اشاعه وحدت دارند. شادکامی و سعادت جهان، در شادکامی و رفاه جامعه نهفته‌است. همه ادیان اهمیت والای زهد معنوی را توصیه می‌کنند. همه ادیان از مردم می‌خواهند تا به راه حقیقت بازگردند و ضرورت حصول خصایل نیک را گوشزد می‌کنند. بدین شکل، وقتی عصاره همه ادیان برای بشر یکی است پس چه دلیلی برای اختلافات دینی باقی می‌ماند. راه‌ها متفاوت هستند، اما مقصد یکی است.» «من روحانی هیچ یک از ادیان نیستم. برای تبلیغ هیچ دینی نیز نیامدم. من آمده‌ام که هندو، هندوی بهتری، مسلمان، مسلمان بهتری و مسیحی، مسیحی بهتری باشد.»

با اینکه ساتیا سای بابا حقانیت را برای همه ادیان قائل است اما بر فرض که تنها مبلغ آئین تعلیمی خود می بود و آن را بهترین می دانست. در اینصورت او تازه همان کاری را میکرد که مبلغین ادیان ابراهیمی و غیر ابراهیمی قرنهاست به آن مشغولند.

بیش از سه دهه تلاش بی امان برای منحصر کردن راه سعادت به یک اسلام تحریفی – کاری که اسلامگراهای رادیکال در ایران می کنند – و مذموم دانستن این شکل انحصار گرایی برای دیگران آدمی را به یاد این بیت می اندازد که گفت:

بخورد مال مسلمان و چو مالش بخورند                داد و فریاد برآرد که مسلمانی نیست

***

ساتیا سای بابا در سال 1963 میلادی در حالیكه 37 سال سن داشت دچار چندین حمله قلبی شد و به ادعای برخی توسط خودش شفا یافت. پس از این واقعه، او پیش بینی كرد كه در سن 96 سالگی خواهد مرد و 8 سال بعد از مرگش نیز دوباره با نام «پرما سای بابا» به دنیا خواهد آمد.

البته سای بابا در بامداد روز یکشنبه ۲۴ آوریل ۲۰۱۱ به علت عارضه قلبی و در سن ۸۴ سالگی درگذشت. همین امر باعث شد که سایتهای وابسته به روحانیت افراطی ایران دست به قال و جنجال بزنند که او زمان مرگ خود را اشتباه پیشگویی کرده و 11 سال زودتر از پيش‌بيني خود از دنیا رفت. اما ایجاد این ابهام به دلیل غلط بودن مبنای محاسبه است چرا که پیش بینی سای بابا بر اساس نوعی تقویم هندویی صورت گرفته که بر مبنای حرکت ستارگان (و نه خورشید یا ماه) محاسبه می شود. در این تقویم هر ماه 27 روز و  هر سال 324 روز است. محاسبات مورد تایید کارشناسان و ستاره شناسان آشنا با محاسبات ودایی (Vedic) نشان داده 96 سال نجومی (و طبق این تقویم ودایی)، معادل 31104 روز است که در تقویم شمسی رقمی برابر85 سال می شود.[10]

در هر حال پیكر بابا بعد از 2 روز، در 27 آوریل 2011 با حضور نخست وزیر هند، رئیس مجلس هند، نخست وزیر ایالت گجرات و حدود 500 هزار نفر دیگر به خاك سپرده شد و شخصیتهای سیاسی مهمی مانند دالائی لاما  با صدور بیانیه هائی اظهار همدردی كردند.

***

گذر از این سطور در وهله اول ذهن آدمی را به آشفتگی دچار می کند مابین دو سو که آیا مدعیات مخالفان بابا را بپذیرد یا روایات بیش از 50 میلیون نفر پیرو و طرفدار او در سطح جهان و در زمانی بیش از 60 سال؟

مادامی که ذهن در کشاکش این دو سوال درگیر است که: آیا بیش از یک دهم مردم دنیا در غفلت و خواب بازیچه شعبده بازی یک مرتاض هندی شده اند؟ یا حقیقتی در روح و تعالیم او یافته اند که از اقصی نقاط جهان به دیدارش شتافته و درسهایش را راهنما و احیا کننده ی روح یافته اند؟ بی اختیار مصداقهای دیگری از رفتار با بزرگان و مشاهیر تاریخ به یاد میاید؛ آنجا که مسیح (ع) نیز توسط کاهنان یهود فاسد، ساحر و شیطان خوانده شد و محمد (ص) شاعر و دیوانه. آنجا که مولانا و شمس همجنس گرا خوانده شدند و پاپ (رهبر کاتولیکهای جهان) و روسای جمهور کشورهای اروپایی و امریکایی شیطان پرست.

از طرفی عنصر مشترک دیدگاههای اساتید معنوی، یعنی نگاه فرادینی و حقانیتی که برای همه ادیان قائلند، جای تعجبی نمی گذارد که آنان به سختی مورد هجوم و تخریب مذهبیون افراطی و اقتدارگرایان قرار گیرند چون خاصیت غالب سردمداران دینی، انحصار طلبی است خصوصا در این زمانه که دین ابزاری برای حفظ قدرت و دکانی برای سلطه جویی و به استثمار کشیدن جسم و جان مردم شده است. دلیل تبلیغات منفی آتئیست ها و منکران امور باطنی هم بی نیاز به توضیح است چرا که هر گونه مکتب و تعلیم خدا محوری در تضاد ماهوی با مقوله خداناباوری است. هرچند غیرموجه، اما انگیزه های تجاری و رقابتهای رسانه ای نیز در این بین دلیلی منطقی برای ساخت شبه مستندهای جنجالی و تخریبی محسوب می شوند خصوصا اگر چنین رسانه هایی تحت فرمان یکی از دو طیف فوق الذکر باشند. اینها در مجموع نگاه را به سمت این حقیقت تلخ می برد که سوژه های تخریبهای جنجالی رسانه ها (مثل ساتیا سای بابا) بیشتر از اینکه افراد منحرفی باشند قربانی منفعتهای قشری و جناحی قرار گرفته اند.

ختم کلام اینکه جدالها و روایات موافق و مخالف، و مملو از تناقض درباره ساتیا سای بابا و دیگر مردان حق در گوشه و کنار جهان، نگارنده این مقال را به یاد کسی می اندازد که ماه را به دیگران نشان می دهد اما اطرافیانش بر سر شکل و شمایل انگشت او به بحث و مجادله نشسته اند. و چه گویاست اشاره حافظ درباره این جدلها آنجا که فرمود:

جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه        چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند

منابع:

1-     ویکی پدیای انگلیسی

2-     ویکی پدیای فارسی

3-     کتاب نظام اساتید باطنی

4-     کتاب ساتیا سای بابا؛ بخشی از اتهامات و دفاعیات

  منبع: مقالات سایت معنویت آزاد

http://free-spirituality.org/


[1] «شردی سای بابا » گوروی هندی ای بود كه بین سالهای 1835 تا 1913 میلادی می زیست. وی هم در میان هندوها و هم در میان صوفیان هند به عنوان قدیس و مراد شناخته می شد و به دلیل نگاه توحیدی ای كه در تعالیمش وجود داشت، مورد احترام اغلب مسلمانان هند بود. زرتشتیان پارسی نیز او را به عنوان مهمترین شخصیت روحانی غیر زرتشتی محترم می داشتند. او هیچ مبلغ، شاگرد یا فرزند معنوی ای از خود به جای نگذاشت.

[2] بررسی زندگی نامه سایر اساتید باطنی نشان می دهد از جمله اشتراکات آنها این است که همگی آنها  در مقعطی از زندگی خود در معرض یک تجربه شهودی بزرگ قرار گرفته اند، نقطه عطفی که طي آن دچار يك چرخش و جهش ناگهاني شده اند. اين همان شهود بزرگي است كه همه زندگي فرد را براي هميشه تحت تاثير خود قرار داده است. گاهي اين شهود بزرگ بصورت آشنايي فرد با يك معلم بزرگ باطني بوده است و گاهی بصورت تجربه های دیگری که منجر به حلول روح شده است. – استخراجی از کتاب نظام اساتید باطنی

[3] سلوک، پرستش

[4]  نظم ذاتی و درونی اشیاء و پدیده‌ها

[5] صلح، آرامش

[6] اصل عدم خشونت

[7] برداشتی از ویکی پدیا فارسی

[8] Hindu Human Rights

[9] در تمام فرهنگ ها و مکاتب فکري و فلسفي و آيين ها و مذاهب و اديان، ردي از انسان کامل را مشاهده مي کنيم. در اين ميان مي توان از يوگا، بودا، کنفوسيوس، ارسطو، زرتشت، افلاطون، اپيکور، نيچه، مارکس، سارتر، عرفا، متصوفه، فلاسفه ، وبرخي از روان شناسان معاصر نام برد که از انسان کامل سخن گفته اند. شـمارى از نـويسنـدگان معاصـر نیز خـاستگاه و سـرچشمه نظريه انسان كـامل را فـرهـنـگهاى غيـر اسلامـى قلمـداد كـرده انـد. از جمله گولپنارلى مـحقق برجسته ترك بر اين نظر است كه ايـن نظريه از آيين بوديسـم تـاثير پذيرفته است. شمارى ايـن انديشه را اثر پذيـرفته فلسفه يـونـانـى و يهودى مـى دانند. گـروهـى ريـشـه آن را در ايران پيـش از اسلام و اسطـوره كيـومرث در اوستا جسته اند. شـمارى هـم سـرچشمه آن را در آثار هـرمسـى و غنـوسـى و آيين‌هاى ماقبل يهودى رديابى كرده اند. به نظر مـى رسـد ايـن نظريه افزون بـر پيشينه هـاى يـاد شـده سـرچشمه هـاى قـرآنـى نيز دارد و مـورد تـوجه قرآن قـرار گرفته است.

[10] شاید به همین دلیل بوده که سای بابا در روز تولد 80 سالگی خود به همگان اعلام کرد که امروز تولد 90 ساللگی من است.

 

 

 

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

دالایی لاما از نگاه دایره مذاهب – بازوی امنیتی طالبان مذهبی ایران

مجموعه مقالات اساتید و شخصیتهای معنوی جهان از نگاه روحانیت تندروی ایران- قسمت 1

بخش اول : دالایی لاما، مهره معنوی سازمان سیا از نگاه کیهان و شرکا

 

نماد تساهل جهانی، برنده جایزه صلح نوبل و رهبر معنوی بوداییان تبت که او را با گاندی مقایسه می کنند، در رده اول « بانفوذ ترين رهبران کشورها و انقلابيون» قرار می دهند[1] و تعهد او را به ارتقای ارزشهای انسانی چون: محبت، تساهل، قناعت و خویشتنداری درخور توجه و تامل می دانند از نظر ارگانهای امنیتی ایران و رسانه ای وابسته (به رهبری روزنامه کیهان) به عنوان مهره معنوی سازمان جاسوسی سیا در انقلابهای مخملی معرفی می شود! رسانه های حکومتی ایران می گویند او فراماسون بوده و در جهت تحقق اهداف شیطانی سازمان جهانی فراماسونری خدمت می کند. و اینچنین استدلال می کنند که « وی همواره به عنوان شخصیتی صلح طلب و محبوب در رسانه های ماسونی دنیا مطرح می شود و هر از چند گاهی از سوی کشورها و نهادهای ماسونی دنیا مورد تقدیر و تشکر قرار می گیرد! از سوی دیگر، در حالی که چهره ی مذهبیون و رهبران الهی  همچون  « امام  خمینی (رحمة الله علیه) »،  « مقام  معظم  رهبری  حضرت  آیت الله خامنه ای (مد ظله العالی) » و « سید حسن نصرالله (مد ظله العالی) » از سوی رسانه های ماسونی دنیا مورد تخریب قرار می گیرد، به « دالایی لاما » جایزه ی صلح نوبل اعطا شده و در رسانه های ماسونی دنیا، از وی به عنوان الگوی بشریت نام برده می شود.»[2]

کتاب فرقه های نوظهور که ظاهرا توسط پژوهشکده تحقیقات اسلامی تهیه شده است می گوید : « چراغ سبز آمریکا به این رهبر بودایی تبت و دفاع جانبدارانه از او تاثیر بسیاری در تبلیغ تفکراتش در سطح جهان داشت .این حمایت بی چون و چرای آمریکا تا آنجا پیش رفت که او در سال 1989 برنده جایزه صلح نوبل شد جایزه ای که افرادی چون انور سادات ،شیمون پرز ، جیمی کارتر و شیرین عبادی گرفتند و قطعا انتخاب دالایی لاما برای این جایزه در مسیر حمایت غرب در مبارزه خود با حکومت چین بوده است . »

روحانیون وابسته به حوزه علمیه قم طی وارد نمودن اتهاماتی امنیتی- سیاسی به دالایی لاما می پرسند :« به راستي چرا غرب اينچنين واضح و معنادار از بوديسم تبتي حمايت مي کند؟ چرا سمبل جنگ‌طلبان جهان، جرج دبليو بوش، كه فقط در پنج سالة اخير(2003-2008) دو جنگ، به قيمت چند صد ميليارد دلار و حدود يك ميليون كشته از مسلمانان، خصوصاً شيعيان عراق به راه انداخته است، اينچنين طرفدار عالي جناب «تنزين گياتسو»، چهاردهمين دالاي لاماي بودايي شده است؟ همچنين او بطور واضحي با صهيونيست هاي ساکن اسرائيل روابط گرمي دارد. » و از آنجا که وی در سفر به بیت المقدس در مقابل دیوار ندبه تعظیم نموده، به گفته حجت‌الاسلام والمسلمین محمدتقی فعالی (نگارنده 9 جلد کتاب در نقد تخریبی جنبش‌های معنوی) اگر کسی با کلاه خاخامی در مقابل دیوار “توبه یا ندبه” در اورشلیم، پایتخت فلسطین اشغالی تعظیم کند، این عمل بدین معنا است که وی رسماً اعلام کرده عضوی از جامعه صهیونیزم جهانی است!

این اظهار نظرها در مورد دالایی لاما توسط بسیاری از روحانیون دارای تریبون در رسانه ها و اینترنت به شکل وسیعی منتشر شده است. کتاب اسیب شناسی عرفان های نوظهور در ایران که با پشتیبانی سازمان تبلیغات اسلامی و حوزۀ علمیۀ قم منتشر شده است، اعلام می کند که استکبار جهانی که فرهنگ آمریکا ئی و غربی را برتر می داند و به صورت نظری و علمی در جهت حاکمیت مطلق این فرهنگ در سراسر جهان گام بر می دارد از حربه عرفان و معنویت نیز در راستای تحقق اهداف خود بهره برداری کامل می کند و به همین دلیل در کشورهای شرقی و اسلامی به تبلیغ عرفانهایی می پردازد که کاملا در جهت عکس فرهنگ بومی آن مناطق است لذا عرفانهای نوظهور تحت مدیریت استکبار قصد آسیب زدن به عرفان ناب اسلامی را دارند.( !) نویسنده کتاب با قرار دادن ادیان شرقی و عرفانهای بودایی مثل کریشنا مورتی و اوشو در کنار مرلین منسون و فرقه های شیطان پرستی ادعا می کند :« دالائی لاما نیز می خواهد با شادمانی بدون هدف نیاز فطری انسان به سرور و شادمانی ناب و عمیقی که در محضر خداوند تجربه کرده و پس از هجران در جستجوی آن است را پاسخ بدهد.»

قائم ‌مقام معاونت مؤسسه آموزشي پژوهشي امام خميني (جعفری هرندی) نیز عرفان‌هاي «اوشو»، «پائولوکوئليو»، «دالايي لاما»، «سرخپوستي»، «رام‌الله»، «درويشي» و «ساي‌بابا» را از جمله عرفان‌هاي بدون شريعت يا کاذب معرفی کرده و می گوید اين عرفان‌ها روش‌هايي همانند «يوگا»، «تکنولوژي ذهن»، «ماجراجويي»، «رمان و قصه»، «عشق‌درماني»، «فيلم و کارتون»، «اباحه‌گري» و «انرژي‌درماني» را عموما جايگزين فعاليت‌هاي ديني عنوان کرده و فرد را از اصول معنوي اسلام و دين جدا مي‌کنند.  جعفري‌هرندي علت پشتيباني آمريکا از عرفان «دالايي لاما» را مبارزه با اسلام دانسته و اظهار می کند: با وجود رشد اسلام‌خواهي در غرب و گرويدن سالانه قريب به 600 هزار نفر به اسلام و آگاهي آمريکا از اين که مسيحيت توانايي مقابله با اسلام را ندارد، بر دين بودا و عرفان‌هاي بودايي همانند «دالايي لاما» سرمايه‌گذاري فراواني مي‌کنند. [3]  حجت الاسلام جعفری هرندی در یکی از برنامه های مرتبط با سازمان تبلیغات اسلامی در اظهار نظری عجیب مدعی شد به عنوان مثال ساخت دو فیلم کارتونی “دو قلوهای افسانه ای” و “ای کیوسان” در راستای  ترویج عرفان های کاذب بوده است. همچنین رمان “هری پاتر” نیز از رمان هایی است که در راستای ترویج عرفان های کاذب به چاپ رسیده است.

نویسنده کتاب «درآمدی بر عرفان حقیقی و عرفان های کاذب» تاکید می کند نکتۀ حایز اهمیت در این معنویت های نوظهور آن است که اینان به صورت شبکه ای فعالیت می کنند و همگی آنها در خدمت اهداف و مبانی مدرنیته و لیبرال دموکراسی هستند. همۀ مبانی لیبرال دموکراسی را به خوبی می توان در معنویت هایی چون معنویت دالایی لاما ، سای بابا ، اوشو ، اکنکار ، پائلو کوئیلیو ، رام الله و امثال آنها دید. این شگرد جنگ نرم علیه جمهوری اسلامی ایران از دهۀ هفتاد، به طور جدی در کشور ما آغاز شد؛ به این صورت که در کنار ورود تدریجی برخی از این معنویت ها، همچون معنویت سرخ پوستی و عرفان جادویی و همچنین معنویت های بودایی و هندی ، زمینه های اندیشه ای گرایش به این نوع ادیان و معنویت ها در دهۀ هفتاد و با تضعیف فقه و شریعت از سوی برخی به اصطلاح روشن فکران دینی فراهم شد. مشابه این مطالب در نشریه معارف نهاد رهبری نیز منتشر شده است.

روحانی دیگری از اینکه دالایی لاما به شدت از نظر غربی ها مورد توجه است اظهار ناراحتی کرده و احترام شدید ، بوش و اوباما و دولتمردان غربی به دالایی لاما را به این علت دانسته که او به استقرار پایه های نظام لیبرال دمکراسی غرب کمک می کند. نویسنده کتاب «نقد معنویت دالایی لاما» مدعی شده است در نگاه غربیان، بودیسم به عنوان آیینی که میتواند در نقش جایگزین عرفان اسلامی در کانون توجه تشنگان معنویت و حقیقت قرار گیرد، اهمیت پیدا می کند. آن ها این آیین را به عنوان بدلی که قادر است توجهات را به سمت خود جلب نماید و به عنوان حربه اسلام زدایی مورد استفاده و تبلیغ قرار می دهند.[4]

اما مقالات اینترنتی مرتبط با سایتهای تندروی امنیتی نیز مدعی شدند : « دالایی لاما مهره معنوی سازمان جاسوسی سیا در انقلابهای مخملی شناخته می شود و صهیونیست ها اکنون با ستایش از رهبرانی چون «دالایی لاما» و تبلیغ فرقه هایی مانند «بودیسم»، می کوشند تا عرفان های جعلی مطلوب خود را در جوامع اسلامی ترویج کنند؛ عرفان هایی که هیچ نسبتی با اندیشه های قدسی و الهی ندارد.»

با انکه دالایی لاما رهبر معنوی بودائیان است منتقدان بنیادگرای حکومت اسلامی ادعا می کنند وی در دوران جنگ سرد آمریکا با شبح مارکسیسم در جهان، در قامت یک رهبر مذهبی، اهرم فشار موثر ایالات متحده بر حکومت کمونیستی چین شناخته می شد، اما با سقوط این ایدئولوژی در جهان و پایان جنگ سرد، رهبر ناراضیان تبتی هم به جمع هواداران نظریه امریکائی «معنویت سکولار» پیوست و اصول آن را جایگزین جوهره آئین بودا نمود؛ تا جائی که بودیست های حقیقی، او را متهم به مسخ آئین خود می کنند.

این سایتها با تهاجم به مصاحبه منتشر شده رامین جهانبگلو با او در روزنامه اعتماد ملی نتیجه می گیرند که « بر پایه تحلیل روش شناختی ای که از مأموریت مخملی رامین جهانبگلو (به عنوان روشنفکر تربیت یافته سیا) به دست می آید، می توان دریافت که چرا برای دالایی لاما عنوان «یکی از مهمترین رهبران مذهبی جهان» را جعل می کند و او را به مراتب «حافظ وجدان جهانی» می رساند؛ چون این بودیست متأخر، تنها معنویت سکولار را به رسمیت می شناسد، به خدایان گوناگون معتقد بوده و منکر وجود حقیقت و خدای یگانه است.»

روزنامه کیهان به عنوان سردمدار این موج از تهاجمات در مقالات متعدد مدعی می شود «بنا بر پژوهشهای صورت گرفته و شواهد و قرائن موجود، به ضرس قاطع می توان دالایی لاما را یکی از دست نشانده های سازمان جاسوسی امریکا در جریان سازی جنبشهای شبه عرفانی نوپدید دانست. گفتنی است امثال وی در کشور ایران و در جریان فرقه سازی ها و تولد نامشروع شبه عرفانهای التقاطی و بدون شریعت نیز قابل مشاهده بوده و هستند. تا جائی که در جریان تبلیغات انتخاباتی نامزدهای ریاست جمهوری و درکمال بهت و تعجب همگان، یکی از کاندیداهای اصلاح طلبان صراحتاً از برخی مدعیان معنویت و تصوف و حتی مدعیان دروغین ارتباط با حضرت مهدی(عج) که در سالهای اخیر شناسائی و افشاء شدند، حمایت نمود.»

پیام فضلی نژاد که از نویسندگان شناخته شده کیهان است در پی انعکاس خبر حمایت دالایی لاما از موج سبز، طی یادداشتی توهین امیز و سرشار از سیاه نمایی و ترور شخصیت، در مطلبی تحت عنوان «سبزی این فتنه از چمن کاخ سفید است» دالایی لاما را جاسوس سازمان سیا و رهبر بودیستها و نازنین افشین جم را فاحشه رضا پهلوی، مانکن معروف و یک روسپی شناسنامه دار معرفی می کند. [5] نویسنده مدعی می شود که بوديست هاي واقعي او را «گزينه معنوي سازمان جاسوسي سيا در انقلاب هاي مخملي» مي دانند. همزمان رسانه های وابسته به دستگاه امنیتی ایران طی مطلبی با عنوان « به بهانه حمایت مهره معنوی سازمان CIA از موج سبز» مدعی می شوند « پیوستن «گزینه معنوی سازمان سیا در انقلابهای رنگین» به حرکت موسوم به جنبش سبز کارگزاران کودتای مخملی را کاملتر کرد.  تبدیل شدن فعالیتها و موضع گیری های زاویه دار جریان موسوم به «موج سبز» پس از انتخابات دهم و حوادث تلخ آشوبها، بستری برای ذوق زدگی نیروهای ضدانقلاب فراری و اپوزیسیون خارجی نظام و همچنین نفاق داخلی شد.تا جائی که هر روز خبری از پیوستن افراد مختلف با گرایشهای ایدئولوژیک نه چندان همگون به گوش می رسد و البته ظاهرا این قصه سر دراز دارد. ولی با نگاهی گذرا به راحتی می توان اتحاد شوم تمام هواداران این موج برانداز را در نقطه اشتراک آنها یعنی ضدیت و کینه با نظام مردم سالاردینی و انقلاب اسلامی مردم ایران مشاهده کرد.»

در اقدامی دیگر خبرگزاری فارس به نقل از مشرق تیتر می زند :« نقش سازمان سیا در ورای قبای مقدس دالایی لاما» و می گوید « از میان دروغ‌های زیادی که در مورد دالایی لاما گفته می‌شود، مهمترین آنها ادعای صلح‌طلب بودن وی است. واقعیت این است که از اواسط دهه 1950 تا اواسط دهه 1970 یک جنبش مسلحانه تبتی وجود داشت که توسط سازمان سیا مورد حمایت قرار می‌گرفت. » مأمورین سیا را فراری دهندگان دالایی لاما به هند معرفی کرده و مدعی می شود سازمان سیا علاوه بر کمک‌های آموزشی و نقدی به شبه‌نظامیان طرفدار دالایی لاما در برنامه فرار وی از تبت از نیز نقش داشت.! این ادعاها در حالی مطرح می شود که مقابله دالایی لاما با خشونتهای چین همواره از روشهای غیرخشونت طلب پیروی نموده و به همین دلیل برخی او را گاندی تبت می دانند. در بیوگرافی دالایی لاما در ویکی پدیای انگلیسی به استناد یک مطلب منتشره در نیویورک تایمز آمده است که «در اکتبر سال 1998، دولت دالایی لاما اذعان کرد که او  1.7 میلیون دلاردر سال در 1960 از دولت ایالات متحده از طریق سیا دریافت کرد  و همچنین یک جنبش مقاومت در کلرادو را آموزش داده است. وقتی که افسر سازمان  سیا، جان  کنت کناس  در سال 1995 از او پرسید که  آیا این سازمان در حمایت کردن از آنها کار خوبی انجام داد یا نه ، دالایی لاما پاسخ داد که اگر چه این اقدام به روحیه مقاومت  افراد در برابر چینی ها کمک کرد ولی هزاران نفر در مقاومت جان خود را از دست دادند.  علاوه بر این، که “دولت ایالات متحده خود را درگیر مسائل کرده بود نه برای  کمک به تبت، بلکه به عنوان یک تاکتیک جنگ سرد برای  مبارزه  با چینی ها “. »

استراتژی اتحاد با دشمنِ دشمن یک شیوه کهن مبارزه است که حتی در توصیه های بزرگان دینی نیز آمده است و در طول تقابلات میان دولتها و گروههای مختلف جدا از عقاید آنها مورد استفاده قرار گرفته است. مثلا اسناد متعددی منتشر شده است که ایران در زمان جنگ با عراق به طرق مختلف معاملات سلاح با کشورهای غربی و حتی امریکا داشته است و حتی امروز روسیه و چین که دو قدرت کمونیستی هستند از متحدان جمهوری اسلامی ایران محسوب می شوند. چنین روابطی مسلما با جاسوسی و مهره بودن متفاوت است. این دیدگاه به روشنی در صحبت صریح خود دالایی لاما نیز به چشم می خورد.  مطلب بعدی این است که قبول کمک از سازمان سیا چه ضدیتی با صلح طلب بودن لاما دارد و چه ارتباطی با عقاید و اصول معنوی این رهبر بودایی پیدا می کند؟

اظهارت ضد و نقیض بعدی این رسانه خود بی پایه بودن این ادعاها را روشن تر می کند. در ادامه این مطلب آمده :« باید به این واقعیت اشاره نمود که حمایت سازمان سیا و به طور کلی صاحبان جهانی زر و زور از دالایی لاما هم به منظور مواجه ساختن چین با چالشی درونی و هم ترویج نوعی از عرفان انسان‌مدارانه است که در آن نیل به نوعی سرخوشی مادی در رأس اعتقادات فرد قرار می‌گیرد. اگرچه که دولت‌ها و نهادهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی غربی به طور مداوم بر جدایی دین از سیاست تأکید کرده‌اند اما هم‌اکنون خود به حمایت از استقرار نظامی به رهبری یک راهب در کشوری که قرار است از چین جدا شود می‌پردازند. امروزه جهان سرمایه‌داری به حمایت از مارکسیستی (دالایی لاما خود را یک مارکسیست می‌خواند.) می‌پردازد که در حال مبارزه با حاکمیت یک کشور کمونیست است. دالایی لاما درست به مانند یکی از ستارگان هالیوود در رسانه‌های غربی مورد تمجید و ستایش قرار می‌گیرد. هم‌اکنون دنیای غرب پس از سال‌ها مبارزه با حاکمیت دینی، در عصر برگشت بسوی ایمان، پرچم ترویج معنویت مورد نظر خود را برافراشته ودست به تولید، صدور و تشویق گرایش جوانان به عرفان‌های کاذب و وارداتی می‌پردازد که عرفان و آئین دالایی لاما یکی از آنها است، عرفانی که در آن متعلقات فرهنگی نظام چند صد ساله سرمایه‌داری یعنی سعی در کسب لذت و خوشی بیشتر در جامه‌ای جدید به مصرف‌کنندگان القاء می‌گردد.»

در این اظهارات تناقض و تضاد بنیادی وجود دارد. اصولا سالهاست که غرب (به عنوان محوریت نظام سرمایه داری) با نظامهای مارکسیستی در تقابل است و از آن طرف مارکسیسم و کمونیسم هم از یک ابشخورند پس با هم جنگی ندارند. بنابراین این ترکیب به نوعی تحریف و سپس ارائه شده است. دالایی لاما  خود را مارکسیست می نامد و اغلب به انتقاد از سرمایه داری می پردازد. زمانی که به  پکن سفر کرده  نظریه ی مارکسیستی را مورد مطالعه قرار داد و بعد اعلام می کند که با توجه به مفاهیم مورد علاقه  وی  در خصوص  خود کفایی و توزیع مساوی ثروت، دالایی لاما می گوید: “من جذب مارکسیسم شدم ،و تمایل زیادی برای عضویت در حزب کمونیست  پیدا کردم.”. او بر این باور است که چین سیاست حقیقی مارکسیستی را پیاده نکرده است، دالایی لاما گفته است : «از میان همه نظریه های اقتصادی مدرن، سیستم های اقتصادی مارکسیسم براساس اصول اخلاقی تاسیس شد، در حالی که سرمایه داری تنها به سود و سودآوری توجه دارد.  مارکسیسم به  توزیع ثروت به صورت مساوی  و استفاده عادلانه از ابزار تولید توجه دارد. همچنین مارکسیسم به  سرنوشت طبقه کارگر  که اکثریت  مردم را تشکیل می دهند  و نیز به  سرنوشت کسانی که محروم و نیازمند هستند و  به کسانی که قربانی شرایط اقلیتی خود هستند و مورد استثمار قرار می گیرند توجه می کند. به همین دلیل این سیستم برای من جذاب است و عادلانه به نظر می رسد.»

اظهارات دالایی لاما روشن کننده حقیقتِ عقیده او در مورد مارکسیسم است. او به زاویه های اقتصادی و اجتماعیِ توجه به کارگران و توزیع عادلانه ثروت توجه دارد نه جهان بینی و ایدولوژی مارکسیسم. زمانی که دیدگاههای چپ گرایانه در ایران نیز رواج داشت می گفتند برخی کمونیستها حضرت علی را الگوی کمونیسم می دانند چرا که به قشر کارگر توجه داشته و عدالت اجتماعی را سرلوحه حکومت خود قرار داده است. مسلما این به معنای کمونیست بودن حضرت علی نیست.

این نوع اظهارات و دیدگاهها از دالایی لاما در حوزه های دیگر هم وجود دارد. مثلا او اعلام می کند که من خود را فمنیست می دانم. و سپس می گوید آیا این مفهومی نیست که شما برای دفاع از حقوق زنان به کار می برید؟ این نشان می دهد که او صرفا مدافع حقوق زنان است و نه یک معتقد به کل اصول فمنیسم.

یکی دیگر از اتهاماتی که  به وی وارد می شود این است که او با اعدام جنايتكار پليدي همانند صدام مخالفت مي‌كند. [6]  علاوه بر اینکه این ادعا با اتهام همراهی او با برنامه های امریکا در تناقض است مراجعه به اصل مصاحبه نشان می دهد دالایی لاما صدام را دیکتاتور می داند و می گوید  : « اگر ما در هر موقعیتی به صورت بی طرفانه و صادقانه آن را مورد تحلیل و بررسی قرار دهیم در می یابیم که تا حد زیادی خودمان مسئول پیچیده شدن رویدادها هستیم مثلا بسیاری جنگ خلیج فارس را تقصیر صدام حسین می دانند پس از این جنگ در موقعیت های بسیاری من بیان کردم که این کار خوبی نیست تحت چنین شرایطی من شخصا برای صدام حسین احساس تاسف می کنم البته او یک دیکتاتور است در این تردیدی نیست و البته خصوصیات بد بسیاری نیز دارد. اگر شما با خشونت به این موقعیت بنگرید خیلی راحت است که تمام تقصیرها را گردن او بیندازید. او دیکتاتور و مستبد است و حتی چشمان ترسناکی دارد اما بدون ارتش قابلیت او برای صدمه به دیگران محدود است و بدون تجهیزات نظامی آن ارتش قدرتمند قادر به عمل نیستند تمام تجهیزات نظامی او خود به خود از هوا ساخته نشده اند. بنابراین وقتی اینطور به مسائل نگاه کنیم و آنها را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار دهیم کشورهای زیادی در این جنگ دخیل بوده اند  اغلب تمایل معمولی ما این است که سعی کنیم مشکلات خود را به گردن دیگران بیندازیم و عوامل خارجی را مقصر بدانیم بنابراین اغلب تمایل معمولی ما این است که سعی کنیم مشکلات خود را به گردن دیگران بیندازیم و عوامل خارجی را مقصر بدانیم. علاوه بر آن همیشه در جستجوی یک علت واحد هستیم و سپس می کوشیم خود را از مسئولیت جدا کنیم به نظر می رسد هر گاه احساسات شدیدی درکار باشد یک تفاوت کلی میان ظاهر چیزها و آنچه واقعا هستند وجود دارد در ایم مورد اگر جلوتر برویم و موقعیت را با دقت مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم خواهیم دید که صدام حسین بخشی از مشکل بوده است یکی از عوامل آن ولی شرایط دیگری نیز در ایجاد این مشکل دخالت داشته وقتی شما این مطلب را تشخیص دادید دیدگاه اولیه شما در مورد این که فقط او مسئول این وضعیت بوده تعدیل شده و واقعیت برایتان روشن می شود[7]

اما در مصاحبه ای که در سال 2006 در ژاپن داشته و در یک  مصاحبه دیگر با سرویس خبری هندی-آسیایی در ژانویه 2007، دالایی لاما صراحتا می گوید که با اعدام صدام مخالف بوده و جزء امضا کنندگان کمپینی بوده که از عفو بین الملل خواسته اند مجازات اعدام را برای صدام متوقف نماید.  این به معنای حمایت از شخص صدام یا موافقت با اقدامات و روشهای او نبوده است بلکه خود اصل مجازات اعدام مورد مخالفت او بوده است که البته این مجازات سالهاست که موضوع بحث و چالش بین المللی است و مختص دالایی لاما هم نبوده.

****

بخش دوم : تهاجم شدید و وسیع روحانیت تندروی ایران به دالایی لاما

دالایی لاما در کنار پالجی (بنیانگذار جنبش بین المللی اکنکار) ایلیا «میم»  رام الله، هارولد کلمپ، لی هنگ جی ، سایی بابا، اشو راجنیش، پائولو کوئیلو، ماهاریشی از جمله معلمین بزرگ معنوی است که طی چند سال اخیر و به ویژه پس از روی کار امد دولت جدید و تشدید فشارها و کاهش آزادی بیان و اندیشه در ایران به شدت سوژه و هدف حملات روحانیت تندروی ایران قرار گرفته اند. دانشگاه باقرالعلوم، حوزه علمیه قم، نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاهها و سازمان تبلیغات اسلامی به موازات برخوردهای امنیتی – قضایی سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات با جریان های معنویت گرا، اقدام به تهاجمات شدید فرهنگی نموده اند. طی این برنامه ها محصولاتی همانند کتاب و نرم افزار تهیه شده اند که به شکل رایگان در اختیار دانشجویان و سایر اقشار فرهنگی قرار گرفته و مطالب آن طی هزاران جلسه سخنرانی و همایشی که طی چند سال اخیر در سراسر ایران و حتی شهرستانهای بسیار کوچک برگزار شده مطرح شده است.

حجه الاسلام حمزه شریفی دوست در کتاب نقد معنویت دالایی لاما که یکی از دهها مطلب تخریبی علیه اوست می نویسد معنویت دالایی لاما معنویت شادی بی هدف است.[8] همزمان حجه الاسلام محمد تقی فعالی در کتاب آفتاب و سایه ها (که یکی از مجموعه های مفصل در نقد تحریفی و ترور شخصیت اساتید و شخصیتهای معنوی جهان است) دالایی لاما را به دلیل آنکه در زمینه ی معنویت و دینداری قائل به تنوع و تکثر و به اصطلاح پلورالیسم  است متهم و مجرم می داند. و از آنجا که رهبر معنوی تبتیان معتقد است نهاد ادیان  یکی بیش نیست او را به داشتن انحراف در عقاید متهم می کند.

و نظر احمد حسین شریفی در کتاب عرفان حقیقی و عرفان کاذب نیز این است که  چون دالایی لاما شادمانگی را به عنوان هدف غایی، معرفی کرده و مدعی است دستیابی به چنین هدفی تنها در سایه آزادی به دست می آید و ربطی به باورهای دینی افراد ندارد تعالیمش نوعی عرفان کاذب بوده و در تضاد با عرفان حقیقی است.

روحانی دیگری به نام حمید رضا مظاهری سیف  که از وابستگان به بیت رهبری محسوب می شود در کتاب جریان شناسی انتقادی عرفان های نوظهور مدعی می شود :« شادی که دالایی لاما مطرح می کند بسیار حقیر است .» و محمد تقی فعالی نیز می گوید :« راز شادی را در ثروت و ثروت اندوزی به حساب می آورد این هم تناقضی دیگری از مصلح بزرگ تبتی »! [9] این ادعا را کمیل حفیظی نیز در کتاب دیدگاهها و آسیب ها تکرار می کند.

اکاذیب مطرح شده در این کتب تخریبی نیز کم نیست. به عنوان نمونه محمد تقی فعالی عنوان می کند که گفته شده  دالایی لاما برای زندگی دنیایی ارزشی بسیار قائل است در حالی که دلایی لاما با یک تکه پارچه ساده تنها مردم را از ریاضت کشی افراطی منع می کند و چشم پوشی از دنیا را گرفتار نشدن در ورطه هوا و هوس معنا می کند.

روحانی دیگری در حالی در کتاب نقد معنویت دالایی لاما مدعی می شود در مکتب دالایی لاما خبری از اعمال ادیان الهی نیست، که زندگی نامه او می گوید او از چهارسالگی در روز حداقل 4 ساعت به نیایش می پردازد!

و حجه الاسلام مظاهری سیف در حالی ادعا می کند که بزرگ ترین آرزوی دالایی لاما خوراکی خوب و خوابی خوش است که او سال هاست زندگی خود را وقف صلح جهانی نموده است.

البته این جمع از منتقدان تعالیم و اندیشه های معنوی دیگر را نیز با همین چوب تحریف و دروغ پردازی می رانند و می گویند :«در معنویات صحبت از شادی، معنا، زندگی، عشق، خدا، آرامش، روح و… است اما هیچ کدام به معنای حقیقی و عظیمی که دارند نمی رسند. این معانی سطحی و حد اقلی که معنویت های نوظهور ارائه می دهند، به راستی اسراف در میراث معنوی بشر است. عشقی که پائولو کوئیلیو معرفی می کنند و در توضیح آن به شرح فرازهایی از رسالة پولس قدیس می پردازد  عشق مقدسی که در مسحیت مطرح بوده نیست. عشقی پاک مسیحی که حتی در روابط مقدس زناشویی نیز به افراط رفته و آن را ممنوع می داند کجا و عشق روسپی گرایانة کوئیلیو در رمان های ورونیکا و زهیر کجا؟ سرور عرفان کجا و سرخوشی دالایی لاما کجا؟ نفس مطمئنة قرآن کجا و ریلکسیشن ماهاریشی کجا؟ عشق مقدس الذین آمنوا اشد حبا لله کجا و عشق مبتذل اشو کجا؟»

از نگاه پژوهشکده تحقیقات اسلامی دالایی لاما متهم است به اعتقاد به تنوع و تکثر ادیان و دین خاصی را شرط وصول به اهداف مورد نظر خویش نمی داند و می گوید حقیقت تمام ادیان (با وجود تفاوت نام و عناوین آنها ) یکسان است زیرا دین چیزی خارج از وجودمان نیست. نویسنده کتاب آسیب شناسی عرفانهای نوظهور در ایران نیز اعلام می کند ترویج افکار و تعالیم دالایی لاما می تواند فقه اسلامی را تحت شعاع قرار دهد چرا که در زمینه دین داری قائل به تنوع و تکثر و به اصطلاح پلورالیسم است .

دالایی لاما از طرف روحانیت بنیادگرای حکومت ایدئولوژیک جمهوری اسلامی متهم شده است که بیشتر یک شخصیت سیاسی است تا اخلاقی و معنوی، که اخلاق و معنویت را در راستای اهداف سیاسی قرار داده است. آنها معتقدند هدف سخنان تعالیم و ترویج افکار دالایی لاما که با محوریت محبت ،صمیمت ،و شادمانه زیستن تبلیغ می شود چیزی جز دست یابی به اهداف سیاسی نیست و در این مکتب اصالت با سیاست است و اخلاق و معنویت ابزاری بیش نیست.[10]

و تنها به این دلیل که در مرگ برادرش اظهار ناراحتی کرده و تحمل رنج فقدان برادر را به گذشت زمان نسبت داده او را دارای تضاد در گفتار و عمل و ناکاراآمد بودن فرمولش برای درمان رنج دانسته اند!

در دیدگاهی ریشه گرفته از توهم توطئه این شبهه را مطرح می کنند که آیا واقعا بردباری خود دالایی لاما در مقابل چینی ها بردباری واقعی است و یا از نبود امکانات و نداشتن قدرت مقابله رخ داده است ؟ [ در حالی که در اخبار و نقدهای متعدد او را متهم به رابطه سیاسی – نظامی با امریکا و سازمان جاسوسی کرده بودند.!][11]

این تهاجمات در حالی از طرف ماشین ترور فرهنگی ایران و مراکز روحانیت بنیادگرای وابسته به حکومت به  دالایی لاما وارد می شود که او با آنکه رهبر بودایی های تبت است به دفاع از اسلام برخواسته و در سخنرانی خود در دانشگاه هاروارد ضمن تاكید بر توجه به معنای درست و واقعی كلمه “جهاد” در اسلام، اظهار داشت: اسلام به پیروان خود می آموزد به همه انسان ها چه مسلمان و چه غیر مسلمان عشق بورزند. اسلام دین مهربانی و شفقت است و به جرات می توان گفت كه جهاد یكی از وجوه اسلام است كه مورد سوء استفاده قرار گرفته و تعابیر نادرستی از آن شده است.

منبع: مقالات سایت معنویت آزاد


[1] هفته‌نامه تایم در شماره ۲ مه ۲۰۰۸، پنجمين فهرست سالانه «بانفوذترين زنان و مردان جهان» را منتشر کرد. در این رده‌بندی، دالایی لاما در مقام اول در رده  «بانفوذ ترين رهبران کشورها و انقلابيون» جای داشت.

[2] منبع : مقاله اینترنت ماسونی  و  شیطانی

[3]  خبرگزاري دانشجويان ايران – زنجان / سرويس: دين و معارف اسلامي

[4] (کتاب «نقد معنویت دالایی لاما» – حمزه شریفی دوست )

[5]  روزنامه کیهان روز شنبه، 18 مهر 1388 در صفحه سوم به بهانه  آنکهدالایی لاما در حاشيه «كنفرانس صلح كانادا» به درخواست يك فعال حقوق بشر به نام «نازنين افشين جم» يك «تراكت سبز» در دست گرفت كه روي آن نوشته شده بود: «آزادي براي ايران»، اقدام به انتشار این مطلب نمود.

[6] منبع : (نگرشی بر آراء و اندیشه های دالایی لاما ،)

[7] هنر شاد زیستن ص 171و172 – این متن مربوط است به مصاحبه ای که در گفتگو با نیویورک تایمز در سال 1993 انجام شده است و درباره جنگ خلیج فارس بوده.

[8] همچنین در « فطرت محجوب، معنويت ممسوخ». حميد رضا مظاهري سيف

[9] : منبع :نگرشی بر آراء و اندیشه های دالایی لاما

[10] منبع : همان

[11]  همان

 

 

 

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

سای؛ معلم معنوی یا منحرف دینی؟!

 رسانه های های وابسته به روحانیت و جریان دگم اندیش مذهبی ایران درباره او می گویند: حقه باز و شعبده بازی بیش نیست. انحراف اخلاقی دارد. جادوگری می کند و نیروی شیطانی دارد! سلوک او فساد و فحشاست. مروج آلت پرستی است!! گمراه کننده مردم است…

این مطالب چکیده اتهاماتی است که از طریق رسانه های جمهوری اسلامی درباره سای – معلم شناخته شده معنوی هندوستان که پیروانش او را “سای بابا” می نامند- مطرح شده است. تا به حال از سوی بلندگوهای مختلف جمهوری اسلامی حجم بسیار بالایی از مطالب منفی منتشر شده که بر محور تخریب و تهاجم به معلمان و رهبران معنوی جهان شکل گرفته است. “سای” که پیروان بسیاری در نقاط مختلف جهان دارد از جمله کسانی است که شنیع ترین حرف ها و اتهامات درباره او مطرح شده است. اگرچه در راس تخریب ها افراد دیگری چون دالایی لاما، ایلیا. رام الله و بعد از آن پائولوکوئیلو، لی هنگ جی، پال توئیچل، ماهاریشی و اشوراجنیش، مطرح بوده اند اما همچنان مطالب بسیاری وجود دارد که درسطوح میانیِ «هرم تخریب معلمان معنوی» به “سای” اختصاص دارد. [1]

پلورالیسم (کثرت گرایی) عرفانی به عنوان یکی از اتهامات اصلی سای مطرح می شود و دستگاه تبلیغاتی حکومت محکم ترین دلیل این اتهام را کلام خود سای می داند که می گوید “همه ی ادیان حق اند و هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند” . این در حالی است که به موازت آن، هفته نامه 9 دی در 22 خرداد 1390  به نقل از حجت الاسلام خسرو پناه از حوزۀ علمیه قم می نویسد: “عرفانهای سکولار، معجونی از ادیان و مکاتب و علوم مختلف است… و آموزه های [ایلیا] رام الله یا کریشنا مورتی و سای بابا ترکیبی از اسلام، روانشناسی و ادیان هندی اند… وقتی مجموع این افکار نوظهور را چه در ایران و چه در خارج از ایران بررسی می‌کنیم، متوجه می‌شویم که یک سیاست غربی و فراماسونری آن‌ها را هدایت می‌کند که نمونه اش رواج یک باره آثار اوشو در جهان است.”

اما کسانی که این دیدگاه (یعنی اعتقاد به برابری و حقانیت ادیان) را عامل انحراف و شیطانی بودن تعالیم سای می دانند و این نگاه پلورالیستی را تلاشی برای جذب همه پیروان ادیان به سمت خویش معرفی می کنند، این را توضیح نمی دهند که کتاب قرآن به عنوان منبع مورد قبول اسلام، حقانیت ادیان غیر اسلامی را تا به حال رد نکرده و حتی آن را نیز تایید نموده است. [2]

در حالی که سای در منابع مختلفی به ادعای الوهیت، مدعی خدایی، تجسم خداوند روی زمین، روح خدا، آواتار متهم می شود در یکی از منابع حکومتی گفته شده “سای بابا از اندیشه ها و تعالیم بودا الهام می گیرد و بودا در میان مکاتب عرفانی بدون خدا جای دارد. بنابراین سای بابا نمی تواند عرفانی با خدا ارائه دهد.” با وجود چنین تناقضات آشکاری که شمار آنها بسیار زیاد است، سخنرانی های خود سای را می توان به عنوان یکی از محکمترین مستندات برای دریافت نظرات واقعی او در نظر گرفت. در یکی از سخنرانی های او آمده است: «در هر دینی که هستید، پیرو هر آیینی که هستید، مسلمان یا مسیحی، هندو یا زرتشتی یا ادیان دیگر، یک مساله را از یاد نبرید وآن عشق الهی است که هر دین، خواهان زنده کردن آن در پیروان‌اش است.» و در جایی دیگر می گوید: « من آمده ام تا چراغ عشق را در قلبهای شما روشن كنم تا ببینید كه نورافشانی این چراغ هر روز بیشتر می شود. من نماینده هیچ دین و آئینی نیستم و در پی جمع كردن مرید و پیرو برای خودم نیستم. من آمده ام تا برای شما از این ایمان وحدانی بگویم، این اصل معنوی، این راه عشق، این تقوای عشق، این وظیفه عشق، این تعهدعشق. »

در کلیه اخبار و تبلیغات منفی که درباره سای وجود دارد، تصویری که از پیروان وی منتقل می شود بیشتر شبیه به مردمی است که از پایین ترین طبقه فرهنگی هندوستان و یا سایر کشورهای جهان سوم محسوب می شوند که از روی فقر و نادانی و برخی از اندیشه های خرافی و انحرافی تحت تاثیر فردی شیاد قرار گرفته اند که از آنها سواستفاده می شود. یکی از شخصیت های مذهبی وابسته روحانیت طالبانی درباره او می گوید ˝سای بابا  مردم را به ستایش و پرستش خویش فرا می خواند و ساده دلان نیز در برابرش زانو می زنند. و در ایران نیز صدها پیرو فریب خورده، او را می پرستند.” اما این نویسنده درباره این موضوع که شکل سواستفاده چگونه تعریف می شود و منظور از ساده دلان چه کسانی هستند، حرفی نمی زند. آنها تا به حال نگفته اند که طیف واقعی پیروان سای را چه کسانی تشکیل داده اند؟ چطور چنین کسی می تواند میلیون ها پیرو در سراسر جهان داشته باشد به طوری که در زمان حیات او سالیانه میلیون ها نفر از کشورهای غربی و پیشرفته اروپایی، آمریکا و کانادا برای ملاقات او به هندوستان می رفتند. از طرف دیگر بسیاری از این افراد برای شرکت در مراسم سخنرانی و فعالیت در موسسات و بخش های مختلف مجموعه سای داوطلب بوده و همچنین بسیاری از کتب و تعالیم معنوی سای به زبان های مختلف دنیا ترجمه و پخش شده است. همچنان این سوال باقی است که چرا مولفه تنوع قشرها و تضادهای ظاهری از جمله تنوع نژادی (نژاد زرد و سیاه و سفید)، فرهنگ شرقی و غربی، قشر پیر و جوان، فقیر و ثروتمند، تحصیلکرده و … که خود از مهمترین عوامل محک به شمار می آید در اظهارنظرهای مخالفان وی پنهان شده و هیچگاه اشاره نشده که بر اساس چه معیاری پیروان وی را فریب خورده نامیده اند.

در یکی از خبرهای منتشر شده توسط منابع حکومتی، ثروتمندی سای یکی دیگر از دلایل محکومیت او برشمرده شده و بارها در مطالب خود به محل زندگی و میزان پول ها و جواهرات او دست گذاشته اند. اما تا به حال توضیحی برای این ادعای خود نداده اند که آیا ثروتی که او داشته از راه نامشروع بدست آمده و یا تا به حال در راه نامشروع صرف شده است؟ همچنین کمک های مالی سای که طرفداران وی آن را خدمت های بزرگ او به بشریت می دانند به طور ناعادلانه ای نادیده گرفته شده است. او که تا به حال میلیونها دلار صرف امور عام المنفعه در هند کرده است، توانسته با اجرای طرح هایی نظیر ساختن مدرسه برای کودکان، راه اندازی صدها کلینیک و بیمارستان برای بیماران، مراکز خدماتی در اروپا و آمریکا برای زلزله و سیل زدگان، طرح تهیه آب آشامیدنی برای بیش از میلیون ها نفر و همچنین کمک به فقرا و نیازمندان از طریق پشتیبانی خوراک و پوشاک به مردم کمک کند. خدمت به تهی دستان، بخشش به زیردست، رفتار صادقانه با دیگران و اعطای صدقه صادقانه به خلق خدا از تعالیم بسیار مهم سای بوده که آن را به پیروان خود آموخته و حرکتی را از خود به جا گذاشته است که حتی بعد از مرگ وی چنین برنامه هایی امتداد یابد.

قابل ذکر است که با وجود تلاش های دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی برای تخریب معلمان معنوی، همچنان مباحث عرفانی و معنوی طرفداران بسیار زیادی در ایران دارد و در برابر حجم گسترده تبلیغات منفی حکومت، حمایت های شدیدی از سوی مردم مشاهده می شود.

 منبع: مقالات سایت معنویت آزاد

http://free-spirituality.org

 

 


[1]  برای اطلاعات بیشتر می توانید به “گزارشی از نمایشگاه های تخریبی حوزه علمیه در ایران، به کوشش دیده بان ادیان و مذاهب” مراجعه کنید.

[2] در حقيقت كسانى كه ايمان آورده و كسانى كه يهودى شده اند و ترسايان و صابئان هر كس به خدا و روز بازپسين ايمان داشت و كار شايسته كرد پس اجرشان را پيش پروردگارشان خواهند داشت و نه بيمى بر آنان است و نه اندوهناك خواهند شد. (بقره: 62)

 

Categories: Uncategorized | Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

%d bloggers like this: